کد خبر: ۳۲۸۲۲۰
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۶

اگر شروع کنید، تمام می‌شوید(مقاله وارده)

محمدهادی صحرایی
انقلاب اسلامی ما چهل و هفت ساله شد. و این مدت، بی‌شک مبنای تاریخ جدیدجهان و تمدنی است که بر پایه تقوا بنا خواهد شد. و انقلابی که مهم‌ترین درس و پژوهش و موضوع تاریخی، برای نسل‌های آینده خواهد شد و بی‌اغراق، پس از بعثت و عاشورا، بارزترین، بزرگ‌ترین و شریف‌ترین واقعه‌ای است که بشر به خود دیده و به ظهور خواهد رسید. مهم‌تر از این، دریافت این حقیقت برای آیندگان است که مردم بزرگ و بصیر و مجاهد و صبور و دوست داشتنی ایران، پرآوازه‌ترین قومی هستند که «خدا اراده کرد او را به آرزوهای بزرگش برساند» و رساند و تمدن نوین اسلامی که همان تمدن مهدوی است و هزاران جان گرامی فدای آن شده همانی است که با ایمان و اراده قوم سلمان فارسی تحقق پیدا کرد و بشر را به سعادت و آسایش رساند.
شأن این نگاشته برتر از آن است که گرفتار ناسیونالیزم -که رویکرد جاهلانه به تاریخ است- شود، ولی با جدیت مراقب این است که در حق مردم بزرگ ایران نه اغراق شود و نه اجحاف. حقیقتی واقعی است که می‌نویسم نه تخیلی موهوم. و منظورم از ایرانیان نه تنها فارس بلکه تمام مردم کرد و ترک و ترکمن و لر و بلوچ و عرب و تمام اقوام محترمی است که پاره تن این مملکت خدایی‌اند و در دوران سخت و تلخ تاریخ، از ایران جدا شده‌اند که یک قلم آن، جدا شدن بیش از 70 درصد سرزمین عزیزمان ایران است که با بی‌عرضگی پادشاهان قاجار و خیانت پهلوی‌ها از ایران جدا شد. ایران، غیر از این مرزهای پرگهر و سرخ رنگمان، تمام سرزمین‌هایی است صدای مظلومیت و اقتدار ما را می‌شنوند و خودشان را در کنار ما می‌بینند. همه مردمانی که به ایران به عنوان «آخرین مرز بشریت و سنگر انسانیت و آخرین امید رهایی» نگاه می‌کنند و امید بسته‌اند. 
آیندگان به مردم ایران مفتخرانه و مؤدبانه نگاه می‌کنند که خود را خانه خوبان کرده و مأمن خداپرستان و آزادگان بوده است. دنیای آینده را با اراده‌ها می‌سازند و در آن حکمرانی می‌کنند و بی‌اراده‌های مسخره کن و متلک‌گو، تسلیم و مطیع و منقادند. و به این دلیل است که نسل‌های بعد ما، از مردم قهرمان ایران به مباهات یاد خواهند کرد و افسوس خواهند خورد که در دوره کنونی ما نفس نکشیده‌اند. اینها شعار متعصبانه یک ایرانی نیست، اشعار مستند معلم تاریخی است که می‌خواهد حق نمکی از سفره بزرگ ملت ایران ادا کند. خدایش بیامرزد آنکه گفت «ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، رنج دوران برده ایم، رنج دوران برده‌ایم» او نیز خواسته است تا به ملت معظم ایران ادای دِین کند. مثل همه بزرگان و دانشمندان و فرماندهانی که ایران را به جهان به گونه‌ای معرفی کردند که بایسته و شایسته است.
ما در این چهل و هفت سال، به اندازه تمام تاریخ مان رشد کرده و تجربه اندوخته‌ایم. در سختی‌ها و ناملایمات چنان صبوری کردیم و خود را به روز کردیم که بحران‌های بزرگ و خانمان برکن دنیای امروز برایمان درس پاس کرده و جدول حل شده شد. در همین سال عجیب 1404 که هرکدام از اتفاقاتش یک دوره مدیریتی است، ما توانستیم بلوغ فکری و توان تمدنی خود را به رخ دنیا بکشیم. اگر یک روز از جنگ دوازده روزه در خود آمریکا یا هرقدرت دیگری پیش می‌آمد، کمترین نتیجه‌اش تجزیه و جنگ خیابانی و کشتار بی‌نتیجه بود و جنگ داخلی آمریکا و انقلاب خونین فرانسه که از نمونه‌های پیشین و سودان و سوریه از نمونه‌های اخیر آن است، پیش آن به بازی پینت بال می‌مانست. در جنگ دوازده روزه تنها در مقابل حمله سگ ‌هار صهیونی و آمریکا نایستادیم بلکه در مقابله با چندین سرویس جاسوسی و تقابل عملیاتی با چندین کشور صاحب فناوری برتر جهانی پیروز شدیم.
