از آن روز تا ...(به جای گفت و شنود)
این روزها که دنیای اسلام در سالروز رحلت رسول خدا(ص) به سوگ نشسته است، ستون گفتوشنود را دیگرگونه میآوریم و...
آن روز که رسول خدا(ص)، از دنیایی که هرگز به آن دل نبسته بود، رخت برمیبست، اگر چه دیدهها اشکبار و دلها داغدار بود و از آن روز تا به امروز و برای همیشه، این زمزمه بر لبها نشسته است که «فما اعظم المصیبه بک حیث انقطع عناالوحی و حیث فقدناک... چه سخت و بزرگ است مصیبت از دست دادن تو و محروم شدن از وحی»، ولی همانگونه که خدا وعده داده بود، با رفتن رسول خدا(ص)، رسالت او نرفت و اگرچه نبی(ص) با جسم خاکی در میان ما نیست، «نباء» باقی است و آب حیاتی که از آن چشمه جوشیده بود، همچنان در بستر دلها جاری است و هیچ صاحبدلی نیست، که صاحب دل خود باشد و در آن دل، رسول خدا(ص) نباشد. چهارده قرن و چند سال، بعد از آن روز، هنگامی که مردی از سلاله پاک او، مسیحگونه ندا برداشت که «من انصاری الی الله... چه کسانی مرا در راه خدا یاری میدهند»، مردم از پیر و جوان و زن و مرد ندای او را در دل خویش آشنا یافتند و با فریاد «نحن انصارالله... مائیم، یاران خدا» به سوی او شتافتند و در معرکهای از خون و آتش و دود، دل دادند و جان باختند، و در برابر چشمان حیرتزده حرامیان که دنیای محرومان را زیر سلطه خود داشتند، به نام خدا و همت روحالله، فلک را سقف شکافتند و طرحی نو درانداختند، حنظلهها، از حجلهها به جبههها شتافتند، سنگها به جنگ تفنگها و تنها به نبرد تانکها رفتند... و بار دیگر ماجرای آن روزها، که هرگز از یاد نرفته بود، تکرار شد و آتش عشق به رسول خدا(ص) و ائمه هدی که هیچگاه خاموش نشده بود، از دلها زبانه کشید، باز هم ابوجهلها و ابوسفیانها، برای مقابله با خداجویی ملتهای خداجوی، «لات» و «عزّا» و «هبل»ها را در پوششی دیگر و با ظاهری آراستهتر، به میدان آوردند، اما، این بار، نه فقط زمان، که مردم زمانه نیز با آن زمان فرق داشتند و سره را از ناسره میشناختند، طفلان نوپایی نبودند که «گوهری را به قرص نانی» بفروشند. و همان بتهای سنگی و پیکرههای چوبین را که اکنون در لباس «ایسم»ها به بازار مکاره آمدهاند، نشناسند... امروز، قافله دیگری از راهیان راه رسول خدا(ص) در راهند و این راه را نه به «پا» که به «سر» میپیمایند تا شاهدان دیگری باشند بر ماندگاری اسلام ناب محمدی(ص) که رسول خدا(ص) آورده و امامان معصوم ما علیهمالسلام غبار قرنها تحریف و بدعت و بداندیشی از دامن آن زدودهاند...
راستی، به یقین رسول خدا(ص) همین چند روز پیش، پیادهروی 20 میلیونی پیروان پاکباز خود در اربعین حسینی(ع) را نگریسته و این بار نه فقط مانند همیشه بر مظلومیت سیدالشهداء(ع) گریسته، بلکه شاید با مشاهده انبوه پرشمار و روزافزون یاران پاکبازش، از چشمان مبارک خویش اشک شوق هم ریخته باشند.