کد خبر: ۳۲۸۶۵۴
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۳

(معـانى ذكـر)

ذکر؛ خود را در برابر خدا يافتن و به او دل دادن‏
* ذِكر يعنى خود را در برابر خدا يافتن، به او گوش سپردن و به او دل دادن.(15/6/80)
ذكر؛ همنشينى با محبوب‏
* اين ذكر و ياد الهى، مراحلى دارد. ما، آدم‏ها همه در يك حد و در يك مرحله كه نيستيم؛ رتبه‏ ماها مختلف است. بعضي‌ها از لحاظ روحى در درجات بالا هستند؛ مثل اولياء و انبياء و صالحين و اهل دل و اهل معنا. بعضى هم هستند مثل امثال بنده و ماها كه به آن سطوح دسترسى ندارند؛ بعضى‏مان خبر هم نداريم از آنچه كه در آن سطوح هست. براى همه‏ ما ذكر هست- هم براى آنها هست، هم براى ما هست- ذكر براى آنها، همانى است كه در روايت از اميرالمؤمنين(ع) است كه فرمود: «أَلذِّكْرُ مُجَالَسَهْ الْمَحْبُوبِ»(غررالحكم ص:189)؛ ذكر، همنشينى با محبوب است. اين، براى اولياست. لذت ذكر براى آنها لذت همنشينى است. آن حضرت در يك روايت ديگر مى‏فرمايد؛ «أَلذِّكْرُ لَذَّهْ الْمُحِبِّينَ»(همان)؛ ذكر لذت عاشقان و محبّان است.(31/6/86)
ذكر؛ در مقابل غفلت و نسيان
* ذكر يعنى ياد. ياد در مقابل غفلت است؛ غفلت از خدا، غفلت از وظيفه و مسئوليت، غفلت از هنگام حسّاسِ مواجهه با مأموران الهى در عالم ملكوت- عالم بعد از عبور از جسمانيت- و محاسبه‏ بزرگ انسان در مقابل خدا در قيامت. اين يادها تعيين‏كننده است.(22/2/82)
* قرآن به مسلمان‌ها خطاب مى‏كند كه: «أُذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً»(أحزاب،آیه 41)؛ خدا را ذكرِ كثير كنيد. ذكر و ياد در مقابل غفلت و نسيان است. غرق در عوارض و حوادث و پيشامدهاى گوناگون شدن و از مطلب اصلى غفلت كردن؛ اين، گرفتارى بزرگ ما بنى‏آدم است. مى‏خواهند اين نباشد. آن‏وقت اين ياد هم صِرف ياد كردن و متذكر شدن نيست، ذكر كثير را از ما خواسته‏اند.
(31/6/85)
ذكر؛ به ياد بودن، به ياد آوردن، به هوش بودن و توجه كردن‏
* «ذكر»، يعنى به ياد بودن، به هوش بودن و متوجه بودن. آيه شريفه‏ قرآن مى‏فرمايد: «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُم.»(أنبياء،آیه 10)
 يعنى قرآن را وسيله‏ ذكر و به هوش بودن و متوجه بودنِ آحاد مسلمانان معرفى فرموده ‌است؛ زيرا بسيارى از مردم، در طول زمان دچار غفلت از حقايق عالم و در رأس همه، غفلت از ذات مقدّس پروردگار بوده‏اند.(1/1/73)
ذكر؛ ياد تكليف و ياد نعمت الهى است، نه‌فقط ورد و اوراد
* ذكر، فقط وِرد و اوراد و امثال اينها نيست. اورادى كه وجود دارد، يكى از وسايل ذكر است؛ اما ذكر به معناى ياد خدا و ياد تكليف و ياد نعمت الهى است: «وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا».(آل‌عمران، آيه‌ 103.) اگر در قرآن ملاحظه كنيد، در موارد متعددى به «ياد نعمت خدا» اشاره شده‌است‏.(21/9/80)
ذكر؛حقيقت را به ياد آوردن‏
* براى پيشگيرى و نيز درمان اين آفت بزرگ، دين خدا «ذِكر» را به انسان آموخته ‌است. ذِكر يعنى حقيقت را به ياد آوردن‏.(15/6/80)
ذكر؛ بيدارباش‏
* «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ.»(آل‌عمران، آيه‌ 103) اين ذكر است، ياد است، تذكر است، هشدار است، بيدارباش براى همه‏ بشر است.(10/4/78)
ذكر، مانعِ رفتن به سمتِ معصيت‏
* حضرت باقر(ع) در روايتی، «ذِكْرُ اللَهِ عَلَى كُلِّ حَال» را معنا كرده‏اند: «وَ هُوَ أَنْ يَذْكُرَ اللَهَ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ الْمَعْصِيَهْ يَهُمُّ بِهَا»؛ وقتى‏كه مى‏رود به سمت معصيت، ذكر خدا او را مانع بشود. ياد كند خدا را و اين معصيت را انجام ندهد؛ انواع معاصى را؛ خلاف واقع گفتن، دروغ گفتن، غيبت كردن، حق را پوشاندن، بى‏انصافى كردن، اهانت كردن، مال مردم را، مال بيت‏المال را، مال ضعفا را تصرف كردن يا درباره‏ آنها بى‏اهتمامى به خرج‏دادن. 
