شهید آیتالله خامنهای، رهبری الهامبخش برای صدها میلیون نفر در سراسر جهان است
چهار ماه پس از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، در حالی که ناظران جهانی از رهبر شهید ایران به عنوان یک قهرمان نفوذناپذیر یاد میکنند، از دونالد ترامپ به عنوان زمامداری احمق و شکستخورده یاد میشود. در اسرائیل هم از نتانیاهو به عنوان سیاستمداری یاد شده که باید استعفا میداد و خودکشی میکرد. همزمان، یک خبرگزاری آمریکایی تصریح کرد که آیتالله سیدعلی خامنهای، ایران را از یک نظام انقلابی به یک قدرت استراتژیک تبدیل کرده است.
ناظران جهانی، چشم انتظار تشییع ۲۰ میلیون نفری
تشییع قریبالوقوع رهبر شهید انقلاب، در کانون توجه رسانهها و تحلیلگران جهانی قرار گرفته است. نشریه فرانسوی لا کُروا دیروز نوشت: تهران برای مراسم بیسابقه تشییع رهبر عالی ایران، [آیتالله] علی خامنهای آماده میشود. پیشبینی میشود بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر به این مراسم بیایند.
شبکه صهیونیستی آی 24 در اینباره در گزارشی گفت: در ایران، آخرین مقدمات برای مراسم تشییع [آیتالله] خامنهای در حال انجام است؛ مراسمی که قرار است بزرگترین تشییع تاریخ این کشور باشد و حدود یک هفته طول بکشد. ایران خود را برای رویدادی عظیم، بزرگترین مراسم تاریخ خود، آماده میکند؛ مراسمی که از آن برای ارسال این پیام به کشورها استفاده خواهد شد که ایران پس از ضربات سخت نیز توان برخاستن دوباره را دارد.ابعاد این مراسم تا چه اندازه خواهد بود؟ احتمالاً بسیار بزرگ. مقامهای ایرانی خود را برای حضور ۲۰ میلیون نفر در تهران آماده میکنند. برآورد شده که نزدیک به ۳۰ میلیون نفر، در مراسم مختلف شرکت کنند. تاکنون 100 کشور، هیئت، شخصیت مذهبی و نهاد، حضور خود را تأیید کردهاند.
معمار قدرت استراتژیک ایران
در همین حال، خبرگراری آسوشیتدپرس در تحلیلی یادآور شد: آیتالله علی خامنهای، در طول بیش از سه دهه رهبری، ایران را به یک قدرت منطقهای تبدیل کرد. او با تأسیس محور مقاومت و ارتقای جایگاه سپاه پاسداران، ایران را به بازیگری کلیدی در تحولات خاورمیانه بدل ساخت. دوران حکمرانی وی، عصری بود که ایران را از یک نظام انقلابی به یک قدرت استراتژیک تبدیل کرد. پیکر او پس از سالها رهبری مقتدرانه، در تهران تشییع میشود.
کلر دالی سیاستمدار ایرلندی و عضو سابق پارلمان اروپا هم با انتشار ویدیویی نوشت: هفته آینده، مردم در سراسر جهان به مراسم تشییع آیتالله خامنهای خواهند پیوست. او همانگونه که زیست، درگذشت؛ به عنوان نماد مقاومت. او در قلب و ذهن تمام کسانی که به صلح و عدالت باور دارند، زنده میماند. شهادت او تاریخ را تغییر داد. روحش شاد.
عزت و پیشرفت؛ میراث آیتالله خامنهای شهید
دیمیتری لاسکاریس وکیل، روزنامهنگار و فعال سیاسی کانادایی درباره جنایت ترور رهبر انقلاب اسلامی مینویسد: هیچ انسان عاقلی با ذرهای انصاف، این روایت را نمیپذیرد که آمریکاییها و اسرائیلیها این رهبر ۸۶ ساله را به همراه نوه چهار سالهاش به قتل رساندند، چون میخواستند برکات صلح، دموکراسی و عدالت را برای مردم ایران به ارمغان آورند! او را کشتند چون مصمم بود در برابر نسلکشی در غزه، در کنار مخالفت با امپریالیسم علیه کشور خود، دست به کاری بزند. چون رهبری جنبش مقاومت در برابر تجاوز آنان را برعهده داشت.
