کد خبر: ۳۲۷۳۸۴
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۸
چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر–3

بالاخره سینمای ایران به غزه رسید

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
در این 2 سال و چند ماهی که از آغاز قتل‌عام و نسل‌کشی در غزه می‌گذرد، بسیار بیشتر از تمام آن 75 سالی که رژیم غاصب صهیونیستی، حضور نامشروع خود را اعلام نمود، نام و یاد و آرمان‌های فلسطین بر سر زبان‌های همه مردم دنیا افتاد. 
اگر پیش از ماجرای طوفان‌الاقصی در هفتم اکتبر 2023، نهایت دلسوزی افکار عمومی جهان (که اغلب از قضیه فلسطین و اسرائیل اطلاعی نداشتند) تنها اعتراض به گسترش و خشونت شهرک‌نشینان صهیونیست علیه فلسطینی‌ها بود، بعد از آن فریاد صدها تظاهرات و راهپیمایی و اجتماعات در سراسر جهان، برای نامشروع بودن رژیم اسرائیل از همان ابتدای شکل‌گیری‌اش برخاست، آنچه که به هیچ وجه سابقه نداشت اینچنین متحد و متفق اذهان مردم تقریبا اکثر کشورهای دنیا به خصوص در اروپا و آمریکا را علیه موجودیت نامشروع و غاصبانه رژیم اشغالگر فلسطین شکل داد؛ حتی یهودیان و خاخام‌ها راهپیمایی‌های گسترده در شهرهای بزرگ آمریکا برپا کردند و با شعار «نه به نام ما»، مخالفت خود را با هرگونه جنگ و اشغال و نسل‌کشی علیه فلسطینی‌ها اعلام نمودند. 
اعتراضی که خیلی زود به سینما رسید
از همان سال 2023، این اعتراض جهانی به سینما و جشنواره‌های معتبر فیلم رسید و در اولین جشنواره فیلم برلین پس از تهاجم اسرائیل به غزه، علاوه ‌بر حرکات اعتراضی فیلمسازان و سینماگران مختلف در مراسم فرش قرمز و اختتامیه، فیلمی مستند درباره اشغال فلسطین و ظلم و ستم صهیونیست‌ها به نام «سرزمین دیگری نیست»، در این فستیوال به بخش مسابقه راه یافت و دو جایزه مهم بهترین مستند و بخش پانوراما را دریافت نمود. فیلمی که در طول فصل جوایز 2024، بیش از 100 بار نامزد دریافت جایزه شد که از میان آنها 69 جایزه از جمله اسکار بهترین فیلم بلند مستند را کسب کرد. 
مثل سخنان سازندگان این فیلم و برخی دیگر از شرکت‌کنندگان جشنواره برلین، محکومیت اسرائیل و حمایت از فلسطین، در مراسم اسکار که ماه بعد برگزار شد به شکلی گسترده‌تر مطرح گردید تا جایی که جاناتان گلیزر سازنده یهودی یک فیلم هولوکاستی به نام «منطقه مورد علاقه»، با صدور بیانیه‌ای که آن را بهنگام دریافت جایزه بهترین فیلم بین‌المللی قرائت کرد، عمل نسل‌کشی اسرائیل در غزه را با هولوکاست یهودیان در جنگ جهانی دوم مقایسه کرد. سپس بیش از 
180 فیلمساز یهودی در ‌هالیوود از بیانیه جاناتان گلیزر حمایت کردند.
ماجرای غزه تقریبا در تمامی جشنواره‌هایی که طی سال‌های 2024 و 2025 برگزار شدند، در قاب دوربین‌ها و روی تریبون‌های سخنرانی فیلمسازان و هنرمندان و سینماگران قرار داشت و فیلم‌های مستند و داستانی متعددی در این باره ساخته شد و در این فستیوال‌ها به نمایش درآمد و علاوه‌بر جلب توجه رسانه، جوایز بسیاری هم دریافت کردند. 
در جشنواره فیلم کن 2025، سینماگرانی مانند کیت بلانشت و گای پیرس و پاسکال کن و... با پرچم و علامت‌های فلسطین بر روی فرش قرمز رفتند و فیلم «روزی روزگاری در غزه» جایزه بهترین کارگردانی بخش نوعی نگاه را گرفت.
