کد خبر: ۳۳۳۳۴۷
تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۷
گزارش روز صد و نوزدهم جنگ

تهدیدها و عهدشکنی‌های تیم ترامپ با رسیدن به هر نوع توافق ناسازگار است

امروز، جنگ تحمیلی سوم، 120 روزه شد و چهارمین ماه جنگ به پایان رسید. 80 روز اخیر پس از اعلام آتش‌بس و سپس اجرای تفاهم‌نامه در ده روز گذشته، بدعهدی آمریکا در اجرای تعهداتش را برای چند دهمین بار نشان داد و ثابت کرد که رژیم شرور آمریکا جز با زبان زور و قدرت عقب رانده نمی‌شود.
نقض پیاپی تعهدات از سوی دشمن، تردیدها درباره روند اجرای تفاهم نامه و ضرورت تجدید نظر ایران در این باره را افزایش داده است.
اعمال اقتدار ایران در تنگه هرمز
نهاد مدیریت آبراه خلیج‌فارس‏ در پایان هفته گذشته تاکید کرد: هرگونه تردد از مسیرهای خارج از چارچوب تعیین‌شده PGSA، مشمول تضمین عبور ایمن نبوده و از پوشش بیمه و مسئولیت‌های مرتبط برخوردار نخواهد بود. تبعات ناشی از تردد از مسیرهای غیرمجاز، برعهده مالک، بهره‌بردار و فرمانده شناور خواهد بود.
در همین حال، در پی هشدار صریح نیروی دریایی سپاه پاسداران مبنی بر غیرقانونی بودن کریدور دریایی تازه تأسیس عمان در جنوب تنگه هرمز، داده‌های راداری نشان می‌دهند که کشتی‌های تجاری در حال تغییر مسیر و بازگشت از این آبراه هستند. تصاویر ماهواره‌ای از نفتکش «امگا تریدر» نشان می‌دهد که این شناور بلافاصله پس از ورود به مسیر پیشنهادی مسقط، چرخشی کامل انجام داده تا از ورود به منطقه مورد مناقشه اجتناب کند. این اقدام عمان که بدون هماهنگی با ایران برای رسمی‌سازی عبور مخفیانه کشتی‌ها انجام شده بود، با واکنش سخت تهران رو‌به‌رو شد و شرکت‌های کشتیرانی برای پرهیز از تنش و حفظ امنیت خود، ترجیح می‌دهند، همچنان از مسیرهای تحت نظارت ایران استفاده کنند یا تا روشن شدن وضعیت نهائی منتظر بمانند.
روزنامه وال استریت ژورنال ادعا کرد: ایران روز پنجشنبه به یک کشتی باری با پرچم سنگاپور در تنگه هرمز حمله کرد و توافق اخیر آمریکا و ایران برای بازگشایی این گذرگاه حیاتی کشتیرانی را به بوته‌ آزمایش گذاشت. این حمله که به پل فرماندهی کشتی آسیب زد اما تلفاتی نداشت، تنها ساعتی پس از هشدار ایران به کشتی‌ها مبنی بر عدم استفاده از مسیرهای تأیید نشده از سوی این کشور انجام شد.
گفتنی است بعد از انتشار هشدار سپاه پاسداران و همچنین خبر حمله به یک نفتکش در تنگه هرمز، قیمت جهانی نفت که کاهشی شده بود، دوباره افزایش یافت و بهای نفت برنت از ۷۳.۱۳ دلار به ۷۵.۸۱ دلار در هر بشکه رسید.
۱۰ روز نقض سیستماتیک تفاهم‌نامه
ده روز از اجرای یادداشت تفاهم می‌گذرد. ایران در این ده روز به تعهدات خود عمل کرده، اما آمریکا (و متحد صهیونیستش) به دفعات، تعهدات را زیر پا گذاشته‌اند. تدریجا منافذ تفاهم‌نامه آشکار می‌شود و بستن آنها نیازمند اراده قوی در طرف مذاکره‌کننده ایرانی است وگرنه نقض حقوق ایران بیشتر خواهد شد و می‌تواند روند پیروزی خیره‌کننده کشورمان در میدان جنگ را وارونه کند.