از سوی دیگر، «یحیی ابو زکریا» متفکر الجزایری درباره رهبر شهید انقلاب نوشته است: ایرانیان و مسلمانان آزاد و شریف، با یکی از کمنظیرترین رهبران اسلامی دوران معاصر وداع خواهند کرد؛ رهبر بزرگ اسلامی، شهید آیتالله سیدعلی خامنهای(خداوند مقامش را والا بدارد). او برای اسلام و در راه اسلام زیست؛ بنیانگذار نهضت ایران و ترسیمکننده مسیر مقاومت و راه عزت مسلمانان بود. درست است که از نظر مادی و دنیوی چیزی به ارث نگذاشت، اما برای مسلمانان راه عزت، پیشرفت و مقابله با ظلم جهانی را به ارث گذاشت. خداوند سرنوشت او را همانند پیامبران و اوصیاء ختم به شهادت کرد؛ شهادت در ماه رمضان و دفن در ماه محرم.
همچنین جورج گالووی سیاستمدار انگلیسی و عضو سابق پارلمان این کشور گفت: قلب من با مردم ایران است. شهید آیتالله خامنهای رهبری بزرگ بود که همه وجودش را در راه خدمت به ایران و اسلام فدا کرد. او الهامبخش صدها میلیون انسان در سراسر جهان است و نام او در تاریخ هیچگاه فراموش نخواهد شد. خدا حافظ مردم بزرگ جمهوری اسلامی ایران باشد.
ترامپ با همان اولین شلیک موشک باخت
یادآور میشود اسکات ریتر افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون، دو ماه پس از شروع جنگ درباره شخصیت رهبر شهید ایران گفته بود: خامنهای در خانهاش در اقامتگاهش بود. میدانست کشته میشود. او توسط همرزمان شهیدش احاطه شده بود که آنها نیز میدانستند کشته میشوند. اما آنها نیز درک میکردند که در مرگشان هدفی وجود دارد. مردم ایران در خیابانها فریاد میزنند: زندهباد خامنهای شهید! به همین علت، ما جنگ را روز اول باختیم. این، تلهای بود که توسط ایرانیها در روز اول، توسط مردم با ایمان گذاشته شد. ترامپ حتی نمیدانست که شیعه یا دوازده امامی چیست؟ نمیدانست حسین [علیهالسلام] کیست؟ نمیدانست علی [علیهالسلام] کیست؟ هیچ دریافتی از واقعه کربلا ندارد. و با این وجود در تله افتاد. او دومین و مهمترین مرد در شیعه را ترور کرد، یا در قتلش تسهیل کرد: علی خامنهای.
این، معادل کشتن پاپ برای کاتولیکهاست، کشتن اسقف اعظم کانتربری برای بریتانیاییها، و کشتن رهبر کلیسای ارتدکس برای روسها. اگر هدف عملیات، آوردن مردم ایران به خیابانها بود، ترامپ موفق شد؛ اما به اشتباه! مردم، در حمایت از جمهوری اسلامی به خیابان آمدهاند. جمهوری اسلامی در این لحظه شکستناپذیر است؛ زیرا نمیتوانید کسانی را بکشید که آمادهاند برای آرمانشان بمیرند. این شیعیان ایران که از جمهوری اسلامی دفاع میکنند، آمادهاند تا آخرین مرد و زن در راه ایمانشان شهید شوند. و این جمهوری اسلامی ایران است که از آنها دفاع میکند. نه فقط سرزمینشان، نه فقط فرهنگ و تاریخشان، بلکه از ایمانشان هم. دونالد ترامپ، این جنگ را با شلیک اولین موشک باخت.
ترامپ، همچنان گرفتار مخمصه تنگه
در حالی حتی بسیاری از حامیان سیاسی ترامپ هم او را به عنوان طرف شکست خورده و ناکام جنگ معرفی میکنند، ترامپ دیروز ادعا کرد: رویارویی با ایران به خودی خود یک جنگ نیست، بلکه یک فرآیند خلع سلاح هستهای است. به هیچ وجه نمیتوان به ایران اجازه داشتن سلاح هستهای داد و من حدود ۴ ماه است که رهبری تلاشها برای خلع سلاح آن را بر عهده دارم. ایران به دلیل ضعف رؤسای جمهور قبلی، ۴۷ سال است که در خاورمیانه برای ما قلدری میکند. همچنین جی دی ونس معاون ترامپ گفته است: فکر میکنم کاری که رئیسجمهور به ما گفته این است که از این تفاهمنامه برای پر کردن مجدد ذخایر نفت جهان استفاده کنیم و سپس خواهیم دید که اوضاع چگونه پیش خواهد رفت. ونس در پاسخ به این سؤال که «آیا میتوانید متعهد شوید که ایالات متحده قبل از پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه، به عملیات رزمی تمامعیار بازنگردد؟»، گفت: خب، من نمیتوانم به هیچ چیزی متعهد شوم.
