کد خبر: ۳۲۷۴۱۱
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۶

جنگ منطقه‌ای کابوس بزرگ واشنگتن و تل‌آویو(یادداشت روز)

حسن رشوند

امسال دهه فجر از دو ویژگی برجسته برخوردار است. از یک‌سو‌، در حالی به استقبال جشن‌های دهه فجر نزدیک می‌شدیم که دشمنان بیرونی با هدایت عوامل داخلی خود در یک برنامه‌ریزی کاملا پیچیده و هدفمند به‌دنبال ایجاد تصویری متفاوت از دهه فجر امسال بودند تا از نگاه غفلت زده خود انقلاب 47 ساله امام عزیز ما را تمام شده تلقی کنند و آن آرزویی که اسلاف خلف شیطانی آمریکا همچون «مک کین» که امروز زیر خروارها خاک جسد متعفن او خوراک موریانه‌ها است و دیگرانی که بارها در همایش منافقین در پاریس، انقلاب 57 خمینی عزیز را تمام شده می‌دانستند و وعده پایان جمهوری اسلامی برای سال بعد را می‌دادند‌، با سازماندهی اغتشاشاتی که در دی ماه داشتند‌، دهه فجر امسال را به‌گونه‌ای دیگر تفسیر می‌کردند. اما از آنجا که جنود الهی همواره خوشبین به وعده‌های حق در مقابل جنود باطل و شیطانی هستند و از همان ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی‌، این انقلاب و نظام برآمده از آن را حاصل نگاه امام عصر(عج) به ملت ایران می‌دانستند‌، تقارن دهه فجر امسال با میلاد فرخنده آن امام غائب را به فال نیک گرفتند و دیدیم که دست یداللهی امام زمان (عج) روحی فدا چه زیبا از انقلاب امام خمینی کبیر(ره) و سکاندار آن امام خامنه‌ای عزیز صیانت کرد. یقینا به پشتیبانی همین حمایت امام زمانی بود که رهبر شجاع و جسور ما بی‌توجه به تهدیدات مستقیم و آشکار دشمن طبق روال سنوات گذشته در 11 بهمن بر مزار امام حاضر شدند و با پیر مراد خویش عهد بستند که پرچم این نظام را همواره برافراشته نگه دارند و با توجه به همه نگرانی‌ها برای وجود شریفشان‌، در12 بهمن اولین روز جشن‌های دهه فجر با هزاران نفر از اقشار مختلف مردم دیدار کردند و با حضور خود در این جمع و ایراد یک سخنرانی مبسوط یک ساعته دشمن را غافلگیر و کاملا آچمز کردند. در این سخنرانی‌، رهبر حکیم انقلاب به نکاتی اشاره داشتند که با توجه به شرایط امروز منطقه و کشور باید گفت این سخنان بی‌نظیر بود که با نگاه تحلیلی و از سر تدبّر و تامل به بخشی از آن اشاره می‌شود:
1- از نخستین روز پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز، تقابل میان ایران و آمریکا نه‌یک نزاع سیاسی زودگذر که یک رویارویی تمدنی و راهبردی بوده است. نزاعی میان استقلال و سلطه، میان ملتی که می‌خواست آزاد باشد و قدرتی که قرن‌ها به بلعیدن کشورها خو گرفته است. رهبرحکیم و فرزانه انقلاب در سخنان روز یکشنبه 12 فروردین این حقیقت را به زبانی روشن و بی‌پرده بازگو کردند که آمریکا از 47سال پیش، در پی «بلعیدن ایران» بوده و ایستادگی ملت رشید در برابر این طمع، علت اصلی همه دشمنی‌هاست. اکنون این تقابل به مرحله‌ای تازه رسیده است؛ مرحله‌ای که در آن هشدار رهبر انقلاب یک معنای عملی دارد. اینکه؛ اگر آنان جنگی را آغاز کنند، آن جنگ، تنها با ایران نخواهد بود، بلکه «جنگی منطقه‌ای» است.
۲- در روز پرشکوه ۱۲ بهمن ۵۷، امام خمینی(ره) با جسارتی بی‌مانند به تهران آمد؛ آن روز، تهدیدها جدی بود، ارتش هنوز وفادار به رژیم گذشته و سرویس‌های غربی در هراس از فروپاشی کامل نظم مطلوب‌شان دست به طراحی‌های شتاب‌زده می‌زدند. اما استقبال یکپارچه مردم، همه معادلات را شکست و همان روز، امام پایان سلطنت را اعلام کرد. آن «جرأت ورود» در دل خطر، امروز نیز در سخنان رهبر انقلاب تداوم یافته است. این همان نشانه‌ای از اعتماد به خدا و مردم است که پایه نظام را از روز نخست بر ایستادگی در برابر تهدید بنا کرده است.
