روز آزادی و ققنوس مقاومت (نگاه)
امینالاسلام تهرانی
در سال ۱۹۷۸، رژیم آپارتاید اسرائیل با بهانه قرار دادن حملات گروههای فلسطینی، عملیات «لیتانی» را آغاز کرد و بخشهایی از جنوب لبنان را اشغال کرد. اما نقطه عطف واقعی در ژوئن ۱۹۸۲ رخ داد؛ اسرائیل با لشکرکشی گسترده به لبنان تحت عنوان «صلح برای الجلیل»[!] وارد شد، تا بیروت پیش رفت، هزاران غیرنظامی را کشت و سپس پس از خروج از پایتخت، در جنوب لبنان ماندگار شد. نام عملیات را رژیم برای توجیه حمله ۱۹۸۲ انتخاب کرد؛ منظور از «الجلیل» منطقه شمالی اراضی اشغالی بود که میگفتند هدفشان «امن کردن» آن در برابر حملات نیروهای فلسطینی است. اسرائیل ادعا میکرد میخواهد نیروهای فلسطینی را تا حدود ۴۰ کیلومتری از مرز عقب براند تا شهرکها و شهرهای شمال از حملات راکتی و نفوذها در امان بمانند. این اشغال ۱۸ساله با حمایت از شبهنظامیان لبنانی وابسته به خود به نام «ارتش جنوب لبنان» تداوم یافت و به یک کمربند امنیتی تبدیل شد که هدفش ایجاد حائل و کنترل بر مرزها بود. جنوب لبنان به منطقهای اشغالی، پر از پُستهای نظامی، مینگذاری و سرکوب روزانه مردم محلی بدل گردید و هزاران لبنانی آواره شدند. این دوره، نمادی از سیاست گسترشطلبانه اسرائیل و بیتوجهی به حاکمیت ملی لبنان بود.
با این حال، اشغالگران با مقاومتی روبهرو شدند که به تدریج شکل و شمایل تازهای یافت. در میان ویرانههای جنگ و اشغال، حزبالله لبنان به عنوان نیروی پیشتاز مقاومت مردمی ظهور کرد. این گروه با تکیه بر حمایت مردمی شیعیان جنوب، ایدئولوژی مقاومت و تاکتیکهای نامتقارن، بهسرعت به تهدیدی جدی برای ارتش تا بندندان مسلح اسرائیل تبدیل شد. عملیاتهای چریکی، کمینها، بمبگذاریهای هوشمند و ضربه به خطوط تدارکاتی اسرائیل، هزینه اشغال را برای تلآویو بهشدت افزایش داد. حزبالله نهتنها یک نیروی نظامی، بلکه به یک جنبش اجتماعی- سیاسی بدل شد که توانست اعتماد و حمایت گستردهای در لبنان کسب کند.
نقش بیبدیل حزبالله در آزادی جنوب لبنان، در ۲۵ می۲۰۰۰
(5 خرداد 1379) به اوج خود رسید. اسرائیل که تحت فشار تلفات سنگین، اعتراضات داخلی و هزینههای اقتصادی قرار گرفته بود، مجبور به عقبنشینی یکجانبه و بدون توافق شد. این عقبنشینی، که در تاریخ رژیم بیسابقه بود، نتیجه مستقیم عملیاتهای مداوم و هوشمندانه مقاومت به رهبری حزبالله بود. نیروهای اشغالگر در حالی عقبنشینی کردند که ارتش جنوب لبنان متحدشان بهسرعت فروپاشید و هزاران نفر از اعضای آن به اسرائیل گریختند. حزبالله در همان ساعات اولیه، پرچمهای مقاومت را بر فراز روستاها و شهرهای آزاد شده برافراشت. این روز، به نماد «شکست استراتژیک» اسرائیل و «پیروزی استراتژیک» مقاومت تبدیل شد.
باید توجه داشت که حزبالله لبنان در سال ۱۹۸۲ در پی حمله گسترده رژیم آپارتاید اسرائیل به لبنان (عملیات صلح برای الجلیل) شکل گرفت. این گروه از اتحاد چندین جریان شیعه لبنانی از جمله بخشی از اعضای جنبش امل، حزب الدعوه الاسلامیه، کمیتههای مقاومت محلی و دیگرانی که تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران بودند، به وجود آمد. ایران، در آن زمان، نقش مهمی در سازماندهی و آموزش این گروه داشت. هدف اولیه آن مقاومت مسلحانه در برابر اشغال اسرائیل در جنوب لبنان بود. حزبالله رسماً در سال ۱۹۸۵ با انتشار «نامه سرگشاده» خود را به جهان معرفی کرد و ایدئولوژی خود را بر پایه ولایت فقیه، مبارزه با اشغال اسرائیل و اخراج نیروهای غربی از لبنان اعلام نمود. بنیانگذاران اولیه شامل افرادی مانند شیخ صبحی طفیلی (اولین دبیرکل)، سیدعباس موسوی و سیدحسن نصرالله بودند. البته بعدها با مدیریت طولانیمدت و قدرتمند نصرالله بود که تمام دستاوردهای مهم این گروه حاصل شد.
