کد خبر: ۳۲۸۶۴۷
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۹
زنگ مجازی- جنگ ترکیبی

چرخه تولید آشوب از عملیات روانی تا فریب «بقا»

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

در شماره قبلی این ستون اشاره داشتیم که رسانه‌های وابسته به نظام سلطه جهانی و پادوهای فارسی‌زبان معاند از جمله شبکه تروریستی «اینترنشنال»، با استحاله ماهیت رسانه و بزرگ‌نمایی نظام‌مند اعتراضات صنفی، این عرصه را به میدان جنگ روایتی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده‌اند. در جهان امروز، رسانه‌های استکباری صرفاً ناقل اخبار نیستند، بلکه بازیگرانی فعال در مهندسی ادراک مخاطب و اختلال در محاسبات داخلی جوامع محسوب می‌شوند تا یک پدیده معمول اجتماعی را به بحرانی امنیتی بدل کنند.
از سناریوی موساد تا میدان آشوب
وقایع تلخ و آشوب‌های خشونت‌بار اخیر که توسط گروه‌های سازمان‌یافته هدایت شد، دقیقاً در بستر فعالیت‌های تخریبی شبکه صهیونیستی اینترنشنال و سایر پیاده‌نظام‌های رسانه‌ای دشمن شکل گرفت. این شبکه‌ها سناریوهای ترویج خشونت را مستقیماً از «موساد» دریافت کرده و با استفاده از تکنیک‌های روان‌شناختی و پشتیبانی تجهیزاتی، آن را در کف خیابان به هرج‌ومرج تبدیل می‌کنند. 
این عملکرد از یک «چرخه تولید و بازتولید کنش‌سازی» تبعیت می‌کند:
1-تحریک: تهییج احساسات جوانان با پمپاژ اطلاعات غلط و دروغین.
2-هدایت: ارائه تحلیل‌های شبه‌علمی برای تبدیل هیجان به کنش خشونت‌بار.
3-بازتولید: ضریب دادن حداکثری به تجمعات کوچک، آمارسازی جعلی و پروژه «کشته‌سازی» برای تداوم زنجیره خشونت.
واکاوی روان‌شناختی؛ چرا پروژه دشمن به نتیجه مطلوب نرسید؟
پرسش کلیدی اینجاست که چرا علی‌رغم وجود نارضایتی‌های اقتصادی، این توطئه به یک اقدام جمعی پیوسته تبدیل نشد؟ حقیقت آن است که آنچه رخ داد، ادامه شکست رژیم صهیونیستی در «جنگ ۱۲روزه» بود. دشمن که در میدان نبرد نظامی ناکام ماند، به فعال‌سازی هسته‌های تجزیه‌طلب و استفاده از جوانان به عنوان «سپر انسانی» روی آورد. این تحلیل بر سه محور اصلی استوار است:
۱. محور احساسات (مثلث خشم، ترس، یأس): دشمن تلاش می‌کند «خشم معیشتی» ناشی از تحریم و ناکارآمدی را به خشم سیاسی گره بزند. از سوی دیگر، با یادآوری هزینه‌های مقابله با آشوب، نوعی «درماندگی آموخته ‌شده» را القا می‌کند. در نهایت، با ایجاد «یأس فراگیر» از آینده، شبکه معاند خود را به عنوان تنها راه خروج و نقطه امید کاذب معرفی می‌کند تا دغدغه «بقا» را در جوانان تحریک نماید.
۲. محور شناخت و شکاف اعتماد: طراحان عملیات روانی با سوءاستفاده از وعده‌های محقق‌نشده دولت‌های مختلف، به دنبال ایجاد «فروپاشی اعتماد» هستند. هدف آن‌ها این است که مردم نه تنها به حاکمیت، بلکه به هیچ گروه و جریانی اعتماد نکنند تا در نهایت، جامعه در برابر سناریوهای تجزیه‌طلبانه بی‌دفاع بماند. آن‌ها اعتراض را نه برای «آینده‌ای روشن»، بلکه بر پایه «تحمل‌ناپذیری وضع موجود» تعریف می‌کنند.
۳. محور رفتار و محاسبات عقلانی: برخلاف تصور رسانه‌های بیگانه، توده مردم با یک «عقب‌نشینی عقلانی»، دست رد به سینه آشوبگران زدند. محاسبه سود و هزینه نشان داد که پیوستن به جریانی که هدفش تخریب امنیت و ثبات کشور است، با منطق ملی سازگار نیست. الگوی «اعتراض فرساینده» و موج‌های پراکنده نشان‌دهنده نبود رهبری و فقدان ریشه در بطن جامعه است.
هدف‌گذاری روی نسل جوان و زنان
موساد و اینترنشنال با دقت بالایی بر روان‌شناسی نسل جدید تمرکز کرده‌اند؛ نسلی که دغدغه‌های هویتی دارد و ترسش از اقتدار سنتی کمتر است. همچنین در این میان، زنان و دختران جوان به عنوان هدف اصلی سناریوی «تبعیض سیستماتیک» انتخاب شده‌اند. دشمن با برجسته‌سازی ابزاریِ موضوع حجاب، به دنبال تبدیل رنج‌های شخصی به بیداری سیاسی کاذب است تا این طیف را بی‌محاباتر به میدان اغتشاش بکشاند.
فرجام سخن: مدل «زودپز تحت فشار»
وضعیت فعلی را می‌توان به یک «زودپز تحت فشار» تشبیه کرد. منابع فشار (مشکلات اقتصادی و معیشتی) مداوم تولید خشم می‌کنند، در حالی که دشمن تلاش می‌کند تمامی «شیرهای اطمینان» و مسیرهای قانونی اعتراض را مسدود نشان دهد تا انفجار رخ دهد. هرچند دشمن روی «نقطه عطف روانی» برای تغییر معادله ریسک و پاداش در جامعه حساب باز کرده است، اما هوشیاری ملی و تفکیک میان «مطالبه به حق» و «اغتشاش صهیونیستی»، این مدل را بار دیگر با شکست مواجه خواهد کرد. تبیین دقیق این جنگ روانی، وظیفه امروز جبهه فرهنگی انقلاب است.