سفرهها در بحران
جنگ که میشود به همان اندازه که صدای سهمگین شلیک گلوله به گوش میرسد، سفره مردم هم به خاطر بحران تنگ میشود، کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست، البته تجارب تاریخی معاصر هم این مسئله را یادآور میشود.
دشمن به خوبی دریافته که اگر بتواند سفره ایرانیان را کوچک کند، کاری را که با موشک و بمب نتوانسته به انجام برساند، با تورم و بیکاری انجام خواهد داد. مرور تجارب تاریخی مهم ایران در جنگ هشتساله و همچنین ورق زدن تجربههای اقتصادی جهانِ حین جنگ میتواند ضرورت اتخاذ تصمیم درست از جانب مردان سیاست و اقتصاد را در این برهه به خوبی نشان دهد:
اقتصاد کوپنی
دهه شصت برای ایران اسلامی، نه فقط میدان نبرد، بلکه آزمایشگاهی مدیریت اقتصادی بود. برخلاف فضای رسانهای دشمن که آن سالها را فقط سالهای فقر نشان میدهد، واقعیت آن است که ایران علیرغم درآمد نفتی بسیار کمتر نسبت به امروز، شکاف طبقاتی پایینی را تجربه کرد.
دستاورد کلیدی آن سالها، اقتصاد کوپنی و مدیریت توزیع بود. دولت با نظام سهمیهبندی، کالاهای اساسی را با قیمت یارانهای در اختیار عموم قرار داد. این نظام مانع از شوکهای تورمی و احتکار گسترده شد. تحلیلگران خارجی نیز اذعان دارند که در آن سالها به دلیل روحیه انقلابی، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی، کشور توانست در برابر جنگ نظامی و اقتصادی مقاومت کند.
هرچند این مدل منجر به تبدیل شدن دولت به بنگاهدار بزرگ شد تا به یک متولی و کار راهانداز امور ملت اما در آن سالها نمرهی قبولی آزمون اقتصادی را تقریبا بدون تکماده و تبصره به خود اختصاص داد.
از سوی دیگر، جنگ تحمیلی فرصتی برای درونزایی قدرت بود. تحریم و جنگ، بنیانهای صنعت دفاعی ایران را مستحکم کرد. سازمان صنایع دفاع و قرارگاه خاتمالانبیاء که برای تأمین نیازهای جنگ ایجاد شدند، بعدها به صورت ستونهای اقتصاد ملی تبدیل درآمدند، آن روزها به خوبی نشان داد که روحیه جهادی و سادهزیستی به کمک نظام توزیع آمد و مردم با تحمل سختی، پشت نظام ایستادند.
جنگ چهلروزه آمریکا و اسرائیل
سختترین آزمون مقاومت
برای فهم اقتصاد ایران در شرایط جنگ، باید تقویم را از خرداد ۱۴۰۴ ورق زد. هرچند در اسفند همان سال، آمریکا رسماً وارد فاز آشکار تقابل شد، اما ماهیت این نبرد با جنگهای پیشین تفاوت داشت؛ اینبار زیرساختهای اقتصادی و تأسیسات سوخت در تیررس قرار
گرفت.
اما آنچه جهان را شگفتزده کرد، تابآوری اقتصاد ایران بود. برخلاف پیشبینیهای مراکز غربی که انتظار فروپاشی سریع را داشتند، تابآوری اقتصادی با تکیه بر اقتصاد مقاومتی در بخشهایی از تولید از جمله کشاورزی، صنایع غذایی و پتروشیمی و... با وجود محاصره دریایی در هرمز رخ نشان داد. اما بالا رفتن عجیب قیمتها به ویژه در اقلام اساسی و مورد نیاز مردم ممکن است در صورت عدم تدبیر، تبدیل به ایجاد نارضایتی مدنی و سوءاستفاده برخی از جریانها شود چنانچه ابراهیم احمدی، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفتوگو با گزارشگر کیهان با اشاره به تجربه اقتصادهای جنگزده میگوید: «در شرایط جنگی، بازار اگر رها شود خیلی زود به سمت التهاب حرکت میکند. تجربه کشورهایی که درگیر جنگ بودهاند نشان میدهد احتکار، کمبود مصنوعی و افزایش ناگهانی قیمتها میتواند حتی بیش از تهدید نظامی، نارضایتی اجتماعی ایجاد کند. اقتصاد ایران در سالهای اخیر بخشی از ظرفیت تابآوری خود را افزایش داده، اما این مسئله بدون نظارت جدی بر بازار و حمایت از اقشار ضعیف کافی نیست. امروز اقتصاد، خط مقدم جنگ است و مدیریت معیشت مردم بخشی از امنیت ملی محسوب
میشود.»
