کد خبر: ۳۲۸۶۵۰
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۹

«نبرد ربات‌ها» و جنگ تمدنی

نعمت‌الله سعیدی

آهنگ توسعه و پیشرفت را نباید فقط در کمیت و کیفیت محصولات خروجی و عرضه شده به بازار ارزیابی کرد. بلکه قبل از آن ساختارها و نهادها در حکومت اهمیت دارند. و مخصوصا قبل‌تر از همه‌، باورها و ارزش‌های فرهنگی در جامعه. اما نهایتأ خطوطی که این سه نقطه را به هم وصل می‌کنند رویکردهای رسانه‌ای‌ست. این رسانه است که با پیوند زدن هر یک از این سه حوزه به یکدیگر باعث هم‌افزایی و تقویت هر یک شده و شاید به تعبیری به این چرخه جان می‌دهد. نبرد ربات‌ها برنامه‌ای است تلویزیونی که باید از همین موضع مورد نگرش و ارزیابی قرار بگیرد. 
۱: سرگرم‌کنندگی شرط لازم برای یک برنامه تلویزیونی است، هرچند قطعا کافی نیست. به نظر می‌رسد «نبرد ربات‌ها» از این ویژگی اولیه (سرگرم‌کنندگی) برخوردار است و حتی شاید این موضوع مهم‌ترین بخش توفیقات آن به حساب بیاید. یعنی یک مخاطب عام (و مخصوصا نوجوان و جوان) بدون اینکه نظری در مورد فلسفه و یا انواع مدل‌ها و الگوهای توسعه داشته باشد، به راحتی می‌تواند با این برنامه ارتباط گرفته و درگیر همذات‌پنداری با مسابقه‌دهندگان و برندگان یا بازندگان آن شود. شناخت و آشنایی عوامل برنامه ساز با عنصر مسابقه و روایت آن، که اجمالا می‌توان از آن به توانایی قصه ساختن و ماجراپردازی (که تعبیر دقیق‌تری از داستان‌پردازی است) یاد کرد، مهم‌ترین عامل این موفقیت به‌شمار می‌آید. چراکه شاید هر قصه‌ای مسابقه نداشته باشد، اما قطعا هر مسابقه‌ای قصه‌ای دارد. ماجرائی سه پرده‌ای با مقدمه، متن و پایان مشخص که خیلی وقت‌ها ممکن است نقاط عطف برجسته‌ای را نیز شامل شود. به اضافه شخصیت و قهرمان و غیره. با این تفاوت مهم که برعکس قصه و داستان که ساختار و متن آن در اختیار و تحت کنترل نویسنده است، در یک برنامه تلویزیونی باید از قبل تمامی اینها را شناخت و مثلا با دوربین‌ها شکارشان کرد و با گویندگی متناسب روایت‌شان. در این بخش نهایتا باید یادآور شد که خود این برنامه نیز از جلوه‌های ویژه رایانه‌ای و مخصوصا امکانات هوش مصنوعی (برای تصویرسازی و انیمه) خوب و به‌جا استفاده می‌کند. موضوعی که اتفاقا با محتوای اصلی برنامه نیز (فن‌آوری و نوآوری) همخوانی و مناسبت مستقیم دارد. تلاش برای هویت‌بخشی ایرانی، چه پرداخت اسطوره‌ای و تاریخی و چه هویت امروزی و معاصر، از دیگر جنبه‌های مثبت «نبرد ربات‌ها»
 است. 
۲: اما به بهانه پخش این برنامه می‌توان به موضوعاتی عمیق‌تر نیز فکر کرد. هرچند فرصت نداشته باشیم از معرفت‌گرایی تفکر و خیرانگاری تمدن ایرانی و اسلامی در برابر لذت‌گرایی تفکر و سودانگاری توسعه غربی، مفصل‌تر بحث کنیم. اجمالا اینکه وقتی از یک متفکر غربی بپرسیم: چرا علم و تکنولوژی؟ پاسخ خواهد داد: چون یا امروز سودمند هستند و یا در آینده سودمند خواهند شد. مثلا امروز مثل علم پزشکی و فردا مثل علم اخترشناسی و صنایع فضائی. اما وقتی از یک متفکر مسلمان ایرانی همین سؤال را بپرسیم خواهد گفت: چون خود علم ارزشمند است (ذاتا خیر است) و خود معرفت غایت انسان. البته باید دقت کنیم که لذت نیز نهایتا نوعی از «معرفت» و شناخت است (چه در مرتبه حسی مثل احساس طعم شیرین و چه در مرتبه معنوی مثل لذت شهرت و غیره) و «خیر» مفهومی است بسیار فراتر از سودمندی. بگذریم. 
