رستورانهای هند، دانشگاههای بنگلادش تعطیل و ادارات پاکستان دور کار شدند
سرویس خارجی-
چنانکه برخی از تحلیلگران از پیش نیز هشدار داده بودند، گشودن در جنگ علیه ایران دروازه بحرانی بزرگ را به روی جهان گشود: «بحران بزرگ سوخت»؛ از رستورانهای هند که تعطیل شدهاند تا ادارات پاکستان که دورکار شدهاند، همه تحت تأثیر این بحران هستند.
بحرانهای بزرگ انرژی در تاریخ معاصر بارها نشان دادهاند که جنگها و تنشهای ژئوپلیتیکی میتوانند در زمانی کوتاه اقتصاد جهانی را دچار آشفتگی کنند. از شوک نفتی سال ۱۹۷۳ که پس از جنگ اعراب و رژیم اسرائیل رخ داد و بازارهای جهانی را با کمبود و افزایش شدید قیمت انرژی روبهرو کرد، تا بحران انرژی دهههای بعد که با جنگها و تحریمهای گسترده همراه شد، همواره یک الگو تکرار شده است: زمانی که مسیرهای حیاتی انرژی یا تولیدکنندگان مهم درگیر تنش نظامی میشوند، آثار آن تنها محدود به میدان جنگ نمیماند و به سرعت به زندگی روزمره مردم در کشورهای مختلف سرایت میکند. تجربه تاریخی نشان میدهد که در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که مستقیماً در جنگ حضور ندارند نیز با پیامدهای اقتصادی، تورمی و کمبود منابع حیاتی روبهرو میشوند.
اقتصاد جهانی در برابر جنگهای انرژیمحور
اقتصاد جهانی به ویژه در دهههای اخیر به شبکهای پیچیده از تولید، حملونقل و تجارت انرژی وابسته شده است. هنگامی که درگیریهای نظامی در مناطق حساس انرژی شکل میگیرد، نخستین اثر آن در بازارهای جهانی سوخت دیده میشود؛ افزایش قیمت نفت و گاز، اختلال در خطوط کشتیرانی و بیم از ناامنی مسیرهای انتقال انرژی باعث میشود بازارها با شوک قیمتی مواجه شوند. این شوک به سرعت به سایر بخشهای اقتصادی سرایت میکند؛ از افزایش هزینه حملونقل و تولید گرفته تا بالا رفتن قیمت کالاهای اساسی. در چنین شرایطی، کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند بیش از دیگران تحت فشار قرار میگیرند و ناچارند سیاستهای اضطراری برای مدیریت مصرف و مهار بحران اتخاذ کنند.
زنجیره تبعات اقتصادی جنگ
تجربه بحرانهای پیشین نشان میدهد که جنگافروزی نه تنها برای طرفهای درگیر بلکه برای بسیاری از کشورها پیامدهای اقتصادی سنگینی به همراه دارد. افزایش هزینه انرژی مستقیماً بر صنایع، کشاورزی و خدمات تأثیر میگذارد و در نتیجه نرخ تورم بالا میرود و قدرت خرید مردم کاهش مییابد. دولتها نیز برای جبران فشارهای اقتصادی ناچار به اجرای سیاستهایی مانند محدودیت مصرف، کاهش فعالیت برخی بخشها یا تغییر الگوی کاری میشوند. این شرایط میتواند رشد اقتصادی را کند کرده و حتی در برخی موارد به رکودهای منطقهای یا جهانی منجر شود؛ رخدادی که بارها در تاریخ اقتصاد معاصر پس از بحرانهای انرژی مشاهده شده است. افزون بر این، افزایش قیمت سوخت بهصورت زنجیرهای سایر بازارها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. هزینه حملونقل کالا بالا میرود، قیمت مواد اولیه در صنایع افزایش مییابد و در نهایت این فشار به بازار مصرف منتقل میشود. در چنین شرایطی بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که وابستگی بیشتری به انرژی و حملونقل دارند با کاهش سود یا حتی تعطیلی مواجه میشوند. به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی همواره تأکید میکنند که تبعات اقتصادی جنگها تنها محدود به میدان نبرد نیست و میتواند ساختارهای اقتصادی کشورها را برای مدتی طولانی تحت فشار قرار دهد.
