کد خبر: ۳۲۸۰۳۷
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۶
دستاوردهای علمی ایران اسلامی و قدرت «ما می‎توانیم»

الگو‌سازی در فضای مجازی با تکیه بر قهرمانان ایرانی- اسلامی

فائقه بزاز-بخش پایانی

تحریم‌های شدید و فلج‌کننده یک ‌سوی ماجرای ایران است و دستاوردها و پیشرفت‌های علمی کشورمان سوی دیگر، اما ایران با دستیابی به چرخه کامل فناوری فضائی، باوجود شدیدترین تحریم‌ها در جمع کشورهای دارای توان بومی فضائی قرار گرفته است.
تلاش و دستاوردهای چشمگیر ایران توانست با شکست پروژه انزوای فناورانه در فهرست کشورهای موفق قرار بگیرد و با پرتاب سه‌گانه طلوع در 7 دی‌ماه 1401‌، آن هم در حالی که چند ماه قبل‌ترش تحت فشارهای جنگ 12روزه بوده، سربلند شود.
دستاوردی که علاوه ‌بر تقویت امنیت ملی، در حوزه‌هایی مانند پایش منابع طبیعی، مدیریت بحران، توسعه ارتباطات مناطق محروم و حتی کاربردهای امنیتی و دفاعی نقش مهمی ایفا می‌کند. 
دستاوردی که ازنظر سیاسی، راهبردی و تمدنی بسیار عمیق است و تصویری روشن از وضعیت منطقه و مسیر پیشروی ملت ایران ارائه می‌دهد.
درهم‌تنیده شدن آتش اغتشاشات با پیشرفت‌های چشمگیر ایران در عرصه‌های علمی ‌و صنعتی حکایت از حقیقتی پنهان دارد. 
دشمن تمام نیروی خود را به کار برده تا قشر جوان را با خود همنوا کند و درصدد بوده است مردم را به جان یکدیگر بیندازد. 
اسرائیل در حالی‌ که از ویرانی‌های جنگ 12روزه ناامیدتر از همیشه نقشه جدیدی را در ایران اجرا کرد تا با صرف کمترین هزینه مردم و به‌ویژه نسل جوان و نوجوان را مقابل هم قرار دهد.
اگرچه دشمن نتوانست در این عرصه موفق باشد و هوشیاری مردم آتش معرکه را فرونشاند؛ اما هزینه‌های سنگین این واقعه ما را به اندیشه وامی‌دارد که چرا نسل جوانی که دستاوردهای علمی به‌ویژه فضائی می‌تواند برای او قهرمان‌های واقعی بسازد، با این قبیل رویدادهای افتخارآفرین بیگانه است؟ و این ضعف در بازنمایی موضوع از کجا ناشی می‌شود؟
جولان قهرمان‌های خیالی در نبود قهرمان‌های واقعی
فقدان قهرمان، مسئله جدی است و خود از دلایل پریدن از این شاخه به آن شاخه از سوی همه مخاطبان مخصوصاً کودکان و نوجوانان. داشتن قهرمان امروز به‌قدری مهم است که کشورها سعی دارند قهرمان خیالی بسازند، صادر کرده و طبق آن معناسازی کنند.
دکتر معصومه نصیری در این ‌رابطه اظهار می‌کند: «در حوزه قهرمان‌سازی رسانه‌ای، ما با دو مسئله اساسی روبه‌رو هستیم؛ یکی خلق قهرمان‌های خیالی و فاقد پشتوانه‌ واقعی و دیگری نحوه‌ پرداخت و بازنمایی قهرمان‌های واقعی. در هر دو حالت، اگر مرز اعتدال از بین برود، آسیب جدی شکل می‌گیرد.»
وی می‌گوید: «وقتی رسانه در قهرمان‌سازی دچار افراط می‌شود و چهره‌هایی می‌سازد که وجود عینی و زیست‌پذیر ندارند، مخاطب را در فضای انتزاعی و غیرقابل‌باور قرار می‌دهد. قهرمان‌هایی که بیش از حد آرمانی و دست‌نیافتنی تصویر می‌شوند، نه‌تنها الهام‌بخش نیستند، بلکه احساس فاصله و بی‌اعتمادی ایجاد می‌کنند. مخاطب امروز باهوش‌تر از گذشته است؛ او وقتی احساس کند قهرمان به‌صورت مصنوعی ستایش می‌شود، از آن فاصله می‌گیرد.»
