کد خبر: ۳۲۸۰۴۲
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۶

چگونه قدرت نرمِ برخاسته از رهبری و مردم توطئه دشمن را به شکست کشاند؟

لیلا اسدی- حقوقدان

در تاریخ معاصر، لحظاتی وجود دارند که پدید‌ه‌های اساسی و راهبردی جهان با اراده ملت‌ها ورق می‌خورند. این‌جا دیگر تنها محاسبات سرد قدرت‌ها تعیین‌کننده نیست. در این میان، جنگ ۱۲ روزه تجلی شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در برابر محور مقاومت بود. آنان که می‌پنداشتند با قدرت سخت، می‌توانند صدای حق طلبی و عدالت‌خواهی را خاموش کنند، دریافتند که ایمان و اراده ملت‌های مستقل، بزرگ‌تر از زرادخانه‌هایشان است.
پس از آن ناکامی، طرح‌های دشمن آشکارا سمت‌وسوی جدیدی یافت. آشوب‌سازی، عملیات روانی و تلاش برای ایجاد جنگ تروریستی علیه جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گرفت اما تاریخ بارها نشان داده است که هرگاه دشمن با ترفند تازه‌ای قدم پیش نهاده، ملت ایران با بصیرت، وحدت و حضور انقلابی‌تر پاسخ داده است. در این مرحله نیز چنین شد. رهبری حکیمانه حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای و هوشیاری ملت، چشم فتنه را کور کرد.
اغتشاشات نه تنها به هدف ضربه زدن به اقتدار ملی نرسید، بلکه خود به فرصتی برای نمایش انسجام اجتماعی تبدیل شد. راهپیمایی ۲۲ دی، صحنه‌ای بود از حضور مردم در دفاع از آرامش، امنیت و آرمان‌های انقلاب. آن روز میلیون‌ها نفر از زن و مرد، پیر و جوان؛ با احساس مسئولیت و ایمان آمدند تا بگویند ایران در برابر طوفان‌های تبلیغاتی غرب ایستاده است. این حضور، پیام روشنی به جامعه بین‌المللی داشت: ایران ملتزم به عدم مداخله در امور داخلی دیگران و حاکمیت کشورهاست، برخلاف اقدامات یکجانبه و فشارهای آمریکا با اعمال تحریم‌های یکجانبه و تهدید نظامی، آشکارا قواعد بین‌الملل را نقض کرده است.
ناکامی‌های پی‌در‌پی، واشنگتن و تل‌آویو را به سردرگمی راهبردی کشاند. آنان که هنوز از کابوس شکست‌های نظامی در افغانستان، عراق و سوریه خلاصی نیافته‌اند، این بار در برابر جبهه مقاومت، چاره‌ای جز توسل به نمایش قدرت نداشتند. اعزام ناوهای آمریکایی به منطقه تلاش دشمن بود برای پوشاندن ضعف‌ها و شکست‌های خود.
اما واکنش رهبر انقلاب اسلامی، معادله را به‌کلی تغییر داد. هشدار صریح ایشان مبنی بر اینکه «آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود»، پیامی راهبردی به واشنگتن بود؛ اینکه دوران حمله‌های محدود و بی‌هزینه به ملت‌ها پایان یافته؛ اگر آتش جنگ افروخته شود، کل منطقه شعله‌ور خواهد شد. این حق دفاع مشروع ایران طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل نیز است.
آمریکا که در این شرایط نه توان آغاز جنگ و نه ظرفیت تحمل پیامد آن را داشت، به ناچار به زبان کهنه مذاکره بازگشت. البته مذاکره‌ای آمیخته با تهدیدهای ظاهری، تا بلکه در افکار عمومی، چهره شکست‌خورده خود را کتمان کند. رژیم آمریکا می‌خواست وانمود کند هنوز گزینه‌های فشار دارد، حال آنکه در صحنه واقعی، هیچ ابزار مؤثری باقی نمانده بود. 
