معتــاد به مطبـوعـات
در آغاز ژانویه 1992 به آلن کاتص شانزده پیشنهاد رسمی برای خرید گروه معاریو ارائه شد، بخشی از آنها رسانههای خارجی در اروپا و ایالات متحده آمریکا بودند. آلن کاتص اعلام کرد که فقط پنج یا شش گروه به مرحله بعدی مزایده خواهند رفت. دفاتر حسابرسی معاریو نزد گروههایی که به مرحله دوم بروند، باز خواهند شد.
باقیماندگان از میان نامزدهای اصلی این رقابت؛ ایزوشانی نماینده گروه سرمایهگذاران خارجی، الی لاندو و «شرکت مرکزی نوشیدنیهای غیر الکلی»، «داوود ردلر» از مالکان گروه هولینگر، بازرگان وکیل «لئون چارنی» از نیویورک، گروه سرمایهگذارانی که ران داگانی روزنامهنگار در ایالات متحده آمریکا سازمان داده بود، گروه سرمایهگذاران اسرائیلی که داو یادکوفسکی و «اهرون دُورات» سازماندهی کرده بودند، گروه «آرسن» مالک روزنامه فرانسوی مشهور فیگارو و «رئوبن هکت» صاحب سیلوهای داگون در حیفا که گروهی از سرمایهداران یهودی از اروپا را جمعآوری کرده بود. همه رقابتکنندگان شدیداً در پی شیمون حفتص، صاحب حق عدم پذیرش اولیه بودند. حفتص انتخاب کرد که به گروه یادکوفسکی- دُورات بپیوندد. ما در آن روزها تماسهای زیادی را با لئون چارنی برای همکاری در خرید معاریو برقرار کردیم.
در این میان تقاضای یکی از سرمایهگذاران، عزرائیل ایناو، برای کسب درصد حق مالکیت بیشتری از کسانی که برای معاریو پیشنهاد داده بودند به ازای مبلغی که برای سرمایهگذاری در خرید روزنامه قول داده بود، گروه یادکوفسکی-دورات را شوکه کرد. میلیاردر «یوسف باخمن» با اهرون دورات ملاقات و برای خرید ساختمان معاریو در خیابان کارلِباخ در تلآویو و اجاره دادن آن به روزنامه به ازای ده درصد از مبلغ سرمایهگذاری در سال موافقت کرد.
این معامله پیشنهاد شده قرار بود حدود شش میلیون دلار به اضافه مبلغی که تا آن زمان جمع شده بود به گروه انتقال دهد.
آلن کاتص به این گروهها سندی داد که طبق آن در بررسیای که رؤسای موقت انجام داده بودند روشن میشد اتهامات دیگری درباره این روزنامه وجود ندارد، اما آنها حاضر نیستند اگر مورد دیگری آشکار شود تضمین یا غرامت بدهند. به طور معمول برای فروش دارایی، فروشنده باید تعهد دهد که غیر از اتهامات آشکار از سایر اتهامات مبرا است. در این مورد فروشندگان از تعهد دادن به این شکل امتناع کردند.
برای من و عوفر واضح بود که همچنان به مبارزه برای این روزنامه ادامه دهیم. با وجود پیشبینیهای تیره و بعد از آن که توصیهها و نظرات مختلف برای عدم ورود به این باتلاق را - که نمیدانستیم چگونه از آن خارج شویم– شنیدیم، بدون تردید تصمیم گرفتیم که رو به جلو حرکت کنیم. فراتر از میل و عزم برای خرید روزنامه و مدیریت آن، ما احساس عمیقی داشتیم از این که این یک معامله خوب اقتصادی است. پس دیگر اشتباه نکردیم.
در مصاحبهای که عوفر در آن روزها با روزنامه «هاعیر» انجام داد، در میان گفتههایش گفت: «من کاملاً معتاد به مطبوعات هستم. من هر روز پنج روزنامه میخوانم: هاآرتص، یدیعوت، معاریو، خدشوت و گلوبس. سرگرمی اصلی من در شنبهها، خواندن اکثر روزنامههاست. این لذت فوقالعادهای است. من تمام گزارشهای بلند، بخشهای سیاسی و اقتصادی را میخوانم و گاهی اوقات که فضولیام گل میکند، بخش شایعات را هم میخوانم. وقتی به طور اتفاقی گاهی وقتها آنجا را میخوانم، باعث خنده من میشود.» آنچه به شرکای در خرید گفت این بود: «من در این مرحله تسلیم نخواهم شد، اما ممکن است که خریدار فقط شرکت توسعه زمین نباشد، بلکه خانواده نیمرودی از پولهای شخصی خود هم باشد.» خبرنگار «گادی بلوم» آمار ساختمان دفاتر شرکت توسعه زمین در خیابانهای «رکون» را اضافه کرد: «هنگامی که در واحد نمونه شکیلی که در طبقه اول است چرخ میزنیم، و از جلوی برجهای در حال ساخت این شرکت عبور میکنیم، نیمرودی به پروژه بزرگ دیگری که در دستور کار است- «محله آمریکاییها»- اشاره میکند. این محله شامل دو هزار و پانصد آپارتمان در «بئر شوع» است. عوفر بر بخش کوچکی از خانهها در این پروژه متمرکز است، که مجموعه هزینههای آن صد و سی میلیون دلار است، او میگوید: این مشابه هزینه معاریو است.»
