فوتبال ایران؛ از تهدیدهای بیرونی تا آفتهای درونی (نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
این روزها دوستداران ورزش و علاقهمندان فوتبال در کشور ما و سراسر دنیا تمام توجه خود را روی جام جهانی متمرکز کردهاند. این مسابقات هر چند برای تیم ملی فوتبال ایران تمام شده اما کماکان ادامه دارد و رفته رفته به روزهای حساس و نفسگیر خود نزدیک میشود.
تیم ملی کشورمان در این دوره از مسابقات، هفتمین حضور خود را در بزرگترین و مهمترین تورنمنت جهانی فوتبال تجربه کرد و این در جای خود مایه شادی دل دوستداران این مملکت و صد البته برخلاف میل و خواسته دشمنان خبیث این آب و خاک است که چشم دیدن «ایران» سربلند را در هیچ عرصهای، از جمله ورزش ندارند.
تیم ملی ایران در سه بازی که مقابل سه تیم از سه قاره جهان با سبکهای مختلف فوتبال انجام داد، با توجه به شرایط نه چندان مناسب – به خصوص سیاسی کاریهای تهوعآور و رذالتهایی که کشور میزبان برخلاف همه مقررات و پروتکلهای بینالمللی انجام داد- در مجموع رضایت هواداران خونگرم و صمیمی خود را در کشورمان و سراسر جهان به دست آورد، هر چند که در این دوره هم مثل شش دوره قبلی در صعود به مرحله بعد ناکام ماند.
بار دیگر بر این جمله تاکید میکنیم که با توجه به «جمیع شرایط» که خیلی از آنها بیرونی و غیر ورزشی است، این نتایج قابل قبول است و میتوان به کارنامه تیم ملی که حتی از یک بازی تدارکاتی جدی هم محروم بود، نمره قبولی داد.
با توجه به نمایشی که ملیپوشان ارائه دادند، این نتیجه عاید میشود که ظرفیت پیشرفت و سقف پرواز فوتبال ما فراتر از اینهاست. وقتی فوتبال ایران علی رغم شرایط نامساعدی که بالاتر ذکرش رفت، میتواند در برابر حریفان کاملا آماده و مجهز ایستادگی کند و حتی تا یک قدمی پیروزی پیش برود، به طور طبیعی این نتیجه به دست میآید که اگر شرایط مساعدتر باشد و دقیقتر و حساب شدهتر عمل کنیم، میتوان به حضور موفقتر فوتبال امیدواری بیشتری داشت. این در حالی است که اهالی فوتبال به خوبی میدانند که فوتبال ایران به دلایل آشکار و پنهان، به ویژه در سالهای اخیر محروم بوده است. میدانیم که این فوتبال به درستی مدیریت نمیشود و محیط و فضای حاکم بر آن خیلی جاها ناسالم و حتی فاسد است.
مسابقات جام جهانی و نمایش ملیپوشان ایرانی(که طبق آمار مستند و اظهارات بزرگان فوتبال دنیا تحسین برانگیز بود) بار دیگر این نهیب را به همه – به ویژه متولیان و دستاندرکاران ورزش- زد که ساز و کار حاکم بر فوتبال ایران باید دچار تغییر و تحول بنیادین شود و نگرشهای کهنه و روشهای اغلب مردود باید متناسب با داشتههای ذاتی و واقعیتهای امیدوارکننده فنی، به ویژه از حیث نیروی انسانی دستخوش اصلاح اساسی شود.
سخن در این باره مفصل است و در این مقال مختصر نمیگنجد اما چیزی که مسلم و قابل فهم است، این است که سازکار مدیریتی و اجرائی فوتبال نیازمند تغییر و اصلاحات است و با این شرایط فوتبال مستعد ایران، اگر پسروی نکند، حتما درجا خواهد زد و باید به جایگاه فعلی دلخوش باشد.
فوتبال (بخوانید ورزش) ما باید خاصه از حیث نگرشها و روشهای مدیریتی اصلاح شود. در همین مسابقات میبینیم که تقریبا «همه» برای بهتر و قویتر شدن یکسره و بیامان تلاش میکنند. اگر نجنبیم و اقدام اساسی و برنامه علمی دقیق نداشته باشیم، پیشاپیش بازی را به حریفان میبازیم و جایگاه فعلی را هم از دست خواهیم داد.
روشها و نگرشهای مدیریتی در کشور ما باید اصلاح شود و کسانی مدیریتهای ریز و درشت ورزش را در دست بگیرند که بدانند در دنیا چه خبر است. آنها باید بدانند که دشمنان خبیث و بدخواهان گانگستر این سرزمین در سایه غفلت مدیرانی که مال این کار نیستند و ورزش را در ابعاد ملی و بینالمللی نمیشناسند و صرفا با همشهری بازی و قبیلهگرایی و سفارش این و آن وبال آن شدهاند، یکسره در حال سنگاندازی و اشکالتراشی هستند و به لطف بعضی از مدیران وا داده و غافل، سیاستهای فرهنگی را اعمال میکنند.
نحوه مدیریت در ورزش و علیالخصوص رشتههایی مثل فوتبال باید حتما تغییر کند، چون این فوتبال حتی بدون جنگ و تهدید علنی دشمن خارجی، از «درون» با دشمنان و آفات و آسیبهایی دست به گریبان است که چون خوره پایههای آن را سست میکنند. دلالی، رمالی و... در سایه مدیریتهای عوضی آمده و ناوارد(یا شاید هم خیلی وارد!) بلای جای کارشناسان واقعی و خوشنام شده و با حاکم کردن «دلال سالاری» به جای «شایستهسالاری»، برای تامین منافع نامشروع و کسب سودهای حرام فوتبال را بیمار کردهاند و دست بردار هم نیستند!
امیدواریم با توجه به در پیش بودن جام ملتهای آسیا این اصلاحات هر چه زودتر در ورزش ما صورت بگیرد و کسانی که در این باره مسئول هستند، برخلاف گذشته با توجیهات ناموجه و بهانههایی که از حیث وظیفه هیچ ربطی به آنها ندارد، از انجام این کار مهم شانه خالی نکنند.