اخبار ویژه
تحریف موضع کیهان در رسانههای اجارهای
این قسمت بنزین!
دهها کانال و سایت اجارهای، امروز ضمن کپی-پیست کردن یک متن مشابه، ادعا کردند «کیهان از طرح بنزینی دولت خوشش آمده»، و «کیهان، طرح بنزینی دولت را تأیید کرد» و...
خبر آنلاین، عصر ایران، فرارو، چند ثانیه، مرصاد مدیا، دیدبان ایران، ایران اقتصادی، خبرهای فوری و مهم، خبر فوری، تجارت نیوز، فراز، تهران خبر، و... از جمله این رسانهها و کانالهای زنجیرهای بودند.
این شبکه زنجیرهای، همانهایی هستند که مأمور بودهاند دائماً ادعا کنند روزنامه کیهان خواننده و مخاطب ندارد. اما در عین حال، هر روز هم (گویا در وضعیت ارّه) به کیهان میپردازند و با رفتار خود، به اهمیت این روزنامه اقرار میکنند.
همینها، روزانه کیهان را به معنای واقعی کلمه «تی» میکشند و حتی از ستون «کیهان و خوانندگان» که پیامهای مخاطبان است (و گاه در یک موضوع، حاوی دیدگاههای متعارض و مخالف هم هست) دریغ نمیکنند! متن کوتاهی که رسانههای زنجیرهای به دروغ به نام موضع کیهان درباره تصمیم بنزینی منتشر کردهاند، در واقع نظر مخاطبان است.
اما دیدگاه روزنامه که بارها منتشر شده، در موضوع بنزین روشن است. حذف سهمیهبندی، خیانتی بود که تیم روحانی و زنگنه، ده سال قبل مرتکب شدند و کشور بعد از ده سال، تاوان سنگین آن خیانت را میپردازد. بنابر گزارش رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا «روزانه بیش از ۲۰ میلیون لیتر سوخت (حدود هزار میلیارد تومان) از کشور قاچاق میشود»؛ سالانه ۳۶۰هزارمیلیارد تومان، معادل یارانه نقدی یک سال کشور.
تبدیل کشور از صادرکننده به واردکننده بنزین (6 میلیارد دلار)، افزایش مصرف تا مرز 140 میلیون لیتر و قاچاق بخش مهمی از این سوخت وارداتی، به علاوه تشدید آلودگی هوا، از جمله آثار خیانت مذکور است و متهمان آن باید محاکمه و مجازات شوند. دست بر قضا، شریکان آن خیانت، همین مدعیان اعتدال و اصلاحات هستند که برای تبعات ماجرای بنزین، سیاهنمایی و کام مردم را تلخ میکنند، اما هرگز گریبان باند روحانی و زنگنه را نمیگیرند. علت، رانتها و پولهای هنگفتی است که از طریق برخی شرکتها در حلقوم این شبکه رسانهای مافیایی ریخته میشود تا ضمن تحریف واقعیات، رسانههای روشنگر را تخریب و تحریف کنند.
کیهان معتقد است که هوشمندی، مصرف بهینه و عدالت، باید مبنای هر نوع سیاستگذاری در موضوع بنزین باشد و صرف دغدغه کسری بودجه (تأمین بنزین) نمیتواند نقطه عزیمت درستی باشد.
سیاست سهمیهبندی اعمال شده قبل از دولت روحانی، روش پایه نسبتاً قابل قبولی بود که باید با ملاحظه نواقص و ضعفهای آن، اصلاح شود و ارتقا یابد.
به عبارت دیگر باید ضمن تدبیر برای مدیریت مصرف و توقف قاچاق سوخت، تدابیری هم برای: تولید خودروهای کم مصرفتر، ارتقای حملونقل عمومی، حمایت از شهروندانی که از خودروی شخصی استفاده نمیکنند و دریافت قیمت تمام شده بنزین از پرمصرفها اتخاذ کرد.
همچنین، طبق ماده ۴۴ قانون برنامه هفتم، وزارت نفت مکلف به راهاندازی و بهرهبرداری از سامانه جامع مدیریت هوشمند انرژی است که رسانهها باید اجرای این حکم را از دولت مطالبه کنند.
رئیس شورای اطلاعرسانی
یا آلت دست مافیای تحریف؟
روزنامه اعتماد، متعلق به الیاس حضرتی (رئیس شورای اطلاعرسانی دولت)، دیروز ذیل تیتر اصلی و در سوتیتر فرعی از قول رهبر انقلاب نوشت: «شایعاتی درست میکنند که دولت به واسطه فلان کشور به آمریکا پیام فرستاده، این دروغ محض است و چنین چیزی حتماً وجود نداشت».
