اصل گمشده «تخصص» و شکستهای «خودساخته» در ورزش!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
یکی از ضروریترین و حیاتیترین کارهایی که باید برای اصلاح و تقویت ورزش صورت بگیرد، استفاده از نظرات متخصصان و کارشناسان واقعی است. شاید بعضی از کسانی که با ورزش ایران از دور سروکار دارند و نحوه مدیریت و تفکر حاکم بر آن را نمیشناسند، تعجب کنند ولی ما و همه کسانی که با سازوکار ورزش از نزدیک آشنا هستند خوب میدانیم که اصل شناخت و تخصص را جدی نگرفتهایم و علت عمده آن هم این است که اصل ورزش جدی گرفته نشده است! لذا خیلی از تصمیمهایی که برای مسائل مختلف میگیرند یا نسخههایی که پیچیده میشود، دلبخواهی و سلیقهای و معطوف به اغراض و اهداف شخص تصمیمگیرنده است!
در خیلی از جاهای ورزش از مردان کاربلد و به اصطلاح متخصص استفاده نمیشود. کمیتههای فنی که تصمیماتی منطبق بر کار کارشناسی اخذ کنند، اصلا وجود خارجی ندارند و تصمیمها و انتصابات به مصداق «آنچه سلطان بپسندد، هنر است!» صورت میگیرد. این در حالی است که ورزش یک امر تخصصی است و هرچقدر دقیقتر و تخصصیتر عمل شود، به همان میزان میتوان به پیشبرد برنامهها و تحقق اهداف امیدوارتر بود. یکی از ریشههای اصلی ناکامیهای ورزش، عدم رعایت اصل اشاره شده است. محال است کارشناسان در تحلیلهای خود درباره ناکامیهای «خودخواسته» و «خودساخته»، به این موضوع اشاره نکنند. برای نمونه، کافی است به تحلیلهای اهل فن درباره ناکامی اخیر تیم فوتبال امید در مسابقات جام ملتهای آسیا- که در همان مرحله مقدماتی پس از شکست مقابل لبنان از دور مسابقات کنار رفتیم و در نهایت، امیدهای ژاپن بر سکوی اول ایستادند- مراجعه کنید.
یکی از نکات مشترک تحلیلها این بود که در سازمان تیم امید- مثلا در انتخاب مربی- تخصصی و کارشناسی عمل نشده و همین مسئله یکی از مهمترین دلایل حذف آن بود. در ضمن، انتخابهای سلیقهای و کاسبکارانه علاوه بر به بازی گرفتن سرنوشت و حیثیت ورزش ایران، ضرر دیگری هم دارد و آن، سوزاندن استعدادها و مربیانی است که اگر در حق آنها «دوستی خاله خرسه» نشود، میتوانند با طی طریق طبیعی و منطقی و علمی، به وقت مقتضی نقش مثبتی بازی کنند.
ماجرای «مربیسوزی» داستانی تکراری است که سالها در تیم امید شاهد آن بودهایم. بالاتر اشاره کردیم که در مسابقات امیدهای آسیا، تیم ژاپن به مقام قهرمانی رسید. قهرمانی ژاپن در این مسابقات و اصولا پیشرفت آن از یک تیم درجه دوم ومعمولی آسیا(در دهه 50 شمسی و 70 میلادی) تا قرار گرفتن در قله فوتبال این قاره و مطرح شدن در سطح جهان، مسلما دیمی و «همینطوری»! صورت نگرفته و ژاپنیها کار تخصصی و حساب شده کردهاند و کار تخصصی و فنی را هم متخصصان انجام میدهند، نه کسانی که به خاطر منافع شخصی یا مقاصد سیاسی در کاروبار ورزش دخالت میکنند و نظرات و «آدم»های خودشان را در پستهای حساسی مثل مربیگری تیم امید به مسئولان منفعل و مدیران واداده مصلحتاندیش تحمیل و با سرنوشت و حیثیت ورزش بازی میکنند و احساسات و عواطف علاقهمندان را به سخره میگیرند!
تیم امید و ناکامی اخیر البته فقط یک مثال بود. ورزش ما از ناحیه این شیرینکاریهای مدیریتی! ضربات بسیاری خورده و میخورد. تیم امید در این دوره با شکست مقابل لبنان از دور مسابقات حذف شد و اگر مسئولان و مدیران ورزش در روشها و منشهای خود تجدید نظر نکنند و شیوههای اصلاحی را با رویکرد تخصصگرایانه در دستور کار قرار ندهند، به قول یکی از کارشناسان فوتبال، در دورههای بعدی بعید نیست مقابل تیمهایی نظیر مالدیو ببازیم و حذف شویم!
به کرات و با تکیه بر نظرات کارشناسی، به سهم خود نوشته و یادآوری کردهایم که ورزش ما از هرحیث- به ویژه از نظر نیروی انسانی- غنی و مستعد است و سقف پروازی فراتر از این دارد و اگر منطقی و مدبرانه هدایت و مدیریت شود، میتواند جایگاه قارهای و جهانی خود را ارتقا بخشد. مانع بزرگ ورزش ایران برای پیشرفت و بهتر و قویتر شدن به گواه کارشناسان و کسانی که چم وخم آن را میشناسند، عدم رعایت اصول مدیریتی(مثل اصل تخصص و...) در برخی از بخشها و حوزهها و رشتههاست. هر جا این اصول جدی گرفته شده و کار در دست اهل فن بوده و بیهنران فرصتطلب مجال دخالت و اجازه جولان دادن و خط و ربط تعیین کردن و اعمال نظر نداشتهاند (مثل کشتی و در مرحله بعدی، والیبال و...) نتایج درخشان و پیروزیهای بزرگی حاصل شده است.