آمریکا از سال 1946 میلادی 93 تلاش برای کودتا و تغییر رژیم داشته است
سرویس خارجی-
فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه و لبنان اعتراف کرد: تغییر حکومتها هرگز کارساز نبودهاند. ما ۹۳ کودتا و تغییر رژیم را شاهد بودهایم که همگی شکست خوردهاند.
تاریخ سیاستخارجی آمریکا، از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، عمدتاً به عنوان روایتی از مداخلات نظامی و غیرنظامی گسترده در امور داخلی کشورهای دیگر شناخته میشود که اغلب با جنایات جنگی، نقض حقوق بشر و کشتارهای جمعی همراه بوده و نشاندهنده عدم پرهیز این کشور از هر اقدامی برای پیشبرد منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی است؛ برای نمونه، در سال ۱۸۹۸ (۱۲۷۷) آمریکا با حمله نظامی به فیلیپین، بیش از
۶۰۰ هزار غیرنظامی را در جریان اشغال کشت، که این اقدام بخشی از سرکوب خشن مقاومت محلی بود، در ویتنام بین ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ (۱۳۳۹ تا ۱۳۵۴)، نیروهای آمریکایی با بمبارانهای گسترده و تهدیدهای اتمی، منجر به مرگ بیش از یک میلیون نفر از جمله غیرنظامیان شدند و کامبوج را نیز با بمبارانهای دهه ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵ (۱۳۴۸ تا ۱۳۵۴) ویران کردند و منجر به مرگ دو میلیون نفر از گرسنگی و هرجومرج شدند؛ در عرصه غیرنظامی، سازمان سیا در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) با عملیات آژاکس، دولت «محمد مصدق» در ایران را سرنگون کرد، همچنین در شیلی ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) حمایت آمریکا از کودتای نظامی علیه رئیسجمهور منتخب «سالوادور آلنده» منجر به برقراری دیکتاتوری «آگوستو پینوشه» و کشتار هزاران مخالف شد، و در عملیات کندور دهه ۱۹۷۰ (۱۳۵۰) در آمریکایلاتین، آمریکا با حمایت از دیکتاتوریهای راستگرا، مسئول ناپدید شدن، شکنجه و قتل دهها هزار نفر بود... این الگو در عراق ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) با حمله نظامی و شکنجههای ابوغریب، و حتی عملیات پهپادی مدرن در پاکستان و یمن با کشتار غیرنظامیان ادامه یافت، که همگی بر پایه اسناد تاریخی و گزارشهای رسمی، تصویر یک سیاستخارجی تهاجمی و بیرحم را ترسیم میکنند.
اعترافات مهم فرستاده ترامپ
آنطور که «ایسنا» نوشته است، «تام باراک» فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه و لبنان و سفیر این کشور در ترکیه، در گفتوگویی به سؤالات پیرامون نقش ایران در منطقه، وضعیت عراق، لبنان و غرب آسیا پاسخ داده است. وی در بخشی از همین گفتوگو اعتراف کرد که: «تغییر حکومتها هرگز کارساز نبودهاند. اگر از سال ۱۹۴۶ در نظر بگیریم، هرجا که آمریکا دخالت داشته است، ما ۹۳ کودتا و تغییر رژیم را شاهد بودهایم که همگی شکست خوردهاند...رئیسجمهور ترامپ و وزیر خارجه نیز به دنبال تغییر حکومت در کشورها نیستند. آنها خواهان یافتن راهحل در خود منطقه هستند و...». او با اشاره به اینکه شیعیان در پارلمان لبنان ۲۷ تا ۲۸ کرسی را در اختیار دارند و حزبالله نیز پنج کرسی دارد، خاطرنشان کرد: «بنابراین، اگر دولت، شیعیان را در کنار خود نداشته باشد، نمیتواند هیچ کاری انجام دهد. از طرف دیگر ارتش لبنان نمیخواهد به زور بخش بزرگی از جمعیت لبنان را خلع سلاح کند، زیرا در گذشته آن را امتحان کرد و یک فاجعه به بار آمد. هیچکسی نمیخواهد این دوباره اتفاق بیفتد.»
سوریه باید با اسرائیل توافق کند!
او همچنین به روش مداخلهجویانه خود در قبال منطقه ادامه داد و باز هم شروع به پیچیدن نسخه برای کشورهای منطقه کرد که در تعارض با حرفهای خود او از شکست خوردن مداخلات آمریکاست! او در جریان همین گفتوگو درباره احتمال حصول توافقی میان رژیم آپارتاید اسرائیل و سوریه تأکید کرد: «سوریه میداند که باید با اسرائیل به توافق دست یابد. حاکمان جوان آن نیز تاکنون خوب عمل کردهاند. رویکرد آنها درقبال آمریکا سازنده بوده است. اما اسرائیلیها هنوز اعتماد نکردهاند و روند کمی کند است. من و رئیسجمهور ترامپ میخواهیم و بر این باوریم که توافق حاصل خواهد شد که با توافقی بر مرزها و مسائل امنیتی و بهکارگیری مناطق آغاز میشود و به سمت عادیسازی روابط پیش میرود. من فکر میکنم که اسرائیل هم همین را میخواهد. من به توطئه اسرائیل بزرگ باور ندارم.»
تناقضِ باراک
در پایان باز هم باید تأکید کرد که علیرغم ادعای تام باراک مبنی بر اینکه از سال ۱۹۴۶ (۱۳۲۵) تاکنون آمریکا در حدود ۹۳ کودتا یا تغییر رژیم دخیل بوده و همگی آنها شکست خوردهاند، سیاستخارجی آمریکا همچنان بر پایه مداخلهگری تهاجمی استوار است و نشانههای آن در اقدامات اخیر مانند افزایش فشار نظامی بر ونزوئلا تحت رهبری دونالد ترامپ مشاهده میشود، جایی که نیروهای آمریکایی از اواخر ۲۰۲۵ (پاییز ۱۴۰۴) در دریای کارائیب مستقر شدهاند تا با هدف سرنگونی «نیکلاس مادورو»، عملیات احتمالی تغییر حکومت را پیش ببرند، اقدامی که به بهانه مبارزه با قاچاق موادمخدر توجیه میشود، اما در واقع ادامه الگوی تاریخی مداخلات برای کنترل منابع و نفوذ ژئوپلیتیک است؛ این رویکرد همچنین در حمایت مداوم از عملیات پهپادی در غرب آسیا و فشارهای دیپلماتیک بر کشورهای منطقه ادامه یافته، که نشاندهنده عدم تغییر در استراتژی مداخلهجویانه آمریکا علیرغم اعتراف به شکستهای گذشته است. خوی آمریکا، ریشه در تاریخ استعماری و گسترشطلبیاش دارد که از طریق جنگها، مداخلات خارجی و سلطه اقتصادی، امپریالیسم را به عنوان سیاست اصلی خود نهادینه کرده است. این خوی، از اشغال سرزمینهای بومی تا دخالت در امور کشورهای دیگر مانند ویتنام، عراق و آمریکایلاتین، نشاندهنده تمایل به کنترل جهانی منابع و قدرت است. در نهایت، امپریالیسم آمریکایی نهتنها یک استراتژی، بلکه بخشی از هویت ملی آن شده که جهان را به میدان رقابت یکجانبه تبدیل کرده است و به نظر میرسد که بدون زور خارجی تغییری نکند!