این، تمام توضیح روزنامه اعتماد، پس از دو روز دروغپراکنی به نفع ترامپ و بنسلمان و در خدمت تضعیف موقعیت اقتدار ایران بود! این روزنامه پیش از این در دو روز متوالی (همزمان با سفر بن سلمان به آمریکا)، با تیتر یکهایی مانند: «بمب خبری ریاض» و «میانجیگری بن سلمان» به دروغ چنین القا کرد که آقای پزشکیان در آستانه سفر بن سلمان به واشنگتن، طی نامهای از وی درخواست میانجیگری را مطرح کرده است!
پنج مقام دولتی (سخنگوی دولت، وزیر امور خارجه، سخنگوی وزارت خارجه، سفیر ایران در عربستان، و رئیس سازمان حج) ادعای پیام رئیسجمهور برای میانجیگری عربستان را تکذیب کردند. آقای عراقچی در گفتوگو با فرانس 24 گفت: «این نامه، هیچ ارتباطی به موضوع هستهای نداشت و درباره موضوع حج بود. مشکل در موضوع هستهای، نبودِ واسطه نیست؛ رفتار آمریکاست». قبل از وی، سخنگوی وزارت خارجه (۲ بار)، سخنگوی دولت، رئیس سازمان حج، و سفیر ایران در ریاض، تأکید کرده بودند که نامه آقای پزشکیان، بیارتباط به ادعای درخواست میانجیگری بوده است.
اما روزنامه رئیس شورای اطلاعرسانی دولت تعمداً در زمینی بازی کرد که همبازیاش خبرگزاری کذاب انگلیسی (رویترز) بود.
اکنون باید از آقای حضرتی سؤال کرد چه کسانی، آن شایعه دروغ را درست کردند و دو روز پشت سر هم، تیتر اول روزنامه اعتماد کردند؟! آیا او از اصل ماجرا خبر داشت یا نداشت؟ قطعاً خبر داشت که ادعای درخواست از بن سلمان برای میانجیگری دروغ است. حتی اگر به فرض محال خبر نداشت، آیا نمیتوانست از موضع رئیس شورای اطلاعرسانی، کسب اطلاع کند و مانع نشر اکاذیب به نفع ترامپ و بن سلمان، در روزنامه تحت مسئولیت خود شود؟!
برخی تحلیلگران معتقدند حضرتی در قبال باند غالب در روزنامه اعتماد، منفعل است و نقش آلت دستی آنها را چه در روزنامه و چه در شورای اطلاعرسانی ایفا میکند. او و فیاض زاهد (دیگر عضو شورا) و روزنامه اعتماد، دو ماه قبل از خیانت آمریکا به مذاکرات و حمله به ایران هم، ادعا کردند توافق با ترامپ و سرمایهگذاری دو هزار میلیارد دلاری در راه است!
گریبان آقای حضرتی درباره زنجیره خیانت و روند انتشار اخبار دروغ و تحریفآمیز به نفع ترامپ، گیر است و او باید در مراجع قضائی و امنیتی پاسخگو باشد و این غیر از وظیفه عذرخواهی رسمی، از نظام و دولت و مردم است.
سلبریتیهایی که زندگی بیمعنا و حیوانی را
به نمایش گذاشتند
بازیگران و مجریانی که با فریب سرویسهای جاسوسی بیگانه به ویژه موساد، اقدام به فحاشی علیه ارزشهای اسلامی کرده و در خارج از کشور ژست نچسب اپوزیسیونی گرفته بودند، مانند دستمال یکبارمصرف به دور انداخته شده و احساس پوچی میکنند.
کسانی مانند برزو ارجمند، احسان کرمی، حمید فرخنژاد و اشکان خطیبی در این چرخه توهمآمیز سقوط، حاضر شدند حتی به گروهکهای ورشکستهای مانند سلطنتطلبان و سازمان منافقین و شبکه صهیونیستی بهائیت بیگاری بدهند اما به مرور تاریخ مصرف آنها تمام شد.
اخیراً برزو ارجمند که لودگیهای بسیاری را در خارج از کشور مرتکب شد، ضمن ابراز پشیمانی درباره خروج از ایران گفته است: دارم تاوان میدهم، اینجا کارهایی کردم که نمیتوانم بگویم! خیلی درب محکمی را به روی خودم بستم و زندگیم را به زن و بچهام سخت کردم؛ از لحاظ مالی بسیار ضرر کردم.
او همچنین جمله تلخی را گفت که حکایت بسیاری از عناصر اپوزیسیون و اپوزیسیوننماست: بیمعناترین آدم آمریکا من هستم و همه درها به رویم بسته شد!
