کد خبر: ۳۲۹۳۷۳
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۷
آلون مزراحی، تحلیلگر اسرائیلی:( گزارش روز سی و ششم جنگ)

حملات ایران شدت گرفته، اسرائیل مجبور به زانو زدن است

پایان هفته پنجم جنگ و شروع روز سی و ششم، مقارن با چند شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در مقابل ایران بود. سرنگونی هفت هواپیمای آمریکا در کنار بسته ماندن تنگه هرمز، ته کشدن بانک اهداف آمریکا و اسرائیل، تشدید حملات راهبردی ایران به عمق رژیم صهیونیستی، و رد کردن دعوت فریبکارانه آمریکا به مذاکره، از جمله تحولات مهم در آغاز هفته ششم جنگ بود که به اذعان تحلیلگران غربی، دست برتر ایران را نشان می‌داد.
شگفتانه ایران برای آمریکا
سرنگونی چند جنگنده آمریکایی در روز جمعه، سر و صدای بسیاری در آمریکا و محافل سیاسی جهان بر پا کرد. چنان که وال استریت ژورنال نوشت: سرنگونی دو هواپیمای جنگی آمریکا جدی‌ترین نمونه از توانایی تهران در بالا بردن هزینه‌های جنگ برای واشنگتن بود. دونالد ترامپ سعی می‌کند تا افکار عمومی آمریکا را قانع کند که جنگ با ایران هم در میدان نظامی موفق بوده و هم در راستای منافع ملی ایالات متحده پیش می‌رود؛ در حالی که واقعیت‌های میدانی از داستان دیگری حکایت دارند. در کنار دستاوردهای تاکتیکی، جنگ هم‌چنان با تردیدهای راهبردی، فشارهای اقتصادی و مهم‌تر از همه، فقدان تسلیم سیاسی ایران روبه‌روست. طبق نظرسنجی رویترز-ایپسوس، ۶۶ درصد آمریکایی‌ها می‌خواهند دخالت آمریکا در این جنگ هرچه زودتر پایان یابد، حتی اگر همۀ اهداف اعلام‌شدۀ دولت محقق نشود؛ ۶۰ درصد نیز با این جنگ مخالف‌اند.
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس از زاویه تحلیلی دیگری نوشت: این، نخستین سرنگونی جنگنده آمریکا توسط یک کشوردر ۲۴ سال گذشته و برخلاف ادعای ترامپ مبنی بر انهدام قدرت دفاعی ایران است. سرنگونی ۲ فروند هواپیمای نظامی آمریکایی، یک حمله بسیار نادر علیه ایالات متحده محسوب می‌شود که طی بیش از ۲۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است.
وبسایت سی‌ان‌ان هم یادآوری کرد: ۷ هواپیمای آمریکا از انواع مختلف در جنگ با ایران منهدم شده و تعدادی دیگر آسیب‌ جدی دیده است. جنگ ایران که پیش از این نیز در میان مردم آمریکا چندان محبوب نبود، وارد مرحله جدید و پیچیده‌تری شده است.
همچنین مالکوم نانس نیروی اطلاعاتی سابق آمریکا و عضو ارشد سابق نیروی دریایی آمریکا گفت: سرنگون کردن یک اف-۱۵ آمریکا در ارتفاع بالا خبر بدی است، اما سرنگونی جنگنده ای-۱۰ وارتاگ نشانه بدتری است. این هواپیما سخت‌جان‌ترین هواپیمای تهاجمیِ عملیات در ارتفاع پایین است که داریم.
شبکه سی‌بی‌اس در ادبیاتی مشابه گفته است: پیامدهای سرنگونی اف-۱۵ برای آمریکا بسیار بدتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور می‌شد. علاوه‌بر سرنگونی یک جنگنده اف-۱۵ایی‌، یک هواپیمای ای-۱۰ وارتهاگ که برای عملیات جست‌وجو و نجات این جنگنده اعزام شده بود هم هدف قرار گرفته است. دو فروند بالگرد هم در عملیات نجات مشارکت داشتند. بالگردی که خلبان نجات‌یافته را منتقل می‌کرد، سپس هدف آتش سلاح‌های سبک قرار گرفت و چند عضو خدمه زخمی شدند. مجموعه این رویدادها نشان می‌دهد که با وجود ادعاهای ترامپ، تهدید‌های ایران همچنان کاملاً واقعی و جدی هستند. 