در همین حال، وبسایت آمریکایی اکسیوس با اعتراف به این که آمریکا در موضوع تنگه هرمز دچار مخمصه شده، نوشت: مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی در دوحه مذاکرات فنی برگزار کردند که عمدتاً بر تنگه هرمز متمرکز بود، در حالی که دولت ترامپ استدلال میکند یک توافق هستهای منافع اقتصادی بسیار بیشتری برای ایران نسبت به اخذ عوارض از کشتیرانی به همراه خواهد داشت. یک مقام آمریکایی گفت: «پیام آمریکا به ایران این بود که «بزرگتر فکر کن.»» او استدلال کرد که رفع تحریمها در چارچوب یک توافق گستردهتر «۱۰۰ برابر ارزشمندتر» از «استفاده از تاکتیکی برای اخذ عوارض» خواهد بود. دو طرف همچنین به یک تفاهم یک هفتهای برای جلوگیری از درگیریهای بیشتر در تنگه، در حین ادامه مذاکرات، دست یافتهاند، هرچند مقامات هشدار میدهند که در صورت به بنبست رسیدن مذاکرات، تنشها ممکن است از سر گرفته شود.
تنگه هرمز فروشی نیست
نیویورک تایمز در یادداشتی نوشت: آمریکا میگوید ایران ممکن است ایدئولوژی را با سرمایهگذاری معاوضه کند؛ اما تاریخ چیز دیگری نشان میدهد. دولت ترامپ در مذاکرات با تهران، بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری و رفع تحریمها را مشروط به تغییر رفتار ایدئولوژیک ایران کرده است. جیدی ونس با اشاره از احتمال چرخش مواضع ایران سخن میگوید، اما کارشناسانی چون ریچارد نفیو با یادآوری تجربه برجام ۲۰۱۵، خوشبین نیستند.
روزنامه والاستریتژورنال هم از تلاش آمریکا برای منصرف کردن ایران از کنترل تنگه هرمز خبر داده و افزود: ایالات متحده و عمان در جستوجوی راههایی برای منصرف کردن ایران از دریافت عوارض از کشتیهایی هستند که از تنگه هرمز عبور میکنند. آمریکا در تلاش است از وعده آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران در خارج از کشور به عنوان اهرم فشار در این جهت استفاده کند. اما تهران با پیشنهادهای آمریکا مخالفت کرده است. به گفته منابع مطلع پیشنهاد دیپلماتهای آمریکایی به ایران این بوده که در ازای دست کشیدن از کنترل تنگه هرمز و صرفنظر کردن از دریافت عوارض از امتیاز آزادسازی میلیاردها دلار از وجوه مسدود شده خود بهرهمند شود. روز پنجشنبه، ایران نشان داد که این پاداش برای تغییر موضعش کافی نیست. غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، پس از بازگشت از دوحه تأکید کرد که هرمز «تحت فرماندهی ایران» است، نه ایالات متحده.
اگر میخواهید از تنگه بگذرید، باید اجازه بگیرید
با وجود یاوهگوییهای دونالد ترامپ و معاون وی، تحلیلگران بسیاری ایران را پیروز میدان میدانند. در اینباره پروفسور رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو تصریح کرد: ایران برنده واقعی میدان است، نه آمریکا! ترامپ نمیتواند شکست راهبردی خود را بپذیرد و قبول کند که ایران پیروز واقعی میدان شده و کنترل تنگه هرمز را در اختیار گرفته است. ایران با کنترل خود بر تنگه هرمز، برتری راهبردی را در دست دارد. ایران از درگیری با آمریکا و اسرائیل از نظر سیاسی قویتر بیرون آمده است. اگر میخواهید از تنگه هرمز عبور کنید، تنها یک کشور هست که باید با آن تماس بگیرید. آن کشور آمریکا نیست، بلکه ایران است.
