زمینهسازی غافلگیری کشور با خوشخیالی درباره همکاری نفتی آمریکا و ایران
خالیفروشی چندینباره دستاوردهای برجامی به مردم باز هم ادامه دارد؛ پس از معاون وزیر امور خارجه، وزیر نفت هم از احتمال همکاری ایران و آمریکا در حوزه نفت وگاز با توجه به مذاکرات هستهای خبر داد.
به گزارش خبرنگار ما، «محسن پاکنژاد» درباره احتمال همکاری ایران و آمریکا در حوزه نفت و گاز باتوجه به تداوم مذاکرات هستهای دو کشور اظهار داشت: همه چیز محتمل است.
وزیر نفت تصریح کرد: اینکه همکاری نفت و گازی تهران و واشنگتن اکنون عملیاتی شود یا خیر، مشخص نیست.
این ادعاها درخصوص همکاری با آمریکا در حالیاست که اخیرا هم «حمید قنبری» معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه در جلسهای در اتاق بازرگانی ایران در توضیح جزئیات مذاکرات گفت: منافع مشترک در حوزههای نفت و گاز، میادین مشترک، سرمایهگذاریهای معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات گنجانده شده است.
او همچنین گفته بود که آمریکا در توافق هستهای قبلی از نظر اقتصادی سود نبرد، اما این بار برای پایداری توافق، ضروری است که آمریکا هم بتواند در حوزههایی با بازده اقتصادی بالا و سریع بهرهمند شود.
به گفته قنبری منابع بلوکه شده نیز بخشی از توافق خواهند بود و آزادسازی آنها باید واقعی و قابل استفاده باشد، نه صرفاً نمادین یا مقطعی.
گفتنی است، مذاکره با آمریکا، برای برخی مدیران و مسئولان به مادهای مخدر برای رفع خماری تبدیل شده است. در مذاکرات خردادماه که منجر به حمله اسرائیل و آمریکا در وسط مذاکرات شد هم عدهای وعده سرمایهگذاری 2500 میلیارد دلاری آمریکا را میدادند و موجب رؤیایی شدن بخشی از فضای کشور و در نتیجه، غافلگیری ملی شدند.
حال این پرسش مطرح میشود که منظور از منافع مشترک در متن مذاکرات گنجانده شده است یعنی چه؟ ما اکنون در سالهای پیش از امضای برجام نیستیم که عدهای غربگرا با رسانههای مدعی اصلاحات و اعتدال بخواهند مذاکرات را بزک کنند، برای آن دستاورد ردیف کنند و با ادعای رفع تحریم، بازگشت 150 میلیارد دلار اموال بلوکهشده ایران، خرید 200 فروند هواپیما، کاهش نرخ دلار 3700 تومانی به 1000 یا 500 تومان و... که خروجی روند تلهگذاری و شیرینسازی برجام (به اعتراف مدیرمسئول روزنامه شرق) بود، فضاسازی کنند.
مدعیان اصلاحات برای جا انداختن برجام، دروغهای زیادی گفتند و خالیفروشی کردند. برجام طبق وعده چندباره شخص روحانی قرار بوده همه تحریمهای مالی و بانکی و نفتی را در روز اجرای توافق (27 دی 1394) یکجا لغو و نه تعلیق کند وگرنه دلیلی نداشت دولت امتیاز بدهد و 95 درصد برنامه هستهای را تعطیل کند.
امتیازات نقد و بازگشتناپذیری مانند ویرانی راکتور آبسنگین اراک، از هم گسیختن 15 هزار سانتریفیوژ فعال از مجموع 19هزار سانتریفیوژ، خارج کردن 9700 کیلوگرم اورانیوم غنیشده از ایران و تعیین سقف 300 کیلوگرمی و... را واگذار کنند که مثلا تحریمهای با عنوان هستهای تعلیق شود و همان تحریمها با برچسب و عنوان دیگر برگردد و مثلا در روند پسابرجام، 700 تحریم به 1500 تحریم تبدیل شود!