فرد دیگری که در فتنه 1401 بازیچه موساد قرار گرفت و خارج از قواره عقل و درکش حرف زد و برای خوشآمد دشمنان ملت ایران پشتکوارو زد، احسان کرمی بود. او به شبکه صهیونیستی اینترنشنال گفت: تلخ است اما در پروژه وکالت به شاهزاده، گِلهای ته حوض در میان اپوزیسیون بالا آمدند. فکر میکردیم خیلیها اینجا ذیصلاح و کاربلد باشند و سیاست بدانند اما اینطور نبود؛ فکر میکردیم صادقاند اما دروغگو بودند. فهمیدیم برخی بسیار دروغگو، بددهن، ساده یا تندرو هستند. بله من در ایران پولهای خوبی میگرفتم و در خارج از کشور خرج میکردم. من در ایران همهکاره بودم و با آسایش و آرامش کامل پول درمیآوردم! ایرانیان ساکن آمریکا هر چی بدی از آمریکاییها و ایرانیها بوده را در خود جمع کردند؛ چرا اپوزیسیون از ما حمایت نکرد؟!
در خوشقدمی این مجری درجه سه همینبس که همزمان با پیوستن وی به شبکههای منوتو و صدای آمریکا، ابتدا منوتو و سپس صدای آمریکا تعطیل شدند. علت هم این بود که سرمایهگذاران غربی و عبری و دیگر حاضر نیستند پول مفت به افراد زرد و دافعهبرانگیز بدهند.
نفر سوم جمع دلقکها، بازیگری به نام حمید فرخنژاد است که اذعان کرده بود «هشتاد میلیون جمعیت ایران فدای پسر من»! او پس از حمله ناکام و شکست اسرائیل گفت: از اسرائیل میخواهم به ایران حمله کند!
وقاحت وی موجب شد که حامد بهداد بازیگر بگوید: نمیبخشم کسی را که نسخه خودش را پیچیده و حالا میخواهد راهکار جلوی پای ما بگذارد. من انتخاب کردم اینجا بمانم و علیرغم تمام محدودیتها کار کنم.
حمید فرخنژاد که رفت و با یک تیپ دیگر ظاهر شد و به همکارانش هم توهین کرد، الان برنده است؟ رفتن یک انتخاب است، من جهان دیگری دارم به نام بازیگری و سینما و دوست دارم باشم و کار کنم. من گلایه و دعوا دارم. نمیبخشم کسی را که نسخه خودش را پیچیده و حالا میخواهد راهکار جلوی پای ما بگذارد.
در پاسخ به این انتقاد، فرخنژاد با لحنی عصبانی و آشفته گفته بود: آره من باختم؛ سینمای ایران را باختم؛ دیگر قرارداد ندارم و پول درنمیآورم! من را عصبانی نکن؛ کسی که خطرناک است تویی؛ من عصبانیام!
و نفر چهارم، بازیگر درجه چندمی به نام اشکان خطیبی است که پشت صحنه تئاتر میگوید: «خیلی داغونم... بیا به روی خودمون نیاریم.» او همچنین میگوید: مردم به من میگویند وطنفروش؛ در وضعیت ارّه در ماتحت گیر کردهام؛ من باید بستری شوم؛ بیرون از ایران هیچ گ... نیستید؛ داغونتر از همه هستم!
آنچه در این میان باید به یاد همه سلبریتیهای وطنفروش و بیهویت آورد، کنایه و تلنگری است که دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی چهره ماندگار فلسفه و حکمت، سال 1395 در گفتوگو با احسان کرمی (برنامه امضا/ شبکه 3) گفت:
کرمی: فلسفه به چه درد مردم معمولی میخوره و کجای زندگی هست که این همه ما فیلسوف داشتیم و از فلسفه صحبت میشه؟ آیا اصلاً فلسفه باید جایگاهی داشته باشد؟
استاد دینانی: فلسفه به شما میگوید که معنی زندگی چیست؟ شما زندگی میکنید. میدانی که برای چی زندگی میکنی یا نمیدانی؟! صادقانه به من جواب بده! جوابت چیه؟ معنی زندگی چیه و برای چی زندگی میکنی؟!
کرمی: من فکر میکنم نادانستههام در اینباره بیشتر از دانستههامه.
استاد دینانی: من از مقدارش نپرسیدم، کلاه سر من نگذار! اگر من میپرسم برای چی زندگی میکنی و چرا میخواهی به زندگی ادامه بدهی، جوابت چیه؟!
کرمی: در یک جمله یا یک واژه؟
استاد دینانی: حالا هر چی ده تا جمله! جواب بده معنی زندگی چیه؟ زندگی معنی دارد یا ندارد؟ و اگر معنی دارد چیست؟ اون آقا اونجا ماتش برده، اون میگه میخوام برم ناهار بخورم، یللی برم...
کرمی: نه کسی نمیتونه پاسخ قطعی به این سؤال بده.
استاد دینانی: اگر نداند حیوانی زندگی میکند. اگر نداند برای چه زندگی میکند و معنی زندگی چیست و زندگی کند، با حیوان چه فرقی دارد. حیوانات زندگی میکنند یا نمیکنند؟
کرمی: بله طبیعتاً ...
