اصل اساسی و راهبردی پیروی از علم(پرسش و پاسخ)
پرسش:
آیا انسان در زندگی فردی و اجتماعی خود براساس این اصل راهبردی پیروی از علم در قرآن کریم موظف است همواره از علم تبعیت کند و هیچگاه نمیتواند از ظن و گمان پیروی کند؟
پاسخ:
قرآن کریم در سوره اسراء آیه 36 میفرماید: «ولاتقف ما لیس لک به علم» از چیزی که به آن علم و اطمینان نداری پیروی مکن. آیا این اصل قرآنی حکمی ثابت و همیشگی است؟ و یا اینکه گاهی هم میتوان به ظن و گمان عمل کرد و از آن پیروی نمود؟
فطری بودن حقیقتطلبی
حس کنجکاوی و واقعگرایی یکی از ابعاد روح و روان انسان به شمار میرود، هر فردی به طور فطری حقیقتطلب آفریده شده است. اگر آفرینش انسان با حس حقیقتجویی و واقعگرایی آمیخته نبود، هرگز به دریدن پردههای جهل موفق نمیگشت. هر انسانی در هر رویدادی خواهان فهم حقیقت جریان است، و تا به سرحد شناخت کامل نرسد، هرگز گمان و پندار، عطش واقعجویی او را فرو نمینشاند، به خاطر فطری بودن همین مطلب، ابنسینا میگوید: هرکس از نظر و فکری بدون دلیل پیروی کند او در واقع فطرت انسانی خود را از دست داده است. (تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری(ره)، ج 1، ص 281) در حالی که پیروی از علم و دوری از وهم و ظن و گمان برای انسانها یک امر فطری است. گاهی دیده میشود که گروهی به خاطر یک رشته منافع زودگذر، یا برای رسیدن به مقام، چشم و گوش بسته از مسلکی پیروی میکنند و چه بسا برای ارضای وجدان سرزنشکننده خود چنین وانمود میکنند که به آن مطلب علم و اذعان دارند. قرآن کریم این گروه را در آیات متعددی نکوهش میکند و میفرماید: «و ما لهم بذلک من علم ان هم الا یظنون» هرگز به آنچه ادعا میکنند، علم و یقینی ندارند، بلکه از وهم و پندار پیروی میکنند.(جاثیه- 24)
لزوم حرکت و سلوک عالمانه
قرآن کریم مخاطبان خود را به مجاهدت و سلوک عارفانه و آگاهانه و مبتنی بر علم و یقین دعوت میکند. در اینجا این سوال مطرح میشود که اگر پیروی از علم یک اصل راهبردی و اساسی است، پس چرا در مواردی عدهای معتقدند که از ظن و گمان باید پیروی کنیم؟
فخر رازی در تفسیر مفاتیحالغیب، ج 5، صفحه 588 بر این باور است که شارع مقدس در موارد دهگانهای اجازه داده که به ظن عمل شود و اظهار میدارد که مفاد آیه «ولا تقف ما لیس لک به علم» یک اصل کلی نیست و گاهی انسان به گمان و پندار و ظن هم تکیه میکند؟!
مثلا در مورد تشخیص مالک به «ذوالید» بودن او تکیه میکنیم، یا در احکام الهی به نقل از یک نفر عادل از معصوم اعتماد میکنیم(حجیت خبر واحد در احکام) و در تشخیص موضوعات مثلا فلان چیز پاک است یا نجس؟ ملک فلانی هست یا نیست، به شهادت و قول دو عادل عمل میکنیم(حجیت بینه در موضوعات) و... که در این موارد هیچ کدام از این امارات و قرائن علم و یقینآفرین نیست؟!
پاسخ فخر رازی: این مفسر بزرگ اهل سنت از یک نکته غفلت کرده و آن این است که عمل ما در این گونه موارد تکیهگاه قطعی دارد نه ظنی و در حقیقت عمل به علم و قطع و یقین است نه ظن و گمان. به بیان دیگر درست است که هرکدام از این قرائن و امارات، یقینآفرین نیست، ولی از آنجا که حجیت و صحت و اعتماد بر آنها از جانب شارع، به وسیله دلایل قطعی ثابت شده است از این جهت عمل به آنها، عمل به چیزی است که به طور یقین حجت و مورد رضای شارع است.
زیرا تحصیل یقین در تک تک احکام و موضوعات، مایه رنج و زحمت میباشد. صاحب شریعت به حکم اینکه اسلام آیین سهل و آسانی است، اجازه داده که در این گونه موارد به چنین قرائن و اماراتی عمل کنیم و اجازه و امضای شارع نسبت به اینها به طور قطع و یقین به ما رسیده است که به این دلایل ظنی عمل کنیم. در این صورت عمل ما به این قرائن به حکم اجازه قطعی شارع مقدس، عمل به یقین و قطع است نه عمل به ظن و گمان.