دانش هدايتگر از منظر امام مجتبي (ع) (بخش چهارم وپایانی)
علامتهای سهگانه «شرح صدر» (خوان حکمت)
سخن نوراني امام مجتبي (ع) كه طبق نقل مرحوم كليني فرموده بود: كُونُوا اُوعِيَه العِلْم وَ مَصابيحَ الهُدي(1)، جامعه را به فرهنگ ديني هدايت كرده است. يعني داشتن سراج، پيمودن صراط، داشتن چراغ و پيمودن صراط مستقيم در سايه راهنمائي اين سراج و اگر علمي ما را به صراط الهي منتهي نكند، اين علم نافع نيست و اگر علم ما را به صراط منتهي بكند، ولي علم عالم را نشان بدهد، نه معلّم را؛ اين علم، علم نافع نيست.
بايد كوشيد علمي فراهم كرد كه هرگز خاموش نشود، يك. و هيچ عاملي هم نتواند آن را خاموش كند، دو. شرط اساسي چنين علمي آن است كه معلوم را ببيند، نه عالم را! معروف را ببيند، نه عارف را! خدا كه معلوم است، اسماي حُسناي او، اوصاف او و افعال او؛ اين مشهود باشد، نه عالم.
رهيابي به علوم ديني، از رهاوردهاي سخنان نوراني
امام مجتبي (ع)
از رهاوردهاي نوراني اين حديث شريف رهيابي به علم ديني است.قبلااين مطلب بازگو شد كه آيا ما علم ديني داريم يا نداريم، آيا علوم، دينياند يا ديني نيستند؛ اين امر،مسئله هيچ علمي نيست، مگر مسئله فلسفه. يعني شما اين سئوال را نمیتوانيد از فقه، اصول، زمينشناسي، آسمانشناسي، نجوم، هيأت، رياضي، مانند آن سؤال كنيد كه آيا علوم ديني است يا علوم ديني نيست! هر علمي يك موضوعي خاص دارد، درباره عوارض و اَعراض و موضوع بحث میكند. تنها علمي كه میتواند بحث بكند كه علم ديني داريم يا نداريم و علوم، ديني است يا نه، «فلسفه» است. فلسفه وقتي وارد ميدان میشود، اوّل سكولار به معناي بيتفاوت نه سكولار يعني ضددين؛ اوّل بيتفاوت است، نمیداند دين هست يا نه. اگر (معاذ الله) كج راهه رفت، و منكر خدا و وحي و دين و صراط و سراج و معاد و مبدأ و قيامت شد؛ اوّلين آسيبي كه میرساند به خودش میرساند، میشود فلسفه الحادي؛ بعد همه علوم را مسلوبُ الحيثيّه میكند، میشود ضددين و بيدين؛ چون دين وقتي خرافه شد، علم ديني هم میشود فُسون و فَسانه و اگر به راه الهي رفت، درست راه را طي كرد؛ به خدا و قيامت رسيد، براي آن روشن شد كه خدا هست و قيامت هست و دين هست و وحي و نبوّت هست؛ اوّلين خدمتي كه اين فلسفه میكند به خودش میكند، میشود فلسفه الهي. بعد به همه علوم آبرو میبخشد، همه علوم میشود ديني؛ علم غير ديني میشود محال. چرا؟ چون علم بحث درباره يك شيئي را به عهده دارد. براساس فلسفه الهي آنچه در جهان وجود دارد خداست و خدا، خداست و اسماء خدا، خداست و اوصاف خدا، خداست و افعال خدا، خداست و اقوال خدا، خداست و احكام خدا؛ و سرانجام خداست و آثار خدا. هيچ چيزي در عالم نيست، مگر فعل خدا و اثر خدا! هر علمي در هر زمان و زميني صورت بپذيرد، درباره فعل خدا يا قول خداست؛ اين بحث درباره فعل خدا، میشود ديني. در اصول، آشنايان به اين فن میدانند كه بحث درباره قول معصوم، ديني است، بحث درباره فعل امام، ديني است. اگر بحث درباره فعل امام ديني است، يقيناً بحث درباره فعل خدا،ديني است.
متمايز بودن علم ديني از عالم متديّن
مطلب مهمي كه نبايد رهزني كند اين است كه: علم ديني غير از عالم متديّن بودن است. قبول و نُكول عالم هيچ سهمي ندارد!ممكن است عالمي كافر باشد و يك فن رياضي يا فيزيك يا زمينشناسي يا آسمانشناسي، نجوم و سپهر تدريس كند. علم او ديني است، ولو عالم كافر است؛ زيرا درباره فعل خدا و قول خدا بحث میكند. همانطوري كه عبدالكريم بن أبي العوجاءِ،زنديق معروف وقتي حرفهای امام صادق (ع) را نقل میكند؛ اين ناقل كافر است، ولي آن منقول علمي است. وقتي میگويد: امام صادقِ مسلمانها چنين فرمود؛ آن فرموده امام صادق، ديني است، گرچه عبدالكريم بن أبي العوجاء نقل كرد و خودش كافر است.
