دانش هدايتگر از منظر امام مجتبي (ع) ـ (3)
نشانه علم نافع(خوان حکمت)
در تبيين و تفسير سخن نوراني امام مجتبي (ع) بوديم كه طبق نقل مرحوم كليني آن حضرت چنين فرمود: كُونُوا اُوعِيَه العِلْم وَ مَصابيحَ الهُدي(1)، جامعه را به دو عنصر محوري تمدّن و فرهنگ اسلامي دعوت كردهاند؛ يكي علم نافع و ديگري عمل به آن علم. فرمود: جان شما ظرف است، يك. مظروفش فقط دانش است، دو. بايد بدانيد كه در اين ظرف مظروفي غير از معارف الهي نريزيد، سه. و اين معرفتها و علوم را به عمل برسانيد، چهار. تا راه خود را بيابيد، رهرو آن راه شويد و ديگران را هم راهي اين راه كنيد و هدايت كنيد. اگر عدهاي گفتند: اي برادر تو همان انديشهاي، اين معنا را از احاديث نوراني اهل بيت (عليهمالسَّلام) استفاده كردهاند؛ زيرا وجود مبارك امام مجتبي نفرمود عالم بشويد! فرمود: فقط ظرف دانش باشيد. يعني هويت شما به منزله ظرف باشد، و دانش به منزله مظروف باشد؛ و بدانيد كه اين دانش راهشناسي است و راهبرشناسي است و رهروشناسي است و كيفيّت پيمودن اين راه است و به دنبال اين حركت كردن است. انسان دانشي دارد كه با اين دانش راه را میشناسد. علم بشر، عقول بشري، بحثهاي تجربي و تجريدي؛ همه اينها به منزله چراغ است و از چراغ كار صراط ساخته نيست. اين چراغ تشخيص میدهد كه يك راهي هست و راهنمایي هست. صراط و راه را خداي سبحان معيّن كرده است، راهيان اين راه انبياء و اوليايند، راهنمايان اين راه هم همانهايند. به انسان چراغي داد كه با اين سراج منير آن صراط را، آن راه را میشناسد.
و چون انسان مسئول است، به صورت امر به معروف و نهي از منكر از يك سو و چون خليفه خداست بايد معلّم كتاب و حكمت و مزكّي نفوس باشد از سوي ديگر؛ اين راه را بايد به ديگران نشان بدهد. ارائه اين راه تنها به سخن گفتن يا كتاب نوشتن نيست. بنان و بيان، گوشهاي از رهنمایي و راهنمایي است؛ عمده پيمودن عملي اين راه است. فرمود: راهي را كه به وسيله عقل تشخيص داديد، آن راه را كه صراط است خدا ترسيم كرد، با مهندسي خدا راه بين شما و مقصد مشخص شد؛ آن راه را به ديگران نشان بدهيد و عملاً طي كنيد و مصباح هدايت باشيد.
اگر قرآن كريم معلّم كتاب و حكمت است به وسيله انبياء، شما هم معلّم كتاب و حكمت باشيد، بعد از فراگيري از انبياء و اگر انبياء هاديان مردمند و قرآن نيز هادي مردم است: اِنَّ هذَا القُرآنَ يَهدِي لِلَّتِي هِيَ اَقوَم (2)؛ شما چون خليفه خدایيد، كار انبياء را در حدّ خود انجام بدهيد، كار قرآن كريم را در حدّ خود انجام بدهيد. زيرا رسالت افراد با ايمان اين است: كتاب الهي را عملاً منتشر كنند، رهنمود انبياء (عليهمالسَّلام) را هم عملاً منتشر كند؛ لذا امام مجتبي فرمود: كُونُوا اُوعِيَه العِلْم وَ مَصابيحَ الهُدي.
از اين كاري كه ذات أقدس إله براي اوّلين بار در صحنه جان ما انجام داد، میفهميم كه در اين ظرف، غير علم نبايد جا پيدا كند.قصّه، افسانه، داستان، خرافات، خواب و خيال، آنچه كه علمي نيست، آنها را ما وارد صحنه نفس نكنيم.
افزايش ظرفيت عالم، از آثار علم نافع
از بيانات نوراني اميرالمؤمنين (ع) برمیآيد كه: اِنَّ هذِهِ القُلُوبْ اُوعِيَهٌ فَخِيرُهَا اُوعاها (3). اين دلها ظرف علوم است؛ بهترين دل آن قلبي است كه ظرفيتش بيشتر باشد. ظرفي ظرفيّتش بيشتر است كه از آن به عنوان مشروح و مبسوط ياد میشود. شرح صدر داشتن، آنكه گفت: سينه خواهم شرحه شرحه؛ مشروح بودن، مُنشرح بودن، مبسوط بودن؛ نشانه گسترش قلب است. بارها اين حديث نوراني از وجود مبارك امير مؤمنان (ع) مطرح شد كه برخي از مظروفها بر سعه ظرف میافزايد، همين علم ظرفيّت عالم را بيشتر میكند. اگر علم نافع باشد، به انسان ظرفيّت بيشتر عطا میكند. اينچنين نيست كه هر علمي ظرف خود را بيشتر كند! اگر از سخنان نوراني آن حضرت در آمد كه: كُلُّ وِعاءٍ يَتَضَيَّقُ بِمَا فِيهْ اِلا وِعاءَ العِلْم فَاِنَّهُ يَتَّسِع(4)، اين ناظر به علم نافع است. حضرت فرمود: هر ظرفي با آمدن مظروف از ظرفيّت آن كاسته میشود، مگر ظرف دانش. اگر كسي در اوایل تحصيل است، ظرفيّت فراگيري 10 مطلب را دارد؛ وقتي آن 10 مطلب را فرا گرفت، هماكنون ظرفيّت فراگيري 20 مطلب را دارد. علم يك مظروفي است كه بر ظرفيّت میافزايد؛ اين سخني است كه بسيار افراد گفتند و بسيار افراد شنيدند، در بسياري از كتابها هم هست.
