کد خبر: ۳۳۳۷۸۴
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۳

غارت، شکنجه، اما مقاومت داستان واقعی استعمار فرانسه و الجزایر (نگاه)

امین‌الاسلام تهرانی
فرانسه در سال ۱۸۳۰ با بهانه‌ای واهی، ناوگان بزرگ خود را به سواحل الجزایر فرستاد. ادعا می‌کردند برای حل اختلاف تجاری و تنبیه حاکم محلی است، اما هدف واقعی اشغال و غارت منابع بود. نیروهای فرانسوی پس از بمباران سنگین، الجزیره را تصرف کردند و با خروج حاکم عثمانی، کنترل پایتخت را به دست گرفتند. این حمله سریع، آغاز رسمی تبدیل الجزایر به مستعمره بود.
پس از اشغال اولیه، فرانسوی‌ها به تدریج نفوذ خود را گسترش دادند. مهاجران اروپایی را به منطقه آوردند و بهترین زمین‌های کشاورزی را به آنها اختصاص دادند. قوانین استعماری وضع شد که الجزایری‌های بومی را به شهروندان درجه دوم تبدیل می‌کرد. نظام آموزشی، اداری و اقتصادی کاملاً در خدمت منافع پاریس قرار گرفت و هرگونه مقاومت محلی با خشونت شدید پاسخ داده می‌شد. این روند، الجزایر را به منبع ارزان نیروی کار و مواد خام برای اقتصاد فرانسه تبدیل کرد.
استعمار فرانسوی در الجزایر بیش از ۱۳۰ سال ادامه یافت و با نسل‌کشی فرهنگی و اقتصادی همراه بود. فرانسوی‌ها هویت عربی-اسلامی مردم را هدف قرار دادند، زبان و فرهنگ محلی را تحقیر کردند و هزاران هکتار زمین را مصادره نمودند. این سیاست‌ها نه‌تنها فقر گسترده ایجاد کرد، بلکه زمینه‌ساز نفرت عمیق از غرب، به‌ویژه از نوع فرانسوی شد، نفرتی که بعدها در جنگ استقلال به شکل گسترده‌ای بروز یافت.
در تقویم ملت‌های آزاده، روزهایی وجود دارد که فراتر از یک تاریخ ساده، به نماد مقاومت در برابر ظلم تبدیل می‌شوند. ۵ ژوئیه برابر با ۱۴ تیر، یکی از این روزهاست. روزی که الجزایر با افتخار استقلال خود را جشن می‌گیرد و همزمان یادآور آغاز یکی از تلخ‌ترین فصل‌های استعمار اروپایی در آفریقا است. این روز به ملت‌های تحت ستم یادآوری می‌کند که اراده جمعی می‌تواند حتی قدرتمندترین امپراتوری‌های غربی را به زانو درآورد و نشان می‌دهد که تاریخ همیشه به نفع زورگویان نوشته نمی‌شود.
وقتی نیروهای فرانسوی در سال ۱۸۳۰ به سواحل الجزایر هجوم بردند، ادعا می‌کردند مأموریت تمدن‌سازی و گسترش ارزش‌های روشنفکری را برعهده دارند. اما آنچه در عمل رخ داد، غارت سازمان‌یافته، کشتار غیرنظامیان و مصادره زمین‌های حاصلخیز بود. الجزایر که تحت حاکمیت عثمانی اداره می‌شد، به‌سرعت به صحنه‌ای برای آزمایش وحشیانه‌ترین روش‌های استعماری تبدیل گردید. فرانسوی‌ها با برتری تسلیحاتی، شهرها را اشغال کردند و پایه‌های یک سلطه طولانی و خونین را گذاشتند که بیش از یک قرن ادامه یافت و میلیون‌ها نفر را قربانی کرد.
در طول دهه‌ها اشغال، الجزایر به‌مثابه بخشی لاینفک از فرانسه اداره می‌شد، اما ساکنان بومی آن از حقوق اساسی محروم بودند. مهاجران اروپایی بر بهترین زمین‌ها تسلط یافتند، در حالی که الجزایری‌ها در فقر و تبعیض فرو رفته بودند. این سیاست دوگانه که غرب آن را مأموریت مدنی می‌نامید، در حقیقت زمینه‌ساز نسل‌کشی فرهنگی و اقتصادی بود. معادن، کشاورزی و منابع طبیعی به نفع پاریس غارت می‌شد و هرگونه صدای اعتراضی با خشونت سرکوب می‌گردید؛ سیاستی که الجزایر را به نمونه‌ای بارز از استثمار استعماری تبدیل کرد.
در برابر این ماشین استعماری، روح مقاومت الجزایری هرگز خاموش نشد. چهره‌هایی مانند امیر عبدالقادر الجزایری، عالم دینی و رهبر کاریزماتیک، سال‌ها با سازماندهی جهاد مردمی در برابر اشغالگران ایستادند. او نه‌تنها یک فرمانده نظامی، بلکه نماد وحدت و عزت اسلامی بود که با وجود محدودیت‌های تسلیحاتی، ضربات سنگینی به نیروهای متجاوز وارد کرد. مقاومت او و نسل‌های بعد نشان داد که ایمان و وطن‌دوستی، سلاح‌هایی هستند که گلوله‌های غربی را خنثی می‌کنند و الگویی جاودان از پایداری آفریدند.
