کد خبر: ۳۲۷۱۸۵
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۵

انقلاب ما و راز عصبانیت آمریکا (یادداشت روز)

عباس شمسعلی

امروز سالروز واقعه‌ای تاریخ‌ساز و بزرگ در تاریخ معاصر کشورمان یعنی روز بازگشت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی(ره) از تبعیدی 15 ساله به میهن است. بازگشتی که تیر خلاص به پیکر طاغوت و طلیعه پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بود.
بازگشتی که با استقبال بی‌نظیر مردم، به صحنه‌ای فراموش نشدنی و خاطره‌ای شیرین در ذهن و جان ملت تبدیل شد.
اما حماسه باشکوه پیروزی ملت بزرگ ایران به رهبری الهی 
امام خمینی(ره) همان اندازه که برای مردم این سرزمین شیرین و ماندگار بود، برای استکبار جهانی به رهبری آمریکا تلخی بی‌پایان و کینه‌ای عمیق به جای گذاشت که تا امروز در کام و قلب آنها باقی مانده است.
اگر امروز با گذشت قریب نیم قرن از پیروزی مردم ایران بر طاغوت زمان و برپایی نظام مستقل و مردمی جمهوری اسلامی به رهبری امام راحل، شاهد عصبانیت و لگدپرانی‌های گاه و بیگاه آمریکا علیه این کشور و مردم هستیم، ریشه و علت آن را باید در همان تلخی بی‌پایان و ضربه باورنکردنی آمریکا و استکبار جهانی از پیروزی انقلاب اسلامی جست‌وجو کرد.
این جست‌وجو و روشنگری دقیقاً همان پاسخ به نیاز امروز نسل جوان و نوجوان ماست که شاید برخی یا حتی بسیاری از آنها تصور کامل و دقیقی از صحنه رویارویی جمهوری اسلامی و آمریکا ندارند. و البته در همین خلاء آگاهی است که دشمن می‌تواند روایت ناقص و یکسویه خود را با انواع ابزارها و رسانه‌های مجازی و... به روح و ذهن جوان و نوجوان ما تزریق کند.
واقعیت آن است که صحنه رویارویی آمریکا با مردم ایران نه به امروز و یک سال و دو سال قبل، بلکه به سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. در مروری مختصر و گذرا باید به کودتای 28 مرداد 1332 اشاره کرد که دولت قانونی و مردمی دکتر مصدق با وجود به خیال خود رابطه حسنه و دلبستگی سیاسی با دولت آمریکا، تنها به دلیل پافشاری بر دفاع از حق قانونی کشور در بهره‌برداری از منابع نفتی و تلاش برای استقلال در این حوزه و نه حتی استقلال کامل سیاسی و اقتصادی و... قربانی کودتایی آمریکایی شد. این اقدام آمریکایی‌هایی که امروز سعی دارند خود را در ذهن جوانان و نوجوانان ما، دلسوز مردم ایران و حامی دموکراسی! جا بزنند برگ ننگینی در تاریخ دشمنی‌های این دولت همیشه جنایتکار علیه این مردم و این سرزمین است.
با این کودتا و بازگرداندن شاه همیشه فراری و چمدان به دست، آمریکایی‌های مدعی امروز، حمایت خود از دیکتاتورهای دست نشانده را در عمل به اثبات رساندند. نتیجه آن شد که منابع عظیم نفتی ایران و ثروت هنگفت مردم این سرزمین با خیانت شاه و به پاس تلاش آمریکا در سرنگونی دولت مصدق و حمایت از استقرار پادشاهی محمدرضا، نصیب آمریکا شد تا قاطبه مردم در کشوری با آن همه ثروت با فقر و محرومیت‌های مختلف روزگار بگذرانند.
در همان دوران، ایران به علت موقعیت کم نظیر جغرافیایی خود، به محل حکمرانی آمریکا در منطقه تبدیل شده بود و ده‌ها هزار مستشار نظامی آمریکایی با دریافت حق توحش! در خاک این سرزمین جولان می‌دادند. از بی‌عرضگی و دست نشاندگی شاه ملعون اینکه افسران بلندپایه ارتش ایران در برابر نظامیان دون پایه آمریکایی همچون غلامی خاشع و فرمانبردار عمل می‌کردند و عزت ایران و ایرانی به تاراج رفته بود.
