۲۰۲۵، خونینترین سال پس از جنگ جهانی دوم
سرويس خارجي-
تحقیقات جدیدِ مؤسسه تحقیقات اسلو که نتایج آن دیروز منتشر شد نشان داد که جهان در سال ۲۰۲۵ بیش از هر زمان دیگری از زمان جنگ جهانی دوم به این سو، دستخوش درگیریها و منازعات بوده است و رژیم آپارتاید اسرائیل در چندین جبهه جنگافروزی کرده است.
در دنیای امروز که الگوهای خشونت سازمانیافته و درگیریهای مسلحانه به شکل فزایندهای پیچیده و چندلایه شدهاند، گزارشهای علمی مؤسسات تحقیقات صلح بار دیگر زنگ خطری جدی به صدا درآوردهاند و نشان میدهند چگونه برخی رژیمها با سیاستهای تجاوزکارانه و اشغالگرانه، ثبات جهانی را به چالش کشیدهاند. رژیم آپارتاید اسرائیل بهعنوان نمونهای بارز از این رویکرد مخرب، با گسترش جنگافروزی در چندین جبهه و نقض سیستماتیک حقوق بشر و اصول حقوق بینالملل، نقش محوری در تشدید چرخه خشونت ایفا کرده است. این الگوی چندجانبه نهتنها رنج غیرنظامیان را چند برابر کرده، بلکه پیچیدگی پویایی درگیریها را افزایش داده و تحلیلگران را با پرسشهای جدی درباره کارایی مکانیسمهای موجود صلح و عدالت مواجه ساخته است. رویکرد علمی به بررسی این پدیدهها تأکید دارد که بدون شناخت ریشههای ساختاری چنین سیاستهایی، نمیتوان به سمت کاهش واقعی درگیریها و برقراری صلح پایدار حرکت کرد.
ناراحتکننده و تأملبرانگیز
گزارش «روند درگیریها»ی مؤسسه تحقیقات صلح اسلو (PRIO) گویای آن است که سال ۲۰۲۵ همچنین سومین سال مرگبار برای درگیریها از زمان جنگ سرد بوده است و تنها در سالهای ۱۹۹۴ و ۲۰۲۱ مرگومیر بیشتری داشته است. تارنمای آلمانیِ دویچهوله نوشت که این مطالعه نشان داد که در سال گذشته میلادی ۶۵ درگیری با مشارکت دستکم یک رژیم یا کشور در سراسر جهان ثبت شده است که از سال ۱۹۴۶ (یعنی پس از جنگ جهانی دوم) تاکنون بیسابقه بوده است. سیری آس روستاد، محقق این مؤسسه، به خبرنگاران گفت: «در این سال اعداد تکاندهنده هستند.» تعداد درگیریهای بین دو کشور نیز در این سال به بالاترین حد خود در ۸۰ سال گذشته رسید و از سال ۲۰۲۴ دو برابر شده و به هشت مورد رسیده است. این درگیریها بین هند و پاکستان، افغانستان و پاکستان، کامبوج و تایلند، و همچنین تداوم جنگ روسیه و اوکراین، رخ دادهاند. این گزارش نشان داد که حدود ۳۵ رژیم و کشور درگیر جنگ بودند اما کمتر از نیمی از آنها فقط یک درگیری داشتهاند. بهطور مثال رژیم اسرائیل همزمان در چندین درگیری مختلف از جمله در غزه، سوریه، لبنان، ایران و یمن شرکت داشته است.
آنطور که ایرنا نوشته است، این گزارش به پیچیدگی فزاینده پویایی درگیریها اشاره دارد و نقش بازیگران متعدد در آنها اشاره دارد و عنوان میکند که این امر تبعات مهمی در نحوه تحلیل و واکنش به درگیریها داشته است. بر این اساس، قاره آفریقا بیشتر از نقاط دیگر جهان گرفتار درگیریهای دولتی بوده است. آسیا، خاورمیانه، قاره آمریکا و اروپا در رتبههای بعدی قرار داشتند. تحقیقات مؤسسه صلح اسلو براساس آمار جمع آوری شده در برنامه دادههای درگیری اوپسالا وابسته به دانشگاه اوسالای نروژ انجام شده و خشونت سازمانیافته را به سه طبقه درگیریها با مشارکت دستکم یک کشور یا رژیم، درگیریهای غیردولتی و درگیری یکطرفه علیه غیرنظامیان طبقهبندی میکند. این تحقیقات نشان داد که جهان در سال ۲۰۲۵ شاهد ۷۵ مورد درگیری غیردولتی بوده است که نسبت به ۷۹ مورد در سال ۲۰۲۴ کاهش نشان میدهد.
سومین سال مرگبار از زمان جنگ سرد
براساس این گزارش، حدود ۲۴۵هزار نفر در درگیریهای سال ۲۰۲۵ کشته شدهاند و این امر این سال را به سومین سال مرگبار در دوران پس از جنگ سرد تبدیل کرده است. آمار کشتهشدگان عمدتاً ناشی از جنگ اوکراین، خشونت در سودان و کارزار بمباران رژیم صهیونی در غزه بوده است. تقریباً ۷۶هزار و ۵۰۰ مورد از مرگهای مربوط به درگیریها به حملات مستقیم علیه غیرنظامیان مربوط بوده که افزایش قابلتوجهی را نسبت به ۱۴هزار و ۲۰۰ نفر در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد. به نوشته دویچهوله، فقط سالهای ۱۹۹۴ و ۲۰۲۱ مرگبارتر بودهاند که این آمار به نسلکُشی رواندا در سال ۱۹۹۴ و قتلعام حدود ۸۰۰هزار نفر و جنگ منطقه تیگرای در اتیوپی بین سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ و کشتهشدن صدها هزار نفر مربوط میشود.
در پایان، دادههای علمی و مستند تحقیقات صلح بهوضوح نشان میدهند که تداوم سیاستهای آپارتاید و جنگطلبی رژیمهایی نظیر اسرائیل، تهدیدی جدی برای امنیت جمعی بشریت بهشمار میرود و لزوم اقدام قاطع و هماهنگ جامعه بینالمللی را برای مقابله با این ریشههای خشونت برجسته میسازد. تنها با اعمال فشارهای حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک مؤثر و تعهد واقعی به اصول عدالت و حقوق بشر میتوان این چرخه مرگبار را شکست و زمینهای برای کاهش درگیریها و حفاظت از جان غیرنظامیان فراهم آورد. این گزارشها یادآوری میکنند که صلح پایدار نه با تسامح با عاملان تجاوز، بلکه با مقابله جدی با ساختارهای نابرابر و سلطهجویانه محقق خواهد شد، اقدامی که نیازمند اراده جمعی و بازنگری اساسی در مناسبات قدرت جهانی است. اما شوربختانه در عمل هنوز خبری از این اراده جمعی در سطح جهان نیست؛ بگذریم از استثناها که کوششهایشان توسط دیگر کشورها و رژیمها خنثی میشود!