جشنواره ونیز 2025 با فراخوانی تحت عنوان «ونیز برای فلسطین» آغاز شد و فیلم «صدای هند رجب» جایزه ویژه هیئت داوران را از آن خود کرد. فیلم «صدای هند رجب» همکاری 
47 تهیه‌کننده جهانی از جمله آلفونسو کوارون، جاناتان گلیزر، واکین فینیکس و براد پیت را جلب کرد و در فصل جوایز امسال (علی رغم همه فشارهای لابی‌های صهیونیست) نامزد دریافت 
34 جایزه از جمله گلدن گلوب و بفتا و اسکار گردید.
اما سینمای ما خاموش بود
اما در تمام این سا‌ل‌ها، سینمای داستانی و فیلم‌های بلند سینمایی ما درباره غزه و فلسطین و محکومیت نسل‌کشی اسرائیل حرفی نداشتند. جشنواره‌های فیلم فجر که پس از حمله رژیم صهیونیستی به غزه برگزار شدند، خالی از هرگونه فیلمی درباره این فاجعه بودند و حتی سینماگر یا فیلمسازی هم بر روی صحنه یا در جلسات مطبوعاتی در این باره سخنی نگفت. 
اما اینک در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، فیلمی به نام «سرزمین فرشته‌ها» درباره غزه و رنج مردمش به خصوص کودکان غزه ساخته شده که از سر و شکل و قصه و ساختار قابل قبولی برخوردار است. فیلمی ساخته بابک خواجه‌پاشا و با طرح و تهیه کنندگی منوچهر محمدی که یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران درباره فلسطین به نام «بازمانده» به کارگردانی مرحوم سیف اله داد را هم او تهیه کرد.
فیلم «سرزمین فرشته‌ها» درباره یک زن معلم است که همسر و دو دخترش را در جریان بمباران اسرائیل از دست داده و اینک طی یورش سبعانه اسرائیل پس از 7 اکتبر 2023 به غزه، بهنگام ترک شهر خود، مسئولیت 6 کودک دیگر به گردنش می‌افتد؛ دختربچه دوستش به نام نور که پدر و مادرش را از دست داده، یک دختر بچه دیگر که پدر آشپزش رفته و دیگر بازنگشته، یک خواهر و برادر گرسنه، یک پسربچه زخمی که عاشق فوتبال است و بالاخره یک پسر بچه سرطانی به نام محمد که مادرش درآستانه زایمان قرار دارد.
خانم معلم با همه سعی و تلاش، بچه‌ها را از فراز و نشیب‌های متعددی عبور می‌دهد که در هر یک با جنگ و مرگ، دست و پنجه نرم می‌کنند اما با همان زبان معلمی و البته مادرانه، آنها را علی‌رغم روحیات و ویژگی‌های مختلف در کنار هم نگه می‌دارد تا مصیبت از دست دادن عزیزانشان را حس نکنند. 
او در تلاش است تا این بچه‌ها را به اردوگاه امنی برساند (که اسرائیل تهدید به تخریب تمام غزه و خروج همه اهالی نموده)، در حالی که وسیله‌ای برای رفتن نیست و راه طولانی برای بچه‌ها، خسته‌کننده و سخت به نظر می‌رسد. از همین روی تصمیم می‌گیرد، آنها را در جای امنی نگه دارد اما تامین غذا و خوراک و حتی آب آشامیدنی بچه‌ها در شرایطی که همه چیز نابود شده، کاری دشوار و طاقت‌فرساست. خرابی‌ها و صدمات و قربانی‌ها، ورای همه تصورات و تخمین‌ها و آمارها به نظر می‌رسد و آنچه در کادر دوربین فیلم قرار گرفته همراه صداهای متعدد و پی‌در‌پی انفجار که سالن را می‌لرزاند و گویی در کنارت منفجر می‌شوند، همه و همه حس عجیب و غریبی به وجود می‌آورند.
