تشدید اسلامهراسی در انگلیس مسلمانان از ترس توهین تردد خود را محدود کردهاند
سرویس خارجی-
نشریه انگلیسی با استناد به آمار جدید پلیس و روایت نهادهای مدنی، گزارش داد که افزایش جرایم ناشی از نفرت نژادی و مذهبی در قطارها و اتوبوسهای این کشور، احساس امنیت را در مسیرهای روزمره مخدوش و بسیاری از مسافران بهویژه مسلمانان و دیگر اقلیتها را وادار کرده است تا استفاده از حملونقل عمومی را از ترس توهین و تهدید و حمله محدود کنند.
قطارها و اتوبوسها در اروپا همواره به عنوان نماد نظم، قانونمداری و برابری شهروندی معرفی شدهاند، فضاهایی عمومی که قرار بود همه، فارغ از رنگ پوست و باور مذهبی، در آن احساس امنیت داشته باشند. اما آمارهای رسمی پلیس حملونقل انگلیس و روایتهایی که رسانهها منتشر میکنند، تصویری متفاوت و نگرانکننده ارائه میدهد، تصویری که نشان میدهد نژادپرستی نهتنها پدیدهای حاشیهای یا فردی نیست، بلکه در سادهترین و روزمرهترین سطوح زندگی شهری نیز ریشه دوانده است. افزایش مستمر جرایم ناشی از نفرت نژادی و مذهبی در شبکه حملونقل عمومی، این ادعای دیرینه را که اروپا و بهویژه انگلیس الگوی مدارا و چندفرهنگیگرایی است، به چالش میکشد. آنچه این واقعیت را تلختر میکند، فاصله عمیق میان ادعاهای رسمی دولتها و تجربه زیسته اقلیتهاست، جایی که شهروندان غیرسفیدپوست یا مسلمان، ناچارند مسیر، زمان و حتی نحوه نشستن خود را برای پرهیز از توهین و حمله تنظیم کنند. در چنین شرایطی، نژادپرستی دیگر صرفاً مجموعهای از شعارهای افراطی نیست، بلکه به رفتاری عادیشده در فضاهای عمومی بدل میشود، رفتاری که اغلب زیر سایه بیعملی نهادها و عادیانگاری اجتماعی پنهان میماند. وقتی ترس از تحقیر و خشونت، بخشی از تجربه روزمره سفر با قطار یا اتوبوس میشود، پرسش جدی درباره صداقت ادعاهای حقوق بشری اروپا و بهویژه انگلیس ناگزیر است.
گزارشی از یک فاجعه
روزنامه انگلیسی «گاردین» با استناد به آمار پلیس حملونقل انگلیس گزارش داده است که تعداد جرایم مرتبط با نفرت نژادی در شبکه ریلی و ایستگاهها در سراسر انگلیس، ولز و اسکاتلند از ۲هزار و ۸۲۷ مورد در سالهای ۲۰۱۹–۲۰۲۰ به ۳هزار و ۲۵۸ پرونده در سالهای
۲۰۲۴–۲۰۲۵ افزایش یافته است. جرایم ناشی از نفرت مذهبی نیز در همین بازه زمانی از ۳۴۳ مورد به ۴۱۹ مورد در سال ۲۰۲۳–۲۰۲۴ رسیده و سپس در سال بعد با اندکی کاهش به ۳۷۲ پرونده محدود شده است. به نوشته این روزنامه، فعالان ضدنژادپرستی معتقدند این آمارها تنها بخش کوچکی از واقعیت را نشان میدهد، زیرا بسیاری از قربانیان به دلیل ترس، بیاعتمادی به روند رسیدگی یا تردید نسبت به جدی گرفتهشدن شکایت، تجربههای خود را گزارش نمیکنند؛ موضوعی که به تغییر تدریجی الگوی رفتوآمد شهروندان و محدودشدن استفاده از حملونقل عمومی به مسیرها و ساعات «امنتر» منجر شده است.
تجربههای عینی
آنطور که «ایرنا» نوشته است، گاردین در ادامه به تجربه یک شهروند جوان سیاهپوست در مسیر خروج از مرکز شهر گلاسگو اشاره میکند که هنگام سفر با قطار هدف توهینهای آشکار نژادپرستانه یک زن سالمند قرار گرفت. به نوشته این روزنامه، این مسافر که بخشی از زندگی روزمره خود را در تیکتاک ثبت میکند، زمانی تصمیم به ضبط ویدئو گرفت که زن مهاجم اسپری ضدعفونیکننده را در فضای بسته واگن به سمت او پاشید. زن مهاجم سپس با تکرار جملاتی مانند «برگرد به کشور خودت» به آزار لفظی ادامه داد و حتی پس از تغییر جای نشستن نیز این رفتار متوقف نشد تا اینکه چند مسافر دیگر مداخله کرده و در کنار قربانی ایستادند؛ اقدامی که به گفته گاردین میتواند احساس تنهائی و ناامنی قربانیان را در فضاهای بستهای مانند واگن قطار یا طبقه دوم اتوبوس کاهش دهد.
پیامدهای اجتماعی
این روزنامه تأکید میکند که ویژگیهای خاص حملونقل عمومی، از جمله مصرف الکل، امکان محاصره قربانی و خروج سریع مهاجم در ایستگاه بعدی، فضائی ایجاد میکند که در آن متعرض احساس مصونیت بیشتری دارد. «آکیلا احمد»، مدیر انجمن مسلمانان «بریتانیا»، و «کارول یانگ»، از ائتلاف برابری نژادی و حقوق در اسکاتلند، نیز با اشاره به کمتر گزارششدن این جرایم، میگویند زنان محجبه، نوجوانان و حتی کودکان در مسیر مدرسه بیش از دیگران در معرض تهدید قرار دارند؛ آنهم در شرایطی که ضعف پوشش دوربینهای مداربسته، پیگیری را دشوار میکند. گاردین هشدار میدهد تداوم این وضعیت باعث میشود پیامدهای افزایش نفرتورزی، مستقیماً در خدمات عمومی و تردد روزمره شهروندان بروز کند و شکاف میان شعارهای حقوق بشری و واقعیت زندگی روزمره بیش از پیش نمایان شود.
پایان توهم
گفتنی است، آنچه از دل این آمارها و روایتها بیرون میآید، فقط داستان چند رفتار افراطی یا خطای فردی نیست، بلکه نشانه فرسایش یک ادعای قدیمی است، ادعای برتری اخلاقی و پیشگامی در حقوق بشر. جامعهای که در آن قربانیان نژادپرستی ترجیح میدهند سکوت کنند، مسیرشان را عوض کنند یا نگاهشان را پایین بیندازند، پیش از آنکه با بحران «امنیت» روبهرو باشد، با بحران صداقت مواجه است. اگر انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی همچنان میخواهند خود را معیار مدارا معرفی کنند، باید پیش از صدور نسخه برای دیگران، با واقعیتهای تبعیضآلود در سادهترین صحنههای زندگی روزمرهشان روبهرو شوند که حقیقت، دیگر در شعارهای تُهی پنهان نمیماند.