علم و خودباوری دو بال برای فتح قلههای پیشرفت
بخش نخست-فائقه بزاز
«حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنرآموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یکبار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و اگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنرمند در نفس خود دولت است. هرجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بیهنر لقمه چیند و سختی بیند.»
سخن را با اشاره فاخر سعدی به اهمیت کسب دانش آغاز کردیم. علاوه بر اساتید و شاعران بنام، در اسلام نیز به اهمیت کسب دانش تأکید وافر شده و به ثمرات و ویژگیهای والای علمآموزی اشاره شده است. علم هدف آفرینش جهان، از اهداف بعثت انبیا، وجه ممیزه بشر است. به همین خاطر است که پیشوایان دینی ما هیچ محدودیت جنسیتی، زمانی و مکانی را بهعنوان بهانهای برای ترک تحصیل دانش نمیپذیرفتند. در همین راستا از حضرت علی(ع) روایت شده که فرموده دانش را حتی از مشرکین نیز فرابگیرید.
تأکید به علم در نخستین جرقههای وحی
در باب علمآموزی چه نکتهای ظریفتر از این که دعوت اسلام با دعوت به علم آغاز شده است؛ «اقْرَاْ بِسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الاْنسَانَ مِنْ عَلَق اقْرَاْ وَرَبُّکَ الاْکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الاْنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ»؛ «بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، و انسان را از خون بستهای خلق کرد بخوان که پروردگارت والاتر است، همان کسی که بهوسیله قلم تعلیم نمود، و به انسان آنچه را نمیدانست، آموخت.»
این آیات که از نخستین جرقههای وحی بر قلب پاک پیامبر(ص) حکایت میکند، با مسئله معرفت شروع و پایان میگیرد؛ نخست از قرائت که یکی از ابزار شناخت است سخن میگوید و در آخر ما را به معلم بزرگ عالم هستی توجه میدهد.
تعلیم، هدف بعثت پیامبران
موضوع دیگری که بهصورت مکرر در آیات قرآن مورد تأکید قرار گرفته و ارزش علمآموزی و تربیت را نشان میدهد، این معنا است که علم، تعلیم و آموختن در کنار تربیت یکی از اهداف بعثت انبیا بوده است.
در گفتمان مکتب اسلام، علم و دانش بهعنوان یکی از لوازم مدیریت و رهبری شناخته میشود. علاوه بر این مهم، علم سرچشمه ایمان، تقوا و قدرت است. نکته دیگر این که علم از لوازم مدیریت و رهبری است.
در گفتمان اسلامی، علم و دانش همیشه بهعنوان یکی از لوازم مدیریت و رهبری شناخته میشود.
چنان که حضرت امام صادق(ع) در اشارهای زیبا و اثرگذار به کارکرد علم و دانش میفرماید: «اَلْمُلوک حُکامُ عَلی النّاسِ وَالْعُلماءُ حُکامٌ عَلی الْمُلوک»؛ زمامداران بر مردم حکومت میکنند و دانشمندان بر زمامداران.
جایگاه دانش و ضرورت یادگیری
در روانشناسی
در مباحث روانشناسی نیز آموختن و یادگیری جایگاه قابلتوجهی دارد و روی این عامل بهعنوان مؤلفهای قوی برای تغییروتحول تأکید شده است.
بر این اساس، یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد شده و برای مدتی باقی میماند و نمیتوان آن را به سادگی به فرآیندهای رشد و نمو نسبت داد.
در روانشناسی و در راستای شکلگیری یادگیری دو مؤلفه تمایلات ذاتی و وجود محرک در محیط نقش بسزایی ایفا میکنند. تمایلات ذاتی شامل حالتهای غریزی و عاطفی است.
در واقع انسان با ایجاد بازسازی در تجربههایی که تحت تاثیر تمایلات غریزی و عاطفی شکل گرفته است، به یادگیری میپردازد.
یادگیری نتیجه تعامل انسان با محیط اطراف است که فرد را تحتتأثیر قرار میدهد. تجربه تعامل انسان با محیط سبب میشود تا فرد برای مواجهه با محیط به تغییر و اصلاح رفتارها بپردازد.
