بمباران اخبار جعلی برای گمراهی در درک حقیقت
آرش فهیم-بخش نخست
وبگردی و گشتوگذار در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، به یکی از سرگرمیهای روزمره ما تبدیل شده است؛ بهویژه در لحظات تنهایی و اوقات فراغت، به بالا پایین کردن صفحات و کانالها و گروههای مجازی، یک عادت متداول بین اغلب ماست. اما همه ما تقریباً تجربه کردهایم که گاهی در فضای مجازی به جای اینکه سرمان گرم شود و به آرامش برسیم، آنقدر محتویات و اخبار و تصاویر مغشوش و درهمجوش میبینیم و میخوانیم که ذهن و ذهنیتمان بیشتر مغشوش و مخدوش میشود. فضای مجازی بیشباهت به باتلاق نیست؛ هرچه در آن دستوپا بزنیم، بیشتر در آن غرق میشویم.
گاهی حالمان از این باتلاق به هم میخورد؛ اما شبیه به یک اعتیاد، باز هم سراغش میرویم و ما را بیشتر در خودش فرومیبرد! یکی از عوامل تبدیل فضای مجازی به یک باتلاق ذهنی، فیکنیوزها (اخبار جعلی) هستند. این نوع محتویات رسانهای گرچه با اهداف سیاسی یا اقتصادی فعالیت میکنند و موضوعات راست و دروغ را با هم بستهبندی و به خورد مخاطب میدهند؛ اما فراتر از سیاست، روی روحیه و ذهن مخاطبهای خودشان نیز تأثیر مخرب میگذارند و باعث میشوند مخاطب دچار قضاوتها و تحلیلهای اشتباه و گاهی اتخاذ تصمیمات و رفتارهای نادرست شود. گاهی حتی بدون اینکه بخواهیم و تحتتأثیر کاری که اخبار جعلی بر ناخودآگاهمان کردهاند، ممکن است نسبت به گروه، قوم یا افرادی احساس نفرت کنیم!
نیاز مردم و یک دام
اینترنت و فضای مجازی، امروز علاوهبر اینکه به اصلیترین منبع کسب اطلاع و اطلاعات در جوامع بشری تبدیل شده است، یک سرگرمی و تفریح ساکت و بهظاهر بیخطر هم هست. بر اساس نظرسنجی ایسپا که شهریور 1404 به شیوه مصاحبه تلفنی بین مردم ایران انجام شد، 47.3 درصد کاربران برای کسب اخبار و اطلاعات، 47.2 درصد برای سرگرمی، 30.9 درصد برای ارتباط با دوستان و خانواده، 24.9 درصد برای آموزش و مهارت آموزی و 20.5 درصد برای کار و درآمدزایی، از شبکههای اجتماعی و فضای مجازی استفاده میکنند. نیاز روزافزون مردم به فضای مجازی و اینترنت، فرصتی طبیعی برای گردش آزاد و دسترسی آسان و فوری به اطلاعات ایجاد کرده است؛ اما همین نیاز، بستری مناسب برای گسترش «فیکنیوزها» نیز فراهم میکند. هرچه وابستگی افراد به دریافت سریع و لحظهای اخبار بیشتر میشود، سرعت مصرف اطلاعات بر دقت و صحت آنها غلبه میکند. در چنین وضعیتی، تولیدکنندگان اخبار جعلی با سوءاستفاده از کمبود زمان، اعتماد عمومی و الگوریتمهای پلتفرمها، محتوایی هیجانبرانگیز، احساسی یا اغواگر منتشر میکنند تا توجه کاربران را جلب کنند. این چرخه موجب میشود کاربران ناآگاهانه به انتشار دوباره همان اخبار جعلی کمک کنند و فیکنیوزها با استفاده از نیاز واقعی مردم به آگاهی، خود را در جریان اصلی اطلاعات جا بزنند.
سال 2017 بود که فرهنگ انگلیسی کالینز، کلمه Fake news را به عنوان کلمه سال اعلام کرد. کالینز در توجیه این انتخاب توضیح داده بود که واژه فیکنیوز (اخبار جعلی) در سال 2017 حضوری فراگیر داشته و بسیار بهکار گرفته میشد. این فرهنگ لغت در تعریف فیکنیوز به دو نکته کلیدی اشاره میکند: نخست این که فیکنیوز از جنس اطلاعات نادرست است و دیگر اینکه شکل ظاهری آن شبیه خبرهای درست و واقعی است.
