اخبار ویژه
هاس: تهدید ایران جواب نداد
ترامپ، گرفتار لفاظی خود شد
رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا ضمن انتقاد شدید از رئیسجمهور این کشور گفت: ترامپ فکر کرد ارباب جهان است اما تهدید ایران با ناوگان نظامی جواب نداد و حالا دولت ترامپ گیر افتاده است.
ریچارد هاس در گفتوگو با فرید زکریا مجری شبکه سیانان اظهار کرد: آنچه درباره ایران رخ داده، «بحرانِ انتخابی» است؛ بحرانی که خودمان آن را ایجاد کردهایم. بعد از ماجرای ونزوئلا، این دولت تصور کرد ارباب جهان است؛ فکر کردند کافی است تهدید کنند و یک ناوگان بزرگ نظامی مستقر کنند تا ایرانیها عقبنشینی کنند اما این اتفاق نیفتاد و حالا گیر افتادهاند. گمان میکردند تنها کاری که باید انجام دهند، تهدید و گردهم آوردن یک ناوگان جنگی است.
هاس افزود: دولت، زیادهروی کرده است. حالا سؤال این است: آیا استفاده محدود از زور جواب میدهد؟ اگر جواب ندهد، آیا میخواهید آن را تشدید کنید؟ آیا میخواهید وارد یک درگیری گسترده شوید؟ من هیچ نشانهای نمیبینم که این دولت موضوع را با دقت و احتیاط بررسی کرده باشد.
وی گفت: جنگ عراق تا حد زیادی به این دلیل رخ داد که جنگ افغانستان برای دولت بوش خیلی خوب پیش رفت و آنها احساس موفقیت آسان داشتند. احساس میکنم مثال ونزوئلا هم باعث شده ترامپ فکر کند ارتش فوقالعادهای دارد و میتواند عملیاتهای شگفتانگیزی انجام دهد، پس چرا در ایران بیشتر جلو نرود؟ آنها فکر کردند شکستناپذیرند و همه چیز خودبهخود به نفعشان پیش میرود. اما باز هم ما برای قدم دوم و سوم آماده نیستیم. دولت تا حدی اسیر لفاظیهای خودش شده است.
وی با بیان این دیدگاه که تهدیدهای نظامی، ایران را وادار به عقبنشینی نکرده است، گفت: دولت آمریکا بررسی دقیقی از چگونگی اقدام نظامی علیه ایران و سرانجام آن ندارد و با تشدید تنشهای نظامی خود را گرفتار کرده است.
در همین حال، روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی خاطر نشان کرد: مقامات آمریکایی به ترامپ هشدار دادند که حمله به ایران میتواند به فعال شدن گروههای نیابتی ایران منجر شود از جمله سناریوهای پیش رو: حمله یمن به کشتیها و حمله دیگر گروههای مقاومت به پایگاهها و سفارتخانههای آمریکا در منطقه است.
از سوی دیگر، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت خبر داده است: اسرائیل در حال آمادهسازی برای حمله آمریکا به ایران بود، اما با نزدیک شدن به پنجشنبه مشخص شد که این حمله به زمانی نه چندان دور موکول شده؛ احتمال رسیدن به توافق همچنان وجود دارد. تهران، پیامی تهدیدآمیز از طریق یک کانال لبنانی ارسال کرده: «نظام جهانی فرو خواهد ریخت و چین و روسیه محاسبات خود را تغییر خواهند داد.»
همچنین یوسی یهوشع خبرنگار شبکه آی ۲۴ نیوز و روزنامه یدیعوت آحارونوت گفته است: ما در زمان جنگ، قدرت موشکی ایران را به وضوح دیدیم که چه خسارات گسترده و جدی میتوانند وارد میکنند. از دیدگاه اسرائیل، شکی نیست که مهمترین مسئله، موشکهایی است که ایرانیها تولید کرده و اکنون سرعت تولیدشان را افزایش دادهاند. در حال حاضر صحبت از ارزیابی است مبنی بر اینکه ایرانیها ظرف دو سال، پنج هزار موشک بالستیک مرگبار خواهند داشت.
سرهنگ داگلاس مکگریگور، مشاور سابق در وزارت دفاع آمریکا هم معتقد است: ایران یک ملت با تمدن کهن است؛ ملتی که بیش از دو هزار سال سابقه تاریخی و تداوم حیات دارد. این کشور قرار نیست در برابر ما زانو بزند و تسلیم شود، و این مسئله بههیچوجه آسان نخواهد بود.
راغفر: تضعیف پول ملی
بازی در زمین دشمنان است
کارشناس اقتصادی حامی دولت میگوید تیم اقتصادی دولت عملکرد ضعیفی داشته است و تضعیف ارزش پول ملی، بازی در زمین دشمنان است.
خبرآنلاین نوشت: به باور بخش بزرگی از تحلیلگران اگر حذف ارز ترجیحی نبود، بهانه کافی در دست واشنگتن برای این سطح از فشارها داده نمیشد. از نظر حسین راغفر، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا، حذف ارز ترجیحی موجب شد هم کشور در آستانه یک جنگ قرار بگیرد و هم نارضایتی عمومی به سطحی برسد که در گذشته مشابه آن سابقه نداشته است.
راغفر درباره اعتراض اقتصادی گفت: به نظر من این اعتراضات رابطهای مستقیم و تنگاتنگ با مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و جامعه دارد. اگر این رخدادها را محصول ناکارآمدیهای گذشته بدانیم، باید تأکید کنیم که مشکلات اقتصادی در صدر این ناکارآمدیها قرار دارند و بدون بحران معیشتی، اعتراضات به این گستردگی شکل نمیگرفت.
وی افزود: معتقدم منتقدان سیاستهای تعدیل ساختاری را نمیتوان مسئول وضعیت موجود دانست. آنچه به نام اصلاحات اقتصادی اجرا شد، در عمل به تضعیف ساختار اقتصادی کشور انجامید و نقش آن در شرایط فعلی غیرقابل انکار است.
راغفر گفت: هم رویکرد اقتصاد بازار در بستر نهادی رانتی و فسادآور با اشکال روبهروست و هم اجرای آن دچار خطاهای جدی بوده است. نتیجه این سیاستها کاهش مستمر ارزش پول ملی و تشدید نارضایتیهای اجتماعی بوده است.
وی درباره این سؤال که آیا عامل تضعیف ارزش پول ملی، تحریمها نبودهاند؟»، گفت: تحریمها بیتأثیر نبودهاند، اما عامل اصلی کاهش ارزش پول ملی، نوع سیاستگذاری داخلی بوده است. ارزانسازی ریال به ابزاری برای جبران کسریها تبدیل شده و همین امر به بیاعتبار شدن پول ملی دامن زده است. کاهش ارزش پول ملی مستقیماً به کاهش اعتماد عمومی و افت سرمایه اجتماعی منجر میشود، زیرا اعتبار پول به تضمین حاکمیت وابسته است و تضعیف آن به معنای تضعیف اعتماد مردم به ساختار حکمرانی است.
راغفر همچنین میگوید: فضای نارضایتی و شکاف اجتماعی میتواند زمینه فشارهای خارجی را تقویت کند. سیاستهای شوکدرمانی اقتصادی در شرایط حساس، به تشدید قطبیسازی و افزایش آسیبپذیری کشور منجر میشود.
وی همچنین میگوید: «به اعتقاد من این تیم عملکرد ضعیفی داشته و در تبیین و دفاع علمی از سیاستهای خود نیز موفق نبوده است؛ هرچند آنها را بیش از هر چیز مجری تصمیمات سطوح بالاتر میدانم».
جمله پایانی راغفر در حالی است که عموم سیاستهای اقتصادی دولت در درون دولت اتخاذ میشود و هیچ یک از برنامههای اقتصادی اجرا شده دولت، از بیرون از آن نیامده است. به عنوان مثال شوکدرمانی و گرانی پیاپی ارز و کالاها و خدمات، رویکرد خود دولت بوده است، در حالی که نوعا مجلس و دستگاه قضائی موافق نبودهاند.
حمله داعش به دانشگاه
در سایه کجرفتاری وزارت علوم
وزارت علوم و دیگر نهادهای مسئول حق ندارند با دانشجو انگاری عناصر شرور و هنجارشکن، مقدمات بیثبات کردن محیطهای دانشگاهی و خسارت به امنیت و پیشرفت کشور را فراهم کنند.
کسی که چاقو میکشد، سنگ میاندازد، شیشه میشکند، به دانشجویان حمله میکند و سر و صورتشان را خونین میکند، فحش چارواداری میدهد و پرچم ایران را آتش میزند؛ دانشجو نیست. شرور است. وطن فروش است. موجود مسخ شدهای است که دانشگاه را با داعشگاه اشتباه گرفته است. مُهره انتحاری است که اگر مهار نشود، به جان و مال و ناموس دیگران آسیب میزند.
در دانشگاهی که در آن خون قندچیها و شریعت رضویها و بزرگنیاها (در اعتراض به کودتای سیا و سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران) ریخته شده، نمیتوان اجازه داد عروسکهای خیمه شب بازی سیا و موساد معرکه بگیرند. دانشگاه، جای شعبان بیمخها نیست. شرور فحاش و لات چاقوکش را باید سر جای خودش نشاند. وزارت علوم باید به مماشات در این زمینه پایان دهد. قطعاً، گندهلاتها و پدرخواندهای پنهان، نوچههای چاقوکش را کوک میکنند و پیش میفرستند. باید سراغ آنها هم رفت.