اعتبار بازدارندگی آمریکا از بین رفت
روزنامه هیل متعلق به کنگره آمریکا نیز در تحلیل وضعیت میدان نوشت: جنگ با ایران، اعتبار بازدارندگی واشنگتن را در جهان تضعیف کرد. این جنگ، ضمن آشکار کردن آسیبپذیریهای راهبردی آمریکا، اعتبار و بازدارندگی این کشور برابر رقبایی مانند چین، روسیه و کره شمالی را نیز تضعیف کرده است.
در این میان، روزنامه والاستریتژورنال مینویسد: ترامپ که قول داده بود جنگهای ابدی را آغاز نکند، حالا ریسک مذاکرات ابدی با ایران را به جان میخرد. ترامپ با وعده پایان دادن به جنگهای ابدی به قدرت رسید. او اکنون خود را در مذاکرات با ایران گرفتار میبیند، مذاکراتی که هیچ پایانی در چشمانداز ندارد. این بنبستی است که به نفع روش همیشگی تهران برای طولانی کردن مذاکرات و به تعویق انداختن هرگونه امتیازی است که از چارچوبهایش فراتر میرود.
هیچ مسیری برای پیروزی ترامپ در جنگ باقی نماند
نشنال اینترست، دیگر نشریه آمریکایی است که میگوید توافق ولو بد با ایران، بهتر از شکست در جنگی دیگر است. این نشریه آورده است: اشتیاق چندانی برای توافق موقت تازه میان ایران و آمریکا نمیتوان یافت. فارغ از آنچه در کانالهای محرمانه جریان دارد، و با وجود خسارتهای سنگینی که بر برنامه نظامی و هستهای ایران وارد شده، روشن است که آمریکا به اهداف اصلی خود نرسیده است: نه جمهوری اسلامی سرنگون شده و نه ایران از مواد هستهای پاکسازی شده است. در عوض، تهران با بهرهگیری از اهرم هرمز توانست بازدارندگی به دست آورد، در حالی که آمریکا بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار هزینه کرد و ذخایر تسلیحات پیشرفته خود را فرسود. هر دو طرف خون دادند؛ بخش بزرگی از آن خون بیگناه بود و بخشی نیز محصول اهمال نابخشودنی آمریکا. این جنگ از آغاز خطا بود. منطق اولیه دولت ترامپ تا حدی بر این تصور بنا شده بود که تغییر رژیم در ایران سریع و با قیامهای مردمی پیش خواهد رفت. اما وقتی روشن شد ساختار حاکمیت پابرجاست و ایران میتواند با بستن تنگه هرمز درد اقتصادی گسترده و جهانی ایجاد کند، دیگر هیچ مسیر روشنی به سوی چیزی شبیه پیروزی برای آمریکا باقی نماند. توافق، بیتردید ایدهآل نیست؛ اما در میان گزینههایی بدتر، قابل تحمل میشود.
واشنگتن نمیتواند این افتضاح را پیروزی جلوه دهد
نشنال اینترست اضافه کرد: پایان دادن به جنگ در همین نقطه، حتی با امتیازهایی مانند کنار گذاشتن مطالبات حداکثری هستهای، بهترین مسیر برای آمریکا است. واشنگتن توان ادامه فرسایش ذخایر مهماتی را ندارد که هر واحدشان بین ۲ تا ۲۹ میلیون دلار هزینه دارد و تحویل آنها سالها طول میکشد. درگیری طولانی در ایران، کشوری که حکومت آن تهدیدی مستقیم برای آمریکاییها در داخل آمریکا ایجاد نمیکند، انحرافی خطرناک و پرهزینه از تهدیدهای دیگر است. هیچکس برای جنگی طولانی آماده نبود: نه مقامهای آمریکایی که شیفته پیشبینیهای اسرائیل درباره فروپاشی سریع حکومت ایران شده بودند، نه کشورهای خلیجفارس که از خسارتهای جانبی رنج بردند، و نه افکار عمومی آمریکا که وعده عملیاتی «چهار تا پنج هفتهای» شنید و در عوض با چند صد تلفات آمریکایی و تورم روبهرو شد. مسیر پیش رو شاید نشان دهد واشنگتن از جنگهای بیپایان درس گرفته، اما محتملتر آن است که نظم جهانی متحول و فناوریهای تازه جنگی، سلسلهمراتب سنتی را برهم زده و نتایج را برای آمریکا نامطمئنتر و خطرناکتر کردهاند. واشنگتن سخت میتواند این افتضاح را پیروزی جلوه دهد، اما انتخاب مسیر خروج درست بود.