۳- آمریکایی‌ها طی سالیان طولانی‌، برای ترساندن ملت ایران، یک جمله را همیشه تکرار می‌کردند: «همه گزینه‌ها روی میز است». اما اکنون خوب می‌دانندکه در مقابل این میز جنگ‌، اراده قوی برای مقابله وجود دارد. یک‌سال قبل از جنگ 12 روزه که هنوز طعم تلخ شکست را آمریکایی‌ها در جنگ مستقیم با ایران نچشیده بودند، واشنگتن‌پست در گزارشی در تابستان 2024میلادی (1403) تصریح کرده بود: «هر اقدام نظامی علیه ایران، در همان ساعت نخست با واکنش‌های زنجیره‌ای در چند جبهه مواجه خواهد شد؛ از خلیج‌فارس تا مدیترانه و از سواحل یمن تا مرزهای شمال فلسطین اشغالی.» لذا به تعبیر تحلیلگران پنتاگون، هیچ نقشه‌ای برای محدود نگه‌داشتن چنین جنگی وجود ندارد.این همان واقعیتی است که رهبرمعظم انقلاب با عبارت کوتاه «جنگ منطقه‌ای» بیان کردند. معنای آن واضح است. هر ضربه به ایران، ماشه یک واکنش در گستره جغرافیایی مقاومت را خواهد چکاند. ایران امروز تنها یک کشور نیست، بلکه ریشه یک درخت است که شاخه‌های آن در لبنان، سوریه، عراق، یمن و غزه گسترده شده است. همین شبکه راهبردی است که بازدارندگی را از مرزها فراتر برده است. اندیشکده (رند) RAND در گزارش فوریه ۲۰۲۵ (بهمن 1403) خود نوشت: «در ارزیابی‌های نظامی آمریکا، هیچ طرح مستقلی برای حمله‌ای محدود به ایران قابل اجرا نیست؛ چون پاسخ ایران هرگز محدود نخواهد بود.»
4- کشورهای غربی خوب می‌دانند که این هشدار لفظی نیست. تجربه درگیری‌های سال گذشته میان تل‌آویو و محور مقاومت و جنگ 12روزه‌، نمونه‌ای عینی از «منطقه‌ای شدن» جنگ است. این تحول، نتیجه سال‌ها سیاست بازدارندگی فعال است. ایران با تکیه بر توان بومی در موشک، پهپاد و اطلاعات،- به ویژه با توجه به باگ‌هایی که از جنگ 12روزه تاکنون رفع شده است- به مرحله‌ای رسیده که هر تجاوز مستقیم، معادل خودکشی سیاسی طرف مقابل است. برآورد مؤسسه دیفنس نیوز(Defense News) نشان می‌دهد هزینه یک جنگ تمام‌عیار با ایران - اگر فقط سه ماه طول بکشد - بین چهار تا شش تریلیون دلار خواهد بود؛ رقمی که معادل بودجه نظامی ده سال آمریکا است. همین ارقام است که بارها گزینه نظامی را از میز سیاستمداران واشنگتن به گورستان طرح‌های بایگانی‌شده برده است. با همین نگاه است که گاردین با نقل قولی از «جان مرشایمر » نوشت: «ایران توانسته قواعد درگیری را از سطح تاکتیک به سطح منطقه‌ای منتقل کند.»
5- اما معنای واقعی بازدارندگی، فقط موشک و تکنولوژی نیست؛ اصل آن، پشتوانه اجتماعی و ایمان مردم است. تاریخ انقلاب اسلامی نشان داده که در لحظه‌های خطر، ایران با دست خالی به میدان نرفته، بلکه با قلب‌های پر از ایمان قیام کرده است. همان مردمی که در ۹ دی ۱۳۸۸ توطئه داخلی را که با مشارکت و همراهی سرویس‌های امنیتی غرب رقم خورده بود، شکستند و فتنه 1401 در حوزه اجتماعی - امنیتی را خنثی کردند، طعم تلخ شکست را در جنگ 12 روزه 1404 به رژیم صهیونیستی و آمریکا چشاندند، امروز نیز در برابر تهدید خارجی سینه سپر خواهند کرد. انسجام درونی ملت، مهم‌ترین عامل شکست «محاسبه غلط» دشمن است؛ محاسبه‌ای که بارها تصور کرده بودند که با فشار، تحریم یا تحریک می‌توانند جامعه ایران را از درون تهی کند.
