کد خبر: ۳۲۸۸۰۸
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۷

از دل نمی‌روی اگر از دیده رفته‌ای (به جای گفت و شنود)

این روزها در شهادت مراد و مقتدا و رهبر حکیم و فرزانه‌مان به سوگ نشسته‌ایم و از این روی ستون گفت و شنود را دیگرگونه می‌نگاریم؛ 
 
سوگ جانسوزتر از آن بوده و هست که در کلمات بگنجد. شهادت آقا و مراد و مقتدایمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را می‌گویم‌... چند صد سال پیش، گویی، سعدی، حال و هوای امروز مردم این مرز و بوم را در فراق مراد دلبندشان دیده بود که از ژرفای دل سروده بود؛ «‌در رفتن جان از بدن‌، گویند هر نوعی سخن، من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود‌....»
در جریان جنگ احد، هنگامی که شایعه شهادت رسول‌خدا(ص) بر زبان‌ها افتاد، جماعتی از مؤمنان که با رفتن او، همه چیز را از دست رفته می‌دیدند، غمگین و دل پریش، پای از میدان پس‌کشیدند و خداوند سبحان، آنان را ملامت فرمود که؛ «‌وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ‌... اگر رسول خدا(ص) رحلت کند یا به شهادت برسد، آیا به گذشته‌ها باز می‌گردید»؟... این ملامت، انگار ‌آمیزه‌ای از لطافت نیز با خود دارد! آنان که پا پس کشیده بودند، سر از شرم به‌گریبان بردند که چرا نمی‌دانستند، آنچه ماندگار است، رسالت رسول خداست که می‌ماند... اگر چه رفتن او نیز بر مؤمنان سخت و ناگوار است... سرانجام، آن روز، نه در احد، که چند سال بعد فرا رسید و رسول خدا(ص) دامن از خاک کشید و از دنیایی که هرگز به آن دل نبسته بود، رخت بربست و امت نه فقط در آن روز، بلکه برای همیشه تاریخ به سوگ او نشست و از آن روز تا به امروز، پیوسته زمزمه می‌کند که «فما اعظم المصیبه بک حیث انقطع عنا الوحی و حیث فقدناک- چه سخت و بزرگ است مصیبت از دست دادن تو و محروم شدن ما از وحی»...
حضرت آقا! مراد و مقتدایمان! از دل نمی‌روی، اگر از دیده رفته‌ای‌.... انتقام خون پاکت را از دشمنانت که پلیدترین و رذل‌ترین آدم‌نماهای روی زمین هستند خواهیم گرفت.