این کارشناس رسانه تأکید می‌کند: «قهرمان‌های واقعی برخاسته از تجربه زیسته‌ جوامع‌اند؛ کسانی که رفتار و منش‌شان قابل‌تعمیم و الگوگیری است. از پوریای ولی و تختی گرفته تا مادر ترزا و به‌صورت و خاص و ویژه سردار شهید، همه‌ اینها قهرمان‌هایی‌اند که نه در خیال، بلکه در واقعیت زیسته‌اند و به همین دلیل، می‌توانند الهام‌بخش رفتارهای اخلاقی و اجتماعی باشند.»
او را نمی‌شناسم، نامش جاوید است!
در ایام اغتشاشات ویدئویی از یک نوجوان دستگیرشده منتشر شد و مورد اقبال عمومی قرار گرفت. اقبال از آن ‌جهت که میان این معرکه ما به‌عنوان متولیان فرهنگی کجای ماجرا ایستاده‌ایم. 
نوجوانی با چشم‌بند کنج دیوار افتاده است. ترس امانش را بریده و در پاسخ به سؤال پلیس که از او ‌می‌پرسد شاه پهلوی را ‌می‌شناسی جواب ‌می‌دهد: «رضا را نمی‌شناسم فقط ‌می‌دانم اسم شاه جاوید است!» شبکه‌های اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، پادکست‌ها و صفحات پرمخاطب تاریخی، روایت‌هایی ساده، جذاب و گاه احساسی از تاریخ ارائه می‌دهند که گاه می‌تواند کاملاً متضاد با واقعیت باشد. 
اغتشاشات اخیر و پخش اعترافات عده‌ای که خود را فریب‌خورده عنوان می‌کنند، نشان می‌دهد که تلاش‌های ما در جهت روشن‌کردن چهره واقعی حکومت پهلوی، تشریح دشمنی ریشه‌دار آمریکا با ملت ایران و انتقال صحیح مفاهیم و واقعیات تاریخی به نسل نوجوان و جوان آن‌طور که بایدوشاید کافی و نتیجه‌بخش نبوده است.
کاربری در این‌باره آورده است: «فاجعه این است! من خیلی غصه می‌خورم. مثل شما، به‌خاطر جان‌های باارزشی که بازیچه‌ قدرت‌طلبی گروهک‌ها و سلطنت‌طلبان شدند. به‌خاطر فضای هیجانی که سلبریتی‌ها با استوری و پُست مُحرک ساختند. 
برای اینکه چند روز موسیقی حماسی آزادسازی خرمشهر را مصادره کردند میلیون‌ها پُست و محتوا تولید کردند تا جوانان را تحریک کنند! برای آن شوآف‌هایی که با گوشی آیفون ۱۷ مقابل آیینه ‌می‌ایستادند و می‌گفتند: ما گرسنه‌ایم! 
در بین بازداشتی‌ها این جماعت غالباً صاحب ماشین خارجی، مناطق بالانشین و... اما فاجعه اینجاست. این نوجوان ما که توسط مجازی مسخ شده، حتی نام رضا پهلوی را نمی‌داند! چقدر ما کم‌کاری کردیم! چقدر آموزش‌وپرورش، دانشگاه، رسانه مسئول است! چه ذهن‌هایی که مسخ شدند!»
داد سخن مردم از کم‌کاری‌ها 
برای هویت‌بخشی به قهرمانان
خدیجه سیار دشتی کارشناس ارشد رسانه دررابطه‌با اهمیت قهرمان برای نوجوانان می‌گوید: «خروجی بی‌برنامگی و رهاکردن نوجوان در سیلاب جنگ‌شناختی، همسو شدن نوجوان به‌حساب دشمن است. ما در این جنگ یک نیرو از دست نمی‌دهیم، یک نیرو به اردوگاه حریف اضافه می‌کنیم و در این عرصه، کم‌کاری‌های نهاد آموزش‌وپرورش و سایر نهادهای فرهنگی به اغوای نوجوانان و حتی کودکان توسط دشمن ضریب ‌می‌دهد. نوجوانی که آرمان و قهرمان بزرگ ندارد، اسیر کردنش در جنگ‌شناختی کار دشواری نیست. به‌جای مبهوت شدن نسبت به عملیات دشمن، ترک‌فعل‌های خودمان را در قبال نوجوان‌‌ها در یابیم که در آخرالزمان هرچه جلوتر ‌می‌رویم، فاصله‌ زمانی فتنه‌ها کوتاه و کوتاه‌تر ‌می‌شود.»  