در این میان، آن هنگام که فریاد اعتراض و اعلام خطر 
امام خمینی(ره) به گوش جان جوانان پاک‌سیرت این سرزمین نشست تا سرآغاز مبارزه‌ای سخت با طاغوت پهلوی و استکبار آمریکایی حامی آن باشد، همین آمریکایی که امروز با مداخله در امور کشورمان با ژست حمایت از اعتراض (که در واقع معنایی جز تجهیز و تسلیح و حمایت علنی از آشوبگران و تروریست‌های حرفه‌ای ندارد) خود را حامی مردم ایران معرفی می‌کند؛ در دوران مبارزات جوانان انقلابی با حکومت ستمشاهی پهلوی نه تنها در برابر انواع شکنجه‌های قرون وسطایی ساواک به علت کوچک‌ترین فعالیت مبارزاتی و اعتراضی و جان سپردن جوانان این سرزمین زیر این شکنجه‌ها و تیرباران مردم در جمعه خونین میدان ژاله و در اقصی نقاط کشور سکوت کرده بود، بلکه حامی و مشوق و مشاور پهلوی در این امور هم بود.
اما با همه این حمایت‌های آمریکا از حکومت ستمشاهی پهلوی و تلاش برای حفظ تاج و تخت محمدرضا و البته حفظ منافع و منابع در اختیار خود، وقتی دست اراده الهی برای سرنگونی طاغوت از آستین مردم و جوانان مسلمان و انقلابی ایران به رهبری حکیمی الهی بیرون آمد، بساط آمریکا و طاغوت به یکباره از این سرزمین مقدس جمع شد.
به جرأت می‌توان گفت؛ پیروزی انقلاب اسلامی ایران بزرگ‌ترین و تلخ‌ترین ضربه‌ایست که آمریکا در طول تاریخ کم‌مقدار خود متحمل شده است؛ زیرا سقوط پهلوی و استقرار نظام مردمی جمهوری اسلامی پایانی بود بر تسلط رؤیایی آمریکا بر منابع عظیم نفتی و ثروت و همچنین از دست دادن خاک و سرزمین بی‌همتای ایران. این البته همه ماجرا نبود؛ تلخ‌تر از آن سربرآوردن حکومتی مردمی و استکبار‌ستیز بود که می‌توانست الگو و سرمشقی برای سایر ملت‌ها و تکیه‌گاهی امیدبخش برای مبارزه جوانان در کشورهای مختلف اسلامی و 
غیر اسلامی با استعمار آمریکا و حکومت‌های دست نشانده و مبارزه با صهیونیست جهانی شود.
بهترین کار و نقشه برای آمریکا در این شرایط می‌توانست تلاش برای ساقط کردن نهال نورس انقلاب اسلامی قبل از تبدیل شدن به درختی تناور و ثمرده باشد. 
یکی از پرتکرارترین آدرس‌های غلطی که در سال‌های اخیر برای به اشتباه انداختن جوانان ما در تحلیل وقایع منتشر و بازگو می‌شود، این است که تلاش می‌شود تسخیر سفارت آمریکا به دست جوانان انقلابی و دانشجویان پیرو خط امام در آبان سال 58 را به عنوان نقطه شروع دشمنی آمریکا و ایران مطرح کنند. شبهه و دروغی که از بس تکرار شده برخی خواص لغزیده که خود در صحنه و بطن ماجرا بوده‌اند را نیز به اشتباه انداخته است.
اما همان‌طور که گفته شد؛ دشمنی آمریکا با مردم ایران به چند دهه قبل از آن و مواردی همچون کودتای 28 مرداد و حمایت همه‌جانبه از شاه باز می‌گشت. واقعیت آن است که تلاش برای جبران شکست سنگین و ضربه مهلکی که آمریکا در از دست دادن منافع خود در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی متحمل شده بود، سفارت آمریکا در تهران را تبدیل به لانه جاسوسی و مرکز دسیسه علیه مردم و نظام جمهوری اسلامی تبدیل کرده بود، واقعیت روشنی که از چشم تیزبین جوانان و دانشجویان انقلابی دور نماند و انقلاب دوم را رقم زدند.