به هرحال از نظر ما خود علم و فن‌آوری فی‌نفسه فضیلت محسوب شده و ارزشمند است؛ چه به تولید ثروت برسد و چه نه. (هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؟ آیا آنهائی که می‌دانند با آنهائی که نمی‌دانند برابرند؟ قطعا این‌طور نیست.) اگرچه در همین نگاه نیز باید از علم غیرسودمند (علم لاینفع) به خدا پناه برد! یعنی سودمندی شرط لازم است و نه کافی. (دقیقا برعکس هنر! که اگر سودمند نباشد کاری لغو و بیهوده است.) الغرض، چیزی مثل علم و تکنولوژی رباتیک می‌تواند فی‌نفسه ارزشمند باشد. یعنی رویکرد علم و فن‌آوری حداکثری و فارغ از دو دو تا چهارتای سودانگاری. برعکس فلسفه علم غربی که مثلا به سختی می‌تواند سرمایه‌گذاری در رصدخانه‌های فضائی و تحقیقات در مورد موجودات زنده اعماق اقیانوس‌ها را توجیه کند. در صورتی که یک متفکر دینی تمامی اینها را مخلوقات خدا می‌داند و تلاش برای شناخت‌شان را نوعی عبادت و تلاش برای شناخت خالق...
۳: آخرین مطلب جنبه گفتمانی چنین برنامه‌هایی است؛ آن هم اتفاقا و دقیقا در همین فضای نبرد سنگین رسانه‌ها و روایت‌ها. اینکه نبرد ربات‌ها سعی می‌کند تمرکز خاصی روی نهادها و هنجارهای اجتماعی مثبت در این زمینه داشته و به نوعی به فن‌آوری رباتیک ایرانی هویت بومی و ملی بدهد، یک رویکرد بسیار مهم است که به هیچ‌وجه نباید دست‌کمش گرفت و یا سهل‌انگارانه از آن گذشت. اتفاقا این‌جا همان نقطه‌ای است که باید درنگ کرد و دیگران را نیز به توقف و تامل واداشت. 
طی صدها سال و تقریبا در تمام جهان این‌گونه ادعا و القا می‌شده است که تفکر دینی ذاتا با علم و فن‌آوری تعارض و تضاد دارد. اما در مقابل سکولاریسم و الحاد غربی طرفدار درجه یک آنهاست. باید دقت کنیم که همین رویکرد به تدریج به کشورها و ملت‌های آسیایی و آفریقایی و حتی آمریکای‌لاتین نیز تعمیم داده شده است. یعنی در آن سو، علاوه‌بر دین‌زدایی و دین‌ستیزی‌، خود ژن و نژاد اروپایی و غربی نیز در این ماجرا نقش مستقیم دارد (و غربی‌ها نژاد برتر و باهوش‌تر هستند) اما در این سو دقیقا برعکس. یعنی غیر از عامل باور دینی، خود نژادهای غیر غربی نیز فاقد توانایی و ظرفیت فرهنگی توسعه‌یافتگی هستند. به عنوان مثال افرادی مثل «رزم آرا» رسما معتقد بودند که ایرانی حتی لولهنگ هم نمی‌تواند بسازد، فقط تفکر دینی را ضد علم و فن‌آوری قلمداد نمی‌کردند؛ بلکه این‌بار خود نژاد ایرانی را نیز بی‌عرضه و ناتوان معرفی می‌کردند. الغرض، بعد از اینکه همین ایرانی‌های مسلمان انقلاب کردند و براساس همین ارزش‌ها و معیارهای دینی جمهوریت تشکیل دادند، حالا چیزی حدود سه دهه است که خط اول درگیری و چالش ما با غرب یک پرونده ذاتا علمی و فن‌آورانه است. پرونده هسته‌ای؛ آن هم در اوج و لبه تکنولوژی! به اضافه صنایع موشکی و پهپادسازی و ناو و کشتی جنگی و داروسازی و سلول‌های بنیادی و الی آخر. این روزها هیچ کدام از جریانات روشنفکری سکولار ایرانی جرات نمی‌کنند مزخرفات چند صد ساله قبلی خود در مورد علم و تکنولوژی و رابطه آن با توسعه‌یافتگی و قدرت تمدنی و غیره را ادعا و تکرار کنند. بلکه مستقیما «شیفت پارادایم» فرموده‌اند به ضرورت رابطه با آمریکا و اهمیت صادرات مواد اولیه برای غرب و غیره! با این ادعا که: ما کشوری دارای منابع فراوان نفت و گاز و معادن هستیم و باید با صادرات همین‌ها به توسعه‌یافتگی برسیم. (عوض‌کردن موذیانه صورت مسئله توسعه‌یافتگی با «رفاه» و فقط رفاه. آن هم فقط و فقط از مسیر سازش با آمریکا!) حال اینکه مثلا و اتفاقا بخش عمده‌ای از همین کشورهای آفریقایی نیز از نظر منابع طبیعی و معادن بسیار غنی هستند و اتفاقا سال‌ها است رابطه‌شان با غرب هم هیچ مشکلی ندارد و در عین حال از فقیرترین مردم جهان به شمار می‌آیند.
توصیه می‌کنم «نبرد ربات‌ها» را از مثلث سه ضلعی علم و فن‌آوری‌، ایرانیت و باور دینی‌، در قاب مستطیلی تلویزیون دنبال کنید. ان‌شاءالله قطعا منظرگاهی تماشایی 
خواهد بود.