امیرمهدی مولودی کارشناس ادبیات و دبیر پایه نهم می‌گوید: «قهرمان‌سازی یا ستاره‌سازی یا اسطوره‌سازی برخاسته از یک فرهنگ و تمدن خاص هر کشور است. اینکه ما رستم، سهراب، سیاوش و... را داریم، ولی کمتر نوجوانی است که اینها را قهرمان بداند. در فرهنگ شرق، قهرمان‌های داستانی و افسانه‌ای را به آن شکل غربی نمی‌بینیم و آنچه که وجود دارد اسطوره‌های شرقی است.»
وی ادامه می‌دهد: «به‌طورکلی ما شخصیت‌های آرمانی و الگو را در واقعیت‌های تاریخی خودمان جست وجو می‌کنیم.
به‌ویژه چنین شخصیت‌هایی در تاریخ دینی و مذهبی ملت ما پیدا می‌شود. جنس، نوع هویت و الگوهای تخیلی و فکری کودکان در فرهنگ باستانی و تمدن اسلامی با تفکرات غربی فرق دارد و مهم برای نوجوان شرقی این است که قهرمان واقعی‌اش آن‌قدر درخشان شود که بتواند با قهرمان خیالی غربی برابری کند؛ اما متأسفانه تلاشی در این‌ رابطه انجام نشده است.» 
آرمیتا شعبانی دانشجوی دکترای ارتباطات نیز معتقد است: «درگذشته ما یک نظام آموزشی واحد، یکپارچه و قدرتمند داشتیم. رسانه فقط رسانه ملی بود؛ اما حالا همه اینها ضعیف شده‌ و در سوی دیگر، رسانه‌های جهانی، پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی تقویت شده‌اند. همچنین ما با یک درهم‌آمیختگی ارزشی و سبک زندگی از معماری شهری تا رسانه‌ها و... در سال‌های اخیر روبه‌رو بوده‌ایم. نتیجه‌اش این شد که آن تکثرها و تغییرات فناورانه به این شکاف درون‌نسلی منجر شد.»
شعبانی ادامه می‌دهد: «اگر برخی از خرده‌فرهنگ‌های مربوط به نوجوانان را می‌بینیم که موردقبول جامعه نیستند و گاهی ضدفرهنگ به نظر می‌آیند، اینها نشانه هویت نوجوان ایرانی نیست؛ چون تحت‌تأثیر شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جدید که به اقلیت‌ها بلندگو می‌دهند و امکان شبکه‌سازی و نمایش آنها را فراهم می‌کنند، به‌طور کلی یک بازنمایی نمایشی، نه بازنمایی واقعی از حوزه نوجوان دارند؛ نمایشی که مشخصاً جهت‌گیرانه است.» 
فضای مجازی، مهم‌ترین عامل هویت‌بخش 
و جامعه‌پذیری نوجوانان 
امروزه مهم‌ترین عامل هویت‌بخش جوانان و نوجوانان و جامعه‌پذیری آنان فضای مجازی است و به نظر می‌رسد در این فضا مرتباً در حال برساخت هویت خود هستند. 
دکتر محمدمهدی فتوره‌چی، پژوهشگر و مدرس ارتباطات معتقد است: «اساساً هویت بدون تعامل با دیگران معنی پیدا نمی‌کند. البته درگذشته بیشتر هویت‌های بقا برای ما مهم بود؛ ولی امروزه این ارزش‌ها جای خود را به خوداظهاری یا خود ابرازی داده و لذا بدون تعامل و ارتباط با دیگری هویتی برساخت نمی‌شود. کاربران، امروزه برای هویت‌یابی به دنبال خوداظهاری یا خودابرازی هستند. 
