روایت یک فیلمساز از عملیات رسانهای دی1404
من ایرانم در تازهترین قسمت خود میزبان «حبیب احمدزاده» بود؛ چهرهای که با طرح روایتی متفاوت از برخی رخدادهای سیاسی و تاریخی، به نقش بیانیههای از پیشتنظیمشده در فضای رسانهای پرداخت.
کارگردان «آخرین تیر آرش» در این برنامه گفت: در مقاطعی، بیانیههایی با هدف «همپوشانی زمانی» با حوادثی که هنوز رخ نداده بودند، از پیش آماده و منتشر میشدند. به گفته او، این بیانیهها گاه ۲۴ ساعت پیش از وقوع درگیریها تنظیم و برای امضا در اختیار افراد قرار میگرفت تا پس از انتشار، چنین القا شود که واکنشی طبیعی به یک رویداد بالفعل هستند. او تأکید کرد که بخشی از این متون از خارج از کشور هدایت میشد و برخی امضاکنندگان نیز تحت فشار یا در فضائی از «مارپیچ اطلاعات نادرست» آنها را تأیید میکردند.
این مستندساز برای توضیح این الگو، به نمونهای تاریخی در دوران جنگ جهانی دوم اشاره کرد و گفت در آن نمونه نیز بیانیهای پیش از وقوع یک کشتار آماده شده بود تا پس از انتشار، موضعگیری رسمی جلوه داده شود. احمدزاده با استناد به این مثال، چنین اقداماتی را نوعی «مهندسی روایت» در فضای رسانهای دانست.
او در بخش دیگری از سخنان خود، با طرح ادعایی درباره نقش برخی جریانهای سلطنتطلب، گفت این گروهها نهتنها در مقاطعی مانند عملیات رمضان، بلکه در شکلگیری فضای اولیه آغاز جنگ ایران و عراق نیز مؤثر بودهاند. به گفته احمدزاده، بر اساس نقلقولی از مقامات وقت عراق، افرادی چون شاپور بختیار و برخی چهرههای دیگر، در جلساتی به صدام حسین القا کرده بودند که ایران از توان نظامی کافی برخوردار نیست و حمله به آن میتواند آسان باشد.
این اظهارات که با تأکید بر نقش رسانه و روایتسازی در تحولات سیاسی همراه بود، بازتابهایی در فضای رسانهای داشته و بار دیگر بحث درباره نحوه شکلگیری روایتها پیش و پس از رویدادهای تاریخی را برجسته کرده است.