اخبار جعلی یا «فیکنیوز» در دوران ما به یکی از چالشهای جدی تبدیل شدهاند. این اخبار نهتنها به شکلی هدفمند و گمراهکننده افکار عمومی را تحتتأثیر قرار میدهند، بلکه میتوانند به تضعیف اعتماد عمومی به منابع خبری و اجتماعی نیز منجر شوند. این پدیده به دلیل رشد شبکههای اجتماعی و منابع خبری بیپایان اینترنتی شدت یافته است، جایی که در آن، کاربران بهراحتی میتوانند اطلاعات نادرست و تحریفشده را به اشتراک بگذارند.
راستِ دروغ یا دروغِ راست؟
اما «فیکنیوز» چیست؟ این عبارت با عنوان «اخبار جعلی» به فارسی ترجمه شده است. اما این نوع اخبار و اطلاعات، لزوماً دروغ و غیرواقعی نیستند، بلکه میتوان آنها را راستِ دروغ یا دروغِ راست لقب داد!
«نوید کمالی» پژوهشگر و تحلیلگر مسائل راهبردی در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «فیکنیوز صرفاً یک خبر غلط یا شایعه ساده نیست؛ بلکه محتوایی است که با نیت مشخص تأثیرگذاری بر ذهن و رفتار مخاطب تولید و توزیع میشود. به این نکته باید توجه داشته باشیم که فیکنیوز معمولاً یک دروغ کامل نیست؛ بلکه ترکیبی است از بخشهایی از حقیقت، روایتهای جهتدار و دادههای ساختگی که در کنار هم قرار میگیرند تا یک تصویر خاص را در ذهن مخاطب بسازند.»
وی درباره تفاوت اخبار جعلی با شایعه هم توضیح میدهد: «تفاوت اصلی اخبار جعلی با شایعههای معمول این است که فیکنیوز یک ابزار راهبردی است و طراحی میشود، هدفگذاری دارد و معمولاً در زمانبندیهای حساس در راستای تأمین اهداف طراحان خود فعال میشود! به همین دلیل شناخت آن نیازمند نگاه چندلایه یا 360 درجه است.»
این نویسنده پیرامون روش تشخیص اخبار جعلی هم بیان میکند: «با توجه به پیچیدگی آن، روش تشخیص فیکنیوز باید ترکیبی باشد و شامل بررسی منبع خبر و پیشینه آن، تطبیق با دادههای معتبر، توجه به هدف احتمالی انتشار و تحلیل بار احساسی متن باشد چرا که اگر یک متن یا همان خبر بیش از اندازه تحریککننده احساسات باشد، معمولاً این خود نشانه هشدار است! البته نشانههای دیگری هم وجود دارد که یکی از مهمترین آنها عدم قابلیت راستیآزمایی فوری است، چرا که اغلب تولیدکنندگان فیکنیوز بهگونهای روایت میسازند که امکان بررسی سریع صحتوسقم آن خبر وجود نداشته باشد تا بتوانند چند ساعت تا چند روز اثرگذاری روانی ایجاد کنند.»
محمدپارسا نجفی، تحلیلگر سیاست خارجی و روابط بینالملل نیز اخبار جعلی را اینگونه تعریف میکند: «فیکنیوز، حول یک محور و موضوع مشخص فعالیت میکنند و هرگز روی دیگر ماجرا را بررسی نمیکنند، به بیان دیگر به مانند یک چماق خبری مخاطب را زیر کوبش مستمر قرار میدهند و نمیخواهند کسی بهغیر از آنچه آنها میگویند حتی فکر کند. برای مثال در غرب کسی هرگز حق ندارد راجع به «هولوکاست» برخلاف آنچه دولتها میگویند حرفی بزند یا حتی سؤالی بپرسد. دوم، فیکنیوز برای اینکه خود را محق نشان دهند از روایت تواتر مصنوعی استفاده میکنند به این معنا که یک رسانه مطلبی را بدون سند منتشر میکند و رسانه دوم به استناد آن یا مشابه آن خبری آمیخته با اطلاعات غلط دیگری را ضریب میدهد. سومین ویژگی فیکنیوز (حداقل در مواجهه با مردم ایران) این است که همواره در راستای سیاست خارجی غرب بهویژه آمریکا فعالیت میکنند، بر این مبنا که جهت کلی آنها در اطلاعرسانی و نشر اخبار این است که مخالفان آمریکا همیشه بد هستند و باید خبرهای بسیار بد، خطرناک و تأسفآور از آنها منتشر شود و برعکس، از غرب همیشه خبرهای خوب و امیدبخش و شادیآور ارائه میشود.»