كاهش ظرفيت، از پيامدهاي علم غير نافع در ظرف جان
علم دو قسم است: برخي از علوم شرح صدر میآورد، برخي از علوم تنگنظري. آن دانش خاصي كه ماديگرایي را به همراه دارد، تنگنظري را به همراه دارد، خودخواهي و غرور را به همراه دارد؛ هر جا سخن از اَنَا خِيرٌ مِنْه(5) است، اين صداي نَحس ابليسي است؛ هر جا سخن از اين است كه اَلحَقُّ خِيرٌ، اَلعَدلُ خِيرٌ، اَلاِحسانُ خِيرٌ، اَلصِدقُ خِيرٌ؛ حرف الهي است. فرمود: علمي فراهم بكنيد كه بر ظرفيتتان بيفزايد، نه از ظرفيتتان بكاهد! اين را ما میتوانيم بيازمایيم. اگر شرح صدر پيدا كرديم، ديگران را تحمّل كرديم، آراء و مكتب هاي ديگران را تحمّل كرديم، در نقد و بررسي، شتابزده سخن نگفتيم، شتابزده چيزي ننوشتيم، ديگران را تحمّل كرديم؛ گفتيم بگذار حرفهايشان را بزنند، ما هم نقد عالمانه داريم؛ اين نشانه شرح صدر است. نشانه آن است که علمي تهيه كردهايم كه نه تنها از ظرفيت ظرف نكاست، بلكه بر ظرفيت آن افزود؛ اين همان علمي است كه وجود مبارك حضرت امير فرمود: هر ظرفي با آمدن مظروفش تنگتر میشود، مگر ظرف دانش! و اين همان علمي است كه امام مجتبي فرمود: ظرف دانش باشيد! اين همان علمي است كه از آن به عنوان «علم نافع» ياد میشود.
نمونهاي از سيره عملي رسول اكرم (ص) در برخورد با مخاطبان
نمونه اين را ما در سيرت و سنّت و سريرت رسول خدا (ص) میبينيم. آن حضرت به همه جوامع بشري خير رساند و خير میرساند؛ شده كافَّهً لِلنّاس(6)، شده رَحمَهً لِلعالَمين(7). قونوي در شرح اين حديث از وجود مبارك پيامبر چنين نقل میكند، كه وقتي حضرت با كسي سخن میگفت، تمام چهره و تمام رُخ با او گفتوگو میكرد و او را میديد، نيمرخ نگاه نمي كرد.گاهي ممكن است انسان با كسي حرف میزند، گوشه چشمش متوجه دوربين و عكس و امثال اينها باشد، نيم رخ به مخاطبش نگاه كند؛ اين روش، روش رسول خدا (ص) نبود. چرا وجود مبارك آن حضرت با هر كه سخن میگفت، تمام چهره و تمام رُخ به او نگاه میكرد؟ براي اينكه اين خليفه الله است. خداي سبحان با هر كه سخن بگويد، با هر كه گفتگو كند و به هر كه بخواهد چيزي عطا كند؛ گرچه او صورت ندارد، گرچه او جزء ندارد، چهره و رُخ ندارد؛ امّا با تمام حيثيّت به شخص عنايت میكند و توجه دارد.
اينكه در شبهاي جمعه خوانده میشود: يا باسِطَ اليَدَينِ بِالعَطِيَّه(8)، او با دو دست بيدستي چيز میدهد، يعني چيزي را فروگذار نميكند. او با تمام چهره بيچهرگي با انسان روبرو است، با انسان سخن میگويد، سخنان انسان را میشنود و پاسخ میدهد. او باسِطُ اليَدَين است؛ كِلْتَا يَدَيهِ يَمين(9). دستي ندارد، هر دو دستِ بي دستي او راست است؛ ولي با هر دو دست عطا میكند. پيغمبر (ص) هم با تمام رُخ با مخاطبانش سخن میگفت، مسئولان ما هم با تمام رُخ با جامعه سخن بگويند، معلّمان و مبلّغان ما هم به شرح ايضاً؛ هر يك از ما هم نسبت به ديگري به شرح ايضاً. اين گراميداشت ديگري است، اين علم، نظريهپردازي را، نظريه دادن را، احترام به نظرات ديگران را ترويج میكند؛ زيرا علمي است كه بر ظرفيت عالم میافزايد.
بيانات حضرت آيتالله جوادي آملي (دامت بركاته)
در برنامه تلويزيوني « دانش هدايتگر»؛ قم؛ آذر 1392
____________________________________
(1) الكافي/ 1/ 301 (2) اسراء/ 9 (3) نهج البلاغه/ خ 147
(4) نهج البلاغه/ حكمت 205 ـ با تلخيص (5) ص/ 76
(6) برداشت از: سبا / 28 (7) برداشت از: انبياء/ 107
(8) المصباح لِلكفعمي/ 647 (9) الكافي/ 2/ 126
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر میشود.