حال بازگردیم به موضوع اصلی یادداشت؛ آنچه این پیروزی را درخشانتر میکند، ماهیت نامتقارن آن است. حزبالله با منابع محدود اما اراده آهنین، در برابر یکی از پیشرفتهترین ارتشهای جهان ایستاد و آن را وادار به فرار کرد. این عقبنشینی، نخستینبار در تاریخ درگیریهای اعراب و اسرائیل بود که اسرائیل بدون فشار بینالمللی یا توافق سیاسی، خاک اشغالی را ترک کرد. سیدحسن نصرالله در سخنرانی تاریخی بنت جبیل، آن را «شکست استراتژیک» اسرائیل نامید و تأکید کرد که این پیروزی، الگویی برای سایر جبهههای مقاومت خواهد بود. ققنوس مقاومت از دل آتش اشغال برخاست و نشان داد که اراده مردمی در برابر تکنولوژی نظامی میتواند معادلات را دگرگون کند.
امروز، در سالگرد این روز بزرگ (۲۵ می۲۰۲۶)، جنوب لبنان دوباره صحنه آزمون است. آتشبس موقتی که از آوریل برقرار شده، همچنان شکننده باقی مانده و نقضهای مکرر حریم هوائی و زمینی توسط رژیم اسرائیل ادامه دارد. عملیاتهای پهپادی دقیق مقاومت نشان میدهد که روحیه ۲۵ می همچنان زنده است. حزبالله بار دیگر ثابت کرده که پس از هر ویرانی، قدرتمندتر بازمیگردد. این انعطافپذیری، نهتنها ریشه در تجربه تاریخی دارد، بلکه در عمق اعتقاد به حق دفاع از سرزمین و حاکمیت ملی نهفته است. مقاومت امروز، بیش از هر زمان دیگری، ضامن بازدارندگی در برابر تهدیدات اشغالگرانه است.
با این حال، این پیروزی تاریخی درسهای مهمی برای آینده دارد. آزادی جنوب لبنان نشان داد که مقاومت مداوم، حتی بدون حمایت گسترده بینالمللی، میتواند اشغال را پایان دهد، اما صلح پایدار نیازمند بهرسمیت شناختن کامل حاکمیت لبنان و خروج صهیونیستها از تمام مناطق مورد اختلاف مانند شبعا است. تحلیلگران معتقدند که الگوی حزبالله در سال ۲۰۰۰، همچنان الگویی زنده برای جنبشهای آزادیبخش است، الگویی که بر پایه وحدت داخلی، نوآوری تاکتیکی و پایداری مردمی بنا شده است.
در نهایت میتوان کمی ذوقی نوشت و مدعی شد که ۲۵ می نهفقط یک روز تاریخی، بلکه یک پیام جاودان است: سرزمینهایی که با خون مقاومت آزاد شدهاند، هرگز به راحتی تسلیم نمیشوند. حزبالله بهعنوان قهرمان اصلی این حماسه، نقش بیبدیل خود را در تاریخ معاصر لبنان و منطقه ثبت کرده است. در حالی که جنوب لبنان دوباره با چالشهای تازه روبهروست، یادآوری این روز، امید و عزم را تقویت میکند که مقاومت، کلید آزادی و نماد عزت ملی باقی خواهد ماند. در شرایط کنونی که آتشبس میان لبنان و رژیم آپارتاید اسرائیل همچنان شکننده باقی مانده و جنوب لبنان بار دیگر به صحنهای از تقابل مستقیم و فرسایشی تبدیل شده است، حملات پهپادی دقیق و عملیاتهای هدفمند مقاومت لبنان در برابر ادامه نقض حریم هوائی و زمینی توسط رژیم اسرائیل، تصویری متفاوت از معادلات میدانی ایجاد کرده که حتی رسانههای عبریزبان را وادار به اعتراف به دشواریهای جدی و گاه فاجعهبارِ ارتش اسرائیل در این جبهه کرده است.