توسعه بیمههای شرایط خاص عامل افزایش تابآوری اقتصاد
بر اساس گزارشهای بینالمللی صنعت بیمه، در کشورهایی که ضریب نفوذ بیمههای شرایط خاص بالاتر است، سرعت بازسازی پس از بحران بهشکل محسوسی بیشتر بوده و فشار مالی بر دولتها نیز کاهش یافته
است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پس از حمله آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان و افزایش نگرانیها نسبت به تبعات احتمالی آن، بیمه مرکزی مجوز ارائه پوشش جنگ را برای شرکتهای بیمه صادر کرد.
به این ترتیب، بیمهنامههای جدیدی برای خودرو، منازل مسکونی و واحدهای تولیدی وارد بازار شد، با این حال، بررسیهای میدانی نشان میدهد ضریب نفوذ این بیمهنامهها هنوز پایین است و بسیاری از مردم آن را در سبد هزینهای خود قرار ندادهاند.
واقعیت این است که حقبیمه پوشش جنگ بهدلیل ماهیت پرریسک آن، بالاتر از پوششهای عادی است.
در بیمهگری، نرخگذاری بر اساس احتمال وقوع و شدت خسارت انجام میشود، وقتی شدت خسارت بالقوه بالا باشد، شرکت بیمه برای حفظ توانگری مالی خود ناچار است نرخ بالاتری تعیین کند.
از سوی دیگر، شرکتهای بیمه برای این نوع ریسکها معمولاً نیازمند قراردادهای اتکایی هستند و هزینه بیمه اتکایی نیز در قیمت نهائی اثر میگذارد.
شاید مهمترین کارکرد بیمه جنگ در بخش تولید باشد. تخریب یک کارخانه یا کارگاه صرفاً یک خسارت شخصی نیست؛ این اتفاق میتواند به توقف زنجیره تأمین، بیکاری کارگران، کاهش عرضه کالا و حتی افزایش قیمتها منجر شود.
بهبیان دیگر، نبود پوشش بیمهای کافی برای واحدهای تولیدی میتواند تبعات کلان اقتصادی داشته باشد.
بر اساس گزارشهای بینالمللی صنعت بیمه، در کشورهایی که ضریب نفوذ بیمههای فاجعهآمیز بالاتر است، سرعت بازسازی پس از بحران بهشکل محسوسی بیشتر بوده و فشار مالی بر دولتها نیز کاهش یافته است، به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند توسعه بیمههای فاجعهای، بخشی از سیاست تابآوری اقتصادی محسوب میشود.
یک تحلیلگر حوزه مدیریت ریسک در این باره میگوید: وقتی بنگاه تولیدی بیمه باشد، پس از بحران سریعتر به چرخه تولید بازمیگردد، این یعنی حفظ اشتغال و جلوگیری از شوک عرضه، در واقع بیمه جنگ فقط حمایت از یک مالک نیست، بلکه حمایت از اقتصاد ملی است.
اگرچه ممکن است پرداخت حقبیمه در کوتاهمدت فشار مالی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند از زیانهای غیرقابلجبران جلوگیری کند.
در واقع مقایسه «هزینه قطعی حقبیمه» با «خسارت احتمالی اما بسیار بزرگ» نشان میدهد که این تصمیم بیش از آنکه احساسی باشد، ریشه در محاسبه عقلانی دارد.
با وجود مزایای روشن این پوشش، برای افزایش استقبال عمومی، طراحی محصولات متنوعتر، امکان پرداخت اقساطی، تخفیفهای گروهی و حتی بررسی مشوقهای حمایتی میتواند مؤثر باشد، همچنین شفافسازی درباره شرایط و سقف تعهدات بیمهنامهها، نقش مهمی در جلب اعتماد مردم خواهد
داشت.
در نهایت، بیمه جنگ را نمیتوان صرفاً یک محصول تازه در ویترین شرکتهای بیمه دانست.
این بیمهنامه در شرایط پرریسک امروز، به ابزاری برای مدیریت بحران تبدیل شده است. ابزاری که میتواند میان «یک خسارت سنگین» و «یک فاجعه مالی» تفاوت ایجاد کند.