به عنوان یک حقوقدان اذعان دارم که ایران ملتزم به منشور سازمان ملل، حقوق بین‌الملل عمومی، حق دفاع مشروع (ماده ۵۱)، عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها و احترام به حاکمیت ملی است اما آمریکا با اعمال تحریم‌های اقتصادی، تهدید نظامی و نقض ماده ۲ منشور سازمان ملل، قانون جنگل را بر نظم کنونی دنیا حکمفرما کرده است که به اعتقاد مؤسسات معتبر و متفکران غربی این نظم آمریکایی در حال زوال و آمریکا از درون در حال فروپاشی است. اقداماتی که اگر توسط هر کشور دیگری انجام می‌شد، سازمان ملل طبق مواد ۳۹–۵۲ منشور، دیوان بین‌المللی دادگستری و قطعنامه‌های الزام‌آور وارد عمل می‌شد و مسئولیت بین‌المللی کشور خاطی تعیین می‌گردید. ایران ملتزم‌ترین کشور نسبت به حقوق بین‌الملل و قوانین سازمان ملل است و اقدامات آمریکا نشان‌دهنده فقدان التزام به قواعد بین‌الملل است.
اما در همان فضا، دعوت رهبر انقلاب به حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن، بار دیگر توان و اراده ملی را آزاد ساخت. مردم سرافراز ایران، با آگاهی از شرایط حساس منطقه، صحنه‌ای تاریخی آفریدند. راهپیمایی امسال، اعلام وفاداری بی‌نظیر یک ملت با آرمان‌های بلند بود. از تهران تا زاهدان، از تبریز تا بندرعباس، راه‌ها مملو از مردمی بود که با شعارهای وحدت و امید، به دشمنان خود پیام دادند که ایران اسلامی زنده‌تر از همیشه است.
حضور میلیونی مردم در سراسر کشور، برای رسانه‌های جهانی پیام واضحی داشت. تحریم، تهدید، عملیات روانی و حتی تحریکات امنیتی، هیچ یک نتوانسته پیوند ملت و نظام را سست کند. در واقع، دشمن با هر حمله‌ای، ملت را متحدتر ساخت.
رهبر انقلاب نیز در همان روز تاریخی، با لحن پدرانه‌ای خطاب به ملت عزیز ایران فرمودند: «در روز ۲۲ بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید، همچون همیشه با پشتیبانی از جمهوری اسلامی بر قدرت آن افزودید و دشمنانی که در اظهارات و برنامه‌ریزی‌های خود در پی تسلیم ملت ایران بودند، مأیوس شدند... از همه ملت ایران تشکر و درود فراوان خود را به یکایک حاضران در این اجتماع عظیم و میلیونی در سراسر کشور تقدیم می‌کنم». این سخن تثبیت گفتمان قدرت نرم جمهوری اسلامی بود؛ گفتمانی که بر پایه ایمان، اراده و آگاهی شکل گرفته است.
تاکتیک‌هایی که دشمن به کار بسته، هیچ کدام نتوانسته کارساز باشد، زیرا قدرت اصلی جمهوری اسلامی یعنی ترکیب رهبری خردمند، مشارکت مردمی و اقتدار نظامی به نقطه‌ای رسیده که قدرت‌های جهانی را از هرگونه اشتباه محاسباتی بازمی‌دارد.
در سطح منطقه‌ای، محور مقاومت در موقعیت اقتدار و آمادگی قرار دارد. ایران اسلامی با راهبردها و مواضع حکیمانه رهبر معظم انقلاب نه تنها تهدید را خنثی کرده بلکه معادله قدرت را بازتعریف نموده است. امروز آمریکا و اسرائیل می‌دانند که حمله به یکی از اجزای محور مقاومت، واکنش کل محور را در پی دارد.
یک نکته دیگر، این است که در جریان جنگ ۱۲ روزه، مواضع و رفتار برخی از مدعیان اصلاح‌طلبی در داخل کشور، بار دیگر چهره واقعی غرب‌گرایانه آنان را آشکار ساخت. در حالی‌که ملت ایران به روشنی در برابر رژیم صهیونیستی و حامیان غربی‌اش ایستاده بود، این جریان سیاسی با صدور بیانیه‌هایی موهن، در عمل زبان رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی را تکرار کرد. ترجمان سخنان و مواضع آنان چیزی جز تسلیم در برابر اراده غرب و اسرائیل نبود؛ بار دیگر می‌خواستند طرح‌های نیمه‌تمام دشمن برای تضعیف جبهه مقاومت را از درون کشور تکمیل سازند.
