جواب معصومان به سلام و دعای هزاران نفر(شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: چگونه میتوان باور کرد که پیامبر(ص) و امامان(ع) در آنِ واحد بتوانند جواب سلام همه انسانها را بدهند و نیازهای همه انسانها را برطرف کنند؟
پاسخ: انسان عادی، به دلیل محدودیتهای وجودی خود، در یک زمان و مکان خاص تنها میتواند از امور پیرامون خویش آگاه باشد. ازاینرو، این تصور که شخصی بتواند در آنِ واحد، از احوال، گفتار، اعمال و نیازهای میلیونها انسان در مکانها و زمانهای گوناگون آگاه باشد و نسبت به آنها واکنش مناسب نشان دهد، در نگاه نخست امری دشوار، غیرعادی یا حتی شبیه به محال به نظر میرسد.
با این حال، در اعتقاد شیعه، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و امامان معصوم(ع) واجد مرتبهای از علم، قدرت و احاطه وجودیاند که فراتر از تواناییهای انسان عادی است و باید در چارچوبی متفاوت تحلیل شود؛ چارچوبی که اندیشمندان مسلمان از آن با عنوان «ولایت تکوینی» یاد میکنند. در پرتو این مبنا، پرسش حاضر نه تنها قابل پاسخ، بلکه معقول و منسجم خواهد بود. در ادامه توضیحات بیشتر ارائه میشود.
علم و قدرت ویژه اولیای الهی
در پرتو ولایت تکوینی
اطلاع از نیازهای مردم و برآورده کردن حاجات آنها در این سطح و گستره، بیتردید امری غیرعادی است؛ اما غیرعادی بودن، هرگز بهمعنای محال بودن نیست. عقل، تنها اموری را نفی میکند که مستلزم تناقض ذاتی باشند؛ اما اموری که فراتر از عادت و تجربه روزمرهاند، مادامی که تناقضآمیز نیستند، از نظر عقل ممکناند.
قرآن کریم در مواضع متعددی، افق فهم انسان را فراتر از عادتهای بشری گسترش میدهد و از تحقق اموری سخن میگوید که اگرچه از منظر تجربه عادی انسانها غیرمتعارف به نظر میرسند، اما هرگز در شمار محالات عقلی قرار نمیگیرند. سخن گفتن حضرت عیسی(ع) در گهواره،(1) آگاهی حضرت سلیمان(ع) از زبان پرندگان،(2) و جابهجایی تخت بلقیس در زمانی بسیار کوتاه،(3) همگی نمونههایی روشن از تصرفاتیاند که در چارچوب اذن الهی رخ داده و نشاندهنده فعلیت یافتن قدرت و دانشی فراتر از سطح متعارف تجربه انسانیاند.
داستان حضرت خضر(ع) در سوره کهف، شاهدی مهم و روشنگر بر این حقیقت است که ولیّ الهی، به اذن خداوند، به نوعی آگاهی ویژه دست مییابد که شامل آینده اشخاص، نیات درونی آنان و پیامدهای پنهان حوادث
میشود. آگاهی خضر از سرنوشت آن کودک، شناخت نیت پادشاهی که در صدد غصب اموال مردم بود و اطلاع از آینده والدینی که در ظاهر از چنین اموری بیخبر بودند، همگی بیانگر آن است که در پرتو ولایت الهی، محدودیتهای معمول زمان و مکان، کارکرد رایج خود را از دست میدهند و افق گستردهتری از معرفت گشوده میشود.(4)
نکته اساسی آن است که قرآن کریم این رخدادها را بهعنوان امور استثنایی و بیضابطه مطرح نمیکند، بلکه آنها را جلوههایی از نظام حکیمانهای میداند که خداوند بر عالم حاکم ساخته است؛ نظامی که در آن، تحقق امور غیرعادی، ممکن است، هرچند برای ذهن عادتکرده به تجربههای روزمره، ناآشنا یا دور از انتظار باشد.
بر این اساس، تصرف ولیّ الهی در عالم، نه امری افسانهگون است و نه خروج از عقلانیت، بلکه بیانگر مرتبهای عمیقتر از واقعیت است که عادتهای ذهنیِ انسان، توان احاطه کامل بر آن را ندارند. این امور همگی ذیل مفهوم ولایت تکوینی تحلیل میشوند؛ یعنی نوعی امکان تصرف و اشراف در عالم هستی که نه مستقل از خداوند، بلکه به اذن و افاضه الهی تحقق مییابد.