اوج این مبارزه در دهه ۱۹۵۰ با آغاز جنگ استقلال رقم خورد. جبهه ملی آزادی با تکیه بر تاکتیک‌های چریکی و حمایت مردمی، جنگی نابرابر را علیه یکی از مجهزترین ارتش‌های ناتو به راه انداخت. فرانسوی‌ها که تازه از جنگ جهانی دوم بیرون آمده بودند، بار دیگر از روش‌های وحشیانه مانند شکنجه سیستماتیک، بمباران روستاها و اردوگاه‌های اجباری استفاده کردند. با این حال، اراده الجزایری‌ها تسلیم نشد و جهان شاهد یکی از خونین‌ترین درگیری‌های پس از جنگ جهانی بود که صدها هزار شهید به بار آورد. استقلال الجزایر یکی از روشن‌ترین نمونه‌های شکست پروژه استعماری غرب است. کشوری که غرب آن را «متمدن» می‌نامید، با وحشیانه‌ترین ابزارها اداره می‌شد. این تاریخ، ریاکاری مداوم قدرت‌های غربی را آشکار می‌کند؛ قدرت‌هایی که از یک‌سو از آزادی و دموکراسی سخن می‌گویند و از سوی دیگر، ملت‌ها را برای منافع اقتصادی خود به بردگی می‌کشند.
هزینه این مقاومت بسیار سنگین بود. صدها هزار الجزایری شهید شدند، میلیون‌ها نفر آواره گشتند و بخش‌های وسیعی از کشور ویران گردید. زنان و کودکان نیز در خط‌مقدم فداکاری بودند و داستان‌های قهرمانی‌شان هنوز در حافظه جمعی این ملت زنده است. این فداکاری‌ها نشان می‌دهد که استقلال به رایگان به دست نمی‌آید و ملت‌ها باید برای آزادی، بهای سنگینی بپردازند، بهائی که الجزایر با خون بهترین فرزندانش پرداخت کرد.
سرانجام در سال ۱۹۶۲، الجزایر استقلال خود را به دست آورد. انتخاب دقیق ۵ ژوئیه برای اعلام رسمی استقلال، یک پیام قدرتمند و نمادین بود: همان روزی که فرانسوی‌ها، الجزیره را اشغال کرده بودند، حالا به روز پیروزی ملت تبدیل شد. این انتخاب، نه‌تنها یک جشن ملی، بلکه ضربه‌ای محکم به غرور استعماری غرب بود و نشان داد تاریخ را می‌توان بازنویسی کرد و نمادها را از چنگ استعمار بیرون کشید.
استقلال الجزایر درس بزرگی برای همه ملت‌های تحت سلطه دارد. غرب که همیشه از دموکراسی و حقوق بشر دم می‌زند، در عمل تاریخ خود را با خون و غارت نوشته است. از الجزایر تا ویتنام، از آفریقا تا آمریکای لاتین، الگوی تکراری مداخله، غارت منابع و سپس رها کردن کشورها در بحران قابل مشاهده است. این ریاکاری غربی امروز هم در قالب تحریم‌ها، جنگ‌های نیابتی و فشارهای اقتصادی ادامه دارد و چهره واقعی قدرت‌های غربی را آشکار می‌سازد.
امروز، بیش از شش دهه پس از استقلال، الجزایر همچنان بر ارزش‌های ضداستعماری خود ایستاده است. این کشور نمادی از عزت و مقاومت در جهان اسلام و جهان سوم باقی مانده و با وجود همه فشارها، هویت مستقل خود را حفظ کرده است. ۵ ژوئیه به ما یادآوری می‌کند که آزادی واقعی، حاصل مبارزه بی‌وقفه است و هیچ قدرتی، هر چقدر هم پیشرفته به نظر برسد، نمی‌تواند اراده یک ملت متحد را برای همیشه درهم بشکند.
در پایان، باید گفت که یادآوری چنین روزهایی گاهی ضروری می‌نماید. در جهانی که قدرت‌های غربی هنوز تلاش می‌کنند تاریخ را به نفع خود روایت کنند، ملت‌ها باید با روایت حقیقت مقاومت، نسل‌های آینده را برای دفاع از حاکمیت و هویت‌شان آماده سازند. ۵ ژوئیه نه فقط تعطیلات الجزایر، بلکه روزی جهانی برای تأمل در هزینه‌های استعمار و شکوه پیروزی بر آن است، پیامی جاودان برای همه آزادی‌خواهان جهان. قدرت‌های غربی همچنان با ابزارهای نو مانند تحریم اقتصادی، حمایت از رژیم‌های وابسته و مداخلات نظامی-اطلاعاتی، سیاست استعماری خود را ادامه می‌دهند. گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که تنها در دوره استعمار الجزایر، صدها هزار نفر مستقیماً قربانی سیاست‌های فرانسوی شدند و این الگو در نقاط مختلف جهان تکرار شده است. الجزایر و موارد مشابه، درس مهمی است که ملت‌ها باید با وحدت و آگاهی، در برابر این الگوهای تکراری ایستادگی کنند و نگذارند تاریخ دوباره تکرار شود.