کد خبر: ۳۳۴۱۲۷
تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۰

عابر چی؟!(گفت و شنود)

گفت: چه خبر؟!
گفتم: «جان مر‌شایمر» دانشمند برجسته علوم سیاسی گفته است؛«‌مذاکره‌کنندگان ایرانی ارزش اهرم‌هایی را که در اختیار تهران است درک نکرده‌اند‌»!
گفت: خیلی بیراه نمیگه! 
گفتم: این دانشمند آمریکایي گفته است؛ ایران نباید پای توافقی را امضاء می‌کرد که اجرای آن به اراده واشنگتن وابسته بود. 
گفت: این هم حرف قابل قبولیه! دیگه چی؟!
گفتم: ولی بعد از این اظهارات گفته است؛ اما حالا، بعد از بد‌عهدی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که «‌تنها از طریق اتخاذ موضعی سخت‌تر و مشروط‌کردن هرگونه مذاکره جدید به اجرای کامل تعهدات طرف مقابل می‌توانند از منافع خود دفاع کنند‌». 
 گفت: خدا را شکر که به این نتیجه رسیده‌اند، یعنی رسیده‌ایم چون یک تن واحدیم و از هم که جدا نیستیم. اگر با همان فرمان رفته بودند اهرم‌های اصلی را از دست داده بودیم.
گفتم: حکایت آن راننده اتوبوس تهران قدیم می‌شد که وسط میدان متوجه عابری شد که کلاهش را باد برده است و دنبال کلاهش می‌دوید. شاگرد راننده با نگرانی به راننده گفت؛ اوستا مواظب باش! و راننده بعد از کلی ویراژ و این‌ور و اون‌ور گفت؛ کلاه را رَد کردم! شاگرد راننده پرسید؛ عابر چی؟ و راننده گفت؛ عابر رفت زیر ماشین! هردو را که نمی‌تونستم رَد کنم!