در این چارچوب، پاسخگویی اولیای الهی به حاجات انسانها، نه محال است و نه در رقابت با ربوبیت الهی، بلکه جلوهای از گسترش ظرفیت وجودی انسان کامل در پرتو قرب الهی است.(5)
گستره و چگونگی علم و اِشراف نوری اولیای الهی
مقایسه علم و آگاهی پیامبر و امام با علم انسانهای عادی، مقایسهای نادرست و گمراهکننده است؛ زیرا علم دیگران، محدود به زمان و مکان خاص و وابسته به ابزار حسی و تجربی است، در حالی که علم اولیای الهی، ریشه در مرتبهای فراتر از عالم مادی دارد. وقتی گفته میشود پیامبر یا امام، «حاضر و ناظر» است، مقصود این نیست که آنان با چشم سر همه انسانها را میبینند یا در همه مکانها حضور فیزیکی دارند؛ همانگونه که شهود و احاطه خداوند نیز مادی و جسمانی نیست. این حضور و نظارت، ناشی از حقیقت وجودی برتری است که از قید زمان و مکان فراتر است.
در روایات متعددی، از پیامبر اکرم و امامان(ع) با عنوان «نور» یاد شده است؛ از جمله اینکه نخستین مخلوق الهی، نور پیامبر و اهلبیت بوده یا اینکه آنان از نور عظمت الهی آفریده شدهاند.(6) هرچند حقیقت این نورانیت برای ما بهطور کامل قابل درک نیست، اما روشن است که این مرتبه وجودی، غیرمادی و دارای احاطهای فراگیر است. چنین وجودی، به دلیل احاطه وجودی بر مراتب عالم، میتواند نسبت به حوادث، اعمال و احوال بندگان، نوعی علم حضوری و اشراف نوری داشته باشد؛ همانگونه که خداوند بر مخلوقات خود احاطه حضوری دارد، بیآنکه به زمان و مکان وابسته باشد. از همین رو، امامان(ع) که مظهر اسماء و صفات الهیاند، علمی دارند که جلوهای از علم الهی است و محدود به شرایط عادی انسانی نیست. به عنوان مثال، امام صادق(ع) میفرماید: «در مورد شما هیچ امری واقع نمیشود مگر اینكه ما آن را میدانیم.» (7) درباره چگونگی این آگاهی، روایات چند مسیر را نشان میدهد که منافاتی با یکدیگر ندارند:
1- نگاه مستقیم از برج بلند: همانطور که نگهبان برج مراقبت، همهچیز را از بالا میبیند، پیامبر و امامان(ع) نیز به اذن الهی، مستقیم شاهد اعمال بندگان هستند. در برخی روایات آمده است که ایشان «چشم خدا در میان مخلوقات» هستند،(8) یعنی همانگونه که یک دیدهبان همهچیز را زیر نظر دارد، ایشان نیز اعمال و رفتار ما را مشاهده میکنند. همچنین در روایات از آنان بهعنوان «گواهان خدا بر زمین»(9) یاد شده که نشان میدهد شاهد اعمال بندگانند و در قیامت بر آن شهادت خواهند داد.
2- نقشهای که از پیش در دست دارند: فرض کنید کسی نقشهای کامل از تمام خیابانها، کوچهها و حتی مسیرهای احتمالی که مردم انتخاب خواهند کرد، در اختیار دارد. در این صورت، او حتی پیش از اینکه مردم قدمی بردارند، میداند که چه کسی کدام مسیر را طی خواهد کرد. پیامبر و امامان نیز به اذن الهی، از گذشته، حال و آینده آگاهند. چنانکه امام صادق(ع) فرمودند: «رسول خدا علم آنچه گذشته و آنچه تا قیامت رخ خواهد داد را دریافت کرده و ما آن را از او به ارث بردهایم.»(10)
3-گزارشهایی که به دستشان میرسد: درست مانند مدیری که گزارشهای روزانه کارکنان را دریافت میکند، اعمال ما نیز به دست پیامبر و امامان میرسد. فرشتگان اعمال ما را ثبت میکنند و در زمانهای مشخص، آنها را به محضر حضرات معصومین عرضه میکنند. این همان چیزی است که در روایات از آن بهعنوان «عرضه اعمال» یاد شده است. (11)
نکته مهم این است که این سه احتمال با یکدیگر منافاتی ندارند، بلکه ممکن است همه آن احتمالات به شکلی در جریان باشند. به این معنا که امامان هم بهطور مستقیم اعمال را مشاهده میکنند، هم از علم پیشین برخوردارند و هم گزارشهایی از سوی فرشتگان دریافت میکنند. مجموع این شواهد نشان میدهد که اشراف اولیای الهی بر عالم، اشرافی ویژه و نوری است که نمیتوان آن را با علم محدود و تدریجی انسانهای عادی سنجید؛ و همین گستره وجودی، توسل و توجه به آنان را معقول و معنادار میسازد.
چگونگی اجابت سلام و دعا توسط اولیای الهی
در آموزههای دینی، ابتدا کردن به سلام مستحب و پاسخ دادن به آن واجب شمرده شده است. بنابراین، پیامبر و امامان معصوم(ع) نیز به نحو واجب، سلام مؤمنان را پاسخ میدهند. این امر نه تنها بیانگر احترام و آگاهی آنان نسبت به بندگان خداست، بلکه تجلی رحمت و رأفت وسیع الهی است؛ چرا که آنان آینه تمامنمای فیض و مهربانی خداوند هستند و از عنایت به محبان خود دریغ ندارند.
