رابطه فقر و ایمان (شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: آیا درست است که میان وضعیت اقتصادی انسان و ایمان او ارتباط است؟ بهطور مثال، آیا تعبیرهایی مانند «پولدارها دین و ایمان ندارند» یا «از هر دری فقر آمد، ایمان از در دیگر بیرون میرود» واقعیت دارند؟
پاسخ: بررسی رابطه میان وضعیت اقتصادی انسان و میزان ایمان او، از دیرباز ذهن اندیشمندان و عموم مردم را به خود مشغول کرده است. در این زمینه، گاه در میان مردم، باورهای غلط و جزمیای شکل گرفته که به شکل ضربالمثلهایی همچون «پولدارها دین و ایمان ندارند» یا «از هر دری فقر آمد، ایمان از در دیگر بیرون میرود» بیان میشود.
این عبارات حاکی از آن هستند که ثروت یا فقر در تقابل با ایمان هستند و با آمدن یکی از آنها، ایمان نابود میشود؛ در حالی که واقعیت از منظر آموزههای قرآنی و روایی، بسیار ظریفتر و دقیقتر از این قضاوتهای سطحی
است.
در ادامه، با تکیه بر آیات نورانی قرآن کریم و روایات معصومین، دیدگاه صحیح و متعادل درباره رابطه ایمان با فقر و ثروت تبیین میشود.
فقر و ایمان
عبارتهایی مثل «از هر دری فقر آمد، ایمان از در دیگر بیرون میرود» اگرچه در میان مردم مشهورند، اما نه پشتوانه روایی معتبری دارند و نه با مجموعه معارف دینی سازگارند.
به نظر میرسد اینگونه تعابیر، ناشی از برداشتِ افراطی و نادقیق از برخی روایات باشند.
یکی از احادیثی که معمولاً منشأ چنین برداشتهایی قرار میگیرد، سخن پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) است که فرمودند:« کادَ الفَقرُ أن یَکونَ کُفراً؛ فقر در آستانه آن است که به کفر بینجامد.»(1)
نکته کلیدی در این حدیث، واژه «کاد» است؛ این واژه در زبان عربی به معنای «نزدیک شدن» و «در آستانه قرار گرفتن» است، نه تحقق قطعی. بنابراین، مقصود پیامبر این نیست که فقر مساوی با کفر است یا هر فقیری الزاماً بیایمان میشود، بلکه هشدار میدهند که فقر میتواند انسان را در تنگنای روانی و اخلاقی قرار دهد؛ فشاری که گاه صبر را میفرساید و انسان را به لغزشهایی چون دزدی، خیانت یا همسویی با ستمگران میکشاند.
این تحلیل روشن میکند که فقر، زمینهساز انحراف است، نه سلبکننده اختیار. انسان همچنان مختار است، هرچند در شرایطی دشوارتر تصمیم میگیرد.
از سوی دیگر، قرآن کریم به روشنی نشان میدهد که فقر نهتنها ملازم با بیایمانی نیست، بلکه در تاریخ ادیان، بسیاری از مؤمنان راستین از طبقات ضعیف جامعه بودهاند.
برای نمونه، یکی از اعتراضهای همیشگی مخالفان انبیا همین بوده است که چرا پیروان آنان از فرودستانند. قرآن این اعتراض را چنین نقل میکند:
«گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بیارزش از تو پیروی کردهاند؟!»(2)
در آیهای دیگر، خداوند توجه ویژهای به مؤمنان نیازمند نشان میدهد و جامعه را به دقت، احترام و حمایت از آنان فرامیخواند؛ مؤمنانی که فقرشان پنهان است و عزت نفس، آنان را از اظهار نیاز بازمیدارد:
«[اين صدقات] براى آن [دسته از] نيازمندانى است كه در راه خدا فروماندهاند و نمىتوانند [براى تأمين هزينه زندگى] در زمين سفر كنند.
از شدّت خويشتندارى، فرد بىاطلاع، آنان را توانگر مىپندارد. آنها را از سيمايشان مىشناسى. با اصرار، [چيزى] از مردم نمىخواهند و هر مالى [به آنان] انفاق كنيد، قطعاً خدا از آن آگاه است.»(3)
افزون بر این، قرآن در توصیف زندگی پیامبر اکرم نیز به دورهای از فقر، نیاز و سختیهای معیشتی ایشان اشاره میکند:
« مگر نه تو را يتيم يافت، پس پناه داد؟... و تو را تنگدست يافت و بىنياز گردانيد؟»(4)
نمونههای تاریخی نیز گواهی روشن بر این حقیقتند: بلال حبشی، بردهای فقیر و بیپناه، با وجود شکنجههای طاقت فرسا، بر ایمان خود استوار ماند؛ عمار یاسر و پدر و مادرش، در اوج فشار و آزار، از ایمان دست نکشیدند و به الگویی از استقامت بدل شدند.