آشکار شدن ضعف آمریکا
هزینه حماقت ترامپ است
در حالی که آدام اسمیت، نماینده کنگره آمریکا گفته «ایران، ضعف آمریکا را اشکار کرد و مردم آمریکا هم اکنون هزینه حماقت ترامپ را می‌پردازند»، ژنرال استیون اندرسوناین، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا می‌گوید: ترامپ بزرگ‌ترین فاجعه ژئوپلیتیکی تاریخ آمریکا را رقم زد. او دستش را در لانه زنبور کرد و حالا بلد نیست دستش را بیرون بیاورد! اسیر کردن خلبان مزیت عظیم برای ایران به همراه خواهد داشت. آنها همین الان هم با دو سرنگونی، دستاورد سیاسی دارند.
در این میان، جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت اول ترامپ معتقد است: قطعا سرنگونی ۲ جنگنده آمریکا، اعتبار کاخ سفید را کاملا تخریب می‌کند. در این‌جا این کاخ سفید است که خود ما را زخمی کرده نه ایرانی‌ها. ترامپ احتمالا از فاجعه سرنگونی ۲ جنگنده در حالت وحشت به سر می‌برد و آرزو می‌کند راهی پیدا کند تا پیروزی را اعلام کرده و از این جنگ خارج شود، بدون توجه به اینکه تنگه هرمز را باز کرده یا نه.
اریک سؤالول، نماینده کنگره آمریکا در این زمینه تاکید کرد: در سخنرانی رئیس‌جمهور به ما گفته شد که آسمان ایران در اختیار آمریکاست، اما به نظر می‌رسد که این‌طور نیست. ما رئیس‌جمهوری داریم که به نظر می‌رسد بیشتر برای یک سالن رقص برنامه دارد تا یک درگیری در خاورمیانه.
همچنین رابرت پِیپ، مشاور پنتاگون می‌گوید: ایران از این جنگ به عنوان ابرقدرت بیرون می‌آید. ما در طول عمرمان هرگز چنین چیزی ندیده‌ایم: یک مرکز جدید قدرت جهانی که ظرف یک ماه شکل گرفته است.
لوکاس گیج، کهنه‌سرباز و تحلیلگر و فعال رسانه‌ای آمریکایی نیز گفت: من پیش‌بینی کرده بودم.‌ وقتی همین الان داریم بچه‌هامونو تو آسمون از دست می‌دیم، فکر کن رو زمین قراره چه تلفاتی بدیم. مرگ هر آمریکایی هم پای ترامپ و اون دولت بی‌عرضه‌ش نوشته میشه. تو نمی‌تونی نیروی زمینی به ایران بفرستی و انتظار داشته باشی سالم برگردند.
آمریکا، ناامید و بازنده است که برای آتش‌بس له‌له می‌زند
دیوید پاین (تحلیلگر ارشد خاورمیانه و افسر سابق ستاد فرماندهی ارتش آمریکا) نگاهی عمیق‌تر به ماجرای جنگ دارد. او می‌نویسد: خبر فوری مبنی بر اینکه «ایران تمام خواسته‌های آمریکا را رد کرد و حاضر به دیدار در پاکستان نشد»، در واشینگتن شوک بزرگی بود، اما در علم ژئوپلیتیک واکنشی کاملاً منطقی است. معمولاً طرفی که برای آتش‌بس له‌له می‌زند و ناامید است، طرف بازنده است. با وجود تمام پروپاگاندای رسانه‌ای، این ترامپ است که پیام آتش‌بس می‌فرستد. در مقابل، ایران با آگاهی از دست برتر (تنگه هرمز، موشک‌های سالم و تسلط لجستیکی) نیازی به توقف جنگ نمی‌بیند، مگر با پذیرش تمام شروط و دیکته کردن پیروزی استراتژیک. واشینگتن گمان می‌کند پیاده کردن لشکر ۸۲ هوابرد (نیروهای واکنش سریع) در جزیره خارگ، یک فتح نظامی است؛ اما از نگاه تهران، این یک گروگان‌گیری استراتژیک داوطلبانه است! وقتی تکاوران آمریکا پیاده شوند، نیروی هوائی به دلیل ترس از آتش خودی فلج می‌شود. حالا تصور کنید هزاران کماندو آمریکایی پیاده شوند؛ جزیره‌ای که برق آن قطع شده و در محاصره کامل موشک‌ها و قایق‌های تندرو است. آنها دیگر نیروی مهاجم نیستند؛ گوشت قربانی و «گروگان‌های دوفاکتو» در خلیج‌فارس خواهند بود! استراتژی ایران این است: اجازه دهید در باتلاق جغرافیایی خلیج‌فارس (چه در خارک و چه در سواحل) پیاده شوند. وقتی هزاران سرباز در منطقه کور لجستیکی گیر افتادند و ناوگان دریایی آمریکا قادر به نزدیک شدن و نجات آنها نبود، واشینگتن مجبور می‌شود در موضع ضعف مطلق تمام شروط ایران را چشم‌بسته امضا کند. ماشین جنگی آمریکا در حال ورود به پیچیده‌ترین تله قرن بیست‌ویکم است. وقتی غرور جایگزین استراتژی شود، امپراتوری‌ها با پای خود به سمت گیوتین می‌روند.
