کد خبر: ۳۲۳۷۰۵
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۵

قصه‌های کودکانه امروز، فکرهای فردا

فاضل شیرزاد

امروز همه‌چیز شتابان تغییر می‌یابد. در این عصر، دانستن کافی نیست. باید آموخت. چگونه فکرکردن، چگونه پرسیدن و چگونه نتیجه‌گرفتن را باید آموخت. اینها مهارت‌هایی هستند که از دوران کودکی شکل می‌گیرند؛ از تجربه‌های ساده و ابتدائی.
کودکی آماده خواب است. در بستر خود دراز کشیده است. مادری داستانی را از روی کتابی برای او می‌خواند. کودکش سرگرم قصه و سرش گرم خواب می‌شود. مادر غافل است. غافل از اینکه شخصیت‌های آن قصه اولین سازنده‌های فکر او هستند؛ آن‌ها با مشکل رو‌به‌رو می‌شوند؛ راه‌حل می‌جویند؛ درس می‌گیرند. از این‌رو، کودک ذهنش به حرکت درمی‌آید. پرسش‌ها آغاز می‌شوند. چرا؟، چرا؟ و بازهم چرا؟ پایه‌های فکری او شروع به ساختن می‌کنند،
 تفکری انتقادی. 
وقتی در قفسه‌های ادبیات کودک جست‌وجو می‌کنیم، با تصویر دوگانه‌ای رو‌به‌رو هستیم. از یک‌سو، شمار کتاب‌های کودک افرایش یافته است، به‌ طور چشمگیر. بازار نشر کودک پررونق است و فعال. از سوی دیگر، همه آن‌ها غذای مناسبی نیستند؛ مناسب برای فکر. بسیاری فقط چند خط ساده‌اند و سرگرم‌کننده. ذهن کودک را درگیر نمی‌سازند. برخی نیز سرشار از نصایح. پیام‌های آماده. لقمه‌ای آماده. کودک ضرورتی ندارد تأمل کند، بیندیشد و بیابد. 
چنین داستان‌هائی ساختاری ساده دارند. شخصیت‌های ساده‌ای دارند. پیچیدگی ندارند. مشکل جدی ندارند. انتخاب سختی پیش پایشان نیست. پایان قطعی و معلومی دارند. کودک تماشاگر است نه فکرکننده. ذهنش به کار کشیده نمی‌شود و فرصتی برای تحلیل و پرسشگری پیدا نمی‌کند. 
مع‌الوصف، کتاب‌های باارزشی هم در این عرصه دیده می‌شوند. کتاب‌هایی که با دقت نگاشته شده‌اند. به دنیای کودکان نزدیک شده‌اند. آن‌ها را وارد دنیایی از سؤال می‌کنند. دنیای احساس و انتخاب. فضائی که در آن کودک با مسائل واقعی رو‌به‌رو می‌شود. با تصمیم‌های سخت و موقعیت‌هایی که نیاز به فکر دارد.
مادر دیگر غافل نیست. حالا او مصمم است، مصمم به تقویت فکر کودک خود. مصمم به یافتن غذایی مناسب برای ذهن او. به سراغ قفسه‌های کتاب کودک می‌رود. به دنبال داستان‌هایی که سؤال‌برانگیز باشد. نه صرفاً اخلاق‌گرا یا پرزرق‌وبرق. دیگر به دنبال داستان ساده نیست. بهتر آنکه کمی پیچیده باشد. شخصیت‌های واقعی‌تر داشته باشد و پایان‌های بازتر. نه‌فقط سرگرم‌کننده و خنداننده بلکه درگیر‌کننده باشد. او می‌خواهد نسلی بسازد که آگاه و مسئول باشد. 
  او کتاب را برای کودکش می‌خواند. از او سؤال می‌پرسد. چند سؤال ساده. ذهنش را فعال می‌سازد. این می‌تواند اولین جرقه‌های فکر‌کردن باشد. مادر می‌داند که آینده تا حد زیادی بستگی دارد به اینکه امروز او برای کودک خود چه داستان‌هایی انتخاب می‌کند.