بحران سوخت و فشار بر زندگی روزمره
کمبود یا افزایش شدید قیمت سوخت از ملموسترین پیامدهای چنین بحرانهایی است. سوخت نهتنها برای حملونقل بلکه برای تولید برق، فعالیت صنایع و حتی خدمات روزمره نقش حیاتی دارد. وقتی عرضه سوخت دچار اختلال میشود یا قیمت آن جهش پیدا میکند، دولتها و بخش خصوصی ناچار به کاهش مصرف و تغییر الگوهای فعالیت میشوند. این وضعیت میتواند از محدود شدن فعالیت برخی کسبوکارها تا تغییر در برنامه کاری نهادها و مراکز آموزشی را در پی داشته باشد. در نهایت، تجربه تاریخی نشان داده است که جنگهایی که با اهداف سیاسی یا نظامی آغاز میشوند، اغلب پیامدهایی فراتر از میدان نبرد دارند و دامنه اثرات آنها به اقتصاد جهانی و زندگی میلیونها نفر در نقاط مختلف جهان گسترش مییابد.
دروازه بحران سوخت گشوده شد!
حالا در پی جنگافروزی آمریکا و رژیم اسرئیل علیه ایران، افزایش قیمت نفت و گاز در این کشورها، خشم مردم را برانگیخته و اعتراض آنها را در پی داشته است. آموزش عالی و همچنین مراکز تفریحی نیز به واسطه این بحران سوخت، با چالش مواجه شدهاند. پاکستان که بخش زیادی از سوخت خود را وارد میکند، برای مقابله با این بحران سوخت مجبور شد مدارسش را دو هفته تعطیل کند. این کشور ساعات ادارات را به چهار روز در هفته کاهش داد و ۵۰ درصد از کارکنان دولت را دورکار کرد. فیلیپین هم از دیگر کشورهایی بود که به کاهش ساعات کار ادارات روی آورد تا شرایط را به نوعی مدیریت کند. بنگلادش هم مجبور شد دانشگاههای خود را تعطیل کند تا مصرف سوخت را کاهش داد. ۹۰ درصد رستورانهای هند هم به دلیل افزایش قیمت سوخت، مجبور به تعطیلی شدند. برخی از آنها هم به سوزاندن چوب روی آوردند و بعضی دیگر هم ناچار شدند تعداد غذاها در منوی خود را کاهش دهند.
از طرف دیگر، افزایش قیمت سوخت در کشورهای اروپایی تا حدود ۳۲ درصد، مردم را به صرفهجویی بیشتر و حتی سفر به کشورهای دیگر برای پر کردن باک ماشینشان مجبور کرده است. آلمانیهایی که در نزدیکی مرز با لهستان زندگی میکنند، برای پر کردن باک ماشینهایشان به آن سوی مرز میروند تا هزینه کمتری را بپردازند. البته بحران سوخت در اروپا موضوعی تازه نیست و ریشه آن به سالهای پیش بازمیگردد. پس از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ و کاهش صادرات انرژی روسیه به اروپا، قیمت گاز و فرآوردههای نفتی در بسیاری از کشورهای اروپایی بهطور قابل توجهی افزایش یافت و دولتها را با چالش تأمین انرژی روبهرو کرد. در این مدت، برخی کشورها برای مدیریت مصرف، سیاستهایی مانند سهمیهبندی انرژی، افزایش واردات از منابع جایگزین و تشویق مردم به صرفهجویی را در پیش گرفتند. با این حال، تحولات و تنشهای جدید در بازار جهانی انرژی باعث شده است این بحران که از قبل شکل گرفته بود، اکنون شدت بیشتری پیدا کند. این مشکلات در شرایطی ایجاد شده که تنها حدود دو هفته از شروع جنگ علیه ایران میگذرد و ادامه یافتن این روند، بیش از پیش آمریکا و متحدان این کشور را تحت فشار قرار خواهد داد.
در پایان گفتنی است، تاریخ بارها نشان داده است که بسیاری از بحرانهای بزرگ انرژی و اقتصادی، نه حاصل یک روند طبیعی بلکه نتیجه تصمیمهای شتابزده و ماجراجویانه سیاستمدارانی بوده است که تصور میکردند میتوانند جنگ را محدود و پیامدهای آن را کنترل کنند. در عمل اما تجربههای متعدد ثابت کرده است که آتش جنگ به ندرت در همان جغرافیایی که آغاز میشود باقی میماند و خیلی زود دامنه آن به اقتصاد جهانی، بازارهای انرژی و زندگی مردم در نقاط مختلف جهان کشیده میشود. این بار هم حماقتهای یک دلال ملک که از بد حادثه رئیسجمهور شده و حماقتهای یک قاتل حرفهای که رژیم تروریسم را رهبری میکند، این دروازه بحران را گشوده است.