بند اول درباره توقف جنگ و اشغالگری در خاک لبنان، همچنان در حال نقض است. روزنامه یدیعوت آحارانوت دیروز نوشت: «نتانیاهو موفق شد ترامپ را متقاعد کند که اسرائیل را از جنوب لبنان خارج نکند». همچنین نتانیاهو گفته است: «ما از جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهیم کرد؛ تا زمانی که لازم باشد آنجا خواهیم ماند».
گفتنی است «یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده»(!؟) پریروز به خبرگزاری صداوسیما گفت: «عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی لبنان از شروط توافق نهائی است و از سوی تیم ایران یک خط قرمز مهم محسوب می‌شود». این ادبیات تحریف‌آمیز در حالی است که آقای عراقچی ده روز قبل تاکید کرد: «در مرحله اول تفاهم، مهم‌ترین موضوعی که اتفاق می‌افتد، خاتمه جنگ است که مشمول خاتمه اشغال لبنان هم می‌شود. حمله به لبنان و ادامه اشغال، نقض یادداشت تفاهم است».
تیم مذاکره‌کننده ما با وجود این نقض مسلّم، در مذاکرات ژنو شرکت کرد و در عمل به دشمن اجازه داد میان اجرای دیگر بندها و احترام به تمامیت ارضی لبنان، شکاف بیندازد.
ادامه مذاکرات بدون حل معضل نقض تعهدات؟!
از سوی دیگر، بند اول درباره عدم تهدید به زور هم، بارها از سوی ترامپ و معاون وی و وزرای خارجه و خزانه‌داری آمریکا نقض شده است.
چاس فریمن، دیپلمات پیشین آمریکایی در این زمینه گفت: تهدیدهایی از طرف تیم ترامپ وجود دارد کاملاً با رسیدن به هر نوع توافقی با ایرانی‌ها ناسازگار است. متأسفم که این را می‌گویم، اما این وضعیت نشان می‌دهد ترامپ به طور کامل کنترل خود را از دست داده است. او مانند کسی رفتار می‌کند که توانایی‌های خود را از دست داده و تسلطی بر تصمیماتش ندارد. وقتی مذاکره می‌کنید، هدف رسیدن به توافقی است که به نتیجه برسد؛ اما نمی‌توان بر اساس احساسات، بی‌نظمی و بی‌احترامی عمل کرد. این رویکرد نه عقلانی است و نه سازنده، و قطعاً به حل بحران کمک نمی‌کند. 
آمریکا در بند ۲ هم متعهد شده که به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران احترام بگذارد، اما همچنان از ادبیات و الفاظ موهن استفاده می‌کند. ادامه مذاکرات بدون حل مسائل اساسی مانند بند اول و دوم، اشتباه راهبردی است. تثبیت بدعهدی‌های حریف درباره این بند و دیگر بندها، قدرت مذاکراتی ما را تضعیف می‌کند. وزیر خارجه آمریکا ادعا کرده که مذاکرات روز نهم تیر از سر گرفته می‌شود. بند ۵، فارغ از اینکه اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز (آب‌های سرزمینی) را به مذاکره با عمان در این باره الصاق کرده، بلافاصله درباره بازگشایی تنگه هرمز اجرائی شد. این در حالی است که منطقا بازگشایی تنگه باید منوط به تعیین تکلیف جنگ و تجاوز و موضوع خسارت و غرامت و تعهد تضمین شده آمریکا برای عدم تکرار تهدیدات امنیتی موکول می‌شد. با اجرای این بند، دونالد ترامپ از فشار تقریبا چهار ماهه کاهش صادرات انرژی منطقه و صعود قیمت نفت به بالای 110دلار خلاص شد و می‌تواند با احیای ذخائر سوخت رو به پایان، تهدیدات را از سر بگیرد.
ابطال دروغ «سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری»
بند ۶ که ‌بندی غلط انداز و نقض غرض غرامت‌خواهی است، اصلا اجرائی نشده است: «آمریکا متعهد می‌شود، با شرکای منطقه‌ای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تامین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند».