استاد دینانی: خوب شاید هم از ما بهتر. میدانند برای چی زندگی میکنند؟
کرمی: نه!
استاد دینانی: اگر ما هم زندگی کنیم و ندانیم معنی زندگی چیست، با حیوانات چه فرقی داریم؟!
الجزیره: بانیان غربی جنگ
آماده قربانی کردن اوکراین هستند
اکنون اوکراین آماده است که قربانی شود و این در حالی است که آمریکا و دولتهای غربی، خود در دامن زدن به جنگ اوکراین دست داشتهاند.
وبسایت الجزیره در تحلیلی به قلم «لئونید رگوژین» نوشت: به تازگی، مقامهای غربی حوزه مبارزه با فساد در اوکراین افشا کردند که افراد نزدیک به ولادیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین ظاهراً در طرحی برای انجام یک اختلاس 100 میلیون دلاری از بخش انرژی دست داشتهاند. شریک تجاری زلنسکی با نامِ «تیمور میندیچ» به همراه دو وزیر دولتی، افرادی بودهاند که از آنها به عنوان افراد دخیل در اختلاس اسم برده شده است. تحقیقات در این زمینه بر عهده دفتر ملی مبارزه با فساد در اوکراین است که توسط دولتهای غربی حمایت میشود. رسانههای اوکراینی و غربی به این مسئله اشاره داشتهاند که امکان دارد رئیس دفتر رئیسجمهور اوکراین هم در این اختلاس دست داشته باشد.
برخی معتقدند افشای خبر مذکور، برای تحقق برخی اهداف سیاسی، در پوشش مبارزه با فساد در اوکراین است. این رسوایی، ضربهای مهلک را به اعتبار زلنسکی و البته موقعیت اوکراین در جنگ وارد کرده است. زلنسکی با این رسوایی، عملاً شبیه به یک اردک لنگ شده که هرکسی هرچه بگوید گوش میکند و اکنون مشخصاً زمان آن رسیده که به حرفهای دونالد ترامپ گوش کند.
طبق طرح ترامپ، اوکراین باید تا حد زیادی تسلیم خواستههای روسیه شود. زلنسکی نیز این روایت را به چالش نمیکشد. رسوایی فساد در دولت اوکراین تا حد زیادی دامنه مانور فعالیتهای زلنسکی را محدود کرده است. اکنون به معنای واقعی کلمه یک قربانی برای خاتمه دادن به جنگ وجود دارد.
پذیرش خاتمه جنگ در شرایط کنونی آن هم با شرایط مطلوب روسیه، ضربهای سنگین به آنهائی است که قول میدادند روسیه در میدان جنگ اوکراین گرفتار خواهد شد و شکست میخورد. این توهم، ذهنیت رهبران غربی را تسخیر کرده بود. اما در ماههای گذشته اثبات شده که متحدان اوکراین در زمینه تأمین بودجه و تسلیحات، با چالشهای جدی دست بهگریبان هستند. 19 بسته تحریمی علیه روسیه نیز شکست خورده است و وضعیت روسیه بهتر از دوره آغاز جنگ است.
غربیها میگویند دیگر نمیتوانند به کمکهای مالی و تسلیحاتی ادامه دهند. تمایل به جنگ با روسیه در اروپا به شدت کاهش یافته و البته که دولتها و دولتمردان اروپایی نیز نمیخواهند به عنوان مقصران اصلی حصول یک توافق یکجانبه با روسیه شناخته شوند. ترامپ چندان نگرانی بابت پایان دادن به جنگ اوکراین ندارد زیرا این جنگ را جنگِ جو بایدن میخواند.
پذیرش آتشبسی که به نفع روسیه باشد، برای زلنسکی و اروپاییها به شدت سخت است. آنها بارها از شکست دادن روسیه درمیدانهای جنگ سخن گفتهاند. زلنسکی در سال 2021 که خواهان پیوستن اوکراین به سازمان ناتو شد و البته که قدرتهای غربی نیز به آلمان فشار میآوردند تا خط لوله انرژی روسیه به آلمان را از کار بیندازند. انگلستان هم در آن زمان اقدام به اعزام یک ناوگروه به آبهای شبه جزیره کریمه کرد که روسها آن را خاک خود میدانستند. در نهایت، این تحریکات سبب شد تا روسیه در فوریه سال 2022 به اوکراین حمله کند.
اوکراین اکنون بخشهای زیادی از قلمرو خود را از دست داده و بیش از
100 هزار نظامی خودش را هم کشتهشده میبیند. افساد اطرافیان زلنسکی به غربیها این امکان را میدهد که بهانه داشته باشند. آنها خواهان پایان آشفتگی مرگباری هستد که خود در ایجاد آن نقش داشتهاند.