دو برابر کار کنیم؛ اما اول با فساد بجنگیم(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
وزیر محترم ورزش و جوانان در پنجاه و چهارمین مجمع عمومی کمیته ملی المپیک که اوایل هفته گذشته برگزار شد در بخشی از صحبتهایی که مطرح کرد، از فدراسیونها خواست که مسائل و موضوعات فرهنگی را جدی بگیرند. او در این باره گفت: «فکر و سبک زندگی ورزشکار برای ما اهمیت دارد. ما روی ورزشکار کار میکنیم، سرمایه مملکت را برای او هزینه میکنیم اما ورزشکار وقتی مدال میگیرد، از دست میرود. فدراسیونها باید کار فرهنگی را جدی بگیرند.»
ایشان در این جلسه به موضوعات دیگری هم اشاره کردند که بعضی از آنها از مسائل مطرح و مشکلات عمده ورزش است و میتوان به هر یک در مجالی جداگانه پرداخت. ما مثل خیلی از کارشناسان و دلسوزان به دفعات به مشکلات روی زمین مانده و مسائل لاینحل پرداختهایم. اینجا قصد برشمردن مشکلات را نداریم- این کاری است که بارها به سهم خود انجام دادهایم- بلکه میخواهیم با اشاره به یکی دیگر از توصیههای وزیر ورزش در آن جلسه، راه برون رفت و حل این معضلات را بگوییم.
ایشان با توجه به مشکلات موجود و همچنین راه طولانی و سختی که در پیش روی ورزش ماست، میگوید: «ما باید بیشتر از این کار کنیم.» آقای وزیر در این نشست از نیاز ورزش به تغییر و جهش سخن میگوید و بلافاصله اضافه میکند: «امروز باید دو برابر گذشته کار کنیم.» راهحل مشکلات ورزش و همچنین دست زدن به اصلاحی که به تغییر و جهش منجر شود، چیزی جز کار- و آن هم، کار سازنده و خستگیناپذیر- نیست.
این راست است که برای پیشرفت و قوی شدن ورزش تلاشهای زیادی شده و میشود و بیانصافی است اگر منکر این زحمات و خدمات شویم اما این نیز غیر قابل انکار است که از سوی جریانات و عناصری کارهایی صورت میگیرد که چون فرصتطلبانه و منفعتجویانه است، مضر است و خنثیکننده تلاشهای مثبت و کارهای سازنده. مبارزه بیامان برای کنار زدن و قطع ید این جریانات مخرب و منفعتجو و بعضا فاسد، یکی از مهمترین «کار»هایی است که مسئولان ورزش باید از این پس بیشتر جدی بگیرند. ورزش ما از دست این جریانات مخل و آویزان و بعضا فاسد، هم در ابعاد فنی و هم از حیث فرهنگی ضربات زیادی خورده و میخورد. اگر مدیران ورزش واقعا قصد ایجاد تغییر و جهش دارند و میخواهند «دو برابر» کار کنند و ورزش ایران در میادین پیشرو قویتر و پرمدالتر ظاهر شود، باید مبارزه با عناصر و جریانات آویزان و مخل و فرصتطلب را در دستور «کار» قرار دهند. اگر این کار- که جزو همان کارهای معطل مانده و مسائل لاینحل ورزش است- انجام نشود، خیلی از زحمات، بیاثر میشود و بسیاری از برنامهها، ابتر خواهد ماند.
این را همه خوب میدانیم که انقلاب اسلامی ایران که این روزها در آستانه ورود به چهل و هشتمین سال پیروزی است، علاوهبر ماهیت ضداستبدادی و ضداستعماری، ضد فساد و مفسد هم هست. بنابراین مسئول و مدیر و وزیر و وکیلی که خود را انقلابی و وفادار به آرمانها و مبانی انقلاب اسلامی میداند باید حتما ضد فساد بوده و برای قلع و قمع مفسدان، لحظهای آرام و قرار نداشته باشد.
آقای وزیر در جلسه ذکر شده درباره انتخاب مربی صحبت میکند و اینکه: «در نشستهایی که با سرمربیان تیمهای ملی داشتیم به این نتیجه رسیدیم که برخی از آنها حرفی برای گفتن ندارند و...» اینجا یکی از همان جاهایی است که در سایه غفلت یا حتی وادادگی و همکاری بعضی از مسئولان و رؤسای فدراسیونها و... جریانات فرصتطلب و منفعتجو و بعضا فاسد و خلاصه غیرمسئول و مداخلهگر، عناصر خود را به عنوان مربی به تیمهای ملی در رشتهها و گروههای سنی مختلف «قالب» و ناکامیهای ناسزاوارانه را به ورزش ملی تحمیل میکنند. این اتفاق بارها، به ویژه در رشتههایی مثل فوتبال افتاده است. همین امسال فوتبال ایران در ردههای سنی ملی شکستهای تلخی را متحمل شده و علت هم همان است که بالاتر گفتیم. به جای اینکه برای انتخاب مربیان، آدمهای متخصص و کارشناس و کمیتههای فنی تصمیم بگیرند، دلالها و رمالها و گاه عناصر صاحب نفوذ اما غیر مسئول از فلان سازمان و نهاد، نظرات و آدمهای خود را تحمیل میکنند که جز فساد و خیانت نامی ندارد.
در واقع، به جای اینکه قبل از انتخاب سرمربی، بررسیهای فنی و چکشکاریهای لازم صورت بگیرد، بعد از اینکه ناکامی رقم خورد، تازه مسئولان به این نتیجه میرسند که این انتخاب و انتصابات از اول اشتباه بوده است! یعنی تیمهای ایرانی شکست خوردهاند و با روح و روان طرفداران ورزش- که غالبا جوان هستند- بازی شده ولی فلان دلال و فرد صاحب نفوذ به هدف و منفعت شخصی رسیده است!
آقایان مسئول و وزیر محترم- که از انقلاب و مظلومیت و عظمت آن سخن میگوید و از لزوم دو برابر کار کردن- باید مقابل این مفاسد و خرابکاریها با شیوه سکوت و اغماض و انفعال رفتار نکنند و کار مدبرانه و تلاش بیامان و مبارزه شجاعانه و جهادگونه را در پیش بگیرند.