روبیو وزیر خارجه آمریکا دیروز گفت: «در جلسه با اعراب، صندوق بازسازی ایران با کشورهای حوزه خلیج‌فارس مورد بحث قرار نگرفت».
در عین حال، در بیانیه دیروز آمریکا و کشورهای خلیج‌فارس ادعا شد: «صلح در منطقه مستلزم مقابله با تهدیدات ایران، از جمله موشک‌ها، پهپادها و حمایت از نیروهای نیابتی آن است. ما بر اهمیت بازگشایی تنگه هرمز و آزادی نامحدود دریانوردی تأکید می‌کنیم. هرگونه سرمایه‌گذاری یا تجارت مشروط به پایبندی ایران به یادداشت تفاهم و توافق نهائی است. ما با اعمال هرگونه هزینه، مالیات یا تلاش برای کنترل تنگه هرمز مخالفیم. ما خواستار خلع سلاح همه گروه‌ها، احیای انحصار دولت لبنان در استفاده از زور و حمایت از نیروهای مسلح آن هستیم».
قطعا با این بند موهوم، حتی سه میلیارد دلار سرمایه‌گذاری هم در ایران انجام نخواهد شد. اما بهانه‌ای برای توهین به کشورمان است و حال آنکه آمریکا و میزبانان پایگاه‌های نظامی او باید غرامت چند صد میلیارد دلاری بپرزدازند.
آزادی اموال مسدود... شاید وقتی دیگر!
آمریکا هیچ اقدامی برای اجرای تعهد خود در بند ۱۱ انجام نداده و حال آن که این بند باید در همان توافق آتش‌بس یا در همان بدو اجرای تفاهم نامه اجرا می‌شد. هر چند آمریکا متعهد شده تا وجوه و دارایی‌های مسدود شده ایران را با اجرای یادداشت تفاهم به طور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد، اما پس از ده روز هیچ اتفاقی نیفتاده است.
مارکو روبیو وزیر در این باره گفت: تاکنون هیچ پولی به ایران منتقل نکرده‌ایم و با آن موافقت نکرده‌ایم.
از سوی دیگر، بند ۱۳ نقض شده است. شرط ادامه مذاکرات «اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ و تداوم اجرای این اقدامات» است. اما با وجود نقض‌های پیاپی از سوی آمریکا، مذاکرات متوقف نشده و با نام غلط انداز مذاکرات فنی ادامه پیدا کرده است. در حالی که ایران، تنگه را همان روز اول باز کرد، اما هنوز تکلیف اموال بلوکه معلوم نیست. سرنوشت تنگه هم در یادداشت تفاهم، موکول به نظر عمان (آمریکا) شده و تا ۶۰ روز هم عوارض نمی‌گیریم. نکته قابل تامل این است که طرف‌های دعوای ما در جنگ و تنگه، قرار است برای بازسازی و توسعه ما، ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری بکنند!
تردید فارین پالیسی درباره اجرائی شدن تفاهم‌نامه
بدعهدی‌های سابقه‌دار آمریکا در اجرای توافقات موجب شد تا نشریه فارین پالیسی بنویسد: شبیه‌ترین توافق به تفاهم‌نامه فعلی ایران و آمریکا، برجام نیست؛ بلکه طرح صلح غزه در سال ۲۰۲۵ است که با هدایت ترامپ شکل گرفت. در ابتدا با خوش‌بینی یک دستاورد دیپلماتیک به نظر می‌رسید که به یک جنگ فرسایشی و ویرانگر پایان می‌دهد. اما در واقعیت، به چارچوبی برای ادامه درگیری‌های تبدیل شد، نه به یک تعیین‌تکلیف واقعی. هیچ‌یک از وعده‌های طرح صلح ۲۰ ماده‌ای ترامپ (از جمله بازسازی غزه) اجرائی نشده و پیشرفتی نداشته است... صادقانه‌ترین پیش‌بینی در حال حاضر این است که درگیری اخیر نیز در طولانی‌مدت به طرق مختلف ادامه خواهد یافت. در این میان، رهبر جدید ایران به این نتیجه رسیده است که آمریکا فقط زبان زور را می‌فهمد و ایران باید در برابر آن ایستادگی کند و توانایی این کار را هم دارد.