از سوی‌ دیگر فضای مجازی محیط مساعدی برای ارتباطات نمادین و بازنمایی هویت‌های نو و خویش ساخته است. در این‌جا مقوله تمایزیافتگی یا تمایزجویی که از ویژگی‌های نسل پست‌مدرن است، بهتر تجلی پیدا می‌کند. این قابلیت برخلاف گذشته وجود دارد که کاربر نوجوان یک هویتی را به نمایش بگذارد که در میان همسالان خودش تجربه نشده است، فقط به این دلیل که فالوور بیشتری داشته باشد یا لایک بیشتری بگیرد. همچنین ویژگی دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد این است که فردگرایی کاربران بنا به تعبیر استاد ساروخانی زمینه‌ساز پیدایش خانواده‌های سلولی است. 
متأسفانه چنین زمینه‌ای امروزه فراهم شده و هر کدام از اعضای خانواده با یک دستگاهی در گوشه‌ای مشغول تعامل با جهان خودشان هستند.»
دکتر فتوره‌چی در توصیه به والدین و مربیان تربیتی می‌گوید: «امروزه فضای مجازی و جهانی‌شدن ارتباطات و فرهنگ، عامل اصلی تغییر ارزش‌های فرهنگی جوامع است. امروزه مصرف نمایشی شده و فرهنگ مصرف در حال ترویج در جوامع است. ارزش‌های خانواده و مرزهای زناشویی در حال تغییر هستند.
 مدیریت و حفظ زیبایی‌های بدن برای کاربران اصل شده است. ارزش‌های سنتی در حال جایگزینی با ارزش‌های عقلانی هستند. به همین دلیل است که امروزه مخالفت با ارزش‌های سنتی به‌شدت از سوی جوانان و نوجوانان دیده می‌شود. 
به‌هرحال شبکه‌های اجتماعی اگر امروزه به‌درستی درک شود موجب تقویت مهارت‌هایی در نوجوان و جوان به‌ویژه مهارت‌های اجتماعی‌شان می‌شود. چون نوجوان علاقه‌مند به اجتماعی شدن و دیده‌شدن است، طبیعتاً وابسته به این فناوری می‌شود که امروزه گریزی از آن نیست. 
آنچه در امر تربیت رسانه‌ای و والدگری رسانه‌ای به نظر می‌رسد، این است که رفتار آنلاین و ارزش‌های رسانه‌ای ما، فضای رسانه‌ای خانواده ما را شکل می‌دهد. امروزه عدم هماهنگی میان پدر و مادر در انتقال آموزه‌ها (اصطلاحاً دو تربیتی شدن فرزندان) مبدل به یکی از آسیب‌های خانواده شده است.»
فرجام سخن
فرآیند جهانی‌سازی بسیاری اصول و ریشه‌های فرهنگی جوامعی را كه دارای قدمت و سابقه‌ای درخشان در حوزه فرهنگ و ادب هستند هدف گرفته است. 
پیامدهای روند جهانی‌شدن در حال حاضر متوجه نوجوانان و جوانان جامعه ما نیز بوده و ضروری است برای حفظ فرهنگ و ادب اصیل و غنی این مرز و بوم از تمهیداتی استفاده كنیم. از مهم‌ترین آبشخورهای فرهنگی جامعه ما مفاخر برجسته و مشاهیر هستند كه می‌توان با معرفی آنان نسل جدید را به سرچشمه معنوی و هدایتی انسان ساز فرهنگ خودمان هدایت كنیم. 
موضوع و نکته مهم دیگر توجه به نیاز طیف‌های متنوع نوجوانان است. برخی از نوجوانان با دستاوردهایی خاص و چشمگیر و نوین بیشتر ارتباط برقرار می‌کنند. فناوری‌هایی نظیر دیجیتال یا فناوری‌های فضائی یا دستاوردهای ورزشی برای بیشتر نوجوانان جذاب و اثر بخش بوده لازم است رسانه دست نوجوان را برای آشنایی با نام‌آوران سرزمین مادری خود پر کند تا بتواند به آنها مباهات کند.