انگار در غزه هستیم
در فیلم، صحنه‌های موشکباران و خرابی‌ها و فجایع غزه در سطح وسیع به تصویر کشیده شده و به خوبی مخاطب را در فضای مصیبت‌بار این سرزمین کوچک طی دو سال تهاجم همه‌جانبه اسرائیل قرار می‌دهد، در حالی که سازندگان فیلم «سرزمین فرشتگان» برخلاف فیلم «بازمانده» نه به لوکیشن‌های سوریه دسترسی داشته‌اند و نه لبنان و نه حتی توانستند از فضاهای مشابه در عراق استفاده کنند، از همین روی همه چیز را در ایران طراحی و ساختند که به کمک جلوه‌های ویژه تصویری و پرده سبز و طراحی‌های کامپیوتری، به شکل قابل تاملی توانسته است فضای واقعی غزه در حال جنگ و اشغال را بازسازی نماید.
حضور بازیگر معروف سوری، سُلاف فواخرجی و بازیگران کودک عرب زبان، به این فضای رئال فیلم کمک بسیاری نموده به علاوه لحظاتی که در برخی مواقع حیرت برانگیز و تکان دهنده است؛ پسربچه سرطانی که به خاطر ماندن غذائی بیشتر برای سایر بچه‌ها، خود را در میان خرابه‌ها گم می‌کند، پیرمردی که در طبقه دوم خانه‌ای بی‌در و دیوار و پنجره رادیو گوش می‌دهد و پس از عبور موشک‌هایی از جانب ایران به اسرائیل (که بالاخره باعث می‌شود شبی را به آرامش بگذرانند)، سرخوشانه می‌رقصد و آواز می‌خواند، مردی که دختربچه کشته شده‌اش را با خود به این سوی و آن سوی می‌برد و مین ضد‌تانکی که یکی از بچه‌ها با خود آورده و در محلی زیر خاک می‌کند تا بالاخره یکی از ‌تانک‌های مرکاوا را منفجر کند! 
تفاوت رؤیاهای ‌هالیوود با واقعیات 
در فیلم «آوای موسیقی» که همین روزها شصتمین سالگرد ساختش است، صحنه‌ای وجود دارد که بچه‌های یک کاپیتان ارتش از صدای رعد و برق به شدت ترسیده و از همین روی از کوچک و بزرگ به اتاق ‌پرستارشان می‌روند تا در کنار او در امان بمانند و آن‌ پرستار قصه‌ای می‌بافد که صدای گوشخراش و مهیب رعد به خاطر حرفی است که برق درگوشش گفته است! سپس آوازی هم برایشان می‌خواند که در این‌گونه مواقع به چیزهای خوب فکر کنید مانند یک ظرف پرمیوه، یک باغ پرگل، پرواز پروانه، آواز بلبل!!
 در فیلم «سرزمین فرشتگان» هم صحنه‌های متعددی وجود دارد که بچه‌ها از ترس صدای انفجار موشک‌ها و بمب‌ها (و نه صدای رعد و برق) و لرزیدن دیوارها و در و پنجره‌ها و فرو ریختن آوارها، می‌ترسند و خانم معلم آنها را در آغوش می‌کشد و اگرچه برخی مواقع هم قصه‌هایی برایشان نقل می‌کرد که گویی این صداها ناشی از طبل غول‌هاست! اما نمی‌تواند به آنها بگوید که به چیزهای خوب فکر کنند، مثلا به آواز بلبل و ظرف پرمیوه و... که آنها همه عزیزانشان را از دست داده و گرسنه و خسته و درمانده‌اند و حتی آب آشامیدنی‌شان در حد چند جرعه برای هر نفر باقی مانده و برای رفع گرسنگی ادای غذا خوردن در می‌آورند! 
بچه‌های فیلم «آوای موسیقی» هم گرفتار جنگ و فاشیسم هیتلری شده و همراه خانواده خود از وطن خود مهاجرت می‌کنند‌، ولی بچه‌های فیلم «سرزمین فرشتگان»، حتی از شر فاشیست‌های صهیونیست، نمی‌توانند به جای دیگری بروند، نه خانواده‌ای دارند و نه پایی برای رفتن و تنها در فضائی خیالی است که می‌توانند به آرزوهای خود برسند!