گزارش گاردین از رواج استفاده از «سلاح گرسنگی» در جنگها
سرویس خارجی-
گاردین نوشت که تجزیه و تحلیلهای جدید نشان میدهد که با افزایش «خشونتهای مرتبط با غذا»، گرسنگی به طور فزایندهای به عنوان «سلاح جنگی» مورد استفاده قرار میگیرد.
در دنیای امروز که مرزهای جنگ سنتی به سرعت در حال محو شدن است، گرسنگی به عنوان یکی از ویرانگرترین و در عین حال خاموشترین سلاحهای عصر مدرن ظاهر شده است. وقتی غذا و دسترسی به آن از یک حق اساسی انسانی به ابزاری برای فشار، تنبیه جمعی و حتی نابودی تدریجی تبدیل میشود، مفهوم جنگ وارد فاز جدیدی از بیرحمی سیستماتیک شده است، فازی که در آن غیرنظامیان نه به عنوان تلفات جانبی، بلکه به عنوان هدف اصلی در نظر گرفته میشوند. این تحول تاکتیکی نشاندهنده آن است که برخی قدرتهای درگیر دیگر صرفاً بهدنبال تسخیر سرزمین یا نابودی نیروهای نظامی نیستند، بلکه سوءاستفاده از اهرم غذا، بهدنبال شکستن اراده، هویت و بقا هستند. این پدیده تلخ، آینهای شفاف از تنزل اخلاقی جنگهای معاصر است که در آن، شکم خالی کودکان و والدینی که برای لقمهای نان دستوپا میزنند، به بخشی از استراتژی پیروزی تبدیل شده است. این رویکرد حیوانی را به کرات در جنگ غزه شاهدیم که صهیونیستها با محاصره اجازه ورود دارو و غذا به این باریکه را نمیدهند.
گرسنگی بهمثابه سلاح جنگی!
حالا روزنامه انگلیسی گاردین نوشته است یک تجزیه و تحلیل جدید نشان میدهد که گرسنگی بهطور فزایندهای بهعنوان «سلاحی جنگی» مورد سوءاستفاده قرار میگیرد و در هشت سال گذشته بیش از ۲۰،۰۰۰ حادثه مستند از «خشونت مرتبط با غذا» ثبت شده است. این حملات شامل ۱۲۶۱ حمله به بازارهایی است که خانوادهها برای خرید مواد غذایی روزانه از آنها استفاده میکنند و ۸۶۳ حادثه که در آنها سیستمهای توزیع غذا هدف قرار گرفته و کارگران کشته شدهاند. این تجزیه و تحلیل به دوره زمانی پس از قطعنامه ۲۴۱۷ سازمان ملل متحد که به اتفاق آراء، گرسنگی عمدی غیرنظامیان را در سال ۲۰۱۸ محکوم کرد، پرداخته است. این تجزیه و تحلیل نشان داد که گرسنگی بهطور فزایندهای با هدف قرار دادن عرضه موادغذایی که بهطور معمول در غزه، سودان، لبنان و هائیتی و سایر کشورها هدف قرار میگیرد، به سلاح تبدیل میشود.
دادههای گردآوری شده توسط Insecurity Insight حادثه را در 15 کشور کشف کرد که در آنها از سال 2018 عمداً هدف قرار گرفته است. 2018 زمانی بود که شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آراء، قطعنامهای را تصویب کرد که محرومیت غیرقانونی از کمکهای بشردوستانه را به عنوان یک تاکتیک جنگی محکوم میکرد. طبق این گزارش محققان ۱۹۰۹ حمله نظامی به زمینهای کشاورزی و ۵۶۳ حمله دیگر به زیرساختهای آبی حیاتی برای محصولات کشاورزی را کشف کردند که بر امنیت غذایی در بیش از ۴۲ کشور و منطقه تأثیر گذاشته است. پیشتر نیز سازمان ملل نیز در چندین گزارش رسمی تأیید کرده که محرومیت عمدی از غذا در درگیریهای غزه، سودان و یمن به عنوان تاکتیک جنگی سیستماتیک استفاده شده است. این واقعیتها نشان میدهد که بدون مکانیسمهای تنبیهی الزامآور بینالمللی، این روند نهتنها ادامه خواهد یافت، بلکه گسترش هم خواهد یافت.
خط قرمز شکستهشده
در نهایت گفتنی است که استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی نهتنها یک تاکتیک نظامی، بلکه یکی از جدیترین چالشهای اخلاقی و حقوقی قرن حاضر بهشمار میرود. گزارشهای متعدد سازمانهایی مانند سازمان ملل متحد، شورای امنیت و نهادهای مستقل حقوق بشری طی سالهای اخیر نشان داده که این روش در چندین درگیری مسلحانه به شکل سیستماتیک بهکار گرفته شده و هزاران غیرنظامی را به کام مرگ یا سوءتغذیه شدید کشانده است. این واقعیت تلخ، ما را در برابر یک پرسش اساسی قرار میدهد: آیا تمدن «مدرن»، با همه پیشرفتهای خود در حوزه فناوری و حقوقیاش، حاضر است خط قرمز استفاده از غذا به عنوان ابزار جنگی را بهطور واقعی و الزامآور برقرار کند؟ آینده بشریت و مشروعیتِ نظام بینالملل (البته برای آنان که هنوز مشروعیتی برای آن قائلند!) تا حد زیادی به این بستگی دارد که جامعه جهانی بتواند با مکانیسمهای مؤثرتر، نظارت دقیقتر و مجازاتهای بازدارنده، این نوع خشونت پنهان را مهار کند؛ در غیر این صورت، پیروزیهای نظامی آینده، تنها بر ویرانههای انسانیت و خاطرهای از گرسنگی جمعی بنا خواهد شد. اما، شوربختانه، چندان نمیشود امیدوار بود، چرا که تا کنون بارها بارها دیدهایم که خط قرمزها چطور شکسته شدهاند! در این تاریکی سازمانیافته، گرسنگی دیگر حتی سایهای از تصادف نیست؛ آن یک انتخاب آگاهانه است. انتخاب کسانی که دریافتهاند نابود کردن جسمها به مراتب مؤثرتر از نابود کردن ارتشهاست. اما شاید دقیقاً همین وحشت بیپرده، بتواند آخرین بیداری جمعی را رقم بزند. وقتی تصاویر کودکان استخوانی از غزه، سودان و هائیتی دیگر فقط «خبر» نباشند، بلکه به نمادی از شرم مشترک بشریت تبدیل شوند، آنگاه ممکن است فشار افکار عمومی، رسانهها و نسل جدید فعالان، سیاستمداران را مجبور کند که دیگر نتوانند با سکوت یا بیانیههای التماسی، از کنار این جنایت مدرن بگذرند.