از آنجا که آمریکا پیشتر از ماجرای اشغال لانه جاسوسی همه تلاش خود را به کار گرفته بود تا در همان ابتدای کار انقلاب نوپای اسلامی را از بین ببرد، هرچه می‌گذشت ابعاد دیگری از نقشه و تلاش دشمن برای خاموش کردن چراغ این انقلاب نمایان می‌شد. کودتای نافرجام نوژه در تیرماه سال 59 که با هدف بمباران جماران و به شهادت رساندن امام طراحی شده بود یکی از خطرناک‌ترین توطئه‌های آمریکا علیه این انقلاب و مردم بود که با عنایت پروردگار متعال کشف و خنثی شد.
اما آمریکا باز هم دست‌بردار نبود. دو ماه پس از شکست کودتای نوژه، رژیم بعث عراق با حمایت مستقیم و همه‌جانبه آمریکا و دیگر کشورهای استکباری به کشورمان حمله کرد. محاسبه و تحلیل دشمن این بود که نظام جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح هنوز به انسجام لازم برای ایستادگی در برابر به‌ظاهر ارتش تا بن دندان مسلح بعث با انواع سلاح‌های متعارف و ممنوعه و در واقع آمریکا و ده‌ها کشور غربی و شرقی را نخواهد داشت و به زودی به زانو درمی‌آید. وعده صدام معدوم برای ادامه مصاحبه با خبرنگاران به چند روز دیگر در تهران ناشی از همین تحلیل قطعی آنها بود.
اما این بار هم جوانان بسیجی و ارتشیان و سپاهیان این سرزمین به رهبری امام خود و با تکیه بر سلاح ایمان و حمایت مردم انقلابی نقشه شوم دشمن را نقش بر آب کردند و در سخت‌ترین شرایط که حتی تحریم‌های تسلیحاتی اجازه خرید سیم خاردار را هم به ما نمی‌داد پس از هشت سال مقاومت جانانه نه تنها ایران برای اولین بار در چند قرن اخیر یک وجب از خاک کشور را در جنگ از دست نداد بلکه دشمن را با خاری از خاک میهن بیرون کردند. در این جنگ نابرابر نه حمایت مالی برخی کشورهای دست نشانده عرب منطقه، نه حمایت سیاسی و نظامی آمریکا، نه بمب‌های شیمیایی اهدایی آلمان و جنگنده‌های میراژ و سوپراتاندارد فرانسه نتوانست حریف قدرت اراده و ایمان رزمندگان و مردم ما شود.

در سال‌های ابتدائی جنگ، ابزار ترور و حمایت از گروهک‌های تروریستی هم به لیست ابزار آمریکا و هم‌پیمانانش برای تسلیم ایران اضافه شد. ترور شهید بهشتی به عنوان یکی از ستون‌های استوار انقلاب به همراه 72 یار او از نمایندگان مجلس و...‌، همچنین ترور رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر و اعضای هیئت دولت در یک روز بخشی از این پروژه بود اما ملت ایران و نظام اسلامی باز هم توانست با قدرت مسیر را ادامه دهد. 
شلیک ناو آمریکایی وینسنس در خلیج‌فارس به هواپیمای مسافربری ایرانی در روزهای پایانی جنگ در تیرماه سال 67 و شهادت قریب 300 انسان بیگناه که منجر به اهدای بی‌شرمانه مدال شجاعت به فرمانده جنایتکار این ناو شد، برگی دیگر از کینه و دشمنی آمریکا با این مردم بود.
جنگ تحمیلی هم تمام شد، اما کابوس آمریکا پایان نمی‌یافت. 
رحلت جانسوز رهبر کبیر انقلاب در سال 68 دشمن را به این طمع و توهم انداخت که دیگر با رفتن رهبری آن چنان استوار و حکیم، دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است؛ اما دیری نگذشت تا دشمن فهمید «خامنه‌ای خمینی دیگر است». 