این نمونهها نشان میدهد که اگرچه شرایطی مانند فقر یا ثروت میتوانند بر انتخابهای انسان اثر بگذارند، اما هرگز جبرآفرین نیستند و اختیار انسان را از میان نمیبرند. در نتیجه، در منطق دینی، فقر نه علت پیدایش ایمان است و نه علت زوال آن؛ بلکه میدانی دشوارتر برای ایمانورزی است، میدانی که برخی در آن میلغزند و برخی دیگر، ایمان خود را خالصتر و ریشهدارتر میکنند.
ثروت و ایمان
همانگونه که فقر میتواند ایمان انسان را در معرض آسیب قرار دهد، ثروت و رفاه نیز میتواند آزمونی دشوار و گاه خطرناک برای ایمان باشد.
در آموزههای دینی، ثروت بهخودیخود امری منفی تلقی نشده است، اما دلبستگی افراطی به آن، احساس بینیازی و غفلت از خداوند، از مهمترین تهدیدهای ایمانی به شمار آمدهاند. قرآن کریم بارها هشدار میدهد که وفور نعمت، اگر با شکر، تقوا و مسئولیتپذیری همراه نباشد، میتواند انسان را به طغیان بکشاند: «حقاً كه انسان همين كه خود را بىنياز پندارد، سركشى مىكند.»(5)
از همین رو، در تاریخ انبیا مشاهده میشود که بخش قابل توجهی از مخالفان پیامبران، از میان ثروتمندان، اشراف و صاحبان قدرت برخاستهاند.
قرآن از این گروه با تعابیری چون «مترفین» یاد میکند؛ کسانی که غرق در ناز و نعمت بودند و همین رفاه، آنان را نسبت به دعوت الهی بیاعتنا و حتی معاند کرده بود.(6)
مخالفت فرعونیان، اشراف قریش و ثروتمندان متکبر امتهای پیشین، نمونههایی روشن از این واقعیتند که ثروت، اگر به ابزار برتریجویی و خودبزرگبینی بدل شود، میتواند ایمان را بهشدت تهدید کند.
با این حال، همانند فقر، میان ثروت و بیایمانی نیز رابطهای ضروری و قطعی وجود ندارد.
قرآن در کنار هشدارها، بصراحت از مؤمنانی یاد میکند که در عین برخورداری از مال، قدرت و موقعیت اجتماعی، اهل ایمان، تقوا و بندگی بودهاند:
«مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، به خود مشغول نمىدارد و از روزى كه دلها و ديدهها در آن مضطربند
مىهراسند.»(7)
ثروت در این نگاه، نه نشانه قرب الهی است و نه دلیل سقوط معنوی؛ بلکه ابزاری است که میتواند در خدمت ایمان قرار گیرد یا علیه آن عمل کند.
آنچه تعیینکننده است، «نحوه مواجهه انسان با ثروت» است، نه اصلِ داشتن یا نداشتن آن.
بر این اساس، ثروت نیز مانند فقر، عرصهای برای امتحان الهی است.(8) برخی در این میدان، گرفتار غرور، اسراف و غفلت میشوند و ایمان خود را میبازند؛ و برخی دیگر، با شکرگزاری، انفاق و احساس مسئولیت، ایمان خویش را عمیقتر میکنند.
نتیجه :
بر اساس آنچه گذشت، روشن میشود که قضاوتهای کلی و ضربالمثلی درباره نسبت فقر و ایمان یا ثروت و بیایمانی، با منطق دقیق قرآن و روایات سازگار نیست. دین، فقر را نه منشأ ایمان میداند و نه علت حتمی زوال آن؛ همانگونه که ثروت را نه نشانه قرب الهی میشمارد و نه عامل حتمی فساد.
هر دو وضعیت، صحنههایی متفاوت از امتحان الهی هستند که در آنها اختیار و جهتگیری انسان نقش تعیینکننده دارد.
تاریخ ادیان نشان میدهد که مؤمنان راستین هم در میان فقرا حضور داشتهاند و هم در میان ثروتمندان؛ همانگونه که لغزش و انکار نیز در هر دو گروه دیده میشود.
از اینرو، معیار سنجش ایمان نه وضعیت اقتصادی، بلکه نحوه مواجهه انسان با آن، میزان صبر، شکر، تقوا و مسئولیتپذیری اوست.
پینوشتها:
1- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج73، ص246.
2- شعراء، آیه 111.
3- بقره، آیه 273.
4- ضحی، آیات 6 و 8.
5- علق، آیات 6-7.
6- سبا، آیه 34.
7- نور، آیه 37.
8- انبیاء، آیه 35.
مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی