دشمن روی لشکر بیکاران حساب باز کرده است
زمینه داخلی شروع اعتراضاتی که از اوایل دیماه امسال آغاز و با سوءاستفاده دشمن در روزهای میانی ماه گذشته به خشونتی کم سابقه کشیده شد؛ نابسامانیهای اقتصادی و روندهایی چون ریزش توقفناپذیر ارزش پول ملی بود.
چالشهای اقتصادی و مطالبات معیشتی همچنان پابرجا است و با تشدید «فشار حداکثری» و تنگناهای تحریمی، در صورتی که سیاستهایی مؤثر برای مهار روندهای کنونی به کار بسته نشود، این چالشها شکلی تصاعدی و فزاینده به خود خواهند گرفت.
در این زمینه، خبرگزاری ایرنا گفتوگویی با «محمد خوشچهره»؛ استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه تهران انجام داده که بخشی از آن را در ادامه میخوانید:
*به نظرتان آنچه در صحنه اقتصاد کشور معروف شده به ناترازی یا ناکارآمدی، چه میزان از آن نتیجه جنگ اقتصادی است و چه میزان به مدیریتهای داخلی برمیگردد؟ و تا چه مدت و به چه ترتیب مردم باید هزینههای جنگ اقتصادی هم را بپردازند؟
خیلی فشرده اگر بخواهم بگویم، در اقتصاد ایران هر دو عامل تاثیرگذار است و با هم عمل میکنند؛ اینکه نسبت چقدر است تحلیلهای عالمانهتر مبتنی بر دادههای آماری لازم دارد که حالا اگر برسم به بعضیها اشاره میکنم. اما پاسخ اول اینکه اگر کسی فکر کند اشکال اصلی اختلالهایی که در حوزهها یا مناسبات اجتماعی فرهنگی به ویژه اقتصادی وجود دارد همه داخلی است، این اشتباه است؛ به طور قطع عوامل بیرونی تاثیر دارد. برخی جاها هم شاید عوامل بیرونی به شدت و بیشتر از داخل تاثیر داشته باشد.
نزدیک بیست و هفت- هشت سال در سطح دکترا درس میدهم و عرض میکنم مدیریت تهدید یا در بعد اقتصادی تحریم که تهدید است، بسیار مهم بوده اما تنها دلیل نیست. باید مناسبات را رصد کرد؛ یعنی ریشههای تحریم را میشود پیشبینی کرد. واکنشهای تحریم را میشود از قبل پیشبینی و بعد راهحلهایی مناسب ارائه کرد؛ وگرنه یک دفعه نمیتوان واکنش نشان داد.
* یکی از مسائلی که در ماهها و هفتههای گذشته بیش از پیش نمود داشته، نوسانات نرخ ارز و افت ارزش پول ملی بوده و اعتراضات اخیر در بازار نیز در واکنش به این اوضاع کلید خورد. آقای دکتر وارد بحث ارز شویم؟
اجازه دهید گام به گام و کامل پیش برویم. مهمترین کاستیهایی که در رابطه با ارز رخ داده چه بوده؟ جهشهای ارز از دوره سازندگی شروع شد. اگر بخواهیم نگاه کنیم، میبینیم که این مقوله ارز، پیش از اینکه به برونگرایی و موارد مشابه برگردد به دلیل عدم اشراف و مدیریت عالمانهای که باید باشد، رخ داده است. البته در کنار این، جنگ اقتصادی یا شیطنت دنیای سلطه هم در میان است که آمده و سوار شده و عمل کرده است.
ما اقتصادی داریم که خودش بیش از ۸۵ میلیون جمعیت دارد؛ یعنی نیاز گسترده به خوراک، پوشاک، مسکن و غیره. در بخش مسکن، زمین وارداتی نیست که به ارز ربط داشته باشد. اگرچه الان قیمت مسکن افزایش مییابد میگویند چون ارز رفته بالا، در حالی که زمین را وارد نمیکنیم که قیمت آن بالا رفته باشد!
بنابراین دولت یا مجلس با تدبیر و یک سیاست کارآمد در حوزه زمین و مسکن میتواند تورم را از مسکن بیرون کند. دیگر کالاهای استراتژیک مثل نان هم همین طور نیاز به سیاست مدون و حفاظت دارند.
سبد هزینه خانوار خوب تعریف نشده و گمان میکنیم همه آن ارز است. ارز یک عامل بیرونی مؤثر بر سبد خانوار است اما کلی محور مهم دیگر هم در سبد هزینه خانوار قرار دارد که به توجه و سیاست خود نیاز دارد؛ یعنی پای دولتها و مجالس در میان است.
یکی از موارد مهم، مسکن است که رها شده و الان چهار پنج دوره است که این رهاشدگی باعث شده سوداگری و جنگ اقتصادی بر آن تلنبار شود. چند سال است که رکود ساختوساز داریم، رکود خریدوفروش داریم اما هر سال نگاه میکنید، میگویند (قیمت) مسکن رفت بالا؛ بعد از بالا نگاه میکنی که ساختوساز که نرفته بالا، پس چی شده؟ میرسیم به آن بحث که در رهن و اجاره خودش را نشان میدهد یعنی رهاشدگی.
یادم است که آقای روحانی و دوستان حرف ما را از یکی شنیدند که گفتند خیلی خوب است و بعد در اجرا گفتند سالانه اجاره ۲۵ درصد بیشتر نمیتواند بالا برود! اصلا لازم نبود کف بگذارند. نتیجه اینکه وقتی گفتند ۲۵ درصد بالا برود، تورمی را به شاخص کل تحمیل کردند.
* پس معتقدید ضرورت دارد در شرایط دشوار، امور اقتصادی، دستوری اداره شود؟
لغت دستور را شما بد ترجمه میکنید؛ دستور به عنوان رویه عمومی اشتباه است اما به عنوان موارد خاص، دستور همیشه هست و باید هم باشد. باید ببینیم در چه حوزهای منطق دارد یا ندارد؟ مثلا وقتی در مسکن و اجاره، افزایش ۲۵ درصد شد فاجعه این جا بود که این میزان را هم نمیتوانید کنترل کنید، چون خیلیها به ۲۵ درصد قانع نشدند و تا ۱۰۰ درصد هم بالا بردند.
زمانی که شما در حال جنگ هستی، باید سبد غذاییاش را حتما مورد هدف قرار دهی؛ یک مثال آن همین خرماست. افزایش تولید صورت گرفته اما به شدت صادر شده. میوه صادر شده، خشکبار، گردو، پسته و اینها تولیدش کم نیست اما صادر شده. حالا سؤال این است که مگر بد است که ما صادر کنیم؟ نه، بد نیست اما تجربه نشان داده که این ارز داخل نمیشود. مواد غذایی الان چهار میلیارد و خردهای دلار گفتند صادر شده اما ارز آن نیامده و بعد معلوم شده فسادی رخ داده و پول نیامده. اینها نیاز به شناخت و اقدامات فوری داشته و دارد. خرما که اینجا از نخل است و ارزی هم به کار نمیرود. پس ببینید اینجا جنگ اقتصادی روی عدم سیاستهای مناسبِ بخشی، سوار است.
اکنون این اعتراضات هم که شروع شد، با عنوان اقتصاد و معیشت و غذا بود. پس این نشان میدهد که اتاق جنگ آنها در بخش غذا خوب کار میکند. بسیاری از افرادی که ما در مجلس، دولت و قوه قضائیه میشناسیم، آدم خوبی هستند اما از نظر من غفلت کردهاند و برخی نیز در حد جایگاهی که قرار دارند نیستند چون اطلاعات و اشراف ندارند. در حال حاضر تصمیمهای جدیدی در همه حوزههای اقتصادی نیاز است.
* ضرورت ممنوعیت صادرات مواد غذایی
به عنوان مثال، یک قانون در مجلس میخواهیم که خروج مواد غذایی اصلی از ایران برای شش ماه ممنوع شود. البته برخی ممکن است سر و صدایشان در بیاید که آقا ما صادر میکردیم. بله اما ارز نیاوردید؛ سیستم ارز را اگر درست کنید که مثلا تعاونیهایی زیر نظر دولت شکل بگیرد و فعالیت کند، تعاونیها میتوانند در شرایط جنگ اقتصادی به کشور خیلی کمک کنند.
ببینید ما به تازگی اعتصاب و اعتراضاتی داشتیم که ابتدا ناشی از فشار اقتصادی بود. بعد آمدند به سرعت سوار این اعتراضات شدند و سازماندهی کردند. خودشان مثلا وزیر جنگ سابق اسرائیل یا نماینده دائمی اسرائیل در سازمان ملل اذعان کردند که نیروهای زبده ما در ایران دارند عملیات انجام میدهند و موفق میشوند. پس جریانی سوار این موضوع شده که قیمتها بالا رفته است.
حالا خوشبختانه اسرائیل و آمریکا ذوقزده شدند که برویم زود کار را تمام کنیم، اگر عجله نمیکردند و آشوبگر نمیفرستادند و وحشیبازی در نمیآوردند، شاید نتیجه چیز دیگری میشد اما خدا زد پس گردن آنها. میخواستند زودتر نتیجه بگیرند اما حالا دعواهایشان شروع شده است. برخی از آنها میگویند همین خطی که گرفته بودیم و گرانیها را داشتیم زیاد میکردیم، اولویتها را داشتیم در بعضی از جاها دگرگون میکردیم؛ توسط عناصر نفوذی که داشتیم به اسم آدم متخصص اما وابسته، به جای راهنمایی چاهنمایی میکردیم، همین روشها را باید ادامه میدادیم.
*از حرفهای شما میتوان نتیجه گرفت بسیاری مسائل از جمله اینکه یارانه کالا اول چرخه باشد یا آخر را اساسی نمیدانید و اینها را مسائل ثانوی میدانید نه اصلی.
اینها از نظر من روشهای آزمون و خطاست. در چند دولت یک حرف را تکرار میکنند که ما معیشت مردم برایمان مهم است. معیشت لغت متعارفش زندگی مردم است. زندگی مردم در ادبیات اقتصادی همین است که من به شما گفتم. سبد هزینه خانوار که در آن مسکن و خوراک و آموزش و غیره هست. الان از چند دوره قبل، عمدتا به خوراک آن هم به چند قلم خوراک میپردازند؛ این اسمش معیشت نیست که بگوییم معیشت مردم را داریم چه و چه میکنیم.
ما چهل وچند سال است ارز را کردهایم یک چیز قابل مبادله. قیمت این ارز را کی تعیین میکند؟ قیمت ارز را دولتها و مجلس با اهمالهای خود تعیین کردهاند که اگر بالا رفته به نفع دولت هم بوده. تبدیل ارز به کالای قابل مبادله و خروج آن از ابزار مبادله، نتیجه کمتوجهی به دیگر ابعاد مهم تولید و درآمد ناخالص ملی بوده است؛ پس بازنگری و اقدامات فوری برای افزایش درآمدهای ملی در حوزههای مختلف واجب است. اینجا مقولهای پیش میآید به نام پول ملی؛ این پول باید به تولید ملی وصل شود.
* اگر به هر دلیلی اقدامات پایه، ضربتی و حیاتی انجام نشود، به نظر شما نارضایتیها تکرار خواهد شد؟
قطعا، البته اتفاقات اخیر همراه با خشونت و سازماندهی شده بوده است. میگویند یک تیپ کماندوی اسرائیل آمده یعنی هزار نفر کماندوی اسرائیلی آمده است؛ این حرفهایی است که به جز داخل کشور، در خارج هم در این باره سخن گفته و به انحاء مختلف آن را تأیید کردهاند. وقتی منبع این موضوعات را دنبال میکنید، میبینید منبع خارجی هم دارد و خود آنها دارند میگویند. در عین حال همیشه میگویند روی لشکر بیکاران باید حساب کرد، اکنون آنها روی لشکر جوانان یعنی افراد زیر دیپلم حساب کردهاند.
در شورای انقلاب فرهنگی، میگفتند ۸۵ درصد از افراد بازداشت شده تحصیلات زیردیپلم دارند؛ در حالی که پیش از این گفته میشد این بازداشتیها مربوط به دانشجویان بوده است. نکته مهم اینکه، برخی از این زیردیپلمیها فرزند طلاق، فرزند پدر معتاد و... هستند. آنها توانستهاند برخی را جذب خود کنند.
* حالا به جز آن کماندوها که گفتید در حال بررسی است، بالاخره لشکر ناامیدها هم به میدان آمدهاند؛ افرادی که من و شما هم میبینیم و میشناسیم.
من که گفتم؛ امروز یک لشکر بیکاران داریم. بیکار فارغالتحصیل دانشگاه یک مقوله جداست؛ نکته اینکه لشکر بیکاران و در واقع کسی که فقیر میشود، چیزی برای از دست دادن ندارد. این اغتشاشها دو مقوله بود؛ یکی در بستر نارضایتیهای اقتصادی که همه ما از جمله خودم اعتراض داریم. من به عنوان یک بازنشسته، حقوق یک استاد تمام دانشگاه تهران را دریافت میکنم و با آن توان اداره زندگی خودم را ندارم و این، چیز عجیبی است!
تا الان هم بهدنبال درآمد دیگری نبودم و میگفتم حقوقم خوب است و میتوانم زندگیام را اداره کنم اما الان میبینم نمیتوانم؛ این تقصیر من نیست، تقصیر نظام تصمیمگیری و سیاستگذاری کشور است که ارزش پول ملی را حفظ نکرده و من مصداق یک فرد مستضعف در کشور شدهام؛ یعنی به ضعف کشیده شدم. شعار نظام جمهوری اسلامی هم استضعافستیزی است. بعضی از سیاستها، اقدامات و شیطنتهای دنیای سلطه، مردم را ضعیف کرده که یکی از آنها در حوزه مسکن است که درباره آن توضیح دادم.
* اگر آن اقدامات آنی که اشاره کردید، محقق نشود، چه رخ میدهد؟
اگر نشود، تراکم ایجاد میشود؛ اینها همه فشارهایی بر مردم هستند؛ اگر فشارهای اجتماعی و اقتصادی را حل نکنیم و با روشهای دیگر تلاش کنیم وضعیت را کنترل کنیم، همه آنها متراکم میشود و به یکباره جهشی بالا میرود.
پس بنابراین نظام تصمیمگیری باید روی مفاهیم کار کند؛ اکنون در نظام تصمیمگیری در مجلس، چرا مکرر میگویند دنبال معاش مردم هستیم و از این معاش فقط یک سبد کالای غذایی تعریف میشود!؟ این یعنی توهین به مجلس. دولت هم همین طور؛ همه باید توجه کنند که معیشت یک گستره است و به معنای سبد کالا نیست.
* به نظر شما در شرایط کنونی تبیین مفاهیمی که اشاره کردید، از سوی نخبگان برای اقشار و آحاد مردم چقدر مهم است؟
باید با حضور وزیران بحثهای مناظرهای در صداوسیما برگزار شود. برخی از وزیران خوب هستند اما در شمار متغیرهای رفع بحران نیستند؛ منظور این است که بسیاری از موضوعات خود را به صورت مسئله نشان میدهند؛ مسئله مسکن، بیکاری و... اکنون موضوع بیکاری در ۲۰ سال گذشته متراکم و به یک معضل بزرگ و سپس به بحران تبدیل شده است؛ بنابراین اگر کسی در مسند وزارت قرار میگیرد، باید مفاهیم را درک کرده برای آنها برنامه کوتاه، میان و بلندمدت داشته باشد.
حالا با بحران مسکن مواجهیم؛ بنابراین وزیری که انتخاب میشود، باید در حد بحران باشد، نه در حد یک مسئله. وزیری که برای اقتصاد انتخاب میشود، باید در حد و اندازه حل بحران باشد؛ نه این که فقط بگوییم در دانشگاه شیکاگو درس خوانده است.
ایرنا