ماهی که سایه مداخلهگری آمریکا بر سر جهان سنگینی میکند
سرویس خارجی-
ماه مارس در تقویم میلادی تنها یک مقطع زمانی نیست؛ بلکه برای بسیاری از ملتها یادآور رخدادهایی است که در آن سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا پیامدهای سنگینی بر امنیت و ثبات جهانی بر جای گذاشت. از آغاز جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ تا گسترش بازداشتگاه بحثبرانگیز گوانتانامو در سال ۲۰۰۲، این ماه بخشی از پروندهای است که منتقدان آن را نمادی از تناقض میان ادعاهای حقوق بشری واشنگتن و عملکرد واقعی آن میدانند.
با فرارسیدن ماه مارس، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر بار دیگر در حافظه سیاسی جهان تداعی میشود؛ آغاز حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ (۲۹ اسفند ۱۳۸۱). دولت جُرج بوش این عملیات را با استناد به ادعای وجود «سلاحهای کشتارجمعی» در عراق و همچنین ارتباط احتمالی حکومت صدام حسین با شبکه القاعده توجیه کرد. این ادعاها در آن زمان در سخنرانیهای رسمی مقامات آمریکایی و گزارشهایی که به کنگره و افکار عمومی ارائه شد، بارها تکرار شد. با این حال پس از سقوط بغداد و انجام بازرسیهای گسترده توسط «گروه بررسی عراق» به سرپرستی چارلز دلفر در سال ۲۰۰۴، هیچ نشانهای از وجود برنامه فعال سلاحهای کشتارجمعی در عراق پیدا نشد، مسئلهای که بعدها به یکی از مهمترین محورهای انتقاد از تصمیم واشنگتن برای آغاز جنگ تبدیل شد.
حمله به عراق همچنین از منظر حقوق بینالملل با پرسشهای جدی روبهرو شد. آمریکا و متحدانش نتوانستند مجوز صریح شورای امنیت سازمان ملل برای آغاز جنگ را به دست آورند و همین موضوع باعث شد بسیاری از دولتها و حقوقدانان بینالمللی این عملیات را نمونهای از دور زدن سازوکارهای قانونی نظام بینالملل بدانند. سالها بعد «گزارش چیلکات» که در سال ۲۰۱۶ درباره تصمیم انگلیس برای مشارکت در جنگ منتشر شد، به صراحت اعلام کرد که تهدید عراق در آن زمان «بلافاصله و اجتنابناپذیر» نبوده و گزینههای دیپلماتیک هنوز به پایان نرسیده بود. چنین ارزیابیهایی سبب شد جنگ عراق در ادبیات سیاسی معاصر به عنوان یکی از بحثبرانگیزترین مداخلات نظامی قرن بیستویکم شناخته شود که البته تبعات فاجعهبار و طولانی مدتی نیز در پی داشت.
پیامدهای انسانی و امنیتی این جنگ ابعاد گستردهای داشت. بر اساس گزارش پروژه «Costs of War» در دانشگاه براون، جنگ و پیامدهای آن صدها هزار کشته در عراق بر جای گذاشت و میلیونها نفر را آواره کرد. فروپاشی ساختارهای حکومتی پس از سقوط بغداد، انحلال ارتش عراق و شکلگیری خلأ قدرت، زمینهساز افزایش خشونتهای فرقهای و ظهور گروههای افراطی در سالهای بعد شد؛ روندی که در نهایت به قدرت گرفتن گروه داعش در بخشهایی از عراق و سوریه در دهه بعد انجامید. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگی که با هدف اعلامی «ایجاد ثبات و دموکراسی» آغاز شد، در عمل یکی از عوامل اصلی بیثباتی بلندمدت در منطقه خاورمیانه شد.
در کنار جنگ عراق، ماه مارس یادآور یکی دیگر از فصلهای پرانتقاد در سیاستهای امنیتی آمریکا نیز هست. در ۲۰ مارس ۲۰۰۲ (۲۹ اسفند ۱۳۸۰) گروهی از بازداشتشدگان جنگ افغانستان به بازداشتگاه گوانتانامو در پایگاه دریایی آمریکا در کوبا منتقل شدند، زندانی که اندکی پیشتر و در ژانویه ۲۰۰۲ برای نگهداری مظنونان به عضویت در شبکههای تروریستی ایجاد شده بود. دولت آمریکا استدلال میکرد که نگهداری این افراد در گوانتانامو به دلیل موقعیت حقوقی خاص این پایگاه امکان بازجویی و بازداشت آنها را خارج از چارچوب برخی قوانین داخلی فراهم میکند. همین استدلال از همان ابتدا موجی از بحثهای حقوقی درباره وضعیت حقوقی زندانیان و حدود اختیارات دولت در چارچوب «جنگ علیه تروریسم» به وجود آورد.
در سالهای بعد، گزارشهای متعدد سازمانهای حقوق بشری مانند عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و همچنین گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه، نگرانیهای جدی درباره وضعیت زندانیان در گوانتانامو مطرح کردند. بسیاری از بازداشتشدگان سالها بدون محاکمه رسمی در این زندان نگهداری شدند و گزارشهایی درباره استفاده از روشهای بازجویی سختگیرانه (و البته در بسیاری از موارد، وحشیانه) منتشر شد. در داخل آمریکا نیز این موضوع به مناقشهای حقوقی تبدیل شد؛ بهگونهای که دیوان عالی ایالات متحده در چند پرونده مهم از جمله «Rasul v. Bush» در سال ۲۰۰۴ و «Boumediene v. Bush» در سال ۲۰۰۸ تأکید کرد که زندانیان گوانتانامو حق دارند به دادگاههای فدرال آمریکا برای بررسی وضعیت بازداشت خود دسترسی داشته باشند.
به این ترتیب، برای بسیاری از تحلیلگران، ماه مارس تنها یک مقطع زمانی در تقویم نیست بلکه یادآور تصمیمهایی است که پیامدهای آنها فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافت. از آغاز جنگی که مشروعیت آن همچنان محل بحث است تا شکلگیری بازداشتگاهی که به نماد چالشهای حقوق بشری در مبارزه با تروریسم تبدیل شد، این رویدادها بخشی از میراث سیاست خارجیِ مداخلهجویانه و خصمانه آمریکا در چند دهه گذشته محسوب میشوند. به همین دلیل نیز هر سال با فرارسیدن این ماه، بار دیگر بحث درباره نسبت میان قدرت، امنیت و پایبندی دولتها به اصول حقوق بینالملل و حقوق بشر در فضای تحلیلهای سیاسی و دانشگاهی زنده میشود.
البته ماه مارس در تاریخ سیاست خارجی مداخلهجویانه و خصمانه آمریکا یادآور رخداد مهم دیگری نیز هست؛ آغاز حملات هوائی ناتو علیه جمهوری فدرال یوگسلاوی در ۲۴ مارس ۱۹۹۹ (۴ فروردین ۱۳۷۸). آن عملیات که با محوریت آمریکا و در چارچوب بحران کوزوو انجام شد، یکی از پیچیدهترین مداخلات نظامی دهههای اخیر به شمار میرود و همچنان موضوع بحثهای گسترده حقوقی و سیاسی است. از آنجا که بررسی ابعاد تاریخی، حقوقی و انسانی آن نیازمند پرداختی مستقل و مفصل است، در این یادداشت به آن نپرداختیم و صرفاً به اشارهای کوتاه بسنده شد و تمرکز اصلی بر دو نمونه دیگر از سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا در ماه مارس قرار گرفت.