نگاه تحلیلگران غربی
نویسندگان و تحلیلگران غربی، مقالات و کتابهای زیادی در تعریف و تبیین فیکنیوز یا اخبار جعلی نوشته و منتشر کردهاند.
«رمی یاستر» و «داوید لانیوس»، دو پژوهشگر آلمانی، کتابی با عنوان «حقیقت خود را از میان میبرد» دارند که در آن به بررسی «فیکنیوز» پرداختهاند. آنها در این کتاب، خبر جعلی را اینگونه تعریف کردهاند: «فیکنیوز که در زبان روزمره غالباً به معنی «گزارشهای نادرست» فهمیده میشود، اما... باید گفت که «فیکنیوز» اگر چه تصاویری مخدوش از واقعیت ارائه میدهند، اما همواره نادرست نیست. بلکه در بسیاری موارد صرفاً گمراهکننده است.»
یاستر و لانیوس در کتابشان یک مثال برای درک بهتر فیکنیوز زدهاند: سایت آمریکایی «برایت بارت»، اوایل سال ۲۰۱۷ گزارش داد که گروهی از مردان مسلمان در آلمان، قدیمیترین کلیسای شهر دورتموند را آتش زدند. صرفنظر از اینکه کلیسای یادشده قدیمیترین کلیسای آلمان نیست، اصل ماجرا به این صورت بود که جمعیت گرد آمده در شب سال نو میلادی در برابر این کلیسا، با تحویل سال شروع به آتشبازی میکنند و یک موشک آتشبازی هم به تور داربستی اصابت میکند که برای مرمت کلیسا برپا شده بود. این تور آتش میگیرد، اما حریق کوچک بوده و بهسرعت مهار میشود. این گزارش سایت آمریکایی از نظر فکت خبری نادرست نبود، اما گمراهکننده بود.»
حقیقت در خدمت انحراف
پارسا نجفی، کارشناس مسائل بینالملل و فعال رسانه به گزارشگر کیهان میگوید: «رسانه، اصول دقیق و کاملی برای انتشار خبر درست دارد که یکی از آنها بررسی روی دیگر ماجراست اما در فیکنیوز قرار است مخاطب با بمباران خبرهای بدون مدرک و بدون بررسی ماجرا آنچه از قبل طراحی شده را بپذیرد نه آنکه از ماجرائی اطلاع یابد.»
در بخشی از مقاله مفصل نویسنده غربی «اکسل گلفرت» در «فیلاسوفر مگزین» (مجله فیلسوفان) آمده است: «اخبار جعلی به حقیقت اهمیت میدهند فقط تا آن اندازه که بتوانند ما را از آن منحرف کرده و بر باورها و رفتارهای ما تأثیر بگذارند.» گلفرت در این مقاله سراغ تاریخچه این اخبار رفته و از نخستین آنها چنین حکایت میکند: «ویلیام راندولف هرست (که زندگیاش الهامبخش اورسن ولز برای ساخت فیلم «همشهری کین» بود.) ناشر نیویورک ژورنال در سده نوزدهم را به یاد آوریم که جنگافروزیِ نیرنگآمیزش را زمینهساز جنگ میان اسپانیا و آمریکا در سال ۱۸۹۷ میدانند. نیویورک ایوینینگنیوز که یکی از رقیبان نیویورک ژورنال بود اظهار تأسف میکند که نیویورک ژورنال «فکتها را بهطور فاحشی کژنمایی میکند» و «داستانهایی جعل میکند تا عامه مردم را برانگیزد.» اکسل گلفرت در مقاله خود بهدرستی به این نکته اشاره میکند که اخبار جعلی صرفاً دروغهایی به قصد فریب نیستند، بلکه اغلب به شکلی پیچیده و حسابشده طراحی میشوند تا تأثیرات عمیقی بر باورها و رفتارهای مردم بگذارند. گلفرت با اشاره به تاریخچه اخبار جعلی، به سراغ نمونههایی چون جنگافروزیهای ویلیام راندولف هرست در دهه ۱۸۹۰ میرود که با بهرهبرداری از تحریف اخبار، توانست جنگ اسپانیا و آمریکا را دامن بزند. این مثال بهوضوح نشان میدهد که اخبار جعلی از دیرباز همواره ابزاری برای هدایت افکار عمومی و شکلدهی به تصمیمات سیاسی بودهاند. به همین ترتیب، گلفرت به تأثیرات روانشناختی اخبار جعلی نیز میپردازد و اذعان میکند که تکرار مداوم اطلاعات نادرست، حتی میتواند در ذهنهای آگاه و مطلع نیز رسوخ کند.
