کد خبر: ۳۲۷۲۲۳
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۰
جنگ سرد فرهنگی؛ سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر- 20۶

اعلام برائت از مجله اینکاونتر پس از افشای ارتباط آن با سیا

فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند

برلین که تا آن لحظه[1] از بده‌بستان‌های لاسکی در پشت پرده مجله- همان‌طور که چند روز قبل به کِرمود اعتراف کرده بود- بی‌خبر بود، در ۱۸‌آوریل به نامه لاسکی پاسخ داد. 
او با تصمیم حل‌و‌فصل خارج از دادگاه با اوبراین موافقت کرد و سپس، با رویکردی بسیار عمل‌گرایانه- و حتی با رضایتی درونی (بدون هیچ اکراهی)- راه برون‌رفت از این تارِ پیچیده را نشان داد: «به‌راحتی می‌توانید بگویید که مانند دیگر سازمان‌های نیازمند کمک مالی، به کنگره آزادی فرهنگی مراجعه کرده‌اید؛ آن‌ها نیز به نوبه خود سراغ بنیادهایی رفته‌اند که در ظاهر محترم هستند؛ همان‌طور که همگان می‌دانند سازمان‌های دریافت‌کننده عادت ندارند منابع درآمد نهادهای به ظاهر محترمی که از آن‌ها پول دریافت می‌کنند را بررسی کنند؛ اما پس از این افشاگری‌ها، طبیعی است که شرمساری و اکراهی در پذیرش چنین مبالغی وجود داشته باشد. این تقریباً همان چیزی است که بنیاد آسیا [یکی دیگر از پوشش‌های سازمان سیا] گفت و به نظر من کافی می‌رسد... نقش درست اینکاونتر صرفاً این است که بگوید آن‌ها از روی ناآگاهی چنین عمل کرده‌‌اند... و حالا شما با اعتراف به این واقعیت که کمک‌های مالی را غیرمستقیم از سازمان سیا دریافت کرده‌اید به یک مجله صادق تبدیل شده‌اید و این شما را در جایگاهی برابر با بسیاری از سازمان‌های دیگر قرار می‌دهد که به هیچ وجه نمی‌توان انتظار داشت منبع نهائی بودجه خود را می‌شناختند. 
خردمندان و نیک‌خواهان این موضوع را درک خواهند کرد؛ و آنان که فاقد این درک هستند، به هر حال به طعنه‌های خود ادامه خواهند داد.» 
خاطر برلین به انداره نوک سوزنی از فریب پیچیده‌ای که پیش روی مجله گذاشت مکدر نگشت، یا حداقل در ظاهر این را نشان نداد. [هیچ اثری از عذاب وجدان در ظاهر او هویدا نبود.] بلکه، از گفتمان جامعه باز بهره گرفت تا از مجله‌ای دفاع کند که در واقع تلاشی برای مدیریت آن جامعه توسط یک حلقه بسته 
بود.
اما در عرصه عمومی، آیزایا برلین به زودی موضعی متفاوت در پیش گرفت. هنگامی که ماجرای ارتباط مجله اینکاونتر با سازمان سیا افشا شد، او فاصله‌گذاری [و برائت] خود را از مجله اعلام کرد و به جوسلسون و لاسکی به دلیل «بازی با اعتبار افراد شریف» حمله 
کرد. 
زندگینامه‌نویس او، مایکل ایگناتیف، ادعا می‌نمود که برلین نیز همانند دیگران از این رابطه پنهانی شوکه شد و اینکه «او قطعاً هیچ رابطه رسمی یا غیررسمی با سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا یا سازمان سیا نداشت.» 
کریستوفر هیچنز در نقد خود بر کتاب ایگناتیف، این ادعا را به تمسخر گرفت و نوشت: «در قضیه اینکاونتر، اگر بپذیریم که ادعای بی‌خبری درست است، معنایش این است که: یا برلین به شکلی غیرعادی غیرکنجکاو بوده [یعنی خودش نخواسته. به قضایای اطراف خود بی‌تفاوت بوده و مثل گوسفند سرش را پایین انداخته و کارش را کرده] یا کودن‌تر از آنچه فرض می‌کردیم بوده[یعنی می‌خواسته ولی نتوانسته از رمز و رازهای پشت پرده مجله سر دربیاورد] و یا وقت خود را در واشنگتن [کانون قدرت] تلف کرده [یعنی بی‌خودی خود را به کانون‌های قدرت نزدیک نموده. اما بی‌اطلاعی او نشان می‌دهد او را به حساب نمی‌آوردند و در جریان امور قرار نمی‌دادند].» 
هیچنز می‌گوید موضع دوگانه برلین در این مسئله، از وفاداری او به «تفاهم فراملی بریتانیا-آمریکا» سرچشمه می‌گرفت، که [این وفاداری] «برآمده از واقع‌گرایی سیاسی [بی‌رحمانه]، و حسابگری [محض] او بود[2].» 
اما در عرصه عمومی، آیزایا برلین به زودی موضعی متفاوت در پیش گرفت. هنگامی که ماجرای ارتباط مجله اینکاونتر با سازمان سیا افشا شد، او فاصله‌گذاری [و برائت] خود را از مجله اعلام کرد و به جوسلسون و لاسکی به دلیل «بازی با اعتبار افراد شریف» حمله 
کرد. 
زندگینامه‌نویس او، مایکل ایگناتیف، ادعا نمود که برلین نیز همانند دیگران از این رابطه پنهانی شوکه شده بود و اینکه «او قطعاً هیچ رابطه رسمی یا غیررسمی با سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا یا سازمان سیا نداشت.»
پانوشت‌ها:
1- یعنی لحظه‌ای که لاسکی در جلسه علیه اسپندر پرخاش کرد و گفت حقوق تو از طریق بودجه سازمان سیا تامین شده است.
2- ناشی از محاسبات سرد و عملگرایی بی‌رحم سیاسی او بود.