بیش از هزار شهید در جنگ 12 روزه و بیش از 2400 شهید در کودتای آمریکایی- صهیونیستی اخیر، حجت را بر همه مسئولان به ویژه دانشگاهی و سیاسی و امنیتی تمام کرده است.
دانشگاه، مرکز تولید علم و دانش و فناوری و خدمت به کشور است؛ خط مقدم مواجهه با دشمنان جنایتکاری است که حتی محمد مصدق را در متن نهضت ملی شدن نفت تحمل نکردند و با استخدام شعبان بیمخها، دیکتاتوری ننگین پهلوی را برگرداندند. دانشگاه در ایرانِ مستقل و عزتمند، جای شعبان جعفریها و دواعش نیست. دانشگاهیان، محیط آرام و امن میخواهند تا به پژوهش و تولید علم و فناوری بپردازند و پیشران پیشرفت کشور باشند.
«هرتسل هالوی» (فرمانده رکن اطلاعات در ستاد کل ارتش اسرائیل) آبان ماه ۱۳۹۴ خطاب به مدیران مجموعه خود گفته بود: «از ابتدای انقلاب ۱۹۷۹ ایران، ما ۳ برابر رشد علمی داشتهایم، اما رشد ایران ۲۰ برابر شده. آنها به برتری فنی نزدیک میشوند. جنگ واقعی در آینده نیست؛ همین حالا جریان دارد. برداشته شدن فاصله ۳۰ سال پیش، برای ما بسیار پرهزینه خواهد بود. جنگ امروز، جنگ ذهنهاست و تبلیغات طرف مقابل میتواند روحیه اسرائیلیها را درهم بشکند».
گرفتار کردن پیشران علمی و فنی کشور به درگیری و اغتشاش، پروژهای صهیونیستی است که کارفرمایان آن، نمیتوانند موفقیتهای فرزندان افتخارآفرین ایران را ببیند و دواعش را برای مهار، پیش میفرستند.
در همین زمینه، رجانیوز با انتقاد از مماشان وزارت علوم با عناصر عتاک و شرور نوشت: وزارت علوم در تحرکات ساختارشکنانه اخیر در چند دانشگاه مقصر است چرا که بهجای تفکیک روشن میان دانشجوی معترض و عنصر سازمانیافته آشوب، همه را ذیل یک عنوان کلی قرار داد.
تنشهای چند روز گذشته در دانشگاههای تهران، شریف، امیرکبیر و علموصنعت را نمیتوان رخدادی مقطعی یا خودجوش تلقی کرد. شواهد میدانی، گزارشهای دانشجویی و تصاویر منتشرشده از این تجمعات نشان میدهد که فضای دانشگاهها بار دیگر به سمت الگوهای آشنای آشوب، درگیری فیزیکی و کنشهای ساختارشکنانه سوق داده شده است.
نکته قابلتأمل آنجاست که این تحولات، درست پس از دورهای رخ میدهد که وزارت علوم با تأکید بر «مدارا»، «کاهش تنش» و آزادی برخی عناصر مسئلهدار، تلاش کرد صورتبندی امنیتی حوادث دیماه را تغییر دهد. نتیجه این رویکرد اما نه آرامش پایدار، بلکه بازگشت سریعتر و رادیکالتر همان جریانهایی بود که پیشتر نیز نقش محوری در ملتهبسازی فضای دانشگاه ایفا کرده بودند.
سیاستی که بهجای تفکیک روشن میان دانشجوی معترض و عنصر سازمانیافته آشوب، همه را ذیل یک عنوان کلی قرار داد، عملاً هزینه رفتارهای پرخطر را کاهش داد. در چنین شرایطی، پیام روشنی به بدنه رادیکال مخابره شد: بازگشت به دانشگاه بدون پرداخت هزینه جدی امکانپذیر است.
این پیام زمانی خطرناکتر شد که وزارت علوم، بهجای حمایت از ساختارهای انتظامی و حفاظتی دانشگاه، مسیر برخورد با مدیران حراست را در پیش گرفت!
اخراج یا کنارگذاشتن رؤسای حراست در چند دانشگاه مهم تهران، آن هم بهدلیل مقابله با اغتشاشگران، عملاً توازن مدیریت بحران را بر هم زد. قابلتوجه آنکه نام دو دانشگاهی که مدیران حراست آنها در دیماه عزل شده بودند، در میان کانونهای اصلی تنشهای اخیر دیده میشود.