قبول و نُكول عالم هيچ سهمي در ديني بودن علم ندارد. در جهان،غير از فعل خدا و اثر خدا هيچ چيزي وجود ندارد. شما درباره هر چه بخواهيد بحث بكنيد، درباره فعل خداست. اگر بحث درباره فعل معصوم، ديني است، بحث درباره فعل خدا هم ديني است. عقلي هم كه راه علم است، عطيه خداست؛ عالمي هم كه از راه تعقّل، مطالب را يا تجربه حسّي يا تجربه تجريدي دارد؛ مخلوق خداست. عالم مخلوق است، علم مخلوق است، معلوم مخلوق است؛ ما در فضاي خلقت نفس میكشيم. اگر علمي در عالم هست، فقط ديني است و لاغير. وجود مبارك امام مجتبي(ع) فرمود: علوم در عالم فراوان است، بكوشيد كه ظرف علم باشيد و پدر بزرگوارش، امير بيان(ع) هم فرمود: اين علم هر جا راه پيدا كرد، جاي خود را باز میكند (2). علم به عالم ظرفيّت میدهد، شرح صدر عطا میكند.
علامتهای سهگانه «شرح صدر»
شرح صدر را ابن مسعود از وجود مبارك رسول گرامي (ص) پرسيد كه شرح صدر نشانهاي دارد يا نه؟! فرمود: آري. شرح صدر علامتي دارد، انسان مشروحُ الصَّدر اوصافي دارد؛ اَلاِنابَهُ اِلَي دارِ الخُلُودْ اَلتَّجافِي عَنْ دارِ الغُرُورْ وَ الاِستِعدادُ لِلْمُوتْ قَبلَ حُلولِ الفُوت(3)، اينها علامتهای شرح صدر است. علم نافع آن است كه جاي چيزي را تنگ نكند، يك. به آن ظرف ظرفيّت بدهد، دو. و آن شخص میشود مشروحُ الصَّدر، سه. علامتش اين اصول سهگانه است، چهار.
اين مقامات و عناوين اعتباري، اينها جز نيرنگ چيزي نيست! انسان بايد به جامعه خدمت كند. اگربه فكرعناوين وَهمي و خيالي باشد؛ اين هم راه ديگران را میبندد، هم راه خود را نمیبيند! تجافي ازدار غرور و اِنابه بهدار خُلود و آماده شدن براي مبارزه با پديده مرگ و مرگ را اِماته كردن، اينها نشانه شرح صدر است.از وجود مبارك امام سجاد (ع) نقل شده است در شب 27 ماه مبارك رمضان مكرر اين دعاي نوراني را تا صبح زمزمه میكردند: اَللّهُمَّ ارْزُقنِي التَّجافِي عَنْ دارُ الغُرُورْ وَ الاِنابَهَ اِلَي دارِ الخُلُودْ و الاِستِعدادُ لِلْمُوتْ قَبلَ حُلُولِ الفُوت(4). گاهي شرح صدر ميخواهند، میگويند: رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدرِي (5)؛ گاهي لوازمش را از ذات أقدس إله مسئلت میكنند، میگويند: اَللّهُمَّ ارْزُقنِي التَّجافِي عَنْ دارِ الغُرُور و مانند آن.
اميدواريم همه ما إنشاءَ الله مشروحُ الصَّدر باشيم، همه ما علم نافع تهيه كنيم، همه ما چراغ هدايت باشيم، جامعه ما با فرهنگ ديني اينچنين آشنا بشود كه هرگز بيراهه نرود و راه كسي را نبندد و بداند انسان مرگ را میميراند و بداند مرگ پديدهاي است در اثناي راه نه پايان راه و بداند مرگ قرارگرفتن عدم بين متحرّك و هدف نيست و بداند انسان كاري میكند كه نه از جماد و نبات و حيوان ساخته است، نه از فرشته و مَلَك برمیآيد.
بيانات حضرت آيتالله جوادي آملي (دامت بركاته)
در برنامه تلويزيوني «دانش هدايتگر»؛ قم؛ آذر 1392
___________________
(1) الكافي/ 1/ 301 (2) ر. ك: نهج البلاغه/ حكمت 205 (3) بحارالأنوار/ 65/ 236 (4) بحارالأنوار/ 95/ 63 (5) طه/ 25
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر میشود.