نسخه پیشنهادی برای بازسازی اقتصاد ایران با سرمایه چینی
کارشناس اقتصاد بینالملل گفت: ایرانِ پساجنگ برای بازسازی زیرساختها و توسعه صنعتی، باید به استفاده از مدلهای جدید جذب سرمایه و فاینانس چینی با مشارکت بخش خصوصی و تضمینهای دولتی روی بیاورد.
احمد صالحی در گفتوگو با خبرگزاری فارس با نگاهی راهبردی به الزامات همکاری تهران و پکن، از ضرورت وجود یک «مدیر پروژه» سطح بالای سیاسی که صرفاً روی کار با چین، تمرکز کند سخن گفت: ایرانِ پس از جنگ میتواند با مدلهای جدید تأمین مالی و مشارکت دادن بخش خصوصی، مسیر تازهای در جذب سرمایه و فاینانس چینی باز کند.
او با بیان اینکه، بالاخره جنگ تمام خواهد شد و موضوع بازسازی به یک ترند در کشور تبدیل میشود، افزود: اینکه ما بازسازی را چگونه انجام بدهیم؛ حتماً باید منطبق شود با برنامه توسعه صنعتی کشورمان؛ برنامهای که الان نداریم.
فقدان برنامه توسعه صنعتی در ایران
کارشناس اقتصاد بینالملل افزود: یعنی ما الان حتی در جامعهمان هم نمیدانیم ۲۰ سال بعد ایران قرار است کجا باشد؛ یک جامعه کشاورزی، صنعتی، نفتفروش، فروشنده مواد خام یا معدنی؟ ترکیب ما در این حوزهها چیست؟ واقعاً این موضوع بازسازی شاید این امکان را برای ما فراهم کند که عقلا و کارشناسان بنشینند و با لحاظ شدن دیدگاههای مختلف، برنامه توسعه صنعتی ایران را تدوین کنند تا بدانیم ۲۰ سال بعد کجا میخواهیم باشیم. بعد،
بر اساس آن برنامه، بازسازی را انجام بدهیم.
صالحی تصریح کرد: این برنامه از این جهت مهم است که شاید ما بعضی از کارخانههایی را که آسیب دیدهاند، اصلاً نخواهیم بازسازی کنیم. یعنی اساساً مثال میزنم ـ هرچند میدانم مثال ناقصی است ـ فرض کنید در تولید برخی محصولات پتروشیمی، مثلاً متانول، زیانده بودهایم.
یعنی گاز را به متانول تبدیل میکردیم و میفروختیم؛ در حالی که سود چندانی هم نداشت و حتی زیانده بود. در حالیکه همان گاز را میتوانستیم مثلاً به عراق یا ترکیه بدهیم و از این طریق وابستگی متقابل در روابط بینالملل ایجاد کنیم و تقریباً همان سود را هم ببریم؛ بدون آنکه گرفتار اختلاس، تخریب محیطزیست و مشکلات دیگر شویم.
او افزود: از این جنس است که میگویم بازسازی باید بر مبنای منطق و برنامه توسعه صنعتی انجام شود. اما اینکه منابع مالی آن از کجا قرار است تأمین شود باید بگویم که چه ۲۰ میلیارد دلار چه ۲۰۰ میلیارد دلار منابع مالی برای بازسازی نداریم.
ما منابع برای بازسازی را از چین باید بگیریم. باید درباره مسائل انضمامی و روی زمین صحبت کنیم.
اینکه بگوییم مردم بیایند دلارهایی را که در خانههایشان نگه داشتهاند وارد سرمایهگذاری کنند؛ حرف خوبی است اما شاید عملی نشود.
نقش دولت در روابط اقتصادی با چین
کارشناس اقتصاد بینالملل ادامه داد: تجربه هم نشان داده که نشده است. بنابراین باید اجرائی و واقعی حرف بزنیم. البته مشارکت مردم مهم است و اساساً موضوع مهمی است، اما اول باید یک افق روشن برای مردم ایجاد شود؛ مردم باید بدانند این واحد پتروشیمی قرار است به نتیجه برسد.
صالحی افزود: یک الگو این است که بگوییم رئیس بانک مرکزی یا مدیر پروژه پرونده چین، با یک تیم چندنفره، بروند و در سطح کلان با چینیها توافق کنند که این فاینانس وارد شود. اما تجربه نشان داده که فکر میکنیم اگر در رأس تصمیمگیری کنیم، همهچیز تا پایین اجرا میشود؛ در حالیکه اینطور
نیست.
او تصریح کرد: دولت چه کار باید بکند؟ دولت باید اولاً فضای سیاسی کلان را فراهم کند و ثانیاً در جاهایی که لازم است، ضمانتنامه دولتی و مجوزهای لازم را ارائه بدهد تا طرف چینی مطمئن باشد که پولش بازمیگردد.
به نظر من، این بازپرداخت میتواند از محل نفت یا محصولات خود کارخانهها انجام شود.