در دوران زعامت رهبر انقلاب و با هدایت و تأکیدات ایشان، ایران در عرصه‌های مختلف علمی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و... به قدرتی منطقه‌ای و جهانی تبدیل شد. 
در ادامه ابزار تحریم‌های گسترده اقتصادی و سنگ‌اندازی‌های مختلف بر سر راه پیشرفت ایران هم روز به روز شدیدتر می‌شد. اما هرچه گذشت قدرت ایران در عرصه‌های مختلف به صورت جهشی افزایش پیدا کرد. اگر دارویی تحریم می‌شد بسیاری از آنها در داخل ساخته می‌شد، اگر تکنولوژی مهمی تحریم می‌شد جوانان دانشمند ما بهتر از آن را به دست می‌آوردند.
در این دوران دشمن به چشم خود دید ملتی که چند سال قبل برای وارد کردن سیم خاردار تحریم بودند و در عرصه نظامی با دست خالی به مقابله با دشمن رفته بود، با تکیه بر توان داخلی موفق به تولید انواع موشک‌های فوق پیشرفته دوربرد و انواع پهپادهای فوق پیشرفته‌ای شده است که دنیا را متحیر کرده است. تا حدی که آمریکا مجبور به مهندسی معکوس برای تولید پهپاد مشابه پهپادهای ایرانی شد. دشمن به چشم خود پیشرفت ایران در علوم هسته‌ای و فضائی و... را در سایه این انقلاب می‌دید و عصبانی‌تر می‌شد.
دشمن برای مهار ایران به فتنه‌هایی همچون 88 و 401 هم متوسل شد اما به نتیجه مطلوب نرسید.
در جنگ 12 روزه آمریکا و اسرائیل که گمان می‌کردند با ترور تعدادی از فرماندهان غیور نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایران می‌توانند قدرت نظامی و علمی جمهوری اسلامی را منهدم کنند، خیلی زود به اشتباه خود پی بردند و پس از آنکه تنها گوشه و ذره‌ای از این توان عظیم نظامی ایران را تجربه کردند با استیصال مجبور به توقف جنگ شدند.
اما ضربه مهلک‌تر خرد شدن هیمنه آمریکا در سطح جهان بود. سیلی سخت ایران بر صورت آمریکا و پا پس نکشیدن در برابر زورگویی آن، نظام و رهبری را در بین مردم جهان به قهرمان تبدیل کرد. 
در این شرایط می‌توان بخشی از اهداف اغتشاشات اخیر که خود آمریکا به حمایت و هدایت آن اعتراف دارد و تلاش برای افزایش آمار کشته‌ها به هر صورت ممکن و پمپاژ گسترده دروغ‌های عجیب و غریب از تعداد کشته‌ها در رسانه‌های جهان را برای خدشه به وجهه مورد توجه نظام جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب در بین مردم جهان دانست.
این بار هم آمریکا که نمی‌تواند عصبانیت تلخ خود از وجود، عظمت و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی را تحمل و پنهان کند و رویای بازگشت به این سرزمین و دست یافتن به آن ثروت‌های عظیم و منابع نفتی سرشار را با وجود نظام مستحکم و مردمی جمهوری اسلامی بر باد رفته می‌بیند، زبان به تهدید نظامی گشوده و به جنگ روانی با سایه جنگ روی آورده است. اما هم خود خوب می‌داند و هم در صورت مرتکب شدن هر خطا و حماقتی بیشتر و بهتر خواهد فهمید که ایران امروز به مراتب از ایران سال 57 و دوران جنگ تحمیلی قوی‌تر است و آمریکای امروز هم از آمریکای چهار دهه گذشته به مراتب ضعیف‌تر است.
این قدرت جمهوری اسلامی از جمله در عرصه نظامی که خار چشم دشمن است از تکیه بر خدای متعال، حضور مردم و عمل به نسخه نجات بخش انقلاب اسلامی، پیروی از فرامین امامین انقلاب و قطع امید به ترحم و تفضل دیگر کشورها سرچشمه می‌گیرد. فرمولی که مسئولان اجرائی و اقتصادی کشور نیز باید برای قوی شدن در اقتصاد آن را سرلوحه کار خود قرار دهند.