جنگ چگونه اقتصاد را بازآرایی میکند؟
مرور جنگهای اخیر در جهان امروز چند درس بزرگ دارد. نخست اینکه تحریم و جنگ، بازندگان و برندگان اقتصادی را میسازد. از فوریه ۲۰۲۲، اروپا واردات نفت روسیه را ممنوع کرد. روسیه صادرات خود را به آسیا و آفریقا معطوف کرد و با تخفیف ۲۰ درصدی، مشتریان جدیدی مانند چین و هند برای خودش دست و پا کرد. تحریم، روسیه را وادار به تنوع بخشید.
دوم اقتصاد جنگی به معنای اولویتبندی مجدد منابع است. مطابق تجربه جنگ طولانی مدت روسیه و اوکراین جنگ، اقتصاد را به سمت تولید برای جایگزین واردات سوق داد این اتفاق در حین جنگ میتواند بر اساس اصل اقتصاد مقاومتی و تقویت دانشبنیانها در ایران و در زمان کنونی هم شکل بگیرد.
درس نهائی استفاده از مسیرهای جایگزین برای برونرفت از بحران است؛ اکنون در شرایط محاصره دریایی، ایران مسیرهای جایگزین ریلی و زمینی را برای تأمین نیازهای بازار انتخاب کرده است، در کنار این مسئله تقویت روابط با همسایگان و در کنار آن چین و روسیه از طریق دیپلماسی فعال که در دولت شهید آیتالله رئیسی پایههای آن به استوارترین شکل ممکن بنیان گذاشته شد و شفافسازی در همه حوزهها با مردم میتواند مسیر عبور از بحران را هموارتر کند.
راهکارهای فوری فوتی
تجارب اقتصادهای جنگی اکنون سه راهکار فوری و عملی را برای مصونسازی سفره مردم در شرایط بحران پیشروی دولت قرار میدهد راهکار اول؛ احیای نظام سهمیهبندی هوشمند و جایگزینی آن به جای سبد کالایی است که عملا کارکرد صحیح خود را از دست داده است. در وهله دوم تکمیل زنجیرههای تأمین مقاوم در بخشهای کلیدی باید مورد توجه قرار بگیرد رجوع به تجربه خرداد 1404 نشان میدهد که اتکا به تولید داخل میتواند جایگزین درآمدهای نفتی شود.
تینا صفری، کارشناس مدیریت اقتصادی، نیز در گفتوگو با کیهان با تأکید بر ضرورت حفظ سرمایه اجتماعی در شرایط بحران به عنوان راهکار نهائی میگوید: «یکی از خطاهای رایج در اقتصاد جنگی، قربانی کردن معیشت عمومی به نفع هزینههای اضطراری است. تجربه برخی کشورها نشان میدهد وقتی سلامت، دارو و امنیت غذایی مردم به حاشیه برود، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند. در شرایط فعلی، تأمین کالاهای اساسی، پرداخت منظم حقوق و حمایت از دهکهای پایین باید اولویت مطلق باشد؛ چون تابآوری اقتصادی بدون تابآوری اجتماعی شکل نمیگیرد.»
به هر ترتیب تجربه جنگها نشان داده است که امنیت ملی بدون امنیت معیشت پایدار نمیماند. دولتی که بازار را رها کند، میدان جنگ را هم سختتر اداره خواهد کرد.
نفیسه زارعی