وزارت علوم در عمل نشان داد که اولویت آن نه مهار جریانهای سازمانیافته ناامنکننده، بلکه حفظ تصویر «دانشجوی بیتقصیر» به هر قیمت است؛ حتی اگر این تصویرسازی، به تضعیف اقتدار مدیریتی دانشگاه و باز شدن دست عناصر رادیکال منجر شود. برجستهسازی عنوان «دانشجو»، جایگزین پاسخگویی درباره رفتارهایی شد که هیچ نسبتی با کنش آکادمیک یا اعتراض صنفی ندارد.
پرسش اصلی این است که وزارت علوم تا چه اندازه آماده پذیرش تبعات سیاستهای خود خواهد بود. وقتی امنیت دانشگاه تضعیف میشود، اولین قربانیان آن نه مدیران پشت میز، بلکه دانشجویانی هستند که محیط علمی را برای تحصیل، نه میدان درگیری، انتخاب کردهاند.
تجربه هفتههای اخیر نشان میدهد که سیاست تساهل بدون مرز، نهتنها مانع بازتولید آشوب نمیشود، بلکه عوامل آن را جسورتر و پرهزینهتر بازمیگرداند.
ایران توانمندی و اراده کافی
برای زدن ضربات شدید به آمریکا را دارد
تحلیلگران میگویند ایران احتمالاً به دنبال گسترش جنگ با ایالات متحده برای دفع طولانی مدتتر دخالت نظامی آمریکا خواهد بود و ابزارهای لازم برای انجام این کار را دارد. وبسایت آمریکایی «استارزاند استریپز» در اینباره نوشت: بسیاری از کارشناسان در آمریکا میگویند ایران احتمالاً در صورت حمله آمریکا، شدیدتر و دردناکتر از جنگ 12 روزه پاسخ خواهد داد تا بازدارندگی خود را تقویت کرده و زنجیره حملات نظامی چند ماه یکبار آمریکا و اسرائیل به خود را قطع کند.
وقتی ایران سال گذشته حملات آمریکا به سایتهای هستهای خود را تلافی کرد، یک ضدحمله نسبتاً متوسط انجام داد، حتی تا آنجا پیش رفت که قبل از شلیک موشک به پایگاه هوائی العدید در قطر، به ایالات متحده هشدار داد.
اما کارشناسان میگویند اگر تنشها منجر به حمله دیگری شود، ایران این بار محکمتر پاسخ خواهد داد. مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، گفت: فکر میکنم اکنون ما به سمت جهانی حرکت میکنیم که در آن ایران علناً نشان میدهد که با محدودیت بسیار کمتری نسبت به قبل خواهد جنگید.
علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بحران بینالمللی، گفت: مقامات ایران معتقدند که در این مرحله باید برای متوقف کردن حملات بیشتر ایالات متحده، آسیب جدی وارد کنند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه برای متوقف کردن این چرخه تهدید هر چند ماه یکبار، مستلزم این است که آسیب قابل توجهی به ایالات متحده و اسرائیل وارد کنند.
تحلیلگران میگویند ایران احتمالاً به دنبال گسترش جنگ با ایالات متحده برای دفع طولانی مدتتر دخالت نظامی آمریکا خواهد بود و میافزایند که ابزارهای لازم برای انجام این کار را دارد.
طبق گزارش سرویس تحقیقات کنگره، از جمله قویترین این ابزارها، موشکهای بالستیک هستند که برد آنها تا 1864 مایل میرسد. در گزارش مارس 2015 آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمده است که ایران بزرگترین ذخایر موشکی و پهپادی را در خاورمیانه دارد. تهران همچنین سیستمهای تهاجمی دوربرد دیگری از جمله موشکهای کروز و موشکهای ضد کشتی دارد که میتواند داراییهای دریایی ایالات متحده را تهدید کند. این سلاحها میتوانند به طور گستردهتری بر زیرساختهای انرژی در خلیجفارس تاثیر بگذارند.
زرادخانه موشکی، پهپادها و شهپادها، زیردریاییها، اژدرها و قایقهای تندروی این کشور برای حمله به کشتیهای جنگی ایالات متحده در داخل و اطراف آبهای ایران توسعه یافته است. پایگاههای نزدیک ایالات متحده در کویت، قطر و بحرین نیز آسانتر از اسرائیل که بیش از 1000 مایل از ایران فاصله دارد، قابل حمله
هستند.
اگرچه تجمع اخیر کشتیهای جنگی در خلیجفارس و دریای عرب نمادی از قدرت نظامی آمریکا است، اما همزمان «محیطی غنی از هدف» را نیز برای ایران فراهم میکند. مقامات ایرانی گفتهاند که این کشور هیچ علاقهای به آغاز جنگ ندارد، اما در صورت حمله ایالات متحده، قاطعانه و متناسب پاسخ خواهد داد.