به گفته گلفرت، مشکل اصلی اخبار جعلی تنها در تولید انبوه آنها نیست، بلکه در تقاضای مردم برای این نوع اخبار نیز نهفته است. افکار عمومی امروز دچار قطبیسازی شده است و هر طرف آن بر اساس علایق خود به دنبال اطلاعاتی است که با باورهایش همخوانی داشته باشد. این وضعیت، شرایط را برای گسترش اخبار جعلی و فریبدهنده فراهم میآورد، چرا که هر فرد به دنبال تقویت باورهای موجود خود از طریق اطلاعاتی است که موافق دیدگاههای او باشد.
همچنین، گلفرت به این نکته اشاره دارد که رسانههای مدرن، بهویژه اینترنت و شبکههای اجتماعی، بستر مناسبی برای گسترش اخبار جعلی فراهم کردهاند. در دنیای دیجیتال امروز، سرعت انتقال اطلاعات بسیار بالاست، و گاهی اوقات مردم بدون دقت به منابع یا صحت اخبار، تنها بهسرعت آن توجه میکنند. در این میان، اخبار جعلی بهراحتی میتوانند به عنوان اخبار واقعی در جامعه پخش شوند.
در این زمینه، پژوهشگران آلمانی رمی یاستر و داوید لانیوس در کتاب خود به نام «حقیقت خود را از میان میبرد»، به این نکته اشاره میکنند که اخبار جعلی نهتنها نادرست، بلکه گمراهکننده هستند. آنها به مثالی از گزارش نادرست سایت «برایبارت نیوز» اشاره میکنند که بدون ارائه اطلاعات دقیق، تصویری تحریفشده از واقعیت ارائه داده بود. بهاینترتیب، این نوع اخبار میتواند مردم را دچار سردرگمی کند و به کاهش اعتماد عمومی منجر شود.
نویسندگان آلمانی کتاب «حقیقت خود را از میان میبرد» بر این باورند که تولیدکنندگان اخبار جعلی بهطور عمد در صدد گمراهکردن و فریب افکار و اذهان هستند که دلایل آن میتواند ایدئولوژیک، سیاسی یا اطلاعاتی و یا ترکیبی از هر سه مورد باشد. آنها در تلاشاند تا با «فیکنیوز» مخاطب را دچار سردرگمی و بیاعتمادی کنند. مخاطب «فیکنیوز» دچار تردید میشود و از خود میپرسد که به کدام منبع میتوان اعتماد کرد. «رمی یاستر» و «دیوید لانیوس» در کتاب خود ضمن اینکه به اینترنت و شبکههای مجازی بهاصطلاح اجتماعی بهعنوان دلیل اصلی رواج فوقالعاده اخبار جعلی (فیکنیوز) در جهان امروز اشاره میکنند، بر این نکته تأکید دارند که این اخبار بهخاطر عدم وجود هیچگونه نظارت تخصصی، غیرقابل اتکا هستند. آنها مینویسند: «امروزه نوشتههایی در سراسر جهان منتشر میشوند که از هیچ استاندارد ژورنالیستی یا علمی برخوردار نیستند. امروزه از طریق اینترنت انواع «فیکنیوز» بیمانع به درون افکار عمومی راه مییابند. بیهوده نیست که برخی از پژوهشگران، شبکههای اجتماعی را «ماشین پخش فیکنیوز» مینامند.