سرگردان میان باتلاق ادامه جنگ یا تحقیر ناشی از عقب‌نشینی
دیروز نشریه پولیتیکو به نقل از مقامات آمریکایی هشدار داد «اهداف قابل حمله در ایران در حال ته کشیدن است»: مقام‌های نظامی آمریکا هشدار داده‌اند پنتاگون در حال نزدیک شدن به نقطه‌ای است که اهداف راهبردی مهمی برای حمله در ایران باقی نمانده، در حالی که ترامپ همچنان تاکید دارد تا چند هفته دیگر به حملات ادامه خواهد داد. بر اساس اظهارات دو مقام فعلی وزارت پنتاگون، جدول زمانی که ترامپ در سخنرانی خود اعلام کرد- ادامه حملات تا دو یا سه هفته دیگر- گزینه‌های محدودی برای انجام حملات هوائی مؤثر باقی می‌گذارد. چالش‌ها با کنترل ایران بر تنگه هرمز و همچنین ماهیت متفاوت این جنگ، تشدید شده است. این وضعیت می‌تواند به تهران اهرم فشاری بدهد که از مذاکره یا بازگشایی مسیرهای حیاتی خودداری کند و در نتیجه چرخه‌ای فرسایشی شکل بگیرد. ترامپ در هیچ شرایطی نمی‌تواند به‌سادگی عقب‌نشینی کند؛ اما اگر خارج شود تحقیر می‌شود و اگر بماند، در باتلاق گیر خواهد کرد. اکنون اهداف نظامی قابل دسترسی بدون عملیات زمینی بسیار محدود شده‌اند. هدف قرار دادن ذخایر موشکی بالستیک ایران هر روز دشوارتر می‌شود، زیرا احتمالا در پناهگاه‌های مستحکم نگهداری می‌شوند. در این میان، راهبرد تهران برای طولانی کردن درگیری تا حدی نتیجه‌بخش بوده و با افزایش قیمت انرژی، فشار بر دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگ را افزایش داده است.
استیصال یک بازنده منفور
اکنون این اتفاق نظر وجود دارد که گفتار و رفتار ترامپ، از درماندگی و بیچارگی وی حکایت می‌کند. در این باره، مجله آمریکایی نیشن نوشت: آخرین سخنرانی ترامپ درباره ایران، استیصال یک بازنده را نشان داد. جنگ ترامپ فاجعه‌ای است که پیوسته تشدید می‌شود. او بیش از پیش منفور شده است و سخنرانی‌هایش هیچ‌کدام از این دو واقعیت را تغییر نخواهد داد.
نشریه انگلیسی دیلی‌میل هم می‌نویسد: حملات ایران، معادلات جنگ را برهم زده است. تصاویر تازه منتشرشده، پرده از ابعاد تکان‌دهنده‌ای از نبرد هوائی در جریان جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل برداشته‌اند. حملات پهپادی ایران حالا به یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل میدان تبدیل شده است. شواهد ماهواره‌ای نشان می‌دهد پایگاه‌های نظامی، باندهای فرود و تأسیسات حیاتی در نقاط مختلف منطقه با دقت هدف قرار گرفته و دچار خسارات جدی شده‌اند. برخی حملات حتی موفق شده‌اند از لایه‌های دفاعی عبور کرده و مستقیماً به اهداف حساس اصابت کنند. تحلیلگران می‌گویند استفاده همزمان از پهپادها، پرواز در ارتفاع پایین و هدف‌گیری نقاط لجستیکی، نشان از یک استراتژی پیچیده و حساب‌شده دارد.
