فرمولکودتا در ایران ناکارآمد است(نکته)
۱- نیمه اول سال ۱۳۶۰ است. در فاصله زمانی ۲ ماه و چند روز، رئیسجمهور، نخستوزیر، رئيس دیوانعالی کشور، دهها نماینده مجلس، چند وزیر و تعداد زیادی از مسئولان بلندپایه نظام به شهادت رسیدهاند. فقط با یک محاسبه سرانگشتی نیز میتوان -و باید- به این نتیجه رسید که جمهوری اسلامی ایران از دست رفته است(!) ولی نه فقط از دست نرفت، بلکه باقی ماند، و این درحالی بود که جمهوری اسلامی ایران با یک جنگ تمام عیار نظامی از سوی چند قدرت ریز و درشت نیز، درگیر بود و چند کودتای برنامهریزی شده را هم ناکام گذاشته بود ولی با این همه، نه فقط از پای درنیامد، بلکه اوج گرفت و از آن آوردگاه با پیروزی بیرون آمد. چگونه؟!
۲- «جان ساورز»، مدیر اسبق MI6 (شاخه اطلاعات خارجی سرویس اطلاعاتی انگلیس) و عضو ارشد تیم انگلیس در مذاکرات هستهای (۱+۵) میگوید: مردم ایران، جمهوری اسلامی را برگرفته از مبانی اسلامی و اعتقادات دینی خود میدانند و به همین علت، دشمنان کشورشان و گروههای اپوزیسیون را دشمنان اسلام تلقی میکنند و با روحیهای از خود گذشته به مقابله با آنها بر میخیزند. جان ساورز شقالقمر نکرده است بلکه از یک واقعیت محسوس و ملموس خبر داده است که سایر دشمنان ریز و درشت جمهوری اسلامی ایران نیز به آن اشاره داشتهاند.
۳- دیروز حضرت آقا در بخشی از بیانات عالمانه، مستند و پُرنکته خود، «راهپیماییهای ۲۲ دی و ۲۲بهمن» را «عجیب» و از «آیات الهی» دانستند و درباره توطئه اخیر فرمودند: «چیزی که اتفاق افتاد، حرکت و اغتشاش عدهای جوان و غیرجوان عصبانی نبود بلکه «کودتای برنامهریزی شدهای» بود که زیر پای ملت ایران له شد». حضور حماسی و کمنظیر (و به روایتی، بینظیر) مردم در راهپیماییهای ۲۲ دی و ۲۲ بهمن چگونه کودتای برنامهریزی شده دشمن را زیر پا له میکند؟
۴- کودتاها در همه جای دنیا، یک فرمول مشخص دارد. کودتاگران به «کانون قدرت» نظام حمله میکنند. صاحبان قدرت را کنار میزنند و خود جای آنها را میگیرند. این فرمول در جمهوری اسلامی ایران قابل اجرا نیست. چرا که در ایران اسلامی، «قدرت نظام» در یک نقطه متمرکز نیست. در ساختار منحصر به فرد جمهوری اسلامی ایران، قدرت متعلق به مردم است و دولتمردان و مسئولان نمایندگان قدرت هستند و نه کانون متمرکز قدرت. بنابراین حتی در صورتی که دشمن موفق به کنار زدن نمایندگان قدرت بشود، کانون قدرت که تودههای مردم هستند همچنان باقی میماند و نمایندگان دیگری از میان مردم نمایندگی قدرت را بر عهده میگیرند. نظیر رخدادی که در اوایل دهه ۶۰ اتفاق افتاد و تقریباً تمامی نمایندگان قدرت نظام (رئیسجمهور، نخستوزیر، رئیس دیوان عالی کشور، دهها وزیر، نماینده مجلس و مسئولان عالیرتبه) در فاصله دو ماه به شهادت میرسند ولی آب از آب تکان نمیخورد. ناکارآمدی فرمول یاد شده را در فتنههای ۸۸ و فتنه اخیر و نمونههای مشابه دیگر نیز به وضوح میتوان دید. در همین خصوص اشاره به بخشی از بیانات حضرت آقا در گذشته و نیز امسال، راهنما و گرهگشاست. حضرت ایشان با اشاره به حضور گسترده و پرشور مردم خطاب به آنان میفرمایند «خداوند متعال در قرآن به پیغمبرش میفرماید: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِه وَ بِالمُؤمِنین... خداوند تو را با نصرت خود و به وسیله عزم و اراده و دستهای نیرومند مؤمنان و گامهای ثابت مؤمنان کمک کرد؛ نقش مؤمنین این است. نقش شما جوانها، شما مردم عزیز و پُرانگیزه یک چنین نقش عظیمی است که خدا در قرآن بیان میکند».
۵- دقیقاً به همین علت است که دشمن طی سالهای اخیر کانون اصلی قدرت نظام، یعنی تودههای مردم را نشانه رفته است و با اقداماتی نظیر، ایجاد گرانیهای افسارگسیخته، جنگهای شناختی و جنگ نرم با هدف تغییر دستگاه محاسباتی مردم و مسئولان، حمله به باورهای دینی، بهرهگیری از فضای مجازی و به کارگیری برخی از جریانات وابسته و غربگرا برای دروغپراکنی و... به میدان آمده است. گفتنی است که حضرت آقا در بیانات دیروز خود به این نکته اشاره داشتند و از جمله، دستگاههای قضائی و امنیتی را موظف کردند با کسانیکه «با حرف و تحلیل و عمل» با دشمن همراهی میکنند، برخورد کنند.
۶- این رشته اگرچه سر دراز دارد ولی اشاره به نکتهای درباره هدف تحریمها نیز خالی از ضرورت نیست.
بهعنوان مثال، قطعنامه تحریمی ۱۹۲۹ که در خردادماه ۱۳۸۹ یعنی سالروز فتنه آمریکایي اسرائیلی ۸۸ و در حمایت از فتنهگران تصویب شده بود به قطعنامه «مادر تحریمها» شهرت دارد.
بعد از تصویب این قطعنامه، خبرنگار واشنگتنپست به هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا میگوید؛ تحریمهای این قطعنامه مردم ایران را هدف گرفته است و نه دولت و دولتمردان را.
خانم کلینتون با وقاحت تمام میگوید؛ همین مردم از نظام حمایت میکنند! بعد از تصمیم آمریکا برای وضع تحریمهای به قول خودشان «فلجکننده» خبرنگار یو.اس.ای.تودی، شبیه همین سؤال را با مایک پمپئو، وزیر خارجه دور اول ریاست جمهوری ترامپ مطرح میکند. پاسخ دقیقاً (تاکید میشود که دقیقاً ) همان پاسخ هیلاری کلینتون است.
حسین شریعتمداری