نسخه تسلیم در کادوی صلح
روزنامه زنجیرهای«اعتماد» در یادداشتی تازه با تحریف مفهوم ایستادگی و مترادف دانستن آن با انتحار، بار دیگر نسخهای را تجویز کرده که بیش از پایان جنگ، نسخه تسلیم و هماهنگ با طرحهای دشمن است.
روزنامه مدعی اصلاحات «اعتماد» در یادداشتی تازه، بار دیگر به سراغ الگوی نخنما و تکراری خود رفته تا با خوانش گزینشی و تحریفآمیز از وقایع تاریخی، پروژه تغیر سیاستهای منطقهای و پذیرش سلطه غرب را تحت پوشش «نجات اقتصاد و اجتماع» تئوریزه کند. این یادداشت بهوضوح نشان میدهد که برای جریان مدعی اصلاحات، فارغ از تجربیات تلخ گذشته و بدعهدیهای اثباتشده دشمن، «مرغ همیشه یک پا دارد»؛ مرغی که آواز آن گویی مستقیماً با اتاقهای فکر براندازان خارجنشین و خطدهیهای دشمن تنظیم شده است!نویسنده در بخشی از یادداشت خود صراحتاً خط انفعال و عقبنشینی را تجویز کرده و بدون تغییر مینویسد:
«اما اینکه بیمحابا تصمیم به جنگ یا ادامه آن گرفته شود و جان مردم و تابآوری جامعه و امکانات اقتصادی در محاسبات لحاظ نشود نه تنها تصمیم شجاعانهای نیست که انتحار بهحساب میآید... اگر جنگیدن پرهزینهتر از آتشبس باشد عقل سلیم به پایان جنگ حکم میکند. ضمن اینکه قرار نیست جنگ تا روزگار نامعلوم ادامه پیدا کند. قطعنامه ۵۹۸ برای حفظ جان مردم و سرمایههای کشور پذیرفته شد و آن اتفاق میتواند باز هم تکرار شود.» توسل به این دست تحلیلهای مغالطهآمیز و دستکاری مفاهیم بنیادی برای جا انداختن مجدد الگویی مشابه قطعنامه ۵۹۸، تنها برای پوشش دادن نسخهای است که توسط چهرههای شاخص این جریان پیچیده شده؛ نسخهای که بیش از آنکه برای «آتشبس و پایان جنگ» باشد، نسخه تسلیم و وادادگی مطلق است. نکته تأملبرانگیز، مخرج مشترک و همپوشانی کامل خطوط تحلیلی این جریان با برنامههای جبهه استکبار و طرحهای افرادی چون ترامپ در منطقه است. القای «اصلاحات فوری» و تلاش برای حل بحرانهای داخلی از مسیر تضعیف نهادهای انقلابی و نیروهای مسلح، خلع سلاح جبهه مقاومت، کاهش توان دفاعی و در نهایت هضم ساختاری ایران در نظم تحمیلی غرب، دقیقاً همان نقطهای است که خواست دشمن به دست قلمبهدستهای داخلی دنبال میشود. طراحان این یادداشتها آگاهانه فراموش میکنند که تجربه برجام-که خود نویسنده نیز ناچار به اعتراف به عهدشکنی دشمن در آن شده-اثبات کرد تحریمها و فشارها با عقبنشینی ملغی نمیشوند؛ بلکه ابزار زیادهخواهی دشمن با مشاهده ضعف، سنگینتر و گستاخانهتر خواهد شد. جا زدن «دیپلماسی انفعالی» به عنوان عقلانیت و متهم کردن ایستادگی ملی به انتحار، تکههای یک پازل خطرناک برای خالی کردن دل مردم و بیدفاع ساختن کشور در برابر متجاوزان است. اصلاحطلبان حامی این طیف باید بدانند که امنیت ملی و اقتدار دفاعی ایران اسلامی، گوشت قربانیِ تحلیلهای شبهروشنفکری و نسخههای تسلیم نیست. ملتی که هشت سال دفاع مقدس و دههها ایستادگی در برابر استکبار را رقم زده، به نیکی فرق میان «دیپلماسی از موضع قدرت» و «وادادگی به اسم صلح» را میفهمد و اجازه نخواهد داد نسخههای دیکتهشده از خارج، امنیت کشور را
به بازی بگیرد.