تلگراف: ترامپ زیر توافق خواهد زد
از سوی دیگر، روزنامه تلگراف احتمال داد: دونالد ترامپ ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، از ایران درخواست توافق جدیدی کند. یک منبع آگاه در کاخ سفید گفته است که این توافق با عجله انجام شد تا کرسی‌های جمهوری‌خواهان در ماه نوامبر، حفظ شود. ترامپ پیش از انتخابات نوامبر، نیاز به دستیابی به توافقی برای مهار تورم فزاینده و محافظت از کرسی‌های آسیب‌پذیر جمهوری‌خواهان داشته است. او قصد دارد پس از انتخابات میان‌دوره‌ای که توازن قدرت در کنگره را تعیین می‌کند، از توافق ایران خارج شود و اگر چنین کند، ممکن است به ازسرگیری جنگ در خاورمیانه منجر شود.
از تقویت دلار تا پیش‌بینی بازگشت تحریم‌ها
در همین حال، اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت: لغو تحریم‌های نفتی ایران دوام نخواهد داشت. این یک هویج است که همیشه می‌توانیم آن را پس بگیریم. ما می‌خواهیم آنها ببینند که نداشتن تحریم‌ها چه حسی دارد. می‌توانیم تحریم‌ها را دوباره و با فشردن یک دکمه برقرار کنیم.
او همچنین اذعان کرد: توافق با ایران بخشی از راهبرد تقویت دلار است. سلطه دلار امری حیاتی است و اگر به اقدامات رئیس‌جمهور در این زمینه نگاه کنید، می‌بینید که دولت جدید ونزوئلا معاملات خود را به دلار صورت‌حساب می‌کند. آنها در حال بازگشت به نظام دلاری هستند. همچنین در مذاکرات با ایران شاهد آن هستیم که ایرانی‌ها مبادلات و معاملات خود را بر مبنای دلار صورت‌حساب خواهند کرد. بنابراین، تمام اقداماتی که ما انجام می‌دهیم در جهت تقویت جایگاه دلار است.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا هم گفته است کاهش تحریم‌ها علیه نفت ایران، تنها مزایای اقتصادی محدودی خواهد داشت، زیرا ایران با وجود تحریم‌های فعلی نیز روزانه بین ۱.۵ تا دو میلیون بشکه نفت صادر می‌کند.
رؤیای پهلوی و موفقیت جمهوری اسلامی
ترامپ در روزهای اخیر ادعا کرد: ما ضربه بسیار شدیدی به ایران وارد کردیم و اکنون از موضع قدرت مطلق با آنها مذاکره می‌کنیم... ایران خیلی دلش می‌خواهد با ما معامله کند، و من فکر می‌کنم ما هم ممکن است با آنها معامله کنیم. از زمان توافق‌، بازار سهام و حساب‌های بازنشستگی شما به‌شدت رشد کرده‌اند، قیمت نفت به‌طور چشمگیری کاهش یافته و به‌زودی قیمت هر گالن بنزین به ۲ دلار و ۵۰ سنت و حتی کمتر از آن خواهد رسید.
اما همزمان با کری‌خوانی‌های ترامپ، روئل مارک گرشت و ری تاکیه در وال استریت ژورنال تاکید کردند: «جمهوری اسلامی توانسته به هدفی برسد که محمدرضا شاه پهلوی فقط آرزوی آن را داشت؛ اعمال نفوذ و کنترل مؤثر بر خلیج‌فارس»،
شکست ترامپ در تمام نظرسنجی‌ها
تحلیل‌های جهانی همچنان از شکست بزرگ ترامپ در میدان نظامی و پیروزی قاطع ایران حکایت می‌کند.
