کد خبر: ۳۲۵۶۱۱
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۳
نگاهی به فیلم «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی

«‌‌‌احمد» به تنهایی؟!

محدثه میرحسینی

یکی از فیلم‌های قابل اعتنا و خوش‌ریتم که معلوم است تلاش زیادی بابت اجرای صحنه‌های به‌خصوص حجیم و اثرگذار آن متحمل شده‌اند فیلم سینمایی «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی است. «احمد» ظاهرا یک فیلم تاریخی است؛ روایتی از تاریخ معاصر و تبیین شخصیتی که بناست به عنوان یک عنصر واقعی، نقش قهرمان را برای ما ایفا کند.
فیلم «احمد» برای اولین بار قصه‌ای ناگفته از ۱۸ ساعت ابتدائی حادثه تراژیک زلزله بم و اقدامی قهرمانانه در این ساعات پُرالتهاب را روایت می‌کند؛ یادی از رشادت‌های شهید احمد کاظمی در زلزله بم.     
امیرعباس ربیعی که با ساخت فیلم‌های «ضد» و «لباس شخصی» نشان داد فیلمسازی در حوزه سینمای انقلاب و دفاع مقدس است در سومین تجربه فیلمسازی‌اش به سراغ روایتی از ۱۸ ساعت ابتدائی زلزله بم و حضور شهید احمد کاظمی در موقعیت آن رخداد فاجعه‌بار و غم‌انگیز ملی رفته است.
خود فیلمساز هم بر اهمیت و عظمت مبنایی این قصه و موقعیت از جهات مختلف واقف بوده است آنچنان که خود می‌گوید؛ «احمد تجربه‌ای کاملا غیرمرتبط با دو فیلم قبلی‌ام است و موضوعی اجتماعی مرتبط با تاریخ معاصر دارد. داستان فیلم در دهه ۸۰ رخ می‌دهد و اتفاقی را روایت می‌کند که شهید احمد کاظمی فرمانده وقت نیروی هوائی سپاه، در آن نقش ویژه‌ای داشته است. امیدوارم این فیلم هم تبدیل به تجربه‌ای جدید و متفاوت برای من شود که از همین منظر هم ساخت آن برایم یک چالش است.»
این اما تمام ماجرا نیست. با شروع و امتداد فیلم ما با یک موقعیت چند لایه تاریخی، سیاسی، اجتماعی رو‌به‌رو می‌شویم که گویی هرچه پیشتر می‌رود از آن انتظار و توقع اولیه فاصله می‌گیریم!
البته این اتفاقی نیست که فقط در این فیلم افتاده باشد؛ اینکه قهرمان داستان در مقابل «سیستم» یا همان دولت حاکم قرار بگیرد و تماما در مقابلش کارشکنی بشود و او به عنوان قهرمان تک افتاده - چرا؟! - همچون بتمن و سوپرمن عمل کند و مرتبا مشکلات و معضلات را به شکلی عجیب و غریب حل و فصل کند - آنچه در جانمایه و روند متدرج فیلم احمد به شعاری و غیرقابل باورترین شکل افتاده - در سینمای این سال‌های ما مسبوق به سابقه است.
فیلم به جهت اجرا، بازیگر نقش اول زن، ‌گریم و برخی سکانس‌های گرانش، نمره قابل قبولی می‌گیرد اما به ضعف‌هایی مثل شعارهای گل درشت و شیرفهم کردن‌های ذوق‌گریز، بازی بد بازیگر نقش اصلی، تشتت روایت در پرده دوم و سوم و... دچار است.
اما نکته‌ای که در باب روایت فیلم باید مورد توجه قرار گیرد این است که روایت فیلم متشتت بلکه بلاتکلیف است و مدام بر اساس خاطرات و داستانک‌های مختلف به تصویر درآمده است.
به همین جهت است که «احمد» در عین خوش‌ریتم بودن، از انسجام درونی برخوردار نیست. اینکه انسجام و ارتباط درستی میان رخدادها وجود ندارد باعث می‌شود حتی در روند فیلمنامه و نیز میزانسن سینمایی اثر هم شاهد اختلال‌هایی باشیم. گرچه فیلم به جهت برخی بازسازی‌ها و قهرمان‌پردازی‌های شخصیت اصلی درام یعنی شهید احمد کاظمی و همرزمانش جذاب شده و اجرا و لباس و اکت و موسیقی و بازسازی اتفاقات به سبب خوش‌ریتم شدن فیلم درآمده اما آن وحدت مضمونی و گیرایی محوری در اثر قابل ردیابی نیست و بلاتکلیفی در روایت به‌شدت محسوس و عیان است. همان سؤال مبنایی که به نوعی می‌توان گفت مرکز ثقل معنایی فیلم هم هست؛ اینکه قهرمان فیلم موضع مشخصی ندارد؛ مدام در حال تخریب دولت وقت است و در عین حال که چهره‌ای قانونمدار و مبادی آداب و آرام از او شاهدیم اما اساسا مبنای درام موقعیتی فیلم، بر تضاد و تناقضات میان «سیستم» به عنوان دولت وقت و قهرمان فیلم شکل گرفته و این دور و تناقضی است که تا انتهای فیلم هم همراه داستان و روایت و فیلمساز و البته مخاطب است!