تردد از تنگه در میان بیم و امید
در باره وضعیت تردد در تنگه هرمز، گزارشها متناقض است. هر چند روزنامه فایننشال تایمز میگوید «با افزایش اعتماد به آتشبس، عبور و مرور از تنگه هرمز هفته گذشته بیش از چهار برابر شده است»، سیانان گزارش داد: ترافیک تنگه هرمز با ۴۵ عبور روزانه در حال افزایش است، اما با میانگین ۱۰۰ عبور پیش از جنگ فاصله دارد. مرکز اطلاعات دریایی مشترک، سطح تهدید امنیتی را همچنان
«قابل توجه» و ناشی از خطر مینگذاری دانسته است. وضعیت کنترل تنگه و احتمال دریافت عوارض پس از دوره ۶۰ روزه معافیت، در مذاکرات همچنان مبهم است.
در همین حال، اتحادیههای کارگری و کارفرمایان صنعت کشتیرانی روز چهارشنبه در بیانیهای اعلام کردند که تنگه هرمز را دستکم تا ۹ ژوئیه همچنان بهعنوان «منطقه عملیات جنگی» تلقی خواهند کرد. این تصمیم با وجود آتشبس میان ایران و آمریکا بر اساس تفاهمنامه امضا شده، به معنای ادامه پرداخت دستمزد دوبرابر به دریانوردان حاضر در این منطقه است. در بیانیه مشترک فدراسیون بینالمللی کارگران حملونقل و گروه مشترک مذاکرهکنندگان، که نماینده کارفرمایان صنعت دریانوردی است، آمده است: «این تصمیم، خطر مستمر و قابلتوجه برای جان افراد و همچنین شرایطی را که بهسرعت در حال تغییر در منطقه است، به رسمیت میشناسد.»
عبور امن از تنگه فقط با اجازه ایران
همچنین خبرگزاری بلومبرگ گزارش داد: کشورهای اروپایی معتقدند که برخی از عوارض هرمز اجتنابناپذیر است. برخی از قدرتهای پیشرو اروپایی پذیرفتهاند که کشتیهای عبوری از تنگه حیاتی هرمز، ملزم به پرداخت عوارض به ایران و عمان خواهند بود. دو منبع مطلع، برقراری این «حق خدمات» را در پی جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل با ایران، امری اجتنابناپذیر و قطعی توصیف کردهاند. با توجه به اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در مسیر تجارت انرژی، پذیرش این شرایط از سوی قدرتهای اروپایی، نشاندهنده تغییرات جدی در معادلات کشتیرانی و سازوکارهای مالی منطقه در دوران پس از جنگ است که عملاً نظامهای پیشین تردد دریایی را دستخوش تحول کرده است.
مالکوم نَنس، افسر پیشین اطلاعات نیروی دریایی آمریکا درباره اهرم قدرتمند ایران گفت: ایران با درس گرفتن از درگیریهای دهه ۸۰ میلادی در خلیجفارس، اکنون از توانمندی نامتقارن برای به زانو درآوردن غرب برخوردار است. استراتژی فعلی ترامپ، «نوار تکراری حماقت» است؛ او در نردبان تنش گرفتار شده که نه راه پیش دارد و نه راه پس. تنگه هرمز فقط توسط ایران بسته نشد، بلکه توسط مؤسسه بیمه لویدز لندن هم بسته شد؛ چون هیچکس حاضر به بیمه کردن کشتیها در میانه تبادل آتش نیست. قدرت اصلی ایران در توانمندی نامتقارن برای بالابردن نرخ بیمه تا حد توقف تجارت جهانی است.