عموم نظرسنجی‌ها در آمریکا نیز بر این حقیقت گواهی می‌دهد. طبق آخرین نظرسنجی رویترز و مؤسسه ایپسوس، تنها ۲۴ درصد آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که جنگ با ایران ارزش هزینه‌هایی که پرداخت شده را داشته است. و ‌تنها ۲۳ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی گفتند که ایالات متحده اکنون در موقعیت قوی‌تری نسبت به ایران در قیاس با قبل از جنگ قرار دارد.
همچنین بر اساس نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک، ۶۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند اقدام نظامی‌آمریکا علیه ایران ارزش انجام دادن را نداشت.
از سوی دیگر، نشریه نیوزویک نوشت که تنها ۲۵درصد آمریکایی‌ها فکر می‌کنند آمریکا جنگ ایران را برده است، نظرسنجی جدید نشان می‌دهد؛با این حال، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ همچنان استدلال می‌کند که این درگیری با شرایط مطلوب برای ایالات متحده پایان یافته است. بر اساس نظرسنجی اکونومیست/یوگاو، 
۲۵ درصد آمریکایی‌ها فکر می‌کنند آمریکا جنگ را برده است، ۲۲ درصد فکر می‌کنند ایران پیروز شده، ۴۱ درصد هیچ کدام را نمی‌گویند و ۱۳ درصد مطمئن نیستند. ۸۱ درصد فکر می‌کنند احتمالاً مذاکرات شکست خواهد خورد و جنگ دوباره آغاز خواهد شد.
مجبور شد توافق کند اما پایبند نمی‌ماند
روزنامه وال استریت ژورنال درباره علت رویکرد ترامپ به تفاهم نامه و سرانجام توافق نوشت: توافق با ایران بیش از آنکه یک موفقیت قطعی باشد، نمونه‌ای از سبک سیاست خارجی ترامپ است که بر نمایش سیاسی، ابهام و انعطاف‌پذیری تاکتیکی استوار است. ترامپ در کوتاه‌مدت به چند هدف سیاسی دست یافته است: بازارهای مالی را آرام کرده، قیمت نفت را کاهش داده، متحدان غربی را امیدوار به پایان جنگ کرده و همزمان توانسته میان جناح‌های مختلف حامیان خود تعادل برقرار کند. 
او در عین حال هنوز به‌طور رسمی از اهداف قبلی خود عقب‌نشینی نکرده است. یکی از ویژگی‌های مهم توافق آن است که ترامپ هنوز راه عقب‌نشینی برای خود را باز گذاشته. فاصله زمانی میان اعلام توافق و امضای رسمی آن به او اجازه می‌دهد در صورت افزایش فشارهای داخلی یا خارجی، از توافق فاصله بگیرد. به همین دلیل، او این توافق را نمونه‌ای از «دیپلماسی ترامپی» می‌داند؛ توافقی که هنوز نهائی نشده، جزئیاتش روشن نیست و آینده آن نامطمئن است. ترامپ به آرمان‌ها، ارزش‌ها و اصول اخلاقی پایبندی عمیقی ندارد و همین باعث می‌شود بتواند به‌سرعت مواضع و تاکتیک‌های خود را تغییر دهد. 
این ویژگی در برخی شرایط مزیت محسوب می‌شود، اما زمانی که با بازیگران ایدئولوژیک و مصمم روبه‌رو می‌شود، به یک ضعف تبدیل می‌شود. ترامپ، قدرت ایده‌ها و باورهای سیاسی را دست‌کم می‌گیرد و در مورد جمهوری اسلامی مرتکب اشتباه شده است. ترامپ هنگام آغاز جنگ، اراده و توان مقاومت ایران را دست‌کم گرفت و تصور می‌کرد تهران سریع‌تر تسلیم خواهد شد. در نتیجه، وارد جنگی شد که بسیار پرهزینه‌تر و پایان دادن به آن دشوارتر از برآوردهای اولیه بود.