اينها گناهان گوناگون است. 
در همه‏ اينها، انسان توجه كند به خدا؛ ذكر خدا مانع بشود از اينكه انسان به سمت اين گناه برود. «فَيَحُولُ ذِكْرُ اللهِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ تِلْكَ الْمَعْصِيَهْ»(بحارالأنوار ج:66 ص:379.)؛ بعد حضرت مى‏فرمايند كه اين، تفسير آن آيه است كه فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ»(اعراف، آيه‌ 102) 
وقتى شيطان به اينها تنه مى‏زند، گذرنده‏ شيطان اينها را مس مى‏كند؛ يعنى هنوز درست به جانش هم نيفتاده، «تَذَكَّرُوا»؛ فوراً اينها متذكر مى‏شوند. «فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ»؛ اين ذكر موجب مى‏شود كه چشم اينها، بصيرت اينها باز بشود. معناى «ذِكْرُ اللَهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ» اين است.
در روايتى كه حضرت ابى‌عبداللَه(ع) مى‏فرمايد، آمده‌است: 
«وَ ذِكْرُ اللَهِ فِي كُلِّ مَوْطِن»؛ انسان در همه‌جا ذكر خدا كند. 
اما آن نكته‏ مورد توجه اين است كه مى‏فرمايد: «أَمَا إِنِّي لَا أَقُولُ سُبْحَانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَهُ وَ اللَهُ أَكْبَر»؛ اينكه مى‏گويم در همه حال ذكر خدا را بگویيد، مقصودم اين نيست كه بگویيد سبحان اللّه و الحمد للَه و لا إله الّا اللَه و اللَه اكبر. اين، ذكر لفظى است. 
«وَ إِنْ كَانَ هَذَا مِنْ ذَاك»؛ اگرچه اين هم ذكر است، اين هم مطلوب است، اين هم شريف است و خيلى با ارزش است؛ اما مقصود من فقط اين نيست، بلكه «وَ لَكِنْ ذِكْرُ اللَهِ جَلَّ وَ عَزَّ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ إِذَا هَجَمْتَ عَلَى طَاعَهْ أَوْ عَلَى مَعْصِيَهْ»(الكافي ج:2 ص:145)- هَجَمْتَ يا هَمَمْتَ. نسخه‏اى كه من ديدم، هَجَمْتَ است. 
احتمال مى‏دهم هَمَمْتَ باشد- وقتى به سمت طاعت خدا مى‏روى، يا به سمت معصيت خدا مى‏روى، ياد خدا باشى. 
اين «ياد خدا بودن» مورد نظر است. 
البته اين اذكارى كه در روايات ما، در اين دعاها، در اين اوراد گوناگون، تسبيحات حضرت زهرا و بقيه‏ اذكارى كه هست- اينها همه وسائل ذكرند، اينها كپسول‌هاى ذكرند- ذكر شده ‌است، انسان بايد اينها را با توجه به معانى و حقايق‌شان بر زبان جارى كند؛ توجه پيدا كند. 
البته اينها خيلى با ارزش است‏.(31/6/86)