کد خبر: ۳۲۶۶۲۱
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۸

اين جمعه و جمعه‌هاي ديگر حرف است آدم بشوم، تو شنبه هم مي‌آئي! (چشم به راه سپیده)

ناله ني
بازآ، دلم ز گردش دوران شكسته است
چون كشتي از تهاجم توفان شكسته است
آيينه خيال نهادم به پيش رو
ديدم كه قلبم از غم هجران شكسته است
عمري در آتشيم و تو را ناله مي‌كنيم
فريادمان به كوي و خيابان شكسته است
ديگر نواي ما ننوازد ني فراق
اين ناله در گلوي نيستان شكسته است
ما تيغ غيرتيم ولي در نيام غم
زنگار بي‌تحرك دوران شكسته است
پرچم فراز مهر خراسان برآمده
بي تو قرار مهر خراسان شكسته است
ما را خيال روي تو بي‌تاب مي‌كند
عقد بلور اشك به دامان شكسته است
درمان حسرت دل ما ديدن تو بود
بازآ كه بي تو شيشه درمان شكسته است
در رهگذر عشق گدايان حضرتيم
در اين مسير كلك «پريشان» شكسته است
محمد حجتي «پريشان»
واي بر من
من و از تو جدايي، واي بر من
تو و بي‌اعتنايي، واي بر من
به وقت مرگ و در قبر و قيامت
سراغم گر نيايي، واي بر من
؟؟؟؟
به که باید پناه برد
آبی‌تر از نگاه تو پیدا نمی‌شود
دریا بدون چشم تو معنا نمی‌شود
تو آن‌قدر بزرگی و عاشق که وصف تو
در شعر ناسروده من جا نمی‌شود
در انتظار تو، به که باید پناه برد
وقتی که پلک پنجره‌ها وا نمی‌شود
این آسمان شب‌زده این لحظه‌های تار
در غیبت حضور تو فردا نمی‌شود
بغضی که راه حنجره‌ام را گرفته است
جز با حضور چشم تو دریا نمی‌شود
محبوبه بزم‌آرا
کوچه‌هاي باران
روزي تو خواهي آمد         از کوچه‌هاي باران 
تـا از دلـم بشـويي         غم‌هاي روزگاران
***
شفا عت
آقا بيا، سکوت مرا غرق نور کن
ما را قرين رحمت و لطف حضور کن
وقتي گناه کنج دلم سبز مي‌شود
آقا، شما شفاعت اين ناصبور کن
***
در هواي تو
ايجاز شاعرانه چشم تو تاکنون
ما را کشانده است به اعجازي از جنون
هر روز در هواي تو پرواز مي‌کنيم
هر روز مي‌شويم چو خورشيد سرنگون
؟؟؟؟؟
بي تو زندگي تنهاست
گمان کنم که زمانش رسيده برگردي
به ساحت شب قدر، اي سپيده برگردي
هزار بيت فرج نذر مي‌کنم، شايد
به دفتر غزلم اي قصيده برگردي
زمان آن نرسيده کرامتي بکني
قدم به خانه گذاري به ديده برگردي؟
مزار حضرت مهتاب را نشان بدهي
به شهر سبزترين آفريده برگردي
گمان کنم که زمانش... گمان کنم حالا
که پلک شاعري من پريده برگردي
نگاه کن! به خدا بي تو زندگي تنهاست
قبول کن که زمانش رسيده برگردي
نغمه مستشار نظامي