نتانیاهو موجب شد ایران، بمب تنگه را فعال کند
«ایران بمب هستهای ندارد اما عملکرد نتانیاهو باعث شد یک بمب هستهای به نام تنگه هرمز داشته باشد». این تحلیل توأم با ناراحتی را آویگدور لیبرمن، وزیر پیشین جنگ رژيم صهیونیستی و رهبر حزب راستگرای «اسرائیل خانه ما» عنوان کرد. او، بنیامین نتانیاهو، را به دروغگویی درباره ادعای در اختیار داشتن سلاح هستهای از سوی ایران متهم کرد و گفت: «این ادعا کاملاًً دروغ است. آنچه نخستوزیر و وزیر جنگ، یسرائیل کاتس، در روزهای اخیر درباره داشتن بمب اتمی توسط ایران مطرح میکنند، با هدف منحرف کردن افکار عمومی از گذشت هزار روز از هفتم اکتبر است.»
ترامپ از عهده بهای گزاف جنگ دوباره برنمیآید
همچنین، دنیس سیترونوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل اظهار کرد: رئیسجمهور ترامپ میتواند همین فردا تصمیم به بازگشت به جنگ با ایران بگیرد. اما سؤال اصلی این است که آیا او حاضر است بهای آن را بپردازد یا نه. این بها تنها با منابع نظامی سنجیده نمیشود. شامل افزایش قیمت نفت، بیثباتی بیشتر منطقهای، و پیامدهای قابلتوجه برای آمریکا و اقتصاد جهانی است، بدون اینکه لزوماً محاسبات راهبردی تهران را تغییر دهد.
واقعیت این است که مسائلی مانند آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز یا حذف اورانیوم غنیشده ایران را نمیتوان صرفاً با حملات محدود حل کرد. دستیابی به این اهداف احتمالاً به تعهدی نظامی بسیار بزرگتر و طولانیتر نیاز دارد که ممکن است دهها هزار نیروی آمریکایی را نیز دربر گیرد. ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد هزینههای قابلتوجهی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند از جمله احتمالاً تلاش برای مختلکردن کشتیرانی هم در تنگه هرمز و هم در بابالمندب، ضربهزدن به تأسیسات انرژی و همچنین تلاش برای هدفقراردادن زیرساختهای ارتباطی زیردریایی. چنین اقداماتی میتواند یک بحران اقتصادی و زیستمحیطی بیسابقه در سراسر خلیجفارس و فراتر از آن برانگیزد ما پیشتر به سختی آموختهایم که هر رویارویی با ایران بعید است محدود به خلیجفارس بماند. درگیری اخیر نشان داد تشدید تنش میتواند بهسرعت به چندین صحنه دیگر سرایت کند؛ با پیامدهای منطقهای و جهانی.
نابودی ۶۰ درصد
ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی اسرائیل
شبکه ۱۲ اسرائیل در گزارشی فاش کرد: ایران با حمله موشکی به پالایشگاه حیفا، مخزن اصلی بنزین و نیروگاه آن را نابود کرد و ۶۰ درصد از ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی اسرائیل از بین رفت و بازسازی کامل آن تا سال ۲۰۲۸ طول میکشد. اسرائیل با وجود پشت سر گذاشتن ۱۰۰۰ روز جنگ، در هیچیک از جبههها به حتی یک پیروزی قاطع دست نیافته است. ایران از این جنگ قویتر بیرون آمد. این جنگ فقط تنها هزینههای انسانی، اقتصادی و روانی مؤثری بر اسرائیل تحمیل نکرد، بلکه جایگاه منطقهای و بینالمللیاش را نیز تضعیف کرد. همچنین نحوه مدیریت جنگ با ایران به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی اسرائیل، یعنی مناسبات آن با آمریکا آسیب وارد کرده است.
بازندهای که استعفا نداد و خودکشی نکرد
روزنامه صهیونیستی معاریو هم از نتانیاهو به عنوان «بازندهای که استعفا نداد و خودکشی نکرد»، یاد کرده و با بیان اینکه هیچ یک از جنگ افروزیهای وی ظرف چند سال گذشته به نتیجه نرسیدهاند، مینویسد: پس از گذشت هزار روز از بدترین فاجعهای که از زمان اعلام موجودیت اسرائیل بر آن وارد شده (هفتم اکتبر)، هنوز هیچ خبری از کمیته تحقیق نیست. اگر چنین اتفاقی در هر کشوری روی داده بود، مسئول اصلی آن، خودکشی یا استعفا میکرد نه اینکه در پستش بماند و ندای پیروزی مطلق سر دهد.