این جنگ، پایان حیات سیاسی ترامپ است
تاکر کارلسون مجری سرشناس و از حامیان سابق ترامپ تصریح کرد: جنگ ایران، قطعاً پایان سیاسی دونالد ترامپ است. در حالی که دولت از «ارزش» این جنگ و توافق دفاع می‌کند، ده‌ها و شاید صدها میلیارد دلار هزینه و جان سربازان آمریکایی از دست رفته است. مطمئناً ترامپ از رهبری اسرائیل پیروی می‌کرد. ترامپ تصور می‌کرد کشتن آیت‌الله باعث فروپاشی ایران خواهد شد. اسرائیلی‌ها به او گفتند که درست است. وقتی چند روز گذشت، مشخص شد که کاملاً غلط است. فکر می‌کنم او به شدت عصبانی شده بود. می‌دانست که به دام افتاده است، می‌دانست که اقتصاد آمریکا در خطر است، اقتصاد جهانی در خطر است. و فکر می‌کنم او بلافاصله نتانیاهو را مقصر دانست.
کنترل تنگه هرمز، پیروزی بزرگ ایران
آموس‌ هاکستین، معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا در امور منابع انرژی، دیروز اظهار کرد: ایران آشکارا در حال اعمال کنترل خود بر این تنگه است و این یک پیروزی بزرگ برای تهران در این جنگ محسوب می‌شود. ایران اکنون باور دارد توانسته است در برابر جنگی با اسرائیل و آمریکا مقاومت کند و نه‌تنها زنده بماند، بلکه در آن پیروز شود و این مسئله، برای آینده ما یک مشکل بسیار بزرگ است.
آندریاس کریگ تحلیلگر مسائل امنیتی هم گفته است: جنگ علیه ایران، افسانه سه‌دهه‌ای امنیت آمریکایی در خلیج‌فارس را دفن کرد. برای ۳۰ سال، پادشاهی‌های حاشیه خلیج‌فارس امنیت خود را بر یک فرض واحد استوار کرده بودند؛ اینکه ایالات متحده از آنها محافظت خواهد کرد. جنگی که رئیس‌جمهور آمریکا و اسرائیل علیه ایران به راه انداختند، آن فرض را دفن کرد.
همچنین نیویورک تایمز با بیان طرح این سؤال که سه ماه جنگ چگونه خلیج‌فارس را برای همیشه تغییر داد؟، نوشت: کشورهای عربی که پایگاه‌های آمریکا را نه سپر دفاعی بلکه آهن‌ربای موشک‌های بالستیک می‌بینند، به‌جای پروژه‌های خوش‌بینانه، بودجه‌های کلان خود را به سمت تقویت قدرت سخت و سامانه‌های پدافندی سوق داده‌اند. این بحران در نهایت باعث شده تا متحدان دیرینه آمریکا در منطقه، با تجربه کاهش بازدارندگی غرب، برای بقای خود سیاست تغییر جهت به سمت گفت‌وگوهای مستقیم با تهران و بررسی پیمان‌های عدم تعرض را به‌عنوان گزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر روی میز بگذارند.
جمع شرارت و حماقت در جنگ
از سوی دیگر، تیموتی اسنایدر، نویسنده و استاد تاریخ دانشگاه «ییل» می‌گوید: ما معمولاً تمایل داریم «شرارت» و «حماقت» را مانعه‌‌الجمع بدانیم. فکر می‌کنیم اگر چیزی شرورانه است، حتماً پشت آن یک هدف هوشمندانه نهفته است؛ و اگر احمقانه است، نباید چندان بدخواهانه باشد. اما جنگ ترامپ در ایران نشان می‌دهد که شرارت و حماقت می‌توانند دست در دست هم در مسیر خودویرانگری ملی گام بردارند. جنگ ترامپ علیه ایران هم یک فاجعه استراتژیک بود و هم یک فاجعه اخلاقی. به راه انداختن یک جنگ تجاوزکارانه، اعلام‌نشده و غیرقانونی، زیر پا گذاشتن قوانین جنگ و کشتن شمار زیادی از غیرنظامیان، پیروزی به همراه نمی‌آورد. ایران به راحتی در این جنگ پیروز شد، زیرا تنها کافی بود منافع شخصی یک مستبدِ جاه‌طلب را تهدید کند. برای ساختن آمریکایی که تسلیم نشود، به چیزی دقیقا دست‌کم برعکسِ سنگدلی و کم‌عقلیِ ترامپ نیاز است.
