گفتيم شبي سياه از غم داريم انگار شنيدهاي كه بر ميگردي(چشم به راه سپیده)
پايان سفر
شب حرمانِ دل ما به سحر نزديك است
روز برگشتن جانان ز سفر نزديك است
در فراقش چه جگرها كه نشد خون و نسوخت
چيدن حاصل خونهاي جگر نزديك است
اي به جان آمده از طول شب و سختي راه
قدمي پيش كه پايان سفر نزديك است
دور اي خار مغيلان كه حرم شد پيدا
مرگ بر شام تباهي كه سحر نزديك است
دل هر جايي من قدر بدان امشب را
شب قدر است و دعايت به اثر نزديك است
آفرينش همه را چشم به راه مهدي است
فجر تابيدن آن طرفه قمر نزديك است
مهدي منتظر آمد كه ز فيض نظرش
به نظر آمدن اهل نظر نزديك است
جنبشي در همه ذرات جهان افتاده است
آن قيامت كه خدا گفته مگر نزديك است؟
دشمن از تيره دلي آمدن مهدي را
گر خطر خواند بگو وقت خطر نزديك است
ياد آن شاعر عارف كه «مؤيد» فرمود
كه ز شب هر چه برآيد به سحر نزديك است
سيدرضا مؤيد
صبحی که بازآیی
به پایت ریختم اندوه یک دریا زلالی را
بلور اشکها در کاسه ماه هلالی را
چمن آیینه بندان میشود صبحی که بازآیی
بهارا! فرش راهت میکنم گلهای قالی را
نگاهت شمع آجین میکند جان غزالان را
غمت عین القضاتی میکند عقل غزالی را
چه جامی میدهی تنهائی ما را جلالالدین!
بخوان و جلوهای بخشای این روح جلالی را
شهید یوسفستان توام زلفی پریشان کن
بخشکان با گل لبخندهایت خشکسالی را
سحر از یاس شد لبریز دلهای جنوبی مان
نسیم نرگست پر کرد ایوان شمالی را
افقهایی که خونرنگاند، عصر جمعه مایند
تماشا میکنم با یاد تو هر قاب خالی را
کدامین شانه را سر میگذارم وقت جان دادن
کدام آیینه پایانی ست این آشفته حالی را
تو ناگاهان میآیی مثل این ناگاه بیفرصت
پذیرا باش از این دلتنگ، شعری ارتجالی را
علیرضا قزوه
آبیترین احساس
مهدی ای آبیترین احساسها
ای معطر از شمیم یاسها
ای تو خورشید شب یلدای من
ای همه انگیزه فردای من
ای نشانی از خدا، خال لبت
عاشقم، عاشق بسوزد در تبت
ای که دستت روی دوش آفتاب
چشم من با یاد تو رفته به خواب
ای که جاری از کلام تو غزل
صاحب دنیا تو بودی از ازل
ترجمان لحن خیس اشکها
رازدار گفتوگوهای خدا
ای که با دریا تکلم میکنی
برکهها را پرتلاطم میکنی
ای قرار ما همه آدینهها
در میان سبزی سبزینهها
مهدی!ای از نسل گلهای سپید
ای شفابخش دل مجروح بید
غیبت تو فصل زرد بیکسی ست
انتظارم، رویش دلواپسی ست
یاد تو تا در دلم آمد فرود
شعر من بیاختیار از تو سرود
بعد از این من باغبانی میشوم
باغبان بینشانی میشوم
تا بکارم بذر ناب انتظار
در دل ابری خود، فصل بهار
ملیحهسادات باقری
شام غریبان جمعهها
مردیم و به پای عشق تو جان داریم
کوریم و به دیدار تو ایمان داریم
هر جمعه نماز عشق، عاشورایی است
ما شب نشده، شام غریبان داریم
سارا سادات باختر
ترجمان دلتنگي
مائيم و دلي زعشق رويت سرشار
اي مرد خدا، سوار آيينه تبار
هر فاصله ترجمان دلتنگي ماست
بازآ و همه فاصلهها را بردار
؟؟؟؟
پيغام سپيده
آهوي رميدهاي كه برميگردي
پيغام سپيدهاي كه برميگردي
گفتيم شبي سياه از غم داريم
انگار شنيدهاي كه برميگردي
؟؟؟؟
نسل بهار
از نسل گل و بهار و آيينه توئي
منظومه انتظار ديرينه توئي
ما منتظران وعده ديداريم
خورشيد زلال روز آدينه توئي
؟؟؟؟