میتوان گفت یادگیری فعالیتی دگرگونساز است که افراد را برای مقابله با رویدادها و سازش با محیط آماده میسازد و در حقیقت دارای مفهوم بسیار گستردهای است که در قالبهای دگرگونی، عادتشکنی، ایجاد علاقه، نگرشهای نو، درک ارزش و پیشداوری پدیدار میشود. شیوه ترکیب و کاربرد معلومات در استدلال، تفکر، نظریهپردازی، حل مسئله، احساس و دگرگونیهایی که در کل شخصیت به وجود میآیند همه از یادگیری مایه میگیرند. بدون شک پدیده یادگیری، مهمترین پدیده روانی در انسان و موجودات تکامل یافته میباشد، به این دلیل که پایه و اساس بسیاری از مسائلی است که موجب میشود انسان از نظر روانی از سایر موجودات و دیگر همنوعان خود متمایز گشته دارای قدرتی متمایز و متفاوت شود.
تفاوت میان نوع نگاه به علمآموزی
طبق آنچه ذکر شد دانش سبب توانمندی و قدرت میشود؛ اما در نوع بهکارگیری علم در مکاتب بشری و مکتب مبتنی بر وحی تفاوتهای چشمگیر وجود دارد.
در مکتب اسلام، علم و ابزارهای مادی وسیلهای برای خدمت، کمک، توسعه، پیشرفت بهکارگیری و استفاده از علم برای خدمترسانی، توسعه و پیشرفت در خدمت به انسان، جامعه، طبیعت و... محسوب میشود؛ اما در مکاتب بشری غربی، مقولات مرتبط با بشر را از منظر مادی نگاه میکنند و به همین سبب نتیجه چنین نگرش، بینش، جهانبینی و... محدود به منفعترسانی دنیوی به انسانها بدون درنظر داشتن ارزشهای انسان میشود.
مطابق با مکتب وحی علم نافع از پایههای تمدن نوین اسلامی است. همچنان که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور فرمودهاند: «یقیناً یکی از پایههای مهمّ هر تمدّنی علم است- علم نافع- و ما که تکرار میکنیم «تمدن نوین اسلامی»، قطعاً یکی از پایههایش پیشرفت علمی است؛ ما خودمان را آماده کنیم برای آن. اگر چنانچه چشم شما بهعنوان نخبه به این افق باشد، قهراً حرکت علمی شما جهتِ درست خواهد داشت و همین مشکلاتی که گاهی گفته میشود- بحث مقاله و این چیزها- اینها دیگر از بین خواهد رفت؛ یعنی جهت صحیح مشخّص خواهد بود و پیشرفت درستی پیدا خواهد شد.»
ضرورت کسب دانش و تولید علم
علم؛ عامل اساسی کسب توانایی انسان، جامعه و کشور محسوب میشود.
علم؛ عامل مهم اقتدار ملی است و کسب دانش چنان ارج و قرب دارد که در مکتب اسلام به آن تأکید شده تا آنجا که کسب علم عبادت محسوب میشود. علم موتور محرک و پیشرفت جامعه و عامل ایجادکننده عزت نفس و اعتمادبهنفس فردی و ملی بوده در کنار فناوری، عامل محو نظام سلطه است.
از همین روست که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دومین تکلیف از تکالیف هفتگانه راهبردی، این موضوع را مطرح کردهاند. موضوعی که پس از «اتحاد ملی» بهعنوان رکنی اساسی و تعیینکننده، برای هر کشور و جامعهای سرنوشتساز و حیاتی است که فرمودهاند: «العلمُ سلطان».
علم و تلاش؛ دو بال برای بشریت
در پایان این مقال اشارهای به سخنان ارزشمند استاد شهید مطهری در کتاب «حکمتها و اندرزها» شیرین است که در اهمیت لزوم دانش با تکیه بر آیه وحی شده به پیامبر و نیز ضرورت همراهی آن با تلاش آورده است: «مخاطب این جمله همان کسی است که در تعلیمات خود فرمود: «علم را جستوجو کنید و لو آنکه لازم باشد تا چین بروید.»