بلوم از عوفر پرسید: «پس چرا تو این قدر به معاریو علاقهمندی؟» و او پاسخ داد: «ساختمان این بلوکها، بتن است. معاریو برای روح است. علاوهبر این من یک تاجرم. به نظرم معاریو یک سرمایهگذاری خوب است.»
گروه سرمایهگذارانی که داو یادکوفسکی و اهرون دورات سازمان داده بودند بعد از تجزیههای تدریجی متلاشی شد و این دو پیشنهاد کردند به عنوان مشاور به گروه هولینگر خدمت کنند.
این رقابت رنگ سیاسی گرفت. سران دسته «شامیر-آرنس» در لیکود، دوستان خوب داوود ردلر از مالکان شرکت هولینگر بودند که از نظر سیاسی به آنها نزدیک بود، آنها به او فشار آوردند به هر قیمتی این روزنامه را بخرد و رسانهای مهم برای حزب راست فراهم کند.
برای آن که نامزدهای بالقوه از رقابت کنارهگیری کنند، یادداشتی دریافت شد که خلاصهاش این بود که رقابت سختی بین ما و گروه هولینگر صاحب اورشلیمپست خواهد بود. ما از جبهه قانونی شروع کردیم.
طبق توافقات بین گروه مکسول و صاحبان باقی سهام معاریو، فروش سهام این روزنامه به نماینده رقیب یا نماینده بالقوه رقیب ممنوع بود. آلن کاتص که از این مشکل آگاه بود، مشورت حقوقی گرفت که طبق آن در این مورد تعارض منافع وجود ندارد، حتی گروه هولینگر اعلام کرد که چاپ اورشلیم پست را با چاپ معاریو ادغام و این تعارض منافع را رفع خواهد کرد.
درست است که ادغام چاپخانهها ممکن بود مشکل تعارض منافع را رفع کند، اما این اعلام، رؤسای گروه هولینگر را به درگیری مستقیم عمومی با شورای کارکنان کشید. دوست گروه ما عاموس شوکن صاحب روزنامه هاآرتص بود که تاجران زَک لیبرمن و زادیک بینو را جمع کرد. این با سیل گزارشها، در روزنامههای شوکن، هاآرتص و خدشوت و تیترهای درشت در نسخه چاپی شروع شد: «اگر هولینگر معاریو را بخرد، بیم اخراجها در اورشلیم پست وجود دارد. آنجا چنین نوشته شد که کارکنان میترسند شرکت قصد یکی کردن قسمتهای اجرائی دو روزنامه را به عنوان بخشی از برنامه افزایش بهرهوری خود داشته باشد.» خدشوت تیتر زد: «برنامه هولینگر برای معاریو: انتقال سیستم به اورشلیم.» و بعد از چند روز آن روزنامه گزارش داد: «کارکنان معاریو در جستوجوی راهی قانونی در برابر انتقال به اورشلیم هستند.» روزنامه هاآرتص 29 ژانویه 1992 اطلاعاتی را از گزارش تراز پیشبینی شده معاریو برای آن سال آشکار کرد. از دادهها آشکار شد که این شرکت در حال از دست دادن مبلغ پنج میلیون و نهصد هزار دلار میباشد.
آلن کاتص بیانیهای در رسانهها منتشر کرد که این اطلاعات منتشر شده مغرضانه، اشتباه و فاقد پایه و اساس واقعی هستند. «اینگونه شایعات موفق نشدند و موفق هم نخواهند شد مدیران را از کار خود که یافتن خریدار با قیمت منطقی به تخمین من بیشتر از بیست میلیون دلار است منحرف کنند.»
اما علیرغم خوشبینی کاتص، روشن شد که بعد از امتناع خریداران گروه بانک کارگران و بانک ملی از افزایش اعتبار به مبلغ بیست میلیون دلار- یک چهارم از سرمایه در گردش کار آن- این روزنامه خود تحت مضیقه قرار گرفت.
این بانکها همچنین به درخواست این گروه برای آزاد کردن بخشی از وثیقههای آن، به هدف تلاش برای گرفتن کمک مالی از منابع دیگر پاسخ ندادند.
آلن کاتص هم از تزریق پول به روزنامه امتناع کرد و در همین راستا تصمیم گرفت اطلاعات مربوط به وضع گروه را به خریداران بالقوه ندهد. هم ما و هم گروه هولینگر در پاسخ اعلام کردیم که از پیشنهاد مبلغ بیشتر از پانزده میلیون دلار برای این گروه خودداری خواهیم کرد،
گروهی که بدهیهای آن نزدیک به پنجاه میلیون دلار و ارزش واقعی داراییهای آن بیست و پنج میلیون دلار تخمین زده شده بود. وکیل لئون چارنی در آن روزها گفت: «هر کسی که برای خرید معاریو بیست میلیون دلار از جیب هزینه کند دیوانه است.» چارنی گفت که قصد دارد دوازده میلیون دلار برای خرید این روزنامه از داراییهای شخصیاش و باقی آن را از طریق توزیع اوراق قرضه با ریسک بالا در میان سرمایهگذاران آمریکایی جمعآوری کند.