در ادامه‌ این روند، در اغتشاشات اخیر نیز همان طیف غرب‌باور کوشید با بزک چهره‌ تروریست‌ها و عوامل خشونت، آنان را «معترض مدنی» معرفی کند و بدین ترتیب، هم‌صدای رسانه‌های دشمن علیه امنیت ملی و انقلاب اسلامی عمل کرد. نقش فتنه‌انگیز چنین جریان‌هایی در تضعیف انسجام اجتماعی و مشروعیت‌بخشی به اقدامات ضدایرانی کاملاً عیان است. از این‌رو، اکنون بیش از هر زمان دیگر ضروری است که قوه‌ قضائیه و دستگاه‌های امنیتی با قاطعیت و بدون مسامحه، با عناصر سیاسی و رسانه‌ای همسو با دشمن برخورد کنند؛ چرا که استمرار این رفتارها چه در قالب بیانیه‌های به ظاهر سیاسی و چه در پوشش فعالیت مدنی، عملاً به برهم زدن امنیت ملی و زمینه‌سازی برای مداخله بیگانگان منجر می‌شود. حفظ اقتدار و استقلال کشور بدون ایستادگی در برابر این جریان‌های فرصت‌طلب و مرعوب غرب، ممکن نخواهد بود. در مقابل، اتحاد مردم و مسئولان در برابر فتنه‌ها، نظام را از تهدید نرم عبور داده و وارد مرحله ثبات راهبردی کرده است. اقتصاد مقاومتی، رشد فناوری دفاعی و توسعه روابط شرق‌محور، همگی مؤلفه‌هایی هستند که ایران را از چرخه فشار غرب خارج کرده‌اند. تجربه نشان داده است که هرچه دشمن بر طبل تهدید بکوبد، مردم در پاسخ، صدای وحدت و اعتماد بیشتری سر می‌دهند.
چشم‌انداز ایران اسلامی روشن‌تر از همیشه است. رهبر انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که ملت ایران به آینده‌ای درخشان خواهد رسید. ایران اسلامی با حکمت و درایت رهبر معظم انقلاب همزمان، مقاومت و پیشرفت کرده است.
اقتدار نظامی جمهوری اسلامی، توازن امنیتی منطقه را تغییر داده است. در کنار آن، بیداری فرهنگی و رشد علمی، چهره جدیدی از ایران را به نمایش گذاشته است. ایرانی که در برابر فشارها نه عقب‌نشینی، بلکه در بسیاری از عرصه‌ها پیشرفت داشته و در زمره 10 کشور اول دنیاست.
حضور پرشور مردم به عنوان پشتوانه انقلاب اسلامی در راهپیمایی‌ها، هم حمایت سیاسی از نظام اسلامی است و هم تجلی یک روح تاریخی؛ روحی که از عاشورا تا انقلاب اسلامی، از دفاع مقدس تا امروز، زنده و فعال است. ملت ایران چگونه می‌تواند مأیوس شود وقتی رهبرش با حکمت و آرامش، همچون ناخدایی آگاه، کشتی انقلاب را از میان طوفان‌ها عبور می‌دهد، آینده روشن را ترسیم می‌کند و نوید می‌دهد؟
دشمنان هر روز با طرح جدیدی می‌آیند اما تاریخ گواهی می‌دهد که آنان می‌روند و این ملت می‌ماند. ملتی که با عقلانیت و ایمان، مسیر انقلابی خود را ادامه می‌دهد و یقین دارد که پیروزی نهائی، از آنِ انقلاب اسلامی است.
شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ نظامی، شکست در جنگ روانی و شکست در جنگ تروریستی داخلی، همه حلقه‌های یک زنجیره‌اند. زنجیره فروپاشی راهبرد غرب در برابر ملت‌های مستقل. در مقابل، ملت ایران با تکیه بر رهبری فرزانه، انسجام ملی و نیروهای مسلح مقتدر، نه تنها از بحران عبور کرده، بلکه در مسیر پیشرفت تمدنی قرار گرفته است. این ثبات، سرمایه‌ای است که هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را برهم زند.
راه ایران به سمت آینده‌ای روشن باز است. آینده‌ای که در آن دین، دانش و عزت ملی، سه ستون اصلی آن خواهند بود. این مسیر را ملت ایران با گام‌های استوار دنبال می‌کند و هر روزش، نقطه‌ای تازه از امید و شکوه است.