افزایش ناامیدی صهیونیست‌ها از دروغ‌های نتانیاهو
اما در رژیم صهیونیستی، شرایط از ابعاد مختلف بحرانی گزارش می‌شود. در حالی که زیر ساخت‌های نظامی و امنیتی و اقتصادی و انرژی اسرائیل، زیر ضرب ایران و حزب‌الله است، شائیل بن افرائیم تحلیلگر صهیونیست مسائل ژئوپلیتیک در یاداشتی نوشت: نتانیاهو از احتمال بالای پایان زودهنگام جنگ بسیار ناامید است. نتانیاهو از آنچه که او «صنعت عظیم رکود اقتصادی» نامید که برای سرکوب روحیه عمومی اسرائیل در طول جنگ تلاش می‌کند، انتقاد کرد. او می‌داند که آمریکا و اسرائیل، در حال شکست در جنگ هستند و افکار عمومی اسرائیل علیه او شده است.
از سوی دیگر، به گزارش رادیو فردا، «نظرسنجی‌ها در اسرائیل نشان می‌دهد که از شمار حامیان جنگ به میزان قابل‌توجهی کاسته شده است. همزمان، درصدی قابل‌تأمل از اسرائیلی‌ها در درستی سخنان مقامات کشورشان که مدعی وارد کردن ضربات سنگین به توان موشکی ایران هستند دچار تردید شده‌اند».
نظرسنجی اندیشکدهٔ «سیاست ملت یهود» حاکی است درصد اسرائیلی‌هایی که معتقدند گفتهٔ نتانیاهو در مورد «سقوط جمهوری اسلامی» محقق خواهد شد، به میزان ملموسی کاهش یافته است.
بر اساس نظرسنجی اندیشکدهٔ «مطالعات ملی اسرائیل»، در آغاز جنگ، ۶۹ درصد اسرائیلی‌ها امیدوار بودند حکومت ایران در نتیجهٔ جنگ متحمل ضربات جبران‌ناپذیر شود، اما در هفتهٔ پنجم جنگ این میزان به ۴۳ درصد رسیده است. 
در این میان، روزنامهٔ‌هاآرتص نوشت: نتانیاهو با تکیه به ایالات متحده‌ای به جنگ دوم با ایران رفت که آن آمریکایی که او می‌شناخت، در رهگذر تحولات عمیق در جامعه و سیاست آمریکا، دیگر وجود ندارد. نتانیاهو اما دوباره منتقدانش را که اکثراً نیروهای اطلاعاتی و نظامی پیشین هستند و این روزها می‌گویند که او راه خروج از جنگ را پیش‌بینی نکرده است، به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن‌ها را «بیکاران بدعنق چپیده در استودیوها» نامیده است. او در پیام شب عید پسح از منتقدان خود پرسید: «چه بلایی بر سرتان آمده، چرا دستاوردها را نمی‌بینید؟»
آتش بس نه؛ ایران مصمم به دیکته کردن شرایط خود است
دنی سیترینوویچ مدیر سابق امور ایران دراطلاعات نظامی ارتش اسرائیل می‌گوید «از دیدگاه رهبری فعلی ایران، بعید است که چرخه آشنای تشدید- آتش‌بس- تشدید مجدد در این دور از درگیری تکرار شود.» او می‌افزاید: تصمیم‌گیرندگان ایرانی احتمالاً ترجیح می‌دهند که به جای آتش‌بس، به جنگ ادامه دهند، آتش‌بسی که تنها مقدمه‌ای برای دور بعدی خصومت‌ها باشد. در غیاب تضمین‌هایی که شرایط استراتژیک اصلی آنها را در نظر بگیرد، ایران انگیزه کمی برای پایان دادن به کارزار فعلی دارد. در حالی که ایران ممکن است زمان شروع درگیری را تعیین نکرده باشد، اما مصمم است شرایطی را شکل دهد که تحت آن پایان یابد. 