گل به خودی باشکوه آمریکا
پروفسور صهیونیست «اوزی ربی»، محقق ارشد اندیشکده «موشه دایان» با بیان اینکه شکست در برابر ایران، باعث از دست رفتن جایگاه آمریکا در خاورمیانه‌، افزوده است: گل به خودی آمریکایی‌ها در برابر ایران واقعا باشکوه است. آمریکا در خاورمیانه در حال از دست دادن جایگاه خود است و به ایران اجازه می‌دهد خود را در موقعیتی بسیار مسئله‌ساز تثبیت کند. ایران دستاوردهای بسیاری داشته است؛ آنها از سقف شیشه‌ای عبور کردند و روی اعتمادبه‌نفس فزاینده‌ای سوار شده‌اند؛ ایران کارهای زیادی انجام می‌دهد که پیش از این انجام نمی‌داد.
جهش فناوری خیره‌کننده ایران
روزنامه تایمز اسرائیل، گزارشی را درباره اظهارات خلبان جنگنده سرنگون شده آمریکایی منتشر کرد و نوشت: گزارش‌های اطلاعاتی درباره سرنگونی یک فروند جنگنده اف-۱۵ آمریکا در حریم هوائی ایران در جریان جنگ، ابعاد نگران‌کننده‌ای از توانمندی‌های ناشناخته رزمی تهران را فاش کرد. خلبان آمریکایی، در جلسات بازجویی اطلاعاتی مشاهداتی تکان‌دهنده را روایت کرده است. او پیش از اصابت، مجموعه‌ای از پهپادهای ایرانی را مشاهده کرده که در یک آرایش هماهنگ، یکپارچه و متصل به یکدیگر در حال پرواز بوده‌اند؛ ساختاری که به یک «عروس دریایی» غول‌پیکر شباهت داشته است. در این آرایش، پهپادهای بزرگ‌تر در بالا و پهپادهای کوچک‌تر مانند پاهای این موجود در پایین حرکت می‌کرده‌اند. این خلبان فضای اطراف خود را به یک «میدان مین پهپادی» توصیف کرده
 است.
فناوری پیچیده‌ای که توسط این خلبان توصیف شده، در ادبیات نظامی با عنوان «شبکه‌سازی توری یک‌به‌چند» شناخته می‌شود. احتمالاً همین آرایش هوشمند پهپادی عامل سرنگونی جنگنده پیشرفته اف-۱۵ بوده است. این جهش هراس‌انگیز در تسلیحات بدون سرنشین نشان‌دهنده یک تغییر اساسی در موازنه قدرت نظامی است که نیروهای آمریکایی و متحدان آن را با تهدیدی پیچیده مواجه می‌سازد. ظهور این شبکه هوشمند پهپادی، از لایه‌های پنهان و بسیار پیشرفته دفاع هوائی ایران پرده برداشته و فرضیات پیشین مبنی بر برتری مطلق هوائی واشنگتن را در نبردهای آینده در خاورمیانه با چالش‌هایی جدی و پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو ساخته است.
لبنان، گورستان نخست‌وزیران اسرائیل
در حالی که نتانیاهو بر نقض تفاهم نامه آمریکا و ایران در جنوب لبنان اصرار دارد، گادی آیزنکوت رئیس پیشین ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، گفت: لبنان، گورستان سیاسی نخست‌وزیران اسرائیل است و لبنان به گورستان نخست‌وزیران اسرائیل از بگین گرفته تا اولمرت و نتانیاهو تبدیل شده است. 
او که رقیب نتانیاهو برای سمت نخست‌وزیری است و در نظرسنجی‌های اخیر از نتانیاهو پیشی گرفته، گفت: اسرائیل تحت تأثیر نگرانی‌ها و محاسبات شخصی نتانیاهو قرار گرفته است.