6- غرب در سال‌های اخیر تلاش کرده تا با آشوب‌های کنترل‌شده و جنگ روایت‌ها، زمینه تضعیف این انسجام را ایجاد کند‌، اما این رهبر بی‌همتا وحکیم انقلاب است که با اشاره به ریشه 47‌ساله انقلاب‌، پرده از توهّم آنان برداشتند. این تقابل، نه بر سر برنامه هسته‌ای یا سیاست منطقه‌ای ایران، که بر سر «استقلال ایران» است. همان استقلالی که آمریکا 47 سال است نمی‌تواند آن را بپذیرد. مجله فارن پالیسی در شماره ژوئن ۲۰۲۴ نوشت: «ایران تنها کشوری است که بدون اتکا به چتر امنیتی واشنگتن ایستاده و همین ایستادگی ساختار قدرت ما را در خاورمیانه بی‌معنا کرده است.» مقامات آمریکایی در عین لاف زدن‌های زیادی که این روزها دارند، نگران درگیری مستقیم با ایران هستند‌، زیرا می‌دانند با بروز چنین جنگی‌، پایان آن را نمی‌توانند رقم بزنند. تجربه افغانستان و عراق هنوز کابوس شبانه ژنرال‌های پنتاگون است؛ دو جنگی که با وعده «دموکراسی یک‌هفته‌ای» آغاز شد و با خروج شرم‌آور پایان یافت. حال، ایران نه افغانستان است و نه عراق؛ کشوری با اقتصاد درون‌زا، ارتش و سپاه قدرتمند و شبکه‌ متحدان فعال در پنج کشور منطقه. هر جنگی با ایران، به تعبیر نشریه اکونومیست، به‌سرعت «مرزهای نظم جهانی» را خواهد لرزاند و احتمالاً پایان قدرت نظامی آمریکا در منطقه را نیز رقم خواهد زد. همین واقعیات باعث شده تا تهدید نظامی، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، تاکتیکی برای فشار روانی و چانه‌زنی تلقی شود. آمریکایی‌ها می‌کوشند با تکرار عبارت‌های تهدیدآمیز و ارسال پالس‌های دوپهلو، افکار عمومی ایران را دچار تردید کنند؛ اما جامعه‌ای که 47 سال در برابر تحریم، ترور، جنگ و عملیات اطلاعاتی ایستاده، از «سایه‌سازی دیپلمات‌ها» نمی‌هراسد. تهدید به جنگ، اکنون به ضد خودش تبدیل شده است؛ زیرا همان‌قدر که دشمن می‌خواهد از آن برای ارعاب استفاده کند، ملت ایران آن‌ را نشانه ضعف دشمن می‌داند. هر بار که واشنگتن از «همه گزینه‌ها» سخن می‌گوید، در واقع به «فقدان گزینه واقعی» اعتراف می‌کند. 

7- رهبر معظم انقلاب در واقع با جمله «جنگ منطقه‌ای خواهد شد»، صحنه‌ نبرد واقعی آینده را ترسیم کردند؛ نبردی که مرزها را درخواهد نوردید و ماهیتش دفاع از ملت‌های استقلال‌خواه است، نه جنگ میان دولت‌ها. همین ویژگی باعث می‌شود غرب توان تقلیل آن به یک سناریوی نظامی کلاسیک را نداشته باشد. در چنین نبردی، سرزمین ایران دیگر معنای محدودی ندارد و هر نقطه از منطقه میدان پاسخ ما خواهد بود. در اینجاست که کشورهای منطقه که محل پایگاه‌های آمریکاست باید مسئولانه‌تر نسبت به حوادث منطقه وارد شده و با فشار به 
سگ قلاده پاره کرده ترامپ تفهیم کنند شرایط امروز ایران بسیار متفاوت‌تر از گذشته است. 
8- نکته مهم دیگر اینکه ملت ایران، همان‌گونه که در روز ۱۲ بهمن 1357 در دل خطر از امام خویش استقبال کرد، امروز نیز پشت سر رهبر خود مستحکم ایستاده است. آن روز، ورود امام، اعلام پایان سلطنت بود؛ امروز، سخن رهبر انقلاب، اعلام پایان دوران تهدید است. آمریکا و متحدانش می‌توانند از «گزینه نظامی» سخن بگویند و ممکن است توان آغاز آن را داشته باشند اما یقینا توان و جرأت پایان آن را ندارند. هر جنگی علیه ایران، به تعبیر درست رهبر حکیم انقلاب‌، جنگی منطقه‌ای، فراگیر و تعیین‌کننده خواهد بود؛ جنگی که آینده خاورمیانه را نه با برتری آمریکا، بلکه با تثبیت استقلال ملت‌ها رقم خواهد زد. امروز بیش از هر زمان دیگر، معنای بازدارندگی ایران برای غرب چون معمایی حل‌ناشدنی است؛ ملتی که نه تسلیم فشار می‌شود، نه فریب لبخند را می‌خورد و در عین تهدید، قدرت خویش را می‌افزاید. به این تحلیل «چتم‌هاوس» در‌باره ایران توجه کنید: «ایران تنها کشوری است که می‌تواند میان مقاومت و توسعه تعادل برقرار کند؛ این قدرت اخلاقی، بزرگ‌ترین عامل بازدارنده است.» اگر آمریکا هنوز تصور می‌کند می‌تواند ایران را با تهدید به جنگ مرعوب کند، باید بداند مردم این سرزمین هرگز از میدان نگریخته‌اند؛ آنان فرزندان همان نسلی هستند که از امام عزیز خود در اوج تهدید آشکار دولت بختیار استقبال کردند و او را در آغوش گرفتند و سلطنت 50 ساله پهلوی را برای همیشه به زباله‌دان تاریخ افکندند. این بار نیز اگر دشمن خطا کند، همان کاری را خواهند کرد که با پهلوی کردند. بنابراین دشمن مراقب باشد هر جنگی که بیفروزند، تمام منطقه را شعله‌ور خواهد شد و این‌بار، ممکن است پایان آن در واشنگتن رقم بخورد‌، نه تهران.