تا زمانی که این شرایط برآورده نشود، تهران با فرض اینکه جنگ فرسایشی به ویژه با توجه به فشارهای اقتصادی و سیستماتیک قابل توجه اعمال شده بر منطقه و سیستم جهانی به نفع آن است، آماده است تا این رویارویی را ادامه دهد و هزینه‌ها را متحمل شود. به ویژه از طریق اختلالات مرتبط با تنگه هرمز. علاوه‌بر این، با فعال شدن مجدد «محور مقاومت»، ایران صرفاً به نمایندگی از خود عمل نمی‌کند و هرگونه آتش‌بس نمی‌تواند صرفاً به منطقه خلیج‌فارس محدود شود. ایران احتمالاً آماده است تا در صورت لزوم، کارزار فعلی را برای هفته‌ها و احتمالاً ماه‌ها ادامه دهد.
برگ برنده ایران، قوی‌تر از سلاح هسته‌ای است
آلون بن داوید تحلیلگر کانال ۱۳ عبری هم درباره رویکرد ایران می‌گوید: با توجه به پول‌هایی که درآمدهای نفتی سرازیر می‌شود، ایران می‌تواند به سرعت صنایع آسیب‌دیده را بازسازی کند. جای تعجب نیست که ایران جرات کند ادعای حاکمیت بر تنگه هرمز را داشته باشد و برای عبور کشتی‌ها عوارض وضع کند. در ماه اول جنگ، ایران درآمدهای نفتی و مشتقات آن را دو برابر کرد. باید این جمله را دو بار خواند تا ماهیت نبرد را درک کرد. این یک نبرد اقتصادی است که با روش‌های نظامی حل نخواهد شد. به نظر می‌رسد ترامپ، شروع به درک موضوع کرده که در این نبرد با دشواری زیادی مواجه خواهد شد و شاید پیروزی در آن غیرممکن باشد. ایران سال‌ها برای مقابله با چنین نبردی در برابر قوی‌ترین قدرت جهان آماده شده و توانایی فلج کردن صادرات نفت از خلیج‌فارس را ساخته است، منطقه‌ای که 20٪ نفت جهان را تامین می‌کند. توانایی ایران بسیار فراتر از کنترل تنگه هرمز است؛ موشک‌ها و پهپادهای آن با برد ۲۰۰۰ کیلومتر می‌توانند حرکت تجاری در دریای عرب و خلیج عمان را نیز مختل کنند. فلج کردن حرکت کشتی‌های تجاری کار سختی نیست. فقط کافی است یک کشتی توسط پهپاد، موشک یا مین هدف قرار گیرد تا شرکت‌های بیمه به طور کامل ناوبری را متوقف کنند. حتی حوثی‌ها در یمن، با توانایی‌های بسیار محدود در مقایسه با ایران، این موضوع را اثبات کرده‌اند. ایران توانست پس از ضربه اول، به سرعت بهبود یابد و تمرکز خود را بر هدف اصلی گذاشت؛ کنترل صادرات انرژی از خلیج‌فارس. این برگ برنده ایران، از سلاح هسته‌ای قوی‌تر است.
اسرائیل با این اوضاع مجبور است زانو بزند و و تسلیم شود
سرانجام، این تحلیل «آلون مزراحی» نویسنده اسرائیلی، خواندنی است: حملات ایران و حزب‌الله به مواضع و زیرساختهای نظامی اسرائیل به شدت افزایش پیدا کرده است. امروز پایگاه‌های نیروی هوائی و کارخانه‌های نظامی اسرائیل هدف قرار گرفتند. حملات به زیرساختهای نظامی اسرائیل، شدیدترین حملات ایران در ده روز گذشته به شمار می‌رود. احساس می‌کنم اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، اسرائیل مجبور به زانو زدن و تسلیم خواهد شد، یا ظرف چند هفته با فروپاشی کامل و نابودی مواجه خواهد شد؛ نه طی چند سال و چند ماه، بلکه ظرف چند هفته. ایران در عرض ۴ هفته به دستاوردی باورنکردنی دست یافته و باعث شده آمریکا و اسرائیل به شدت به دنبال راه‌هایی برای پایان دادن به این وضعیت باشند. خبر بد برای آنها این است که این وضعیت به این زودی‌ها یا قبل از اینکه ایران، واقعیت را برای همیشه تغییر دهد، پایان نخواهد یافت.