صف نماز جماعت چه نور باران است ...
فراز سقف مقرنس، ورای عرش عظیم
شکوه محشر عشق است غرق نور و نسیم
چه ساعتی که زمین و زمان به سامان شد
فرشتگان الهی در این سرور سهیم
در این رقابت پرشور و پرحرارت و شاد
عقب نمانی از این فیض و فضل عقل سلیم
عقب نمانی از این کاروان بخشش و خیر
که عشق میشود اینگونه بینمان تقسیم
امام اول عالم «علی(ع) عالیقدر»
مراد و مرشد حق است این فقیه حکیم
ولایتش مترصد به درک معراج است
و درک شوکت و شیدایی خدای کریم
میان مجمع نهجالبلاغه میگردند
هزار طوطی و طاوس ماندگار و مقیم
قلندران طریقت چه درس میدادند
به شاعران شهید و به کودکان یتیم
نوشتهام صد و ده بار نام نیکش را
به روی سنگ زمرد شبیه نقش حطیم
عقیق سرخ ببارد از آسمان سپید
شبیه بارش ماه و ستاره روی گلیم
برای درک مقام و مکارمش برخیز
ارادتی بنما تا سعادتی ببریم
ونوس جامیپور