پس تنها گفتار نیست؛ بلکه خواستار است، خواستار فقط هم نیست، کردار و رفتار و حرکت و تکاپو و جستوجو است. در آثار دینی ما مکرر به این نکته اشاره شده که علم است که به عمل ارزش میدهد و آن را بالا میبرد. اثر و ارزش کاری که با نیروی علم و معرفت صورت گیرد، صدها برابر کاری است که جاهلانه صورت گیرد. علم، افزایشدهنده اثر و ارزش کار است.
هر کاری را که در نظر بگیریم، میبینیم اگر با علم و شناسایی و معرفت توأم گردد، اثر و ارزش بسیار بیشتری پیدا میکند. روی همین اصل است که در اسلام دو چیز محترم است: کار و دانش، و دو چیز مردود است: بیکاری و نادانی.
ولی این نکته را از اسلام نباید فراموش کرد که کار و دانش که محترم است از یکدیگر جدا نیستند؛ یعنی نه این است که برای بعضی کار محترم است و برای بعضی دیگر دانش، بعضی اهل کار باشند و بعضی اهل دانش. اینطور نیست که کار و دانش اگر از یکدیگر جدا افتند، اهمیتی ندارند.
این دو اصل مقدس هنگامی برای بشر بهصورت دو بال درمیآیند که معاون یکدیگر و کمک یکدیگر بوده باشند؛ یعنی کار در روشنایی علم صورت گیرد و اگر یکی عالم باشد و گوشهنشین و دیگری کارگر باشد و جاهل، مثل این است که در یک شب تاریک یکی چراغ به دست بگیرد و در گوشهای بنشیند و دیگری راهپیمایی کند؛ ولی چراغ نداشته باشد. باید همان کس که راهپیمایی میکند چراغ داشته باشد و همان کس که چراغ دارد راهپیمایی کند؛ یعنی همگی به نوبه خود و سهم خود در زندگی حرکت و فعالیت و راهپیمایی کنند و همگی چراغ در دست داشته باشند.»
علم نافع در خدمت بشریت
همانگونه که حضرت آقا نیز مکرر در بیاناتشان تأکید کردهاند علمی نافع است که در خدمت اقتصاد، تولید، بهرهوری و صنعت کشور بوده خط بطلانی بر وابستگی اقتصاد، دولتی بودنِ اقتصاد، مشکلات نظام مالیاتی، مشکلات نظام بودجهریزی بوده دستاورد نزدیک داشته باشد.
لازم است دانشمندان و محققان بر اساس دانش و تلاش خود بلندپروازی کند و در مسائل علمی، تحقیقات عمیق و بنیانی برایش مطرح باشد. علم نافع علمی است که ظرفیتهای ما را شکوفا کرده، ما را به اهدافمان نزدیک و حرکت ما را آسان کند. دانشی که در ما روحیه حرکت ایجاد میکند، ما را شکوفا میکند، ظرفیتهای ما را به فعلیت میرساند؛ ظرفیتهایی که ایران اسلامی را به دستاوردهای چشمگیری رسانده است.
افزایش قدرت ارتباطی و قدرت دفاعی کشور، پزشکی پیشرفته و درمان، کنترل بیماریها؛ در مسائل فنی و مهندسی، زیستفناوری؛ تولید محصولات بادوام با فناوری نانو؛ فناوری صلحآمیز هستهای و... علوم نافعی است که در کنار تلاش، ایران را به بلندای افتخار نزدیک کرده است.
و به یاد بسپاریم در دوران دفاع مقدس، جوانان و نخبگان با دستهایی خالی اما با بیشترین ایمان، انگیزه و خلاقیت، کارهای بزرگی برای سرزمین مادریمان انجام داده، معادلات را تغییر دادند. اگر آن نسلهای قبلی توانستهاند در شرایط سخت، از کشور دفاع کنند و افتخار بیافرینند، نسل جوان معاصر نیز میتواند در میدان علم و فناوری، افتخارات ماندگاری برای ایران رقم بزند.