برکات پاسخ سلام و اجابت دعا نیز مستقیماً از منبع فیض الهی سرچشمه میگیرد و آثار آن غیرقابل انکار است. درخصوص چگونگی پاسخگویی به حجم انبوه سلامها و دعاها، میتوان سه احتمال را در نظر گرفت:
1. وسعت قدرت و وجودی معصومان: همانگونه که پیشتر بیان شد، علم و اشراف آنان بر گفتار و کردار خلق بیحد و مرز است. این وسعت قدرت، آنان را قادر میسازد تا پاسخ سلام و اجابت دعا را به نحو مناسب و مطابق خیر و صلاح بندگان، در همان لحظه یا در زمان مقتضی ارائه دهند.
درست است که انسانهای عادی توانایی محدود دارند، ولی اولیای الهی به دلیل سعه وجودی، میتوانند امور غیرممکن برای ما را به آسانی انجام دهند. نمونههای انسانی از این ظرفیت، مانند توانایی برخی افراد در نوشتن همزمان با دو دست یا انجام چند کارِ همزمان به طور دقیق، بیانگر امکان وجودی آن است.
2. جمعپذیری اعمال و دعاها: ضرورتی ندارد که هر سلام یا دعائی به صورت مجزا پاسخ داده شود. همانگونه که در امور مادی و دنیوی، یک اقدام میتواند به جمعی از افراد اثر بخشد، سلام یا دعاهای گروهی نیز ممکن است با یک پاسخ کلی از سوی معصومان به نحو ابلاغی، مستجاب شود. مثال روشن آن، ابلاغ سلام یک عالِم به جمعی از دوستداران است که با یک اقدام، پیام به همه منتقل میشود.
3. استفاده از علل و اسباب میانی: همانگونه که خداوند تدبیر جهان را با کمک علل، اسباب و مدیران میانی اداره میکند، پاسخ سلام و اجابت دعا نیز میتواند از طریق همین واسطهها صورت گیرد. در روایتی از امام صادق(ع)آمده است که هرگاه مؤمنی در حق پیامبر و اهل بیت صلوات بفرستد، فرشتگانی پاسخ سلام او را میرسانند و پیامبر نیز متناسب با آن پاسخ میدهد.(12) این سازوکار نشان میدهد که اجابت دعا و پاسخ سلام، همزمان با وسعت علم و قدرت ولی الهی، به شکلی هماهنگ و جامع تحقق مییابد.
نتیجه:
با توجه به آنچه بیان شد، روشن میشود که توانایی پیامبر و امامان(ع) در پاسخگویی به احوال و نیازهای همه انسانها، هم ممکن و هم منطقی است. انسان عادی محدود به زمان و مکان است و نمیتواند همزمان بر کارها و نیازهای میلیونها نفر آگاه باشد، اما پیامبر و امامان معصوم به دلیل مرتبه ویژه وجودی و اشراف نوری خود، از این محدودیتها فراتر میروند. علم و قدرت آنان، ناشی از ولایت تکوینی و نزدیکی به خداوند است و شامل شناخت گذشته و آینده، احوال پنهان بندگان و تصرف در امور عالم به اذن الهی میشود.
این وسعت وجودی، پاسخ سلام و دعاهای مردم را ممکن میسازد. آنان میتوانند همزمان به هزاران سلام پاسخ دهند و دعاها را به شیوهای مطابق خیر و صلاح بندگان مستجاب کنند.
این امر از طریق وسعت قدرت، جمعپذیری اعمال و دعاها و همچنین استفاده از علل و اسباب میانی تحقق مییابد. بنابراین، اجابت نیازهای انسانها توسط اولیای الهی نه تنها غیرممکن نیست، بلکه جلوهای از مدیریت حکیمانه جهان و تجلی رحمت بیحد خداوند است.
پی نوشتها:
1-مریم، آیه 29.
2-نمل، آیه 16.
3-نمل، آیات 38-40.
4-کهف، آیات 60-82.
5-سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق، 1378ش، ج10، صص178-179 و 184-185.
6-کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۲۵۰؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403 ق، ج ۵۴، ص ۱۷۰ و ج ۱۵، ص ۲۴.
7- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، تهران، منشورات الاعلمی، 1404ق، ص416.
8-مجلسي، بحارالأنوار، ج 5، ص 344.
9-همان، ص 346.
10-همان، ج 17، ص 145.
11-صفار، بصائر الدرجات، صص ۴۲۵، 426، 429 و 444.
12-شیخ طوسی، محمد بن حسن، امالی، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق، ص678.