در کودتای دی ماه امسال که «به خاک نشست و شکست خورد» نیز که در اصل روز سیزدهم آن حمله «پاچه گیرانه» بود، ملت بزرگ ایران چنان حماسه‌ای آفرید که در آینده، لالایی مادران و داستان رمان‌های بزرگ خواهد شد. کودتای بی‌سابقه‌ای که شدیدترین حمله تروریستی تاریخ ما بود اگرچه خسارت جانی و مالی فراوانش، کام همه را تلخ کرد و «ما به خاطر خون‌هائی که ریخته شد، داغدار و عزاداریم» ولی هرگز نباید از اصل داستان غافل شد. خوشا به حال شهدای عزیز و مدافعی که «از برترینِ شهدا» شدند ولی داغ ما برای کشته شدگان این فتنه، از نوع آه سرد و حسرت امیرالمؤمنین بر جنازه زبیر است. خباثت آمریکا و دنائت اسرائیل و شقاوت منافق و سفاهت داعش و بلاهت سلطنت طلب و رذالت بهائی و قساوت جانی به کنار؛ اگر بصیرت بود و تقوا کمک می‌کرد و ما در «جهاد تبیین» کوتاهی نمی‌کردیم، بازهم این‌گونه می‌شد؟
«راهپیمایی 22دی و 22 بهمن که آیات الهی بود» و کارنامه قبولی و پیروزی مردم بزرگ ایران شد و باید آن را «با آمادگی و اتحاد حفظ کرد». کمترین قدرشناسی از این مردم همان است که رهبری از دولت خواست و فرمود که کار خود را برای حل مشکلات «غیرمنطقی اقتصادی» دو برابر کنند و آرامش را به کسب و کار مردم برگردانند. بدیهی است هرگونه بی‌توجهی به خواست امام و امت، ناسپاسی است. این دستور به سه قوه و سایر مسئولین است که «آسان‌گیری بی‌جا مثل سختگیری بی‌جا کشور را دچار زیان می‌کند» و واقعیت است که اخلالگران بازار و معیشت مردم مثل جانیان کودتای دیماه، مجرم و نابخشودنی‌اند. یکی جان و مال مردم و دیگری اعتبار و اعتماد نظام و مردم را به یغما می‌برد. «جمهوری اسلامی که عبارت است از ملت ایران، یعنی یک حکومت زنده» که پای کشور و نظام و ایمانش ایستاده و این مسئولین هستند که باید خودشان را به تراز این ملت برسانند.
انقلاب اسلامی ما چهل و هفت سال است که پی درپی در معرض تهدید و هجمه و تحریم شیاطین بوده و قرار نیست زمام تدبیر را به «تهدیدات مهمل رئیس‌جمهور موجود آمریکا» گره بزنیم و گرفتار حواشی شویم. چاره‌ای جز قوی شدن و راهی جز پیشروی نداریم. پیام مردم پرشور و پرانگیزه به آمریکا در تظاهرات 22دی و 22بهمن امسال همین جمله سیدالشهدا بود که «مثلی لایبایع مثل یزید». ویژه اینکه امروزه برای مردم جهان چهره «سران بی‌منطق و مدیران آمریکا که فکر نامنظم و نامرتب دارند» بیش از هر دوره‌ای مخدوش و مکدر و منفور و لعنتی است و در خیابان‌های ِآمریکا پرچم این کشور را به عنوان نماد ظلم و فساد و «گناهان نابخشودنی» به آتش می‌کشند.
همین پرونده «جزیره بدنام»که نمونه‌ای از صدها فساد ساختاری آمریکا و آخرین محصول تمدن نولیبرال در ساخت «آرمانشهر و جهان بدون خداست» و بدتر از غرب وحشی شده و جهان را بیش از آنچه گمان می‌کردند مبهوت کرده، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که آمریکا را فاقد صلاحیت و شأنیت اعتماد و اعتبار می‌نمایاند. تمدن روبه زوال، عادت به تصویرسازی و imagine و اغراق دارد ولی واقعیت چیز دیگری است. همین جریان رسانه‌ای که متر به متر، پیشروی ناوهای آمریکا را با آب و تاب«برای خالی کردن دل مردم» گزارش می‌کند، همان جریانی است که با حقه، به سن کم کودکان برای نماز و قرآن خواندن و رعایت حجاب انتقاد می‌کرد و تخریب غیرت و دروغ کودک همسری و کیک‌های آلوده و شعار زن زندگی آزادی و پس از آن مسمومیت دانش‌آموزان دختر و... را سر می‌داد و «سلبریتی‌هایِ دست آموزشان» با پست و توئیت و متلک به جان «عقل خود و فرهنگ و آبروی ملی مردم متمدن» ایران افتادند و اکنون کر و کور و لال در مقابل «اپستین» نشسته و هیچ علائم حیاتی نشان نمی‌دهند. اگر خدای نکرده یک هزارم این اتفاقات در یک کشور اسلامی اتفاق می‌افتاد، به بهانه آن جنگ‌های صلیبی دوم را به راه می‌انداختند.
آنچه واقعیت معلوم است، رسیدن ملت بزرگ ایران به آستانه قله‌هاست و طبیعی است که در قله‌ها نفس، تنگ می‌شود ولی افتخار این موفقیت ماندگار خواهد بود و چشم انداز وسیع و مرزهای جدیدی برای ما خواهد گشود. و این وعده خداست که متکبران را در همان زمانی که گمان می‌کنند از بین نمی‌روند، به خوارترین شیوه، عبرت تاریخ می‌کند و ما به خواست خدا فرصت تماشای غرق شدن دوباره فرعون را داریم و شروع و غرق او غیر از منجلاب فساد و ظلم و تکبر و... در این سه کنجی رقم خواهد خورد که شروع به هراقدام نظامی علیه ایران، یعنی تمام شدن تمدن پوسیده